چهارشنبه ۲۷ام بهمن ۱۳۹۵ , ساعت: ۰۱:۱۱کد مطلب : 101632 نسخه قابل چاپ

نگاهی هستی شناسانه به«رخداد»پلاسکو

‍«حادثه» لحظه ای دیرنپایید؛ اما فرایند حقیقت ادامه می یابد.

وجود هیچکس غمها را ازبین نمی برد

اما کمک میکند با وجود غمها محکم بایستیم ،

درست مثل چتر خوب که باران را متوقف نمی کند ،

اما کمک می کند آسوده زیر باران بایستیم …

ابرها به آسمان تکیه می کنند ؛

درختان به زمین ؛

و انسانها به مهربانی یکدیگر …

گاهی دلگرمی یکی چنان معجزه می کند که انگار خدا در زمین کنار توست !

جاودان باد سایه کسانیکه در غم و شادی کنار ما می مانند.                          (از شاعری که نامش رانمی دانم)

 

 

حادثه آتش سوزی پلاسکو «رخداد»ی بود برآمده از مواجهه دو نوع کنش متضادد: از کسانی که فقط به منفعت وعلایق شخصی می اندیشند و کسانی که رفتارشان معطوف به خیرعموم است. یکی برحفظ «خود» ازطریق تداوم بر«بودن» بربنیاد وجودحیوانی خویش اصرارمی ورزند.و دیگری ماندگاری را نه با توقف در«بودن» وبه هرقیمت؛  بلکه بارهایی از زندان «من» جانوری و عمل به فرمان «من» نامیرای خویش؛می جوید. ازمتعلقات مادی و منفعت خود بخاطر آنچه به همه تعلق دارد؛می گذرد و دراندیشه فراهم کردن اسباب زندگانی امن؛ سالم؛آزادوعاری از فقر وترس وبی عدالتی  برای همگان است. آتش نشانان نمونه ای ازگروه اخیربوده و هستند. آنان بی چشمداشت به نفع شخصی؛ درراستای خیر ونجات «همگان» به مهلکه می شتابند وازجان مایه می گذارند. وگروه مقابل با منفعت طلبی شان پی درپی فاجعه می آفرینند. این مواجهه دردناک وپرهزینه؛ بین دو شیوه زیستن متعلق به دو نوع هستی است؛ که ماهیتشان دربرخورد با یک امر عمومی آشکار می شود. ازدرون این مواجهه است که باردیگر آفتاب حقیقت طلوع می کند و درقلبهای کسانی که وجودی گشوده به روی جهان نامتناهی دارند؛پرتو می افکند. درزیربارش نورحقیقت؛ زنگاراز دل ها پاک و«من نامیرا» آزاد ومستعد آفریدن می گردد.

این ظهور وپرتوافکنی نوعی فراخوان به همراهی با حقیقت است. بسیاری به آن جواب«آری» می دهند؛ ولی تنها گروهی دراین پاسخ صادق اند؛ آنان که وفادارانه با فرایند حقیقت همراهی می کنند وشیوه زندگی تازه ای مبتنی برتولید وعرضه ارزشهایی همگانی برمی گزینند؛ آری گفتن به این فراخوان؛ریشه در عقاید ومناسبات واقعا موجود وقواعد ناظر برآنها که تداوم بخش  هستی جانورانسانی است؛ ندارد. بلکه از شعور یا«من»آگاه انسانی نشآت می گیرد؛ همان که طی گسستی درون ماندگار از عالم جانورانسانی؛جدامی شود وازپی آن؛ نحوه بودن مان دستخوش تغییری بنیادین می گردد.

از مواجهه شعور«من» خودآگاه باجهان است که نیاز به آزادی؛ اندیشه ورزی؛ برابری طلبی؛عشق ومهروری؛ هنر وزیباشناسی وعمل رهایی بخش احساس وبه مثابه حقایقی جاودانه ادراک می شوند. وانسان های رها شده از انگیزه «حفظ خود» درپناه هستی جانورانسانی؛ برای متحقق کردن آنها؛عزم جزم می کنند. ایجادهمبستگی های خودسامانده ؛ اقدامی ضروری درراستای متحقق کردن حقایق مزبور دررابطه باخود وجهان بشمار می رود. دراین همبستگی ها؛ اندیشه های حقیقت محور وعقلانیت ارزش گرا؛ جایگزین عقاید وآگاهی های کاذب وعقلانیت ابزاری ومنفعت گرا می شوند.؛همآنها که ریشه در وضعیت موجوددارند و معطوف به مداومت دربقا به شیوه انسان عصر شکاراند. آنان که صادقانه به ندای حقیقت «آری» گفته اند؛ تواناییهای خودرا صرف درگیری ومشارکت درفرایندهایی می کنند که به تحقق هرچند نسبی؛ حقیقت وخیر درزندگی شخصی وعمومی یاری می رسانند. درمقابل؛ گروهی دیگر به همراهی با فرایند حقیقت «تظاهر» می کنند؛ ودرهمانحال؛ منفعت شخصی وبقابر بودن راپی می گیرند. با رقابت درغارت منابع همگانی وانباشت سود وثروت بیشتریاسهم زیادتری ازقدرت؛ الگوهای مدرن شده رفتارانسان های عصر شکاررا بازتولید می نمایند. درمیان این دو گروه؛ جمع بزرگتری هم هستند که همچنان دوراز معرکه؛ درناخودآگاهی  بسرمی برند. و چه بسا ازموضعی «مادون نیک وبد»؛ به انگیزه حفظ خود؛بسته به موقعیت؛ دنباله رو این یاآن گروه شوند ونادانسته به یکی ازدو فرایند خیر یاشر مدد رسانند..

پی گیری حقایق؛ نیازمند مداومت بر «ادامه دادن»است. نشاندادن ضعف دربرابرامیالی که ازتولیدات«صنعت فرهنگ» درجوامع تحت حاکمیت پول وعقلانیت ابزاری تغذیه می شوند؛ خطر «انصراف» ازرفتن وسقوط در سراشیبی خیانت به حقیقت وخویشتن انسانی را درپی دارد. چنگ زدن به ترفندهای هوشمندانه برای پوشیده نگاه داشتن نقض عهد با خود ومیثاق اجتماعی ویامشروعیت بخشیدن به «شر»های  پنهان در رفتار؛ بی نتیجه است ودرنهایت حاصلی جز بروز اختلال جدی حتی در سازوکاری مداومت بر«بودن» دربرندارد.

برآنان که امید زودرس به گره گشایی حاکمان از معضلات حاد دامنگیر جامعه وسرزمین ندارند؛فرض است که آستین بالا زنند. وبه دیگرفعالان اجتماعی و مدنی به پیوندند که ظرفیتهای عملی و فکری ومعنوی خودرا برای  رفع این معضلات بکارگرفته اند. سرمایه اولیه برای شروع کار؛اعتماد متقابلی است که درجریان همزیستی و دوستی ویا همکاری حرفه ای (معیشتی؛علمی پژوهشی؛ فرهنگی وهنری) میان جمعی ازآشنایان پدیدمی اید. ازپی یک رشته گفت گو پیرامون مسایل مبتلابه؛ روی یک معضل عمومی که جمع آمادگی بیشتری برای پرداختن به آن دارد به اجماع می رسند. قلمرو فعالیت ممکن است محل سکونت؛ کاروفعالیت؛ محدوده ای ازمحیط زیست طبیعی و اجتماعی؛شهر یاروستا؛ باشد. فرهنگ تعامل دموکراتیک؛ صلح آمیز و متکی برراستی وشفافیت ومسؤلیت پذیری؛ حامی گری و فعالیت خلاق  فردی وجمعی هراندازه عمیق تر دروجدان ها جای گیردّ امید بیشتری به تداوم آن وجودخواهدداشت .دست آخراین که پرداحتن به این امور؛چیزی ازمسؤلیتفرد وجمع درقبال مسایل ملی واصلاح سازوکارمدیریت کلان جامعه کم نمی کند. *

 

* منبع: آلن بدیو : «اخلاق؛رساله ای درادراک شر» نشرچشمه؛۱۳۸۹.

منبع مطلب: کانال تلگرامی نویسنده


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.