دوشنبه 30th مارس 2020 , ساعت: 01:03کد مطلب : 116496 نسخه قابل چاپ
محمد عثمان

ضرورت تدوین گفتمان دینی جدید، جایگزین بازسازی گفتمان موجود:

محمد عثمان الخشت اهل مصر است

او رئیس دانشگاه قاهره می باشد

عنوان کتاب به سمت تأسیس :یک دوره جدید دینی: اثر، محمد عثمان الخشت می باشد

برباوراو:اندیشمندان وروشنفکرانی که به بازسازی گفتمان دین موجود: می اندیشیدند، ناکارامد و دفترشان بسته شده است۰

واکنون زمان:باز سازی گفتمان جدید دینی فرا رسیده است

که  اساس ان باید: بر علوم جدید وبه( سبک آکادمیک )صورت پذیرد۰

با قید زدودن نگاه قدسی

و البته با نگاه و جهت گیری انسانی

از سوی دیگراو با: بسیاری ازجمله ( با شیخ الازهر) به ارزیابی کتاب خود نشست ۰

از جانب دیگردهها اندیشمند :به این کتاب با نگاه نقادی نیز پرداختند۰

ومحمد الحمامصی، مقاله ای را در مورد کتاب: به سمت تأسیس یک دوره جدید دینی: را نوشته و منتشر نموده است.

این مقاله توسط  آقای علی سرداری به فارسی برگردانده شده است.

مقاله:

ضرورت تدوین گفتمان دینی جدید جایگزین بازسازی گفتمان موجود:

همزمان با تشدید عملیات تروریستی وبا گسترش جریانهای: تکفیری با انواع مذاهب وگوناگونی آنان ،مواجه هستیم از طرفی صداهایی در این رابطه خواستار انقلابی، در بازسازی گفتمان دینی شدند

این خواسته دارای منابع متعدد ، فکری ، دینی  و سیاسی نیز می باشد.

اما نمایانگر اجماع در مورد لزوم فوری بازسازی: میراث اسلامی از ناخالصی هایی: که عقلانی آن را تروریسم فراهم کرده است۰با این وجود ، قابل توجه است که فراخوان: برای تجدید گفتمان دینی: همچنان یک تماس مبهم باقی مانده و به سطح شناسایی سیستماتیک نرسیده و به یک برنامه مشخص تبدیل نشده است۰

درهمین راستا محقق مصری ، محمد عثمان الخشت ، در کتاب خود به نام” به سمت تأسیس یک عصر جدید دینی” ، تصویری دقیق تر و واضح ترداده و  ازسوی دیگر ، خواستار تدوین گفتمان دینی جدید، به جای بازسازی گفتمان

دینی موجود را ،ترسیم کرده وارائه داده است۰


ا کنون  نیاز شدید به یک انقلاب درگفتمان دینی داریم:

 

الخشت ، استاد فلسفه ادیان ، با تأکید بر این نکته ،که اسلامی که امروز با آن داریم زندگی می کنیم ، خارج از تاریخ و جدا از واقعیت پیشرفت قرار دارد. او در کتاب خود دعوت “به سمت تأسیس یک عصر جدید دینی” را باز کرده

است و پس از آن لازم است ما به “اسلام فراموش شده” بازگردیم ، نه به اسلام دروغین، که در آن زندگی می کنیم ونظر او بر این است که بدون پاکسازی  اسلام از”میراث اجتماعی وعمق آن، وتک  صدایی آن، امکان ندارد (این روند  عملی گردد وپیش برود)

این نوع نگاه به اسلام، از یک زاویه تنگ تقلبی می باشد۰بنابراین لازم است، یک انتقاد همه جانبه نسبت به : یک سونگری به آن  اعم از تروریستی و جریانات دیگر داشته باشیم. وی براین باور است  آنچه اکنون ، مورد نیاز است شکل گیری گفتمان جدید دینی می باشد و نه باز سازی گفتمان دینی موجود،

زیرا باز سازی گفتمان دینی موجود فرایندی شبیه به بازگرداندن یک ساختمان کهنه می باشد،در صورتی که اکنون لازم است ، دست به بنای یک ساختمان جدید ،با مفاهیم نوو با زبان جدید و واژگان نو که همراه با زبان و واژگان علوم اجتماعی و انسانی: با توجه به تغییرات زمان و ماهیت چالشهای که ملت با آن مواجه است :باشد۰

انتشار و کار برد مفاهیم متنوع ، تکثرگرایی و پذیرش دیگران و تربیت کادرهایی که ،نسبت به دین حقیقی آگاهی داشته باشند ، نه تنها با مطالعه علوم حقوقی ،بلکه با مطالعه علوم انسانی و علوم اجتماعی ،نیز در دستور کارش

قرارگیرد.

روی کرد عثمان، در کتابش مبتنی بر مجموعه ای از (کارهای  مهم وفوری می باشد ) که دیدگاه وی را ،برای ورود به یک دوره نوین  دینی را شکل می دهد ازجمله: تفکیک عقل بسته ، ونقد عقل نقلی ، وشکستن: انسداد اندیشه

سخت دینی را :مد نظرباید قراردهد.

نویسنده: در این کتاب مجموعه ای ازمراحل عملی را، ازهم تفکیک ومشخص کرده است نخستین :آن شک سیستماتیک است، دوم :تمیزدادن مقدس وانسانی  ازهم در اسلام. سوم :کنارزدن مراجع تخیلی ،که درعمق میراث شکل گرفته ودرآن حضوردارند.

وی بر این باور است : پس از تفکیک نوبت تاسیس است که رکن نخست :آن  تغییر راه های اندیشه مسلمانان است دوم :آموزش جدیدی که عقل را بازکند  و شیوه زندگی و روش کار نوینی را شکل  دهد ۰

سوم: تغییر نگاه  نسبت به جهان وبازسازی مسلمانان است۰
چهارم :بازگشت به اسلام آزاد” اسلام فراموش شده “وپنجم :سیستم حکومتی است که سنن  تاریخی را در خود جای داده و همه اینها محقق نمی شوند مگر به، کار گیری  مجموعه ای از سازوکارها برای
 دستیابی، به راه حل های کوتاه مدت و میان مدت که :آموزش ، رسانه ، فرهنگ ، اقتصاد،جامعه و سیاست را  شامل می گردد۰

او درکتاب عصردینی نو: نقطه ای را باز کرده وآن را ارائه داده که عبارت است از”شک سیستماتیک در اینجا  الخشت شک :ابراهیم سلام الله علیها: را بر آموزه های قوم خود و بتها ، سیارات و ستارگان طبق مراحل استدلالی

عقلیش را آورده است.

و درمقابل: شک دکارت: را دربرابر برتری حاکمیت روحانیت و تفسیر یک جانبه آنها از کتاب مقدس قرار داده است۰واو بر این باور است ،”در اینجا ابراهیم سلام الله علیها، از سکوت عقلش خودداری کرد،

واز جانب دیگردرآنجا ،دکارت ویارانش، ازسکوت عقلشان ،خودداری نمودند۰دراین روند بود که با، دکارت وهمراهان اودوران جدیدی آغاز گردید۰وآن به تاسیس ،عصرنوین و گفتمان دینی جدیدی ،نیزمنجر شد۰

دردورانی که قرون وسطی روحانیت در اروپا، انحصار حقیقت ویک سونگری ونهایی را در اختیارداشت عقب رانده شد۰

نظر عثمان بر این است که ،ابراهیم سلام الله علیها ، عقلش را به مرحله شک  رساند وضرورت ادامه آن را، قرآن اینگونه ادامه می دهد ،او آموزه های موجود  را رد نمود ، پس شک سیستماتیک برای ایمان منضبط ضروری است

و شک سیستماتیک برای علم نیز ضروری می باشد،شک سیستماتیک برای تاسیس گفتمان دینی جدید، درهمه زمانها ضروری می باشد۰ازجانب دیگروظیفه اندیشه تنها خروج ازشک ورسیدن به یقین واطمینان نیست، بلکه مهمترین

وظیفه اندیشه وتدبر ،پیش بینی وبررسی همه چیز است۰

وی یاد آوری می کند که: برای رهایی ایمان از شک لازم است به واسطه گری  نه گفته شود، در اینجا یکی از مهمترین نکات ورود، به شکل گیری گفتمان دینی نوین، پنهان کاری است ۰که حضرت ابراهیم،  پنهان کاری و اقتدار

روحانیت وسخن گویان به اسم خدایان رارد کرد۰پس از آن بود که ،اوبه حقیقت  وجود خدا ،از طریق استدلال منظم و هدایت الهی رسید، درود خدا براو باد۰

عثمان به نابینایی برخی ازمسلمانان درعصرما اشاره می کند ،البته نابینای چشم نیست، بلکه به نابینایی فرهنگی (الگو شناختی) مورد نظر است، ونابینا از یک گوشه ای نگاه می کند ، اشاره کرد که این میراث اجتماعی از زاویه

لاییکها ، پس دین نزد ایشان، تنها رابطه بین خدا وبنده او است، هیچ ارتباطی با خوبی های زندگی عمومی ندارد و هیچ ارتباطی با هیچ یک از امور را در برندارد۰

و گروه های  ماسیونری ،باطنی و سری، شخصیت خاص خود را،در زمان ضعف دارند۰

بنابرآن شرایط، دین رادر مخفی کاری و تقییه  میدانند ، وهدف آنها درنهایت رسیدن به قدرت وسیطره برآن می باشد، این شیوه را برخی از گروه های شیعه ویهودی در زمان ضعف نیز، به کار می برند۰

و بعضی از گروه های وابسته به اهل سنت مانند اخوان، شیوه تقیه ومخفی کاری را به کار می گیرند. اکنون سیاست تقیه ،به جای یک استثناء به قاعده تبدیل شده است۰

به جز اینکه این گروه ها از قدرت مندان  می ترسیدند از آنچه ،برای شکل دادن به گفتمان جدید دینی وعدم بازسازی گفتمان دینی موجود  آنچه اکنون مطلوب است۰تکوین گفتمان دینی نو است نه گفتمان دینی موجود

اما جهادگران،اسلام درنگاه آنها دین جنگ است برای همیشه ،تغییردرنگاه آنها تنها ازطریق زوروخشونت است که صورت می گیرد،از سوی دیگرتکفیر دیگری اینکه اینجا دارالاسلام است که در مقابل دارالکفر قراردارد۰

این دارالاسلام  ودر مقابل آن دارالحرب می باشد.

وصوفیان نیزدین رادرزهد،ریاضت ،ذکرویا یادآوری ودرگوشگیری می بینند، واین را،مبارزه برای زندگی می دانند. اما توده های خاموش اسلام درنگاه آنها آیین ها ومناسبت ها است:رمضان ،عید،رجب،شعبان،ولادت پیامبر،حج

می باشد.

در این راستا ،عثمان خاطرنشان کرد: فاسدها ازهرجناحی،عبادت واقعی را با عبادت دروغین مخلوط می کنند،واو براین باوراست: بسیاری از مردم هنوز روابط خود را با خدا ،تنها از طریق مناسک برقرار می کنند۰

نه از طریق تعهد و مسئولیت ، پس راه نجات، در نگاه  آنها تنها درعبادت  خلاصه می شود و نه در انجام کار سازنده برای توسعه جهان،آنها پرستش واقعی را اشتباه می گیرند که رابطه موثری بین انسان و خدا برقرار می کند و

انگیزه ای تازه، برای او فراهم می کند تا بتواند نقش خود را دربازسازی و توسعه جهان ایفا کند۰

واینها بین پرستش دروغین که توسط منافقان انجام می شود ،یا کسانی که خود را گول می زنند وتصورمی کنند که با انجام برخی اعمال عبادی ازخدادلجویی می کنند وسپس به دنبال فساد درزمین ادامه می دهند.

وی افزود: سیاستمداران عقاید دینی خودرا با، مواضع سیاسی  خویش مخلوط می کنند! در صورتی که سیاست تابع انسانی ومتغیرات روزاست۰

البته اسلام: شامل اصول حکومت سیاسی عادلانه می باشد: در این شکی نیست اما فاجعه این جااست که، هر کسی نگرش متغیر سیاسی خود را که مربوط به منافع ، طبقه و به گروهی او تعلق دارد ،آن را بیانگر خود اسلام به حساب می آورد.

اما برخی از روحانیون اسلام را به عنوان یک حرفه و نه مأموریت درنظر می گیرند ، آنها دین را به نهادهای اقتدارگرای تبدیل کردند ومرجعیت را  به صورت مراکز انحصار حقیقت در آوردند ، در این روند به جای تمیز کردن

درونی و قوام کلمات و کردارها ، بیشتر بر آیین ها و مناسبت ها تمرکز می کنند۰این امر بیش از آنکه به جوهر،عقل و انسان توجه کنند،روی شکل وحرف متمرکز می شوند و مصالح و تصمیمات حاکمان را توجیه می کنند.

عثمان تأکید می کند  که، تعصب یک فریب فکری فریبنده است ، زیرا متعصبان ،طوری صحبت می کنند که گویی، جایگاه آنها براساس دلیلهای محکم و قطعی استوار است .

یعنی آنها دیگران را فریب می دهند ودر ضمن  خود رانیز گول می زنند از  سوی دیگر آنها تصور می کنند که  صاحبان برهان محکم هستند۰حتی اگر دلیلهای  آنها ،سرشار از جنبه های عدم تعادل باشد و آن تنها به این دلیل است که جزم گرایی موضع بسته ای را شامل می شود که مبتنی بر تفکر عمیق نمی باشد. آن تنها به این دلیل است که جزم گرایی موضع بسته ای را شامل می شود وآن مبتنی بر تفکرو تامل نیست

وی بر این باور است: منشأ عقل افراط گرایی در ماهیت تفکر غیر عقلانی آنان نهفته است که ،عقل بسته را مشخص می کند.

درعملی کردن نوسازی لازم است۰

نخست : برنامه درسی را در معرض دید  خود مردم و دربرابر حقیقت عقلشان  قرارداد۰

که این گرایش بیمار می باشد لذا بنابراین نه تضاد واقعیت و نه حتی تناقضات روحی، با این شیوه قابل حل نیستند۰ودر چنین وضعیتی  این روند  نمی تواند علم تولید نماید ونه اندیشه ونه برای مشکلات راه حلهای ارائه دهد۰

الخشت خواستار مقابله همه جانبه با: “تروریسم” آن هم نه تنها در سطح  امنیتی ونظامی کافی نمی داند بلکه یک رویارویی جامع  رامی طلبد: وافزون بر این یک راه حل اقتصادی ،اجتماعی ، آموزشی و سیاسی ضروری است و با تأکید براینکه نیروی در مقابل نیروی تروریستی  که آن در میان زره فولادین پنهان شد ه است روبه رو است۰

باید با چنین پدیده ای به مقابله پرداخت  ، وقدرت با نیروی ، تروریسم  فصلی مواجه  است،واندیشه با اندیشه تروریستی مواجه  است که آن تروریست دروضعیت اضطراری قراردارد ،

منبع روزنامه العرب – ۲۰۱۷/۰۳/۱۳


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.