پنج‌شنبه 14th می 2020 , ساعت: 04:05کد مطلب : 117105 نسخه قابل چاپ
تقی رحمانی

منظومه شیعه امامیه،چالش با ولایت فقیه

شیعه جعفری یا امامیه در طی زمانی به نظریه ای رسیده است که دارای مبانی و اضلاع تعیین کننده، بوده است.به نظر می رسد بعد از دهه ۱۳۴۰ هجری شمسی وبه خصوص بعد از پیروزی انقلاب ونقش تعیین کننده نظریه ولایت فقیه با قرائت آقای خمینی منظومه فکری شیعه ۱۲ امامی دچار تحولی شده است که منظومه قبلی را به چالش کشیده است. این چالش نشان از وضع نا پایداری می دهد که نیاز به تبیین مجدد دارد اما این تبیین به سادگی صورت نمی گیرد.
چرا که می شود نظریه داد اما تا گفتمان شدن این نگاه زمان و مقبولیت و توانائی توجیه نظریه لازم است.
اما مبانی شیعه امامیه کدام است؟
مبانی منظومه شیعه ۱۲ امامی با دید جعفری بر چند اساس که هر کدام محصول دوره تاریخی خود است صورت بندی شده است.
این صورت بندی فصلی نهائی دارد و آن حکومت ایده ال را به معصوم نسبت می دهد که غایب است هر حکومتی با حکومت امام معصوم فرق اساسی دارد مقبولیت حکومت غیر معصوم چه شیعه یا غیر شیعه به مشروعیت شرعی ختم نمی شود.این امام ظهور نکرده است.
شیعه تا کنون مدعیان امام معصوم را در تاریخ رد و انکار کرده است و منتظر امام معصوم است.البته شیعیان منطقه قطیف عربستان معتقد به ظهور هر ۱۰۰ سال امام زمان هستند.
غیبت امام معصوم پر افت خیز بوده است اما در طول تاریخ تبدیل به نظریه جامع شیعه امامیه جعفری شده است.
جریان قوی شیخیه هم با عنایت به این نظریه در مجموع در حوزه نجف و قم پس زده شده است که داستانی تاریخی است.
نظریه گفتمانی شیعه امامیه بر چند اصل تاریخی با محوریت امامت نهائی و پایان جهانی امام معصوم شکل گرفته است.
۱-حکومت علی در کوفه که مبانی عادل بودن حکومت است.که در نظریه شیعه امامیه مهم است.
۲- واقعه شهادت امام حسین از اضلاع دیگر این اعتقاد است.
۳- تدوین مکتب سازی جعفری به وسیله امام صادق که بخش مهم آن امکان زیست شیعه امامیه در جامعه مستقل از حکومت اما مرتبط با آن را سامان داده است.
امام صادق با این ادعا که من قائم ال محمد نیستم راه جدیدی برای شیعه امامیه خلق کرد.به عبارتی شیعه امامیه در مکتب جعفری است که زیست بیش از ۱۰۰۰ ساله خود را سامان داده است
این منظومه کلی باعث شده است که شیعه امامیه حکومت را به عدالت پیوند بزند حکومت عادل را هم به وسیله امام غائب بداند. هر حکومت غیر معصوم مقبولیت آن منوط به رعایت برخی از مسائل است اما این حکومت ،حکومت عادل امامیه نمی شود.
چنین نسبتی با حکومت های زمانه معنی دار است و تا زمان نظریه ولایت فقیه تناسبی تاریخی میان روحانیت امامیه و حکومت های ایرانی شیعه و سنی بر قرار بوده است.
حتی نظریه نائینی و هم آخوند خراسانی بر این مبنای نظری غیبت امام معصوم ، مقبولیت مشروط را بر سلطنت مشروطه را بر غیر مشروطه ترجیح دادند.
این گفتمان عدم حکومت مشروع در زمان غیبت که در حوزه قم و هم نجف هنوز گفتمان غالب است بعد از انقلاب به چالش عملی کشیده شده است.
اما گفتمان مزبورکه با روح ایرانی از حکومت و دربار سلطنتی در دوره ای مشخص در تاریخ ما هماهنگی داشته است تقسیمی مدیریتی در حوزه قلمرو میان شاه و روحانی یا حکومت و دین به وجود آورده است که در دوره صفویه نوع شیعی امامیه آن را شاهد بودیم با وجود دعای علامه مجلسی که حکحومت شاه سلطان حسین را وصل به حکومت مهدی مود می خواست اما باز شیعه در نظریه توجیه حکومت صفویه برای ان مشروعیت شرعی قائل نبود.همین ویژه گی در دره قاجاریه ادامه یافته است.اگر چه دوره قاجاریه دوره انحطاط دیوان سالاری ایران است.
در این میان دو نوع متفاوت جریان روشنفکری و هم سنتی اخباری این نگاه کلاسیک شیعه را با اهداف متضاد به چالش کشیده است نا گفته نباید گذاشت که هر شورش بر علیه این نگاه در گذشته با ادعای ظهور امام معصوم به چالش کشیده می شده که سازمان رسمی دین آن را رد می کرده است که آخرین آن شورش بابیه بر علیه حکومت به عنوان نائب و بعد امام زمان بوده است.
اما چالشهای جدید روشنفکری و هم سنتی اخباری است (منظور نگاه کتاب ولایت فقیه) با ادعای حکومت و ظهور امام معصوم فرق داشته است.
به عنوان نمونه نگاه۱- نو اندیشانه شریعتی مخالف حکومت روحانیت اما موافق حضور دین سیاسی در جامعه و۲- هم صالحی نجف آبادی به عنوان نگاه رفروم گرا در خوزه در کتاب شهید جاوید و ولایت فقیه حکومت صالحان به عنوان حق انتخاب حکومت از سوی مردم حتی نوع حکومت ولایت فقیه ۳-هم نگاه رهبر انقلاب در باره ولایت فقیه و ولایت مطلقه فقیه به عنوان نگاهی اخباری و سنتی، در به چالش کشیدن نظریه کلاسیک شیعه امامیه برای حکومت با ادعای ظهور امام معصوم نبوده است. اینان ادعای ظهور امام معصوم نداشته اند اما توجه اینان به حکومت داری و نقش مذهب مانند نگاه شریعتی و هم روحانیون حکومت داری مانند نگاه صالحی و خمینی نگاه سنتی و منظومه ای شیعه امامیه را مورد چالش قرار داده اند.

 

اگر چه این نقادان، نگاه کلاسیک شیعه امامیه نظریه یکسان هم در باره حکومت نداشته اند .
سه نظریه ذکر شده چالشی بر منظومه شیعه امامیه به مدل های حکومتی زیر باور داشتند.
– نظریه ولایت فقیه یا مطلقه فقیه
– نظریه حکومت صالحان و ولایت فقیه با رای مردم
– حکومت جمهوری حقوقی از سوی نواندیشان مسلمان .
هر سه این گرایش ، ابعادی از نظریه و منظومه شیعه امامیه را به نقد کشیده است.
علت به چالش کشیدن منظومه شیعه ۱۲ امامی به گمان بی دلیل نبوده است این چالش سازی مسئله ساز بوده است اما موفق بودن آن جای سوال دارد. منظومه سنتی شیعه ۱۲ امامی اگر توان داشت که در برابر این سه نظریه محکم باقی بماند اما این منظومه به چالش کشیده شده در تغییر و تحول قرار گرفته است که سمت ان مشخص نیست. است.
این سه نظریه که با هم متضاد در اهداف هستند منظومه مزبور را دچار تکان و تنش کرده اند به این تنش ها باید پرداخت .اما ما در این جا به نظریه غالب شده یعنی حکومت ولایت فقیه و تعارض ان با دید سنتی کلاسیک شیعه توجه می کنیم.
نظریه ولایت مطلقه فقیه:در این نظریه فقیه شان و اختیار امام معصوم و هم پیامبر را دارد الا احوال شخصیه. این نظریه در عمل جای برای امام معصوم نمی گذارد چرا که در حکومت احوال شخصیه دیگر ملاک نیست فقیه می تواند و باید در جایگاه رهبری جامعه امامت کند در این نظریه خلافت به جای امامت می نشیند.
در این نظریه کل منظومه شیعه ۱۲ امامی دچار چالش می شود انتظار به معنی برپائی حکومت امام معصوم چندان ضرورت ندارد.
این توجیه که حکومت فقیه زمینه را برای ظهور امام معصوم فراهم می کند با عقل و هم روایت مزبور برای ظهور تطبیق نمی کند چرا که این امام معصوم است که باید ظلم را بر اندازد.در صورتی که حکومت فقیه عین عدل نامیده می شود.
این نظریه عاشورا را هم از نگاه ضد قدرت ظالم ،به کمک حکومت فقیه می آورد.
در این نظریه حکومت ولایت فقیه و حفظ آن از اوجب واجبات است یعنی افشا اعمال نادرست این حکومت مقبول نیست. فلسفه عاشورا در این نظریه واژگون می شود در خدمت حفظ حکومت قرار می گیرد .
حکومت عدل علی هم در خدمت توجیه حکومت مستقر قرار می گیرد.
در این نگاه رفتاربرخی امامان شیعه هم برای عدم قبول حکومت های مقبول نیست.چرا که می توانستند وارد حکومت شوند و بعد حکومت را در اختیار بگیرند
اما مهمتر از نگاه ساختاری به قدرت است که در این نظریه روحانی در مقام حاکم می نشیند و هم مقام دینی را حفظ می کند. جمع این دو از عجایب نظریه قدرت در ایران است.
مسئله مهم تر در این نگاه این است که حکم شرعی در رساله عملیه به عنوان قانون عام، قابل اجرا تجلی پیدا می کند نظر ولایت فقیه برای قانونگذاری ملاک می شود میان جرم حقوقی و گناه ایمانی فرقی گذاشته نمی شود . دین در عمل در دست حکومت قرار می گیرد منتها نه حکومت معصوم که عاری از خطا است .
در دوره غیبت مومنان به شیعه رساله عملیه را نه به اجبار بلکه به اعتقاد همه مردم می کرد حکم شرعی به معنی لازم اجرا بودن برای همه مردم نیست.بلکه اعلام نظر است که مومنان در صورت توان به آن عمل کنند.
در دوره صفویه هم رساله فقها به معنی قانون رسمی نبوده است. زمانی قانون اجرائی می شده که حکم سلطانی نام می گرفته است.
به سادگی می توان گفت که مدل حکومت ولایت مطلقه فقیه نگاه کلاسیک شیعه ۱۲ امامی را به لرزه در می آورد.اما ایا می تواند جایگزین آن شود؟

حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.