یک نکته اجمالی

حدودالله در قرآن چیست؟

 تمام آیات مربوط به حدود و کیفرها در قرآن در جهت کاهش و کنترل کیفرها به ویژه کیفرهای خشن است که در آن روزگار در میان اعراب متداول بوده نه در جهت افزایش کیفرها و یا گسترش خشونت ها.

اشاره: متن کوتاه زیر پاسخ این پرسش است که «منظور از حدودالله در قرآن چیست؟»

این عنوان ترکیبی نُه بار در قران آمده است (بقره، 187، 229 و 230؛ نساء، 13 و 14؛ توبه، 97 و 112؛ مجادله،، 4). موضوع این آیات جملگی احکام عملی و عمدتا مسائل مربوط به زنان (ازدواج و طلاق) است. حد به معنای مرز و کناره است ولی در معارف مختلف (مانند منطق و فقه) در معانی مختلف به کار رفته و در فقه به معنای مجازات و کیفری است که در قرآن و سنت برای برخی گناهان و جرائم معین و مقرر شده است. با این که در قرآن فقط برای چهار جرم مجازات مقرر شده (سرقت: مائده، 28؛ زنا: نور، 2؛ قصاص: بقره، 78 و محاربه: مائده، 33) اما امروز در فقه دایره مجازات ها بسیار گسترده است و البته تمام اینها برآمده از احادیثی است که از پیامبر (و در شیعه از امامان نیز) نقل شده و در قرون نخستین و میانه اسلامی در جوامع روایی گردآمده اند.

اگر به زمینه های جعل این احکام (شأن نزول آیات و احکام) و مضامین و جهت گیری آنها توجه کنیم، به روشنی می بینیم که اولا در آنها توجه شده به رعایت عمدتا حقوق زنان و تأکید بر این نکته که حقوق آنان را رعایت کنید و به آنان ستم نکنید و دلیل آن نیز این بوده که در جاهلیت زنان از حقوق چندانی برخوردار نبوده و در همان حد هم که بودند گاه مورد بی اعتنایی و حتی نقض می شده است و دوم این که آنجا که پای حد و کیفر در میان است سفارش اکید است که از مرز نگذرید و تجاور نکنید و متجاوران «ظالم» (بقره، 229) لقب می گیرند. در هرحال تمام آیات مربوط به حدود و کیفرها در قرآن در جهت کاهش و کنترل کیفرها به ویژه کیفرهای خشن است که در آن روزگار در میان اعراب متداول بوده نه در جهت افزایش کیفرها و یا گسترش خشونت ها (این نکته ای بس مهم است که نیاز به بحث و تأمل بیشتر دارد).

اصطلاح دیگری داریم به نام «تعزیر». تعزیر کیفرهایی است که در شرع مقرر نشده اما حاکم شرع (قاضی) در هر زمان و مکان به تشخیص خود معین می کند. البته شرط ان است که از حد پائین تر باشد از این رو شامل حکم اعدام نمی شود.

به نقل از وبسایت نویسنده

سایت ملی – مذهی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

روزنامه‌نگار مصری– عبدالمجيد الشرفي:مترجم علی سرداری

او خواستار لغو برخی احکام فقهی می‌شود که آنها را ناعادلانه می‌داند؛ از جمله قوانین مربوط به ارث، ازدواج و طلاق. شرفی تأکید می‌کند که قرآن اصولی را در خود دارد که عدالت را ترویج می‌کنند و این اصول باید مبنای هر تفسیر جدیدی برای دستیابی به برابری جنسیتی در جوامع مسلمان باشند.
با وجود حمایت شرفی از اصلاحات دینی، او به ضرورت جدایی دین از دولت باور دارد. به اعتقاد او، اسلام نیازی به تحمیل از سوی قدرت سیاسی ندارد و باید در چارچوب آزادی فردی عمل کند. شرفی معتقد است دولت مدرن باید سکولار باشد و رابطه دین و سیاست باید در چارچوب حقوق بشر و دموکراسی تعریف شود.

صبحی نایل، محقق مصری — مترجم: علی سرداری


او ادعا می‌کند که «تشکیل جامعه اسلامی یک ضرورت انسانی و یک الزام فطری است» و «نظام اسلامی بر اساس عدالت خدا قضاوت می‌کند، با ترازوی خدا وزن می‌کند و پرچم عدالت اجتماعی را تنها به نام خدا برافراشته و آن را پرچم اسلام می‌نامد؛ آن را با هیچ نام دیگری پیوند نمی‌دهد و بر آن می‌نویسد: لا اله الا الله». «جامعه اسلامی جامعه‌ای است که تمام سبک زندگی اسلامی را اتخاذ می‌کند.» چنین شعارهایی عمیقاً—و شاید حتی به‌گونه‌ای جادویی—در میان مسلمانان طنین‌انداز می‌شود. آرزوی هر مسلمانی نظامی است که مطابق عدالت خداوند عمل کند و بر اساس وحی او حکم نماید. اما قطب خود این نظام را تعریف و اداره می‌کند و هرگونه مخالفت با آن را مخالفت با خداوند می‌شمارد.

نویسنده: احمد الدباوی (مصر)مترجم علی سرداری

روشنگری در آثار طه حسین محدود به مسائل ادبی، تاریخی یا آموزشی نبود؛ بلکه به حوزه سیاست نیز گسترش یافت. سیاست هرگز از پروژه او غایب نبود، به‌ویژه پس از آنکه دولت وفد، پیش از انقلاب ۲۳ ژوئیه ۱۹۵۲، او را وزیر آموزش کرد. از آن زمان، او عملاً سیاست را در خدمت آموزش قرار داد. طه حسین سیاست و آموزش را درهم آمیخت. هنگامی که از دموکراسی به‌عنوان وسیله دستیابی به آزادی سیاسی سخن می‌گفت، آن را ضروری می‌دانست، اما آن را ناگزیر به آموزش پیوند می‌زد. او باور داشت که بدون آزادی فکری و علمی، آزادی سیاسی وجود نخواهد داشت. این دو آزادی، دو روی یک سکه‌اند. او می‌گوید: «نظام دموکراتیک باید زندگی، آزادی و صلح را برای همه شهروندان تضمین کند. من باور ندارم که دموکراسی بتواند هیچ‌یک از این‌ها را تضمین کند، مگر آنکه آموزش ابتدایی همگانی را ـ خواه مردم بخواهند، خواه نخواهند ـ فراهم کند. برای اینکه دموکراسی زندگی را تضمین کند، باید پیش از هر چیز آزادی انتخاب میان مکاتب فکری گوناگون را فراهم سازد؛ مکاتبی که افراد را قادر می‌سازد امرار معاش کنند.»