چهارشنبه ۲۰ام تیر ۱۳۹۷ , ساعت: ۰۱:۰۴کد مطلب : 108498 نسخه قابل چاپ
مصاحبه ابوطالب آدینه­ وند با محمد بسته نگار

“تعاون برای بقا” در اندیشه ی طالقانی

طالقانی هم مرد عمل هست و هم مرد اندیشه، از زمانی که آقای طالقانی در مقابل اقتدارگرایی ملیتاریستی و اجباری رضا خان ایستاده تا روز وفاوتش هم یک اکتیویست سیاسی بود و هم یک احیاگر و متفکر دینی. شما سابقه طولانی آشنایی با مرحوم طالقانی دارید، سیر اندیشه و عمل مرحوم طالقانی و تناسب اندیشه و عمل ایشان را در طول مبارزاتشان بطور مختصر توضیح دهید؟

بسته نگار:  راجع به این موضوع من صحبت خود را با دو مقدمه آغاز می­کنم. اول بانکته ای از خود ایشان در کتاب تنبیه الامه، در مقدمه کتاب می گوید در اوج استبداد رضاخانی که به فشار شدید حکومت استبدادی حاکم می شود که بسیاری از دستاوردهای مشروطه نیز به یغما می رود. تفکر استبدادی و اجبار مملکت را فرا می گیرد،از چادر زنان تا عمامه روحانیون، در آن دوران تمام کسانیکه  شخصیت اثرگذار داشتند یا کشته شده و یا به زندان ها محکوم می شوند ،در آن شرایط ایشان احساس می کند که چرا احکام فردی دینی نمی تواند جوابگوی نیاز های روز باشد؟، مرحوم طالقانی می گوید این مساله ای بود که در ذهن من وجودداشت تا به تدریج من با قرآن و نهج البلاغه، با تاریخ و با عده ای از فضلا و دانشمندانی که در داخل و خارج از حوزه مثل مهندس بازرگان و دکتر سحابی آشنا شدم.

مقدمه دیگر نیز این که از مرحوم اقبال نقل شده است، که می گوید: قرآن را آنچنان بخوانید که فکر کنید گویی اکنون بر شما نازل شده است، بنابراین  او با چنین رویکردی با قرآن آمیخته می شود ،یعنی تفسیر دانشمندانه و فاضلانه نمی کرد مثل علامه طباطبایی و یا مثل تفسیرهای عرفانی و تفاسیر روایی که دانشمندان، عرفا و فلاسفه در اتاقی می نشینند منابع و مدارک را در اختیارشان می گذارند، بعد تفسیر می نویسند. طالقانی اینگونه نبود، البته در ضمن به تفاسیر استناد داشت ولی اصول و مبنا برای او چیزی بود که در درونجوشی ایشان ریشه داشت ،این روش آشنایی و ارتباط طالقانی با قرآن بود.

زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی طالقانی براساس این دو مبنا شکل گرفت، هم اینکه در این تفکر بین کار عملی و کار اندیشه ای اختلاف وجود نداشت کار اندیشه ای کاری بود که در چارت عمل انجام می شد و کار در عمل همان چیزی بود که در تئوری مطرح می شد.  و هم اینکه تئوری و اندیشه طالقانی تباینی با هم نداشت و این را در خط فکری طالقانی می بینیم.

درقبل از شهریور ۱۳۲۰ ما می بینیم که با قرآن آشنایی دارد با استبداد رضاخانی نیز در می افتدکه به زندان منجر می شود. در زندان هم با افکار و اندیشه های مختلف از افکار چپ مارکسیستی و افکار راست ناسیونالیستی آشنا می شود که صاحبان این تفکر در زندان بودند مثل محمد صادقی که از افسران ناسیونالیستی بود که در زندان بود ، بعد از شهریور۱۳۲۰ آشنایی با مرحوم مهندس بازرگان و دکتر سحابی که در یک وادی می افتند و می بینیم اندیشه و عمل ایشان با هم آمیخته است. او در دهه ی ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ به تفسیر قرآن می پردازد و درضمن این کار از حکومت ملی مصدق از مبازرات ملی شدن نفت حمایت می کند. طالقانی اگرچه از مصدق حمایت می کرد اگر انتقادی هم بنظرش می رسید می گفت. در سخنرانی که در احمدآباد در اسفند ۱۳۵۷ نیز گفتند : من تلاش می کردم در مساله اختلاف بین کاشانی و مصدق و یا بین مصدق و فدائیان التیامی ایجاد کنم هر گاه به جایی می رسیدم ، دوباره می دیدم اختلافات بروز می کرد.

در دورانی که فرهنگ حزب توده رواج داشت و مسئله اقتصاد و مسئله استثمار افراد و استثمار کارفرما از کارگر مساله ی روز بود ایشان بحث اسلام و مالکیت را مطرح می کند که اول بصورت مقاله و جزوه ای در مجله فروغ علم شماره ۲۸ و ۲۹ منتشر می شود و بعد بصورت کتاب نیز منتشر می شود که در سال ۱۳۴۲راجع به نظامات اجتماعی و مسئله حقوق بشر و مسئله بردگی نیز مطالبی را نیز بدان اضافه می کند.

بعد از دهه ۱۳۳۰ تا دهه ۱۳۴۰ که مبارزات کودتای ۲۸ مرداد پیش می آید با نهضت مقاومت ملی همکاری می کند با هیئت علمیه که از روحانیون طرفدار دکتر مصدق بودند در راسش آیت الله زنجانی بود همکاری داشتند. به مرور بیشتر وارد صحنه عمل می شود، در همین سالهاست که فدائیان اسلام در خانه ایشان پنهان می شوند سال ۱۳۳۴ که اوج خون و خون ریزی است و سازمان نظامی حزب توده که افسران را به جوخه اعدام می سپردند و اعدام های دگری که می شود از جمله اعدام شهید دکتر فاطمی بود از اعدام های فدائیان اسلام، که در منزل طالقانی پنهان می شوند و ظاهرا نواب استخاره می کند و بد می آید و از خانه خارج می شوند جایی که می خواستند بروند وسط راه بازداشت می شوند بعد به خانه طالقانی می ریزند که آقای طالقانی را می برند و چون مدرکی نداشتند یکروزه آزاد می شوند. در زمان دکتر مصدق که ایشان مسئله اسلام و مالکیت را مطرح می کند نشان می دهد که دیدگاه ایشان با دیدگاه برخی از اسلام گرایانی که آن زمان بودن، سنتی ها که در لاک خود بودند و کسانی که در فعالیت سیاسی بودند مثل مرحوم آیت الله کاشانی و یک عده ای در اطراف ایشان بودند تفاوت وجود دارد. در آن زمان روحانیت وارد مبارزه نبود در متن نبود در راس شان مرحوم آیت الله بروجردی بود که سعی می کرد از صحنه سیاست جدا باشد،از اسلام گرایان هم کسانی بودند که در راس شان نواب صفوی و فدائیان اسلام بودند. مرحوم طالقانی ضمن علاقه ای که به نواب داشت -و ظاهرا نواب در جلسات تفسیر قرآن طالقانی در سالهای اولیه شرکت می کرد- اختلاف بنیادی با هم داشتند.آنها به دنبال این بودند که ظاهر احکام رعایت شود، از فردا مشروب فروشی ها بسته شود، حد بخورند و حتی گروههای افراطی تر می گفتند کارمندان زن از ادارات اخراج شوند، که بعدها یک عده از بازاریان سراغ کاشانی رفته بودند که کارمندان را بیرون کنید. کاشانی هم گفته بود که اینها نان آور خانه­اند، شما هر کدام مسئول یکی از اینها بشوید تا بگوئیم اینها از ادرات بیرون بروند که آنها از این موضع دست کشیدند بنابراین اختلاف اساسی بین برداشت طالقانی و این افراد وجود داشت. آن زمان طالقانی به طرح عدالت و نفی استثمار، رابطه انسانی بین اقتصاد و انسان می پرداخت.

دهه ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۰ که دوران اولش بحبوبه خفقان و اعدام هاست  و او در نهضت مقاومت ملی مشغول دفاع از آرمان مصدق است، در کنارش کار فکری می کند و کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله مرحوم نایینی را با شرح و توضیحات و پاورقی منتشر می کند.

در سالهای ۱۳۳۹ و ۱۳۴۰ جبهه ملی تشکیل می شود و جزء موسسین جبهه بودند که هیئتی بودند و به وازرت کشور رفتند و به همراه مرحوم دکتر صدیقی و به انتخابات اعتراض می کنند و با وزیر کشور ملاقات می کنند.بعد از مدتها با مرحوم بازرگان به این نتجه می رسند که آنها نیز به گروهی در درون جبهه ملی تبدیل شوند و بعد از آن نهضت آزادی شکل می گیرد و ایشان عضو نهضت می شوند.در همان ایام به همراه مهندس بازرگان و تعدادی از فعالان دانشجویی اعتراض انتخاباتی دیگر را در امام زاده عبدالله سامان می دهند که به همراه تعدادی دستگیر می شوند. ایشان در زندان به تکمیل کتاب مالکیت در اسلام می پردازد او حتی در زندان نیز مشارکت سیاسی را با اهدا خون خود و دوستان زندان برای کمک به مردم فلسطین سامان می دهد. در مرحله زندان باز ما می بینیم او ضمن تحمل زندان کار فکری و عملی انجام می دهد و فعالیت او مستمر است.

در سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۰ آزاد بودیم و در قالب نهضت آزادی فعالیت ممنوع بود و به صورت شخصی فعال بود تا سال ۱۳۵۰ که جریان مجاهدین شروع شد و طالقانی و مهندس بازرگان به حمایت آنها پرداختند. بعد هم که به زندان افتادند و در تعاملات زندان محور بودند،مارکسیست ها گفتند زمانی که مرحوم طالقانی بود صفا و صمیمیت یکدلی بود.  هر زمانی که یک نفر از گروههای مختلف آزاد می شد مرحوم آقای طالقانی می گفت همه برای ایران و مملکت کار می کنیم و باید ایران را  بسازیم. او در تفسیر آیه ی ۲۲ سوره ی آل عمران آمرین به قسط را عام می دانست و مارکسیست ها را هم در دایره ی آمرین به قسط می دانست که این نکته ی تفسیری در بین روحانیون سنتی موجب جنجال شد.

در دوران تبعید بر روی تفسیر سوره آل عمران کار می کرد و بعد از فوتش منتشر شد و آنجا مطلبی دارد که از نظر تاریخی بی نظیر است آیه ی ۱۳۷ سوره ی آل عمران که به دنبال جنگ احد نازل شده است که شرح این نکته است که در آن زمان ها رسم بر این بود که اگر کسی شکست می خوردند به کاهنان و ساحرها مراجعه می کردند و قرآن می گوید سنتهایی قبل از شما در جامعه وجود داشته و به این سنتها در زمین فکر کنید و به فرجام آن کسانی بنگرید که این سنتها را تکذیب کردند ،بنابراین باید سنتهای جامعه و تاریخ را بدانید زیرا این سنتها باعث هدایت شماست. یعنی نظر تفسیری مرحوم طالقانی این بود که همانطور که قران کتاب هدایت است، سنت ها و تاریخ نیز موجب هدایت است.

مرحوم آقای طالقانی در سال ۱۳۵۷ وقتی از زندان بیرون آمدند رهبر داخلی انقلاب بودند گروه ها و نحله های مختلف حول محوریت آقای طالقانی جمع شدند و راهپیمایی تاسوعا با محوریت ایشان آنچنان عظیم انجام شد خبرنگاران خارجی گفتند حکومت پهلوی آلترناتیو دارد، مر حوم ظالقانی برای دوران تاسیس چه می گفت؟

بسته نگار: سال ۱۳۵۷ آقای طالقانی و اقای منتظری آزاد می شوند زیرا علاوه بر فشار عمومی و سخنرانی هایی که در مساجد درباره آنها بود. ظاهرا در راس حکومت این موضوع مطرح شده بود که این دو نفر را آزاد کنیم باعث می شود که فشارها بخوابد و کم شود ولی آزادی ایشان برعکس بود وقتی آقای طالقانی مصاحبه کرد گفت برای رژیم دیر شده است و وقتی این خبر به شاه رسیده بود خیلی ناراحت شده بود.

ایشان که  از زندان بیرون آمدند در مسجد هدایت سخنرانی می کردند و آنجا خیلی مسائل را مطرح کردند،  آقای طالقانی نشان می دهد که در ضمن همراهی با جو، جو زده نیست.  او از اول ریس شورای انقلاب بوده و بعد از فروردین ۵۷ به آقای خمینی می گوید این شورا، شورایی نیست که همه نیروها در آن وجود داشته باشند. مصاحبه هایی که در دی و بهمن دارد تفاوت تفکر آقای طالقانی را با تفکر دیگران مشخص می کند. در مصاحبه ای که به نقل روزنامه کیهان سه شنبه ۱۷ بهمن می گوید: ((از آنجایی که خصوصیات انقلاب اسلامی ایران این است که انقلابی است که از توده مردم و همه قشرها آغاز شده و برای همه قشرهاست و نه یک حزب و جمعیت خاص.)) و یا در اطلاعات ۳۰ بهمن می گوید(( وقتی ما نظام جمهوری اسلامی را براساس حق همه مردم می دانیم باید همه مردم در سرنوشت شان دخالت داشته باشند. گروه ها و جمعیت ها و در عرصه های اقتصاد و کشاورزی و… حق دارند سرپرست هایشان را انتخاب کنند)) و به طور کلی مساله ی شبکه ی افقی سراسری شوراها را مطرح می کند. براین اساس وقتی مسئله کردستان پیش می آید و آقای طالقانی مامور می شود که به   سنندج برود در آنجا بعد از سخنرانی شان  دستور برگزاری انتخاباتی  شورای شهر در سنندج را می دهد و مردم اعضای شورای شهر را انتخاب کنند در این انتخابات سه نفر از دگراندشان  که مارکسیست هستند انتخاب می شوند و آقای طالقانی به این انتخابات صحه می گذارد  و در آنجا هیچ حذفی صورت نمی گیرد. این عمل طالقانی فکر کنم در تاریخ شیعه بخصوص در ۱۵۰ سال اخیر بی نظیر است این انتخابات می تواند سرفصلی باشد برای رویکرد دموکراتیک در همه ی ارکان جمهوری اسلامی. این نگرش برگرفته از تفکر قرآنی طالقانی بود او نه به سمت دموکراسی مهتدی رفت و نه دیکتاتوری صلحا بلکه به نظام دموکراتیک شورا-پارلمان باور داشت، که با تاثیر از تفکر طالقانی به یکی از اصول قانون اساسی تبدیل شد گرچه نگرش او به شوراها به سان تاروپودی شبکه ای بود و این شوراها در جمهوری اسلامی بر آن ایده اصلی پا نگرفت.او به مردم اعتماد داشت و بر خلاف بسیاری از روحانیون مردم را صغار محتاج قیم نمی دانست.

اشاره کوتاهی به اختلاف نواب و آقای طالقانی‌ نمودید  علی رهنما  درکتاب ” نیروهای مذهبی در بستر نیروهای ملی”  به نواب، کاشانی و  و مرحوم بروجردی اشاره دارد ولی ما می دانیم رگه ای بنام نواندیشی دینی که از پیش از مشروطه آغاز شده بود به مانند سید جمال، مرحوم آخوند و آقای نائینی ولی مشخصا آقای طالقانی از دهه بیست استارت خود را می زند و تاریخ خبر از رشد نگرش الهیات رهایی بخش می دهد طالقانی در متن این نگرش است او در سیر اندیشه ای خود  به پرتویی از قران می رسد ،تفکر طالقانی اختلافات بنیادینی با نحله هایی دارد که ظاهر گرایند و یا به دنبال اجرای احکام اند ولی آقای طالقانی اعتقاد داشت اجرای احکام منوط به تکامل اجتماعی است و  یا حتی شکل حکومت منوط به تکامل اجتماعی است،فی الواقع به تعبیری از مهندس میثمی فهم زمان در متن دین. او تفاوتهایی با نگرش امثال مرحوم نواب دارد، دو نوع نگرش به اسلام سیاسی، تفکر شیخ فضل الله و نواب و روحانیت سنتی و همچنین بنیادگرایان با تفکر آقای طالقانی این دو نوع تفکر دو خروجی سیاسی متفاوت نیز دارند.

بسته نگار: تفکر مرحوم آخوند خراسانی و نائینی  با استبداد رضاخانی متوقف می شود و  اندیشه اسلام نوگرا دوباره از شهریور بیست زاده می شود. نمونه های آن دوره در نخشب خلاصه می شود که کار اجتماعی و سیاسی می کرد.آقای طالقانی در ابتدا با همه ی این نحله ها معاشرت خوبی داشت با نواب و کاشانی و نیز با مرحوم بروجردی، در آن زمان اختلافات زیاد دیده نمیشد و مسائل به طور کلی اسلام، مسائل مالکیت و استعمار بود،چون مصدق با استعمار و استبداد مبارزه می کرد طالقانی آن را مبارزه ی دینی می دانست و مانند انبیا که بت شکنی کردند و مبارزه ایشان را در راستای مبارزات انبیا می دانست. ولی افرادی چون نواب می گفتند بعد از رسیدن به نخست وزیری مصدق باید مشروب خانه ها را ببندد و تضاد اصلی گم شد و وارد فروعات شدند ،قرآن کتاب بینش است و کتاب دانش نیست این ریشه تفاوت بین نواب و آقای طالقانی، نواب فرد مسلمان بود که می گفت احکام دینی روی زمین مانده و باید اجرا شود ولی آقای طالقانی بحثش ارزشهای دینی بود.علت اینکه داعش می گوید یک مسیحی یا باید مسلمان شود و یا جزیه دهد یا بمیرد به علت این است که آنها به مساله ی زمان در فهم دین نظر ندارند.

مرحوم منتظری می گوید احکام اجتماعی طریقیت دارد نه موضوعیت که اگر طریقی ما را به عدالت برساند این عین عدالت است این همان فهم زمان در متن دین است،البته این نگرش ها به طور طبیعی منجر به کنش های متناسب می شوند که عرصه ی سیاست را هم در بر می گیرد.

 

مرحوم طالقانی انباشت گران سنگی از تجربه ی فکری و اجتماعی و سیاسی از خود برای نسل های آینده بر جای گزارده است،اگر او می بود چه آموزه ای را متناسب با امروز ما مطرح می نمود یا چه آموزه ی اجتماعی مغفول مانده ای در تفکر او وجود دارد که به ما در مقابله با آسیبهای اجتماعی چون اعتیاد و مسایلی چون تخریب محیط زیست و یا رشد نهادهای مدنی ما را یاری رساند؟

مرحوم طالقانی در چند جا از آثارش به به نقد تفکر داروینیسم و نظریه ی تکامل داروین می پردازد، علاوه بر او مهندس بازرگان و دکتر سحابی نیز آن را نقد می کنند.بعد از فوت دکتر سحابی آقای حجاریان گفته بود که نظریه ی ملی-مذهبی ها درباره ی تکامل به دموکراسی چون داروینی است در نتیجه به دموکراسی ختم نمی شود،در حالیکه آنها علاوه بر داروینیسم زیست شناختی،داروینیسم اجتماعی را هم نقد کرده اند.از دل داروینیسم نازیسم و استالینیزم و حزب تکامل یافته و فرد تکامل یافته بیرون می آید. اما طالقانی ضمن نقد تفکر تنازع برای بقا به تشریح ایده ی تعاون برای بقا می پردازد، او آنچنانچه در کتاب درسهای قرآنی صفحه ی ۲۴۸ آمده است می گوید((اساس حیات و اساس خلقت بر تعاون برای بقاست)) و معتقد است که هر گونه فساد در طبیعت به مانند استبداد و آدم کشی و تخریب محیط زیست بر خلاف جریان طبیعت است،او هر گونه فساد نسل را(که اکنون در قالب اعتیاد و… نمایان است) را محصول تنازع برای بقا می داند، از این رو “تعاون برای بقا”ی مورد نظر طالقانی می تواند مبنایی نظری و عملی برای تقویت کار جمعی و رشد نهادهای مدنیِ مبارزه با اعتیاد و دفاع از حریم طبیعت و محیط زیست باشد. اگر طالقانی امروز بود به سان همیشه طرح تئوری و عملش را متناسب با مشکلات روز می نمود و به باور بنده اگر چه علیه استبداد و انواعش سخن می گفت و نتیجه ی آن را فساد در جامعه اعلام می نمود اما علاوه بر مساله ی نقد قدرت ،به دعوت به ساختن اجتماع، حول تفکرِ “تعاون برای بقا” می پرداخت تا خلق و آفرینش جای شومی اعتیاد و سایر مفاسد و همچنین تخریب محیط زیست را بگیرد. تفکر مبتنی بر تعاون بر بقا می تواند راهبردی عملی برای مواجهه با مشکلات عینی جامعه باشد.

به باور بنده اندیشه ی سیاسی طالقانی برای همگرایی سیاسی با نیروهای گوناگون اعم از نواب تا مارکسیستها بر مبنای چنین رویکرد همگرایانه­ای است،تفکری که تجلی آن در شوراها و به طور مثال مساله ی سنندج خود را نشان داد، ایده ای که از دل آن تجمیع و هم افزایی قوای اجتماعی بیرون می آید.

منبع: ایران فردا

 


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.