چهارشنبه ۳ام آذر ۱۳۹۵ , ساعت: ۰۴:۰۹کد مطلب : 99516 نسخه قابل چاپ
برداشتی از سوره شوری

نحوه تعامل با مجادلات در دوران توسعه برای رشد و اعتلای زندگی

مقدمه

در سوره مومن به مبانی و روش تعامل با مجادلات و در سوره فصلت به تفصیل آن پرداخت . سوره شوری بسط سوره فصلت می باشد .

محتوا و هدف سوره

این سوره در سال ۱۳ بعثت آمده است . تمرکز سوره روی ” وحی” است و سوره با آن شروع و ختم شده است ولی اسم سوره ” شوری ” می باشد .

این سوره در سال ۱۳ بعثت آمده است و حاکی ازآن است که آینده مسلمانان در شرف تغییر عظیمی از دوران ” نهضت ” به ” نظام” است و شرایط مکه به دوران جدید مدینه خواهد رسید . در شرایط جدید جامعه توسعه می یابد و از حالت بسته به باز تبدیل و نهضت به نظام تبدیل خواهد شد . نیازهاکاملاً تغییر خواهد کرد و یک فضای گفتمانی جدید شکل خواهد گرفت . پس از باز شدن جامعه مسائل متفاوت در الگوی جدید زندگی بروز خواهد کرد و باعث بروز اختلافات و مجادلات در دوران جامعه میشود که نیاز به قوانین ( کتاب ) ، حکم جهت حل اختلافات ، میزان برای تمیز عدالت می باشد .

در تغییر شرایط به سمت توسعه ماهیت روابط و گفتمان جامعه تغییر خواهد کرد و تابع قوانین و مقررات جدیدی خواهد شد که بسیار با شرایط قبل از توسعه فرق دارد . مهمترین مسئله درون جامعه نحوه تنظیم رابطه و تعامل با توسعه (رزق) است در دوران توسعه نعمات ، امکانات ودستاوردها زیاد میشود وخطر تمایل افراد به استفاده بیش ازحد و بدون کسب توانایی و انجام کاراز امکانات می باشد(رزق و قدر ). خطر وقتی مهم می شود که سران نهضت دردوران نظام با دردست داشتن قدرت و معرفت به سمت انحصار ثروت بروند و جامعه را از درون منحرف و متلاشی کنند .

رواج فساد در همه ابعاد ، از بین رفتن قبح و ترویج آن درجامعه ، تولید گفتمان جدید و به تناسب آن فرهنگ جدیدی بوجود می آورد که جامعه دچار عدم تعادل ، اختلاف و مجادله می نماید . در شرایط جدید قشر بندی جدید خودی – غیر خودی شکل می گیرد و برای تداوم قدرت و ثروت نیاز مبرم به معرفت به خصوص معرفت دینی است تا مردم را آرام نگه دارند .

در سوره شوری تبین طرح در دوران توسعه از طریق ” وحی” به منزله تشریح قانون (۱) می باشد که نیاز به اصول ( کتاب ) و قوانین ( شرعه) برای زندگی دارد. چون توسعه و گسترش روابط باعث بروز اختلاف می شود نیاز به ” حکم ” جهت داوری اجرای ” عدالت ” به کمک ” میزان ” مطرح میشود .

طرح و تبین روش تعامل با مجادله در دوران توسعه جهت استقرار یک الگوی زندگی سالم می باشد .در اولین تعامل مردم بخصوص سران به سمت استفاده بی رویه و بدون توزیع برابر فرصتها از امکانات ( رحمت ، نعمت ) هجوم می برند و با اکتساب برتری جویی (بغی) شرایط را بر وفق خود می دانند ( گشایش) و عده ای بنا به دلایل متفاوتی از این امکانات دور می مانند و ناامید و مایوس(تنگی) می شوند(۲).

قرآن در این سوره شرایط دوران توسعه و نحوه تعامل را طرح می نماید و سپس به علل انحراف جوامع پس از استقرار نظام می پردازد و در نهایت روش و مشخصات تعامل سازنده و انسانی را مطرح می سازد . در این راستا با طرح مدل ” صبر و شکر” در قالب تمثیلی حرکت کشتی در آب با روش تعامل انسان را ترسیم می کند(۳).

جایگاه وحی در سوره

کاربرد واژه وحی و مشتقات آن در سوره های انعام، نساء و شوری زیاد است و در سوره شوری غالباً با حرف اشاره ” ذلک” آمده است که گویای وزن و اهمیت آن است . همانطور که آمد مسلمانان در دوران نظام و باز شدن شرایط پس از دوران مکی نیاز به کتاب ( قرآن ) دارند که در این سوره نزول آن را از طریق وحی معرفی می کند . معنای کتاب به عنوان امر خواندنی مجموعه اصول و قوانین است که در اثر دریافت پیامبر در تعامل با خود و نیازهای جامعه می باشد(۴).

تجربیات و دریافتهای انسان دردورانهای تاریخی نیز که مدون و منتقل به همه نسلها میشود امرخواندنی می باشد . این دریافتها همیشه وجود داشته است و پاسخ به نیازها و ضرورتهای جامعه بوده است و برای همین این پیام کاربرد داشته و جذب می شده است (۵).

در سوره شوری پس از طرح وحی به آثار آن می پردازد(۶). در اثر توسعه پیام برداشتها به دلایل مختلف فرق دارد و اختلاف پیش می آید که نیاز به داوری و حکم پیش می آید که اگر بر اساس یگانگی و منافع جامعه باشد توحیدی است .

در مرحله بعد به تعمیم وحی می پردازد(۷)که یک امر دائمی و مستمر است و توصیه شده است به جوهر پیام که یگانگی و توحید است پای بند باشند(۸). و در این مورد تفرقه ایجاد نکنند و بدانند درک پیام برای مشرکان دشوار است و انسان نیاز به زمان جهت فهم آن دارد و باید با دید باز به آن نگریست (۹) و همواره به اصطلاح و بازسازی بپردازد(۱۰).

پس از طرح و توسعه پیام،انسانها موضع گیری متفاوت می کنند(۱۱) و بعضاً به جدال می پردازند(۱۲) و قصد ندارند نتایج اعمالشان را بپذیرند و در مورد عواقب و نتایج موضعشان از روی لجبازی می گویند در نشان دادن این عواقب تعجیل کنید که کنایه به گفتمان و جدال آنها دارد .

پس از طرح امور مربوطه وحی به نگرش توحیدی در رابطه با توسعه (بسط رزق ) و نتایج آن در نحوه تعاملات انسان با آن می پردازد(۱۳) و مشخصات جامعه مومنان را در پای بندی به این نگرش را طرح می کند که باید در دوران توسعه و باز شدن جامعه مد نظر قرار گیرد . چون انسان محوربکارگیری دریافتهای می باشد در فرازهائی به نقش او می پردازد (۱۴) و در انتهای سوره به وحی بر می گردد(۱۵).

پس ملاحظه می شود که طرح ضرورت تشریع اصول و قوانین برای دوران توسعه را با نزول قرآن و کتاب خواندنی از طریق وحی طرح ، بسط و تعمیم داده است .

توسعه سوره شوری در سوره های نساءو انعام

واژه ” وحی در سوره های نساء وانعام نیز زیاد آمده است و هر دو سوره در وجوهی به توسعه در امور متفاوتی می پردازند که در اینجا به منظور مشابهت کلان آنها با سوره شوری ووحی خلاصه ای از این دو سوره بیان می شود (۱۶).

سوره نساء

بحث سوره نساء ” ایجاد بنیانهای خانواده و روابط اجتماعی به عنوان پایه توسعه ، رشد و تکامل انسان ” است . در دوران قبل از پیامبربه زن به عنوان عامل تکثیر و بهره وری یکطرفه جنسی نگریسته میشده است و حقوق آن اعطاء نمی شده است . زن در حرم سراها نیز مورد بهره برداری قرار می گرفته است و فرزندان یتیم بدون پشتوانه می ماندند . بروز جنگها نیز باعث تنهایی زنان و یتیمان می شده است . لذا پیامبر سعی دارد در شرایطی که جامعه مدنی وجود ندارد حمایت از زنان و یتیمان را به چارچوب خانواده بسپار و حقوق آنهارا در این چار چوب تدوین کند . لذا از نظر عاطفی ، امنیت و حقوق ساختار جدیدی برای زنان و یتمان بوجود آورد . سوره نساء در سالهای ۶ تا ۱۰ هجری آمده است و هدف سوره در آیه اول آن طرح ریزی شده است . منشاء حیات از نفس واحد (اسم نکره) است و در اثر تکثیر به صورت متفاوت و متنوع طبقات و ماتها شکل گرفته اند و پراکنده شده اند(واژه بث ) نقس واحد که منشا واحد حیاتی بوده است پس از میلیارد سال به آب وسپس اولین تک سلولی حیات شکل گرفته و طی سالهای زیادی پیچیده تر شده است . در اثر اصل زوجیت یک تکامل جهشی صورت گرفته است و تکثیر و تنوع ایجاد شده است .

پس” زوجیت ” زایندگی و توسعه ایجاد می کند ومی پراکند (بث) در این فرآیند تفاوتها، اختلافهاو سوالات بروز کرده و باعث توسعه می شود .

تقوی اول در آیه ۱ سوره نساء بیانگر عدم مخالفت و تفرقه در جامعه است و تقوی دوم پس از توسعه و تکثیر و بروز تفاوتهاست که با آگاهی ، مسئولیت و حرکت به سمت یگانگی و توحید بدست می آید .

ارحام در آیه جمع رحم است که دو واحد حیاتی بر اساس اصل زوجیت ترکیب می شوند و انتقال خصوصیات و دستاوردهای بشری از بهم پیوستگی دررحم تداوم می یابد و زمینه توسعه فراهم می شود .

در راستای هدف سوره که توسعه انسان در چار چوب خانواده است به ملاک و معیارهایی نظیر قسط ، عدالت ، تعدلوا، رعایت امانات و اطاعت از آنها می پردازد و سپس به مواردیکه بنیادهای خانواده را محکم یا سست می کند اشاره می کند . نام سوره نیز به نساء مزین شده است .

سوره انعام

تعداد ۶۴ آیه سوره انعام در سالهای ۲ تا ۶ بعثت و ۱۰۱ آیه آن در سالهای ۶ تا ۱۰ هجری آمده است . آیات دوران مکی مربوط به امور توحید و گفتمان خود آگاهی بخشی است و آیات دوران مدنی توسعه گفتمان توحید – شرک است که متناسب شرایط جامعه در اثر پراکندگی و تفرقه ایجاد شده است .

مبانی شرک در دوران مدنی توسط علمای یهودی با بکار گیری نعمتها و رحمتهای جهان و سلطه آنها به علت نیازهای اولیه مردم رواج می یابد و پیامبر ( وهر مصلحی ) تلاش می کند که به مبانی شرک و رفع وابستگی از آن بپردازد .

واژه ” نعمت ” در سوره انعام بسیار کلیدی است و سوره قصد دارد نحوه تعامل با آنرا که منجر به انحراف یا توسعه می شود  بیان کند . تمام اجزاء یک شی با هم هماهنگ هستند و مجموعه شی و پدیده  با فرآیند خلق خود در چار چوب و جهت آن هماهنگ است . ” نعمت ” تصرف هر چیزی است که راستای آن به سمت تطابق با جهان هستی باشد .

در این سوره تاکید می شود که نعمت هاباید درست در راستای هماهنگی با پدیده ها، انسان و جهان مصرف شود و زیاده روی و حرص صورت نگیرد زیرا نعمت ها باید به صورت فرآیندی و متناسب کار و ظرفیت و توانایی انسان حاصل و کسب شود وگرنه منجر به سلطه خواهد شد . سوره تاکید زیادی به نحوه برخورد علمای دینی یهود با ” انعام ” جهت برقراری سلطه بر مردم دارد و نهایتاً به حرامهای واقعی می پردازد و روشن میشود که بازی آنها با ” انعام ” به عنوان نعمت و ضرورت اولیه مردم به منظور سلطه ( حلال و حرام کردن ) چه عواقبی برای جامعه دارد و توسعه را سد می کند . لذا می توان نتیجه گرفت که سوره های نساء و انعام در ابعاد دیگری بحث توسعه و نحوه برخوردهای متفاوت در دورانهای مختلف و راه حلهای متفاوت در راستای توحید و منافع عمومی را مطرح می کنند .

گفتمان توسعه :

گفتمان توسعه وحی در قالب شوری به وسیله واژه های متفاوتی آورده شده است .

زوجیت(۱۷)

آفرینش و خلق به صورت مستمر در جهان هستی ادامه دارد و در دورانی که اصل ” زوجیت ” ایجاد می شود یک جهش تکاملی در توسعه و تکثیر حاصل می شود .

یذرو و نزد(۱۷)

تکثیر و توسعه گاهی در اثر ترویج خوبی و تعامل سازنده با سایر پدیده ها و انسانها بوجود می آید (۱۹) و این را ” هم افزایی” می گویند که اگر استمرار یابد به صورت تصاعدی گسترش می یابد . قرآن واژه ” یذرو ” را برای بیان این حالت بکار برده است و قصد و اراده انسان در این کنش نمایان است .

رزق(۲۰)

واژه ” رزق” یکی از کلید ترین واژه های توسعه است . در سوره های نساء و انعام واژه نعمت این نقش را بعهده دارد و در این سوره و سوره های قبلی واژه رزق حامل بیان توسعه است .

واژه رزق گویای توسعه در اثر تعامل پدیده ها و انسان و تولید و توسعه است ولی انسانها به تناسب طرح و برنامه و میزان توانایی و ظرفیت خود قادر به کسب رزق تولید شده هستند .لذا این واژه معمولاً با ترکیبی از واژه های ” مشی ” و ” قدر ” می آید .مشی طرح و برنامه با اراده جهت تغییر با اراده توسط انسان است . (۲۱) و ” قدر” نمایانگر اندازه و ظرفیت کسب رزق است .

در نقش واژه های رزق ، مشی و قدر بعداً بحث خواهد شد .

واژه رزق به همراه واژه های دیگری نظیر” علیم ” ، ” لطیف” ، ” عزت ” ، ” قوی ” ، ” خبیر” و” بصیر ” آمده است  که نشان می دهد در کسب آن توسط ” مشی و قدر ” گفتمان ” معرفت –قدرت ” که ارادی است نقش دارد . تعامل مستمر معرفت منجر به تولید و توسعه شبکه بهم تنیده دانش و تجربه انسانی می شود که در نوشته های قبلی بخصوص در رابطه با دوران سلیمان و داوود بحث شده بود .

بث (۲۳)

واژه ” بث”در آیه اول سوره نساء به صورت کلیدی بکار رفته است . بث به معنای پراکندن توسعه است .

گفتمان مجادله (۲۴)

محصول توسعه به صورت طبیعی اختلاف ، بحث و مجادله است . نحوه تنظیم رابطه با توسعه که می تواند انحرافی یا توحیدی باشد نوع شبکه درون جامعه را شکل می دهد . بکار بردن واژه های “فریق”، “اختلاف”،”حاجه”، “یمارون” به معنی جدل کردن و ” اعراض ” بیانگر این حالت است .

لذا توسعه و اختلاف به صورت مستمر وجود دارد و ضرورت حکم (۲۵) و داوری متناسب با عدل (۲۶) به عنوان میزان (۲۷) در راستای کتاب (۲۸) وجود دارد .

پدیده وحی :

قرآن  در مورد ماهیت واژه های ” روح و وحی ” بحث نکرده است ولی می توان در مورد کار کرد آن بحث کرد . چون نقش وحی در این سوره وزین است مختصری در این مورد بحث خواهد شد .

۱-روح و وحی

بررسی دیدگاههای متفاوت و مقایسه با قرآن کمک به فهم این واژه ها خواهد کرد .افلاطون بنیانگذار نظریه وجود روح در انسان بوده است و به عالم ارواح یا عالم مثل اعتقاد داشته است . بشر در عالم مجرد به صورت روح بوده است و پس از زمینی شدن این روح به بدن در می آید و پس از مرگ به عالم مثل بر می گردد . لذا شناخت انسان در دنیا نبوده بلکه در عالم مجرد مثل بوده است . این روح ازلی و ابدی است و افلاطون به معاد اعتقاد نداشت .

فلاسفه اولیه اسلامی مانند ابوعلی سینا به تلفیقی از نظریات افلاطون وارسطو معتقدبودند بطوریکه طبق نظریه افلاطون نفی ازلی بودن روح می کردندولی ابدی بودن آنرا قبول داشتند ولی عالم مثل او را رد می کردند .

ملاصدرا ، علامه طباطبایی و مطهری باور به نظریه ” جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء” داشتند و عالم مثل افلاطون را رد می کردند ولی نظریه ارسطومبنی بر ورود روح از عالم معقولات به جنین را قبول داشتند .ارسطو به معاد اعتقاد نداشت

قبول مجرد و معقول بودن نظریه افلاطون و ارسطو و قبول بقاءروح افلاطون را برای قبول معاد به عنوان اصول دین نیاز داشتند .

نظریه پوزتیویستی متاخرین راه انسان و راه انبیاء را یکی می دانست و بعدها به جدا سازی راه بشر و راه انبیاء رسیدند و دامنه کتاب راه طی شده در حوزه طبیعت را به حوزه اجتماع وارد کردند تا مبارزه اجتماعی را تبیین کنند ولی تناقض تعمیم قوانین طبیعی به امور اجتماعی را در خود دارد .

ملاصدرا حرکت جوهری را در حوزه طبیعت خوب مطرح کرد ووارد زمینه انسان و امور اجتماعی نشد و انسان را به صورت دفعی تبیین کرد .

دیدگاه قرآن بجای روح اشاره به انسان ، انسانیت، عملکرد و اکتساب انسان دارد و اصالت را به جوهره انسان می دهد . قرآن از ورود به ماهیت بحث پرهیز کرده است (۲۹) ولی وحی را فرآیندی ، تدریجی و مرحله ای می داند که به صورت مستمر در مورد همه پدیده ها وجود دارد .

انسان در بدو تولد هیچ شناختی ندارد و بنابراین با عالم مثل افلاطون ، فطرت مطهری ، فطرت کانت و دکارت که اعتقاد دارند قسمتی از شناخت انسان از دوران جنینی می آید همگونی ندارد و صراحتاً می گوید انسان در بدو تولد هیچ شناختی ندارد (لا تعلمون شیئاً ) و آموزش ، پرورش و اکتسابات او در این دنیا شکل می گیرد و این یک فرآیند تدریجی و نه دفعی است(۳۰) . فرق انسان با سایر پدیده در عنصر ” شناخت ” است (۳۱) قرآن تمام پدیده ها را در ارتباط و به صورت فرآیندی می داند و انسان نیز مشمول این روند است . انسان شناخت موروثی ندارد (لم یکن شیئاًمذکورا) و مهمترین وجه تمایز او عامل کسب شناخت است .

این شناخت به انسان قدرت اتصال یا جدایی ( هدایت یا ضلالت ) به جهان هستی را می دهد . پیامبران و مصلحین نیز به تجربه درونی و با توجه به شناخت وجودی خود وحی را دریافت کرده و شخصیت آنها نیز در این فرآیند تکوین یافته است و در تعامل با مردم این فرآیند باز سازی ، بهسازی و پاکسازی صورت می گرفته است (۳۲) .

وحی پیامبر برای مردم رحمت و برای ستمکاران عذاب است (۳۳).

۲-وحی

جوهر و پیام انبیاء تبین یک نظام معنایی از انسان ، تاریخ و جهان بر مبنای یگانگی، اتصال و توحید بوده است و دریافت این نظام معنایی در اثر تجربه باطنی خود را با واژه ” وحی” بیان می کرده اند (۳۴).

قرآن ساختار هدایت جهان هستی را با واژه ” وحی” مطرح می کند . وحی در سطوح مختلف از آغاز خلقت همراه ماده ، حیات  و خود آگاهی بوده است (۳۵) و همانطور که ماده تجربه ، اکتسابات و گفتمانها به مرور زمان پیچیده تر شده اند وحی نیز این فرآیند را طی کرده است .

وحی با سه واژه ” پدیده ، شوندگی و جهت ” همراه است و به صورت تعاملی به هدایت گری می پردازد .

۳-وحی و شناخت

دستیابی به ماهیت وحی امکان پذیر نیست و ل#ذا آنرا به حالت خاص یا معجزه نشان داده اند در صورتیکه امور اجتماعی ، تاریخی و روانشناسی نیز همین گونه هستند . از دید معرفت شناسی می توان این پدیده را بشرح زیر تعریف کرد :

– مشاهده پدیده

– احراز و ارتباط

– تجزیه و تحلیل

– یافتن روابط منطقی

– انتزاع مفاهیم و یافتن طرح و قوانین

– بازتاب به امور مشابه

وحی در همه پدیده هاساری و جاری می باشد(۳۶) و در حال ” شدن و جهت گیری” است و در مورد انسان نیز با دانش و پاکی می توان به دریافتهایی رسید که همان حالت وحی را دارد .

وحی در جامعه و فرد به صورت دفعی و ناگهانی شکل نمی گیرد بلکه یک روند “شدن ، جهت گیری و هدایت گری” بطور دائمی با پدیده هاست و در یک فرآیند شکل می گیرد .

۴- فرایند شناخت

فرآیند بازنمائی در ذهن و بازتاب آن در بیرون و شکل گیری نظام گفتمانی فرآیند تجربه ، انتزاع ، تعمیم ، انتقال به دیگران با استفاده از حرکات دست، زبان، اعضاءبدن ، شکل گیری اصوات، کلمات و سخن (۳۷) ، نظام نشانه سازی (۳۸) ، تصویر سازی پیشرفته به صورت ساختن واژه ، کلمات ، سنبل که نسبتهای بین پدیده ها را نشان می دهد ، تصدیق (۳۹) و تئوری را طی می کند و قوانین و قالب زبان شناسی در تعامل با نظام معنایی ایجاد می شود .

 شناخت ماهیت غیر مادی و فرآیندی دارد و دائم در حال ” شدن ” است و انسان به انتقال تجربیات به سایر نسلها می شود . فاعل شناسا عامل شناخت است و معیار سنجش تئوریها میزان ماندگاری ، تعادل ، سازمان یافتگی و هماهنگی آنهاست .

۴- مراتب شناخت

ترتیب و مراحل شناخت شامل مشاهده ، تجربه ، انتزاع ، استدلال ، طراحی فرضیه ، تجربه و آزمایش ، تعمیم و تدوین تئوری است .

۵- توسعه شناخت

انواع دیگر شناخت نظیر شناختهای هنری ، عرفانی و وحی وجود دارد . هنرمندان با درک روابط بین پدیده ها به یک زیبائی ، تقارن ،لطافت  هماهنگی و هارمونی در آن می یابد و عارفان از زیبائی ها به نوعی وحدت می رسند . دانش و پاکسازی درونی مهمترین عامل این دریافتهاست .

اگر چه بررسی ماهیت این شناختها امکانپذیر نیست ولی الهام ، رویا ، خواب ، عرفان و هنر و وحی وجود دارد .

قرآن وارد ماهیت این موارد نشده است ولی همواره توصیه به اتصال به نظام معنایی انسانی و هستی می کند . هدف عدم زیان به چیزی و کسی و دوست داشتن همه چیز و همه کس است .

همانطور که آمد  واژه ” وحی ” در محتوای ” پدیده ، شدن و هدایت ” مستقر است ، شدن اکتساب مستمر و تعالی پدیده های جهان هستی و ” هدایت ” پیشرفت بسوی حداکثر استعداد وجودی یک پدیده در تعامل با سایر پدیده  می باشد .

 ماحصل تعاملات و گفتمانهای انسانی به صورت وحی در فرد یا اجتماع تجلی می یابد و آیات قرآن وحی را یک سنت طبیعی بیان می کند و فرآیند شدن هدایت گرایانه پدیده و موجودات – مانند زنبور و انسان –وحی است که بصورت اثر و کلمات در اجتماع تجلی پیدا می کند . وحی در ضرورت و پیوند با شدن فرد ، طبیعت و اجتماع است و توسعه هماهنگ و موزون پدیده ها یک حالت یگانگی دارد و درک و اتصال به آن مفهوم ” خدا شدن ” را دارد .

کلمه سازی در طبیعت در روال شدن طبیعی و کلمه سازی در انسان و اجتماع در روال شدن اندیشه با دل پاک صورت می گیرد .

وحی یک معجزه یا استثناء نیست بلکه عین سنت جهان هستی که به صورت کلمه سازی در حرکت و تغییر پدیده ها (۴۰) و موجودات (۴۱) می پردازد . وحی چکیده بیان سمبلیک و کلام فرآیندی تکوین موجودات است .در زمان وحی نیازهای پدیده ها ، انسانها و تاریخ به ضروره با وحی همراه وهم جهت می شوند و وحی پاسخی است با این نیازها و در زمان نزول به علل نیازهو ضروری بودن به سرعت توسعه و گسترش می یابد .

پس لازم است انسانها ضرورتهارا درک نمایند و خود را در جهت این ضرورتها قرار دهند(هدایت گری ) و در فرآیند ” شدن ” به توسعه و خلق برسند . (۴۲)

قران در سوره آل عمران فرآیند پاکسازی و توسعه پیامبران و مصلحین را با واژه های ” اصطفی و ذریه ” مطرح کرده است که اگر انسانها این فرآیند

را مانند مثالهای مریم ، زکریا ، و عیسی طی نمایند به دستاوردهایی می رسند که همان ” وحی ” است .

توسعه سریع جهان در سالهای اخیر حاکی از تسلط اندیشه خرد جمعی است که انسان به وسیله وحی به آن صورت داده است .

 نام سوره

اگر چه ” وحی ” محور سوره است ولی نام سوره به ” شوری ” مزین شده است(۴۳) . فرآیند توسعه توسط وحی است که چون انسانها در آن نقش مهمی دارند و تعاملات توسط انسانها صورت می گیرد شور و مشورت بیان شده است.

علل و ریشه اختلاف

توسعه و باز شدن جامعه قطعاً باعث بروز اختلاف در اثر نحوه تنظیم رابطه با توسعه بوجود می آورد .زیاده خواهی (بغی) که بصورت آگاهانه (علم )صورت گیرد(۴۴)منجر به تعامل سازنده نشده و جامعه را متفرق می کند و بسوی جامعه شهروندی حرکت نخواهد کرد . اشاره به مهلت و زمان در آیه حاکی از فرآیندی بودن تعامل است .

نیروی نهضت و مومنین در دوران توسعه بشدت از دنیا طلبی منع شده اند(۴۵) زیرا نعمات را برای خود که نیروی انقلاب بوده اند تلقی می کنند و به جامعه خودی – غیر خودی روی می آورند . فرصتها را به طور یکنواخت توزیع نخواهند کرد و به تدریج زیاده خواهی (بغی) رواج خواهد یافت و محصول آن رواج فساد در سطوح انقلاب و توسعه فساد در همه اقشار و توسعه نیافتگی برای انقلاب است .

الگوی زندگی سالم: ” رزق ، مشیت و قدر”

در این سوره یک الگوی زندگی و یک مدل زندگی ارائه می کند . الگوی زندگی در چارچوب واژه های ” مشی ، رزق و قدر ” تبین شده است .

واژه مشی با مشتقات متفاوت بسیار در این سوره بکار رفته است (۴۸) و واژه رزق (۴۹)نیز عموماً با واژه ” شیء ” و ” قدر” آمده است .

” مشی” یک واژه کلیدی در قرآن است که متاسفانه به صورت عملکرد جبری خدا بدون در نظر گیری نقش انسان متصور شده است . مشی در رابطه با عمل و فعالیت انسان به عنوان یک فن بکار برده میشود و باید آنرا در رابطه با مراحلی که برای انجام یک عمل در نظر گرفته میشود بررسی کرد . مشی به معنی طرح و برنامه برای اجرا یک هدف است . در فن مشی شناخت شرایط کنونی ، شناخت هدف ، شناخت راه و مسیر و شناخت امکانات باید در نظر گرفته شود .راه و مسیری که باید طی شود تا تغییری در یک پدیده یا حالت آن با اراده انسان صورت پذیرد را ” مشی” می گویند . مشی یک حرکت و عمل ارادی است (۵۰)ووجود اراده به منزله نقش انسان در حرکت است . واژه لغوی ” مشی” در قرآن نیز به همین صورت آمده است (۵۱) که می توان گفت مشی طراحی آگاهانه خط سیری است که شرایط ، وضعیت ، مناسبات فردی – اجتماعی را از یک حالت به یک حالت جدید برای رسیدن به هدفی سوق می دهد . در نظام هستی این شوندگی به صورت اتصال هماهنگ پدیده ها در تعامل با هم به صورت فرآیندی و مستمر ادامه دارد . هدف در نظام هستی یک نقطه فیزیکی مشخص نیست بلکه یک تعامل سازنده رشد یابنده مستمر در ارتقاء ظرفیتهای پدیده ها و انسانها است که در رابطه با هم صورت می گیرد . و در شعار ” اتصال ، انتظام و اجتماع ” خلاصه میشود (۵۲) و حتی در رسیدن به یک نقطه مشخص باید شوندگی در مسیر همواره مد نظر باشد.

در طراحی و تدوین مشی با توجه به وضعیت کنونی ،هدف و محتوای مسیر باید گفت که این فن و عمل نیاز به شناخت مجموعه عوامل شرایط کنونی ، دید تاریخی و مجموعه قوانین و اصول می باشد .

 قابل ذکر است که باید بین ” تجزیه و تحلیل ” و ” خط مشی” تفاوت قائل شد . داشتن تحلیل خوب الزاماً فرد و جامعه را به پیش نمی برد بلکه نیاز به خط مشی ، طرح و پلان خوب و درست نیز هست . عمده شکستهای تاریخی بعلت عدم تدوینخط مشی واقع بینانه و یا ضعف در تدوین آن بوده است .

رزق در اثر تعامل پدیده ها و انسان به صورت مستمر در حال زایش ، رویش و افزایش است و جهان هستی هیچوقت از تولید رزق باز نمی ایستد ( کل یوم هوفی الشان )

رزق ترکیبی از مواهب طبیعی و معنوی است و شامل کلیه اکتساباتی که انسان کسب می کند می باشد و صرفاً رزق مادی نیست .

انسانها بر اساس ظرفیت خود (قدر) مبادرت به دریافت رزق می کنند و انسان نیز طرح و برنامه و مشی برای کسب رزق تدوین می کند .همانطور که آمد در انتهای آیات همراه با واژه رزق صفات مختلفی نظیر علیم ، لطیف، عزت ، قوت، خبیر و بصیر آمده است که گویای تنظیم رابطه انسان جهت کسب رزق است . ظرفیت یا قدر بستگی به میزان رابطه قدرت – معرفت دارد که به صورت یک شبکه گسترده دانش و قدرت در فرد و اجتماع تولید میشود و خرد جمعی ( شوری ) در آن نقش مهمی دارد . گفتمان قدرت – معرفت و باز تولید مستمر آن به صورت خرد جمعی باعث توزیع گسترده دستاوردها (رزق) شده و مواهب آن به عموم شهروندان می رسد ( انفاق ) و لذا اگر دیدگاه انسان به نفع عموم مردم باشد و با عموم مردم شور نماید یک الگوی زندگی سالم شکل خواهد گرفت (۵۳).

 با یک نگاه متفاوت می توان گفت آنچه به تنظیم رابطه با دریافت رزق کمک می کند ” عقلانیت و کار ” است . داشتن مشی دائماً طرح و برنامه جهت اکتساب بیشتر را ارتقاء می بخشد و جهت کسب آن دائماً ظرفیت و قدر خود را افزایش می دهد که همان کار است . پس در جامعه سالم ملاک اکتسابات عقل و کار است و تسخیر رزق بدون تلاش به نوعی استفاده از قدرت ، امکانات دیگران به روش غیر معمول ، تسلط بر حقوق دیگران ، خودی – غیر خودی کردن جامعه و عدم توزیع برابر امکانات و فرصتها می باشد که نهایتاً منجر به تولید فساد خواهد کرد .

خروج از این شبکه باعث گرایش به دنیا پرستی (۵۴) و نهایتاً به زیاده خواهی (بغی) می انجامد (۵۵) که در این سوره ” ظالمین ” گفته شده است . بنابراین ملاک حجم و وزن رزق نیست بلکه نحوه نگرش ، تنظیم رابطه با امکانات و روش دستیابی به آن مهم است .

 مدل زندگی سالم :”صبر و شکر “

انسان اگر گشایشی در رزق بدست آورد مغرور و آنرا ماحصل کار خود قلمداد می کند و اگر تنگی در رزق ایجاد شود آنرا به دیگران ربط می دهد (۵۶) در صورتیکه اساساً تنظیم رابطه با دریافت رزق را درست انجام نداده است .

مومنان واقعی در فرآیند یک رزق مبادرت به صبر و شکر می کنند زیرا در مراحل مشی ، طرح و برنامه و اجرای آن نیاز به صبر و وقتی رزق کسب شد نیاز به شکر است . شکر دستاوردها باعث توزیع و انفاق آن میشود (۵۷) و جامعه متعادل به این صورت شکل می گیرد .

 در این سوره به صورت خیلی مختصر و مفید در دو آیه به شبیه سازی مدل صبر –شکر می پردازد (۵۸) . تشبیه حرکت کشتی در دریا و نحوه طراحی و تعادل آن یک نشانه و آیه است . تسخیر نیروی باد به کمک عقل که در طراحی کشتی آمده است حتی بادهای مخالف جهت را نیز به کمک حرکت کشتی می اورد و به کمک قطب نما به سمت هدف حرکت می کند . کسب تعادل و حرکت به سمت هدف نیاز به صبر دارد و در زمان رسیدن به هدف نیاز به شکر و استفاده درست از امکانات بدست آمده دارد و این تعامل صبر – شکر باید دائماً در جریان باشد و به صورت یک کنش فعال مد نظر قرار گیرد .

جهت گیری توحیدی : ” صیرورت ، استجابت و ولایت”

به منظور تنظیم رابطه درست با رزق باید جهت گیری توحیدی داشت و همه امور را در راستای تعامل با همه پدیده ها برای اتصال دید.

در این سوره واژه های صیرورت (۵۹) ، استجابت (۶۰) و ولایت (۶۱) بکار رفته است که اگر در یک رابطه به آنها نگریسته شود گویای ضرورت جهت گیری توحیدی در تنظیم رابطه با رزق است .

حرکت فرآیندی دائمی به منظور شوندگی و اتصال را صیرورت می گویند و این امر باید به همراه و تعامل با سایر پدیده ها و انسانها بهمراه هم (ولی ) صورت گیرد به طوریکه باعث کاهش فاصله و تعمیق ارتباط ( استجابت از ریشه جاب ) گردد .

در آیات سوره دیگر این کاهش فاصله را ” قرب” می نامد .

 محصول نگرش توحیدی : جامعه متعادل

در مجموعه آیاتی (۶۲) به مشخصات جامعه متعادل که در اثر تنظیم رابطه درست با رزق بدست آمده است بشرح زیر می پردازد :

۱-ایمان

در مسیر حرکت دائمی به سمت یک رزق باید روش درست ایمان داشت .

۲-توکل

پس از طرح خط مشی باید در مسیر قرار گرفت و دائماًجهت گیری کرد و نسبت به مسائل پیش بینی نشده با دید باز آنرا بررسی و ملحوظ کرد .

۳-پرهیز از خطاهای بزرگ و تسلط برخود

 در اجرای خط مشی اگر فرد ایمان داشته باشد دچار خطا می شود ولی اگر جهت گیری و اصلاح دائمی باشد ( توبه، اواب ، منیب و انابه ) دچار خطاهای استراتژیک و بزرگ که او را از مدار خارج نماید نمی شود و برای اینکار تسلط بر نفس لازم است .

۴-کاهش فاصله

فرد باید در مسیر شدن سعی نماید در تعامل با پدیده ها و انسانها ارتباط خود را بیشتر و عمیق تر نماید ( استجابت )

۵-اتصال

با کاهش فاصله و قبول حفظ آن فرد به اتصال می رسد ( اقامه صلوه)

۶-مشورت

اعتقاد به خود جمعی و استفاده از دستاوردهای انسانی را ز و رمز توسعه و برقراری رابطه درست با آن است .

۷-انفاق

انفاق به صورت فردی شامل توزیع دستاوردهاو رزق است و عدم توجه به آن انسان را بخیل می نماید . انفاق به صورت جمعی پذیرش حقوق دیگران در چارچوب حقوق شهروندی می باشد .

۸-کمک به همنوع

در مشکلات افراد موظف به انتصار و یاری به یکدیگر هستند و انتقام را در شرایطی جایز ولی عفو را اصلح می داند .

روش تعادل و برخورد در مجادلات

در این سوره در سطوح و روشهای مختلف به نحوه برخورد در اختلافات و مجادلات می پردازد .

۱-ابلاغ

در جریان ابلاغ پیام و ترویج آن عده ای اعراض خواهند کرد و وظیفه مومن تنها ابلاغ است و وکیل مردم نیست (۶۳)

۲-بخشش در خشم

مومن در فرآیند اجرای مشی جهت کسب رزق اگر خشمگین شود باید بلافاصله مبادرت به بخشش نماید تا اصلاح صورت گیرد (۶۴) .

۳-دعوت

در دعوت و ابلاغ آن باید پایدار بود و از هوای نفس پرهیز کرد و معتقد به مجموعه قوانین و دستاوردها ( کتاب ) بود و به عدل رفتار کرد و در نهایت هیچگونه اعمال نفوذ و فشار نباید مبذول داشت (۶۵).

۴-بازنگری ، ارزیابی و اصلاح

فرآیند بازنگری ، ارزیابی و اصلاح حرکت کلید مهم برای رستگاری انسان است (۶۶).

۵-عفو در انتقام – در بعضی شرایط انتقام تجویز شده ولی عفو اصلح است (۶۷).

نقش انسان

در کلیه آیات بحث شده ملاحظه شد که مسئله علم ، بصیرت ، اراده و تنظیم رابطه بسیار مطرح است که حاکی از نقش انسان دارد و نام سوره نیز به منزله اصالت به مشورت برای انسانهاست . همانطور که آمده انسان جهت کسب رزق با تعامل درست باید به کمک عقل و کار مبادرت به طرح و برنامه نماید و در این فرآیند حاکی از فعالیت و کنش انسان دارد که در این سوره با واژه های ” امهال و املاء” به معنای داشتن مهلت است آمده است . انجام کار و فعالیت نیاز به زمان دارد و زمان به منزله انجام کار است و این کنایه از عمل انسان و ابتلاء است .(۶۸) و نتایج کار نیز همواره روشن خواهد شد (۶۹).

بازیگران و شخصیتهای سوره

در سوره مومن بازیگران مومن و کافر بودند و در سوره فصلت که بسط سوره مومن است کافران و مشرکان یک وجه آن بودند . در سوره شوری بعلت توسعه رزق در شرایط جدید جامعه ، بازیگران نیز به مومنون و متوکلین ازیک سو و ظالمین از سوی دیگر توسعه یافته است .

بعلت عدم رعایت روش کسب رزق و افتادن به دنیا طلبی و زیاده خواهی نام قشر چدید ” ظالم ” است که به معنای خروج از مدار است (۷۰).

پاورقی و منابع

۱- سوره شوری آیه ۱۳

۲-سوره شوری آیه ۴۸

۳-سوره شوری آیات ۳۲و۳۳

۴-سوره شوری آیات ۱۴،۱۵،۱۷،۵۲

۵-سوره شوری آ یات ۲و ۷

۶-سوره شوری آیات ۷۰تا ۱۲

۷-سوره شوری آیات ۱۳ تا ۱۶

۸-واژه اجتباء

۹-کبر علی المشرکین ، تدعوهم الیه ، سوره شوری آیه ۱۳

۱۰-واژه منیب سوره شوری آیه ۱۲

۱۱-سوره شوری آیات ۱۷ تا ۲۶

۱۲-سوره شوری آیه ۱۶ واژه ” یجاجون “

۱۳-سوره شوری آیات ۲۷ تا ۳۵

۱۴-سوره شوری آیات ۴۴ تا ۴۹

۱۵-سوره شوری آیات ۵۰ تا ۵۳

۱۶-در آینده به شرح این دو سوره پرداخته خواهد شد .

۱۷-سوره شوری آیات ۱۷ و ۲۶

۱۸-سوره شوری آیه ۲۰،۲۳

۱۹-واژه سی نرژی

۲۰-سوره شوری ، آیات ۱۲، ۱۹و۲۷

۲۱-به مفردات راغب مراجعه شود

۲۲-به رابطه “قدرت –معرفت” و تولید دانش به نوشته های قبلی رجوع شود .

۲۳-سوره شوری آیه ۲۹

۲۴-سوره شوری آیات ۷،۱۰،۱۶،۱۸،۴۸

۲۵-سوره شوری آیه ۱۰

۲۶-سوره شوری آیه ۱۵

۲۷-سوره شوری آیه ۱۷

۲۸-سوره شوری آیه ۱۷

۲۹-حوزه نااند یشیدنی

۳۰-سوره های نحل آیه ۷۸ ، مومنون آیه ۱۲، اسری ایه ۸۵

۳۱-سوره سجده آیه ۷

۳۲-سوره مزمل آیه ۹

۳۳-سوره انسان آیه ۳۱

۳۴-اگر به مکالمات و گفتمان کاهنان با مردم رجوع شود همین مطلب را می گفته اند .

۳۵-کتاب ” احیای فکر دینی ” ، علامه اقبال ، مقاله ۲

۳۶-و اوحی الی النحل ….

۳۷-و لسان شفیتین

۳۸-و علم آدم الاسماء کلها، سوره بقره آیه ۳۱

۳۹-سوره الرحمن آیات ۱ تا ۵

۴۰-و اوحی فی کل سماء امرحا

۴۱-و اوحی الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا

۴۲-آل عمران آیه ۱۲۴

۴۳-سوره شوری آیه ۳۸

۴۴-سوره شوریآیه ۱۴

۴۵-سوره شوری آیات ۲۰و ۳۶

۴۶-سوره شوری آیات ۸،۱۲،۱۳،۱۹،۲۴،۲۷،۲۹،۳۳،۴۹،۵۰،۵۱،۵۲

۴۷-سوره شوری آیات ۱۲،۱۹،۲۷

۴۸-مفردات راغب :” انتقال من المکان الی المکان باراده “

۴۹-سوره ملک آیه ۲۲

۵۰-پدیده ” حج”که باید مستمر و دائماًصورت گیرد

۵۱-سوره شوری آیه ۳۸

۵۲-سوره شوری آیات ۲۰ و ۳۶

۵۳-سوره شوری آیه ۲۷

۵۴-سوره شوری آیه ۳۰

۵۵-سوره شوری آیه ۳۸

۵۶-سوره شوری آیات ۳۲ و ۳۳

۵۷-سوره شوری آیات ۱۵و ۵۳

۵۸-سوره شوری آیات ۱۶، ۲۶،۳۸،۴۷

۵۹-سوره شوری آیات ۶،۸،۹،۲۸،۳۱،۳۴

۶۰-سوره شوری آیات ۳۶تا ۴۰

۶۱-سوره شوری آیات ۴۸و ۶

۶۲-سوره شوری آیه ۳۸

۶۳-سوره شوری آیه ۱۵

۶۴-سوره شوری آیات ۱۰،۱۳،۲۵

۶۵-سوره شوری آیه ۴۵

۶۶-سوره شوری آیات ۱۴و۲۱

۶۷-سوره شوری آیات ۱۷ ،۱۸ ، ۲۰ ، ۷ ، ۱۵ ، ۴۵

۶۸-سوره شوری آیات ۱۰ ، ۲۶ ، ۳۶ ، و آیات ۸ ، ۲۱ ، ۴۰ ، ۴۲ ، ۴۳ ، ۴۴


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.