پنج شنبه ۱۸ام آذر ۱۳۹۵ , ساعت: ۱۱:۰۹کد مطلب : 100129 نسخه قابل چاپ

ما دین اهریمنی نداریم

عین القضات همدانی نظر خاصی در بارۀ فلسفه و تاریخ ادیان دارد. می گوید که اصل هر دینی درست بوده ولی بعدا در دست صاحبان آن دین تغییر و تحول پیدا کرده و خرافات در آن دین پیدا شده و اصلا آن دین تبدیل به یک چیز دیگر شده است. من این نظر را در مورد بسیاری از ادیان و مذاهب درست می دانم  و به همین جهت معتقدم که ما اگر بخواهیم دینی را یا مذهبی را  بشناسیم باید برویم به سرچشمه های آن دین و مذهب و در بارۀ سخنان بنیانگذار یا بنیانگذاران آنها تحقیق کنیم. اگر می خواهیم حقیقت اسلام را بشناسیم باید برگردیم به صدر اسلام. اگر بخواهیم تشیع را بشناسیم باید برگردیم به دوره های اولیه شکل گیری تشیع. من نمی گویم سعی کنیم یک اسلام یا تشیع ناب محمدی یا علوی بسازیم. نمی گویم سلفی شویم. مسئله شناخت است. شناخت اصل دین.  دین شناسی با متدین بودن به یک دین فرق دارد. من می توانم برای شناخت مسیحیت به دوره های نخستین مسیحیت بروم و تحقیق کنم بدون این که مسیحی باشم.
نکته دیگری که من در ذیل نظر عین القضات می خواهم بگویم این است که عقاید دینی در طول تاریخ فقط توسط متدینان تغییر نکرده و نمی کند بلکه عقاید هر دینی توسط دشمنان آن دین هم دستخوش تغییر واقع می شود یا بهتر است بگویم: چه بسا عقاید شناخته شده یک دین توسط دشمنان آن دین ساخته شده باشد و ما برای شناخت آن دین مجبور باشیم که تعریفهائی را دیگران از راه دشمنی با متدینان به یک دین کرده اند کنار بگذاریم.  این در واقع نوعی پدیدار شناسی در دین است. مثلا امروز یک آمریکائی که می خواهد اسلام یا تشیع را درست بشناسد مسلما باید این همه تبلیغات سوئی را که رسانه های آمریکائی و اروپائی در بارۀ اسلام و تشیع می کنند کنار بگذارد و سعی کند اسلام را از طریق منابع خود مسلمانها ، آن هم مسلمانان نخستین و شیعیان نخستین، بشناسد. کاری که رسانه های غربی در مورد اسلام وتشیع می کنند در گذشته هم کم و بیش وجود داشته است. اصلا قرون وسطی میدان نبرد ادیان و مذاهب با یکدیگر است و هر دینی سعی می کرده دینهای دیگر را خراب کند تا نشان دهد که حقیقت نزد خودش است و دیگران همه باطل اند. امروزه این مبارزه در میدان سیاست و ایدئولوژیها صورت می گیرد و مثلا مارکسیستها کاپیتالیستها را خراب می کنند و کاپیتالیستها مارکسیستها را ، ولی در گذشته همین کار را در مورد ادیان و عقاید کلامی آنها انجام می دادند. مسیحی ها از اوائل قرون وسطی چهره ای منحوس از مسلمانها نشان دادند تا به خودشان بقبولانند که این دین باطل است و حقیقت نزد مسیحیان است نه مسلمانها. مسلمانها هم همین کار را با مسیحیت کردند. مسلمانها همین کار را با دین زردشتی کردند. حتی ایرانیان مسلمان شده هم برای این که به خودشان بقبولانند که دین جدیدشان بر حق است دین آبا و اجدادی خودشان راخراب کردند. مسلمانانی که به زردشتیان اتهام دو گانه پرستی زدند فقط عربها نبودند. خود ایرانی ها هم در این کار دست داشتند. عرب و ایرانی هر دوسعی کرده اند که برای نشان دادن حقانیت دین خودشان دینهای زردشتی و مسیحی و یهودی را خراب کنند. مهمترین دلیلی که مسلمانان برای حقانیت خود داشتند این بود که آنها قائل به توحید اند و از همین زوایه هم به ادیان دیگر حمله کردند، به خصوص به زردشتی گری. ما اگر برای شناخت زردشتی گری یا مسیحیت فقط به منابع اسلامی رجوع کنیم، مسلما با عقایدی روبرو می شویم که بعضا یا اکثرا توسط خود مسلمانها ساخته و پرداخته شده و به صاحبان این ادیان نسبت داده شده است. همین طور اگر بخواهیم اسلام را از راه منابع مسیحیان بشناسیم با اسلامی روبرو می شویم که حد اقل قسمتی از آن را مسیحیان ساخته اند. در واقع شناخت یک دین از راه منابع ساخته شده توسط دشمنان آن دین راهی است که محقق را به ترکستان می برد. اصلا از همان اول او با این فکر شروع می کند که این دین دارای عقاید باطلی بوده است  و این درست خلاف نظر عین القضات است . عین القضات معتقد بود که عقاید هر دینی در اصل درست بود ه است. دین زرتشت که قرنها توانسته بود یک امپرطوری عظیم را از نظر اعتقادی مدیریت کند نمی توانست در اصل و از ابتدا غلط و باطل باشد. همین طور مسیحیت .  امروز همین حرف را باید به آمریکائیها و اروپائیها در بارۀ اسلام و مسلمانان و به خصوص شیعیان گفت. محققان فرنگی باید بدانند که یک دین نمی تواند بر اساس خشونت و آدم کشی و تروریسم و جنگ قدرت و خیانت و دروغ بنا شده باشد و آن وقت ۱۴۰۰سال هم میلیونها نفر را پیرو خود نگه داشته باشد. هیچ دین و آینی نمی تواند بر اساس قهر و خشونت تمدن سازی کند. اگر دینی تمدن ساز بوده و توانسته است قرنهای متمادی برای مردم مختلف فرهنگ و هنر و شعر و ادب و انسانیت و عشق به ارمغان بیاورد پس در اساس آن دین باید چیزی غیر از خشونت و قهر و زور باشد. ما دین اهریمنی نداریم. اهریمن نمی تواند سازندگی کند.

 برای سازندگی کردن باید اهورائی بود. نه دین زردشت و نه مسیحیت و نه اسلام هیچ کدام در اصل اهریمنی و شیطانی نبوده اند. زردشتیها دو گانه پرست نبودند. ایمان آنان به اهورا مزدا بود، به عشق و مهربانی و پاکی، ایمان مسیحیان اولیه هم به عشق بود و مهربانی و پاکی، و ایمان مسلمانان هم به عشق بود و مهربانی و پاکی. ما اصلا دین اهریمنی نداریم.

منبغ: صفحه فیس بوک نویسنده


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.