دوشنبه 8th فوریه 2021 , ساعت: 09:02کد مطلب : 119994 نسخه قابل چاپ
د.ولید القططی

شیعه و سنی ، همزیستی به جای همگرایی و درگیری

 

آن گاه که «نواب صفوى» رهبر سازمان «فداییان اسلام» و مخالف حکومت سلطنتى ایران، از سوریه بازدید و با رهبر (مرشد) اخوان المسلمین «مصطفی السباعی» در سوریه دیدار کرد، السباعی از پیوستن جوانان شیعه به جنبش هاى سکولار وملى گرایانه شکایت کرده بود. پس از آن بود که نواب صفوى بالاى منبر رفت و در بین جمع حاضرین شیعه و سنی  گفت: « هر کسی که می خواهد جعفری واقعی باشد، باید به صفوف اخوان المسلمین بپیوندد».
همین طور هنگامی که نواب صفوی از مصر دیدار کرد، بنیانگذار گروه اسلامی در لبنان آقاى فتحی یکن در کتاب «الموسوعه الحرکیه» از شور و اشتیاق شدید اخوان المسلمین در دیدار با وی و همچنین از هم دردی مسلمانان با وی هنگام اعدامش توسط شاه ایران نوشت.
هنگامی که «دار التقریب بین المذاهب الاسلامیه» در قاهره و در سال ۱۹۴۷ تأسیس شد، بنیانگذار اخوان المسلمین، شهید امام حسن بنا، با اعتقاد به برتری اهداف و صداقت و اخلاص موسسان آن که جمعى از دانشمندان و نویسندگان و اندیشمندان بودند، به آن پیوست.
موارد ذکر شده بالا همه نقل قول هایی است که در پژوهشی مربوط به سال ۱۹۸۲ در مجله (الطلیعه الاسلامیه) آمده است.
نویسنده این پژوهش، شهید دکتر فتحی شقاقی است که از بنیانگذاران جنبش جهاد اسلامی در فلسطین بوده و بخشی از زندگی خود را در زندان قلعه در قاهره مصر به عنوان هزینه اعتقادش به ایده های تقریب و انقلاب گذرانده است.

دار التقریب بین المذاهب الإسلامیه، در سال ۱۹۴۷ میلادى در قاهره مصر به همت علماى دینى سنى و شیعه تأسیس شد و چهار عالم دینی که به ترتیب رییس دانشگاه الأزهر بودند به آن پیوستند. آن چهار تن شیخ محمد مصطفى المراغی و مصطفى عبدالرزاق و عبدالمجید سلیم و محمود شلتوت بودند. همچنین شیخ حسن بنا، بنیانگذار اخوان المسلمین و حاج امین حسینی مفتى کشور فلسطین نیز در ادامه به آن ملحق شدند.  همین طور علماى شیعه مثل محمد تقی قمى و محمد حسین کاشف الغطاء و محمد جواد مغنیه و حسین بروجردى نیز برخی از چهره هایی بودند که  به آن پیوستند.

 

بعد ها مجله (رساله الاسلام) به عنوان سخنگوی آن موسسه منتشر شد، و آیه قرآنى «إِنَّ  هَٰذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّهً وَاحِدَهً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ » یعنى«این امت شما یک امت واحدى است، و من پروردگار شما هستم، پس  مرا بپرستید» را به عنوان شعار خود قرار داند، تا بیان گر اهداف خود در جمع بین مسلمان متفاوت و مختلف در مذهب و اندیشه باشد و البته همچنان در جهت نشر پیام یگانه اسلام براى جامعه بشریت عمل کند.

بسیاری از اهل قلم و اندیشه و ادبیات و دین بعدها در این مجله قلم زدند، از جمله آن ها که به این نشریه پیوستند ، می توان به محمد ابو زهره،  محمد المدنی، احمد امین، عباس عقاد، محمد فریدوجدی اشاره کرد.
قبل از توقف انتشار این مجله، ۶۰ شماره از آن منتشر شده بود که در سال ۱۹۷۹ با دستور رژیم حاکم مصر آقاى انور سادات و همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، و وخیم شدن روابط دو کشور روند انتشار مجله متوقف شد.
با توقف انتشار این دار التقریب ، مهر پایانی بر مهم ترین موسسه اسلامى که دعوت به تقریب بین مذاهب اسلامى مى کرد، نیز زده شد.

پس از توقف کار دار التقریب، روند وقایع به سمت درگیری پیش رفت و عوامل سیاسی، پیشینه هاى روحى و روانى، اختلافات فقهی و اختلافات ایدئولوژیک، منجر به بروز جدل های جدی شد. جنگ هشت ساله عراق و ایران نیز به بیشتر شدن این درگیری های فرقه ای و مذهبى کمک کرد. کشورهای هاى حاشیه خلیج فارس که از سرایت انقلاب ایران به کرسی های حکمرانی خود وحشت داشتند، در برافروختن آتش درگیری های فرقه ای شرکت فعال کردند.
سقوط حکومت صدام حسین در آغاز قرن جدید و سپس وقوع انقلاب های دیگر در کشورهاى عربى با عنوان «بهار عربی» و درگیری منطقه ای بین عربستان سعودی و ایران، نیز از جمله عواملى بودند که یک فضای مناسب را مهیا کردند تا غول فتنه های مذهبى از چراغ جادویشان خارج شود.

هزاران نفر و میلیاردها دلار و هزاران تن از انباشته هاى اسلحه در کوره آتش فتنه بین کشورهاى منطقه و بین الملل ریخته شد.
تحریکات فرقه اى و مذهبى ثمره اش ، میوه های تلخ بیشترى که با نفرت و خون آبیارى شده بود را رویاند. افراط گرایان مذهبی از هر دو طرف ناگهان کشف کردند که شیعیان «رافضیان کافر» و سنی ها «ناصبیان شرور» هستند. افراط گرایان نژادپرست ایرانى و عرب، «پوپولیسم فارسی» و «عرب گرایی» را به عرصه برگرداندند، که نتیجه همه آن جدل های پنهان در این درگیری، پسرفت تلاش هاى نزدیکى و تقریب و وحدت بود و در نتیجه با  پیشرفت درگیری ها، تفرقه بین سنی ها و شیعیان بیشتر از همیشه شد.

 

این نوع از درگیری تمام شدنى نیست مگر با نابودی آخرین شیعه یا آخرین سنی، یا تبدیل همه شیعیان به سنی یا همه اهل سنت به شیعه، یا با ساختن و احداث سدی مانند سد یأجوج و مأجوج بین طرفین این دعوا.

اما هر سه گزینه غیرممکن است و مفهوم تقریب به معنای نزدیکى نظرات بین دو طرف، وهم ساز کردن بین آن ها جهت نزدیکى و همسویى با کوتاه آمدن هر طرف از برخی از اعتقادات خود برای نزدیک شدن به طرف دیگر نیز محال است؛ و محال بودن آن به دلایل علمی، اعتقادی، روانی و سیاسی ریشه دار برمی گردد. مواردی که ریشه در روح و روان، تاریخ و اعتقادات، سیاست و منافع مذهبى و فرقه اى دارد و به راحتی افراد از آنان عبور نخواهند کرد.

اما اگر پایان درگیری یا محقق شدن تقریب بین آن ها چشم اندازى نداشته باشد، دیگر جایی برای نجات وجود ندارد مگر با یافتن یک رویکرد سازش بین تقریب. پایان دادن به درگیری در این مرحله استثنایی، که از انحلال کامل جلوگیری می کند و درگیری ابدی با دیگری را پایان دهد، چیزى نیست جز رویکرد همزیستى.

همزیستی، همان طور که اندیشمند مصر آقاى محمد عماره  تعریف کرده است، «یک حرکت است که شروع آن نقطه تفکیک مذاهب و محافظت بر این تفکیک به همراه خوددارى از انکار و رد مذهبى مذاهب دیگر باشد، و به نوعى همزیستى بین مذاهب ایجاد مى کند».
شیخ یوسف قرضاوی آن را این گونه تعریف کرده است که «هدف سنی کردن شیعیان، یا شیعه کردن سنیان نیست. بلکه ما می خواهیم در مورد برخی موارد که ما را به هم نزدیک می کند و بین دو طرف صلح و آشتى برقرار کند، توافق کنیم».
شیخ محمد غزالی اما خلاصه آن را در (قانون اساسی وحدت فرهنگی در میان مسلمانان) در اشاره به سنی ها و شیعیان این گونه  بیان کرد و نوشت: «حمایت از اصول مشترک برای رویارویی با آینده» و هدف آن را مرجع دین شیعی محمد حسین فضل الله در جمله «رسیدن به پایه وحدت» محدد و مشخص کرد.

همزیستی به عنوان یک رویکرد معتدل در میان درگیری دائمی ادیان، یک ضرورت حقیقى و یک واجب دینی و یک روش واقع گرایانه و یک تجربه واقعی است. همزیستی تضمین می کند مسلمانان حتی با همه اختلافات سیاسی، اعتقادی و فقهی خود، به عنوان افراد، گروه ها، تشکیلات، ملت ها و کشور ها زندگی کنند. به طورى که به مدد همزیستی با یکدیگر و در کنار هم و در سایه امنیت، اطمینان و صلح، و در یک فضای تفاهم، هماهنگی و همکاری زندگی کنند. آنان همچنین به دور از درگیری و جنگ و براساس اصول مشترک اسلامی و مفهوم یک ملت واحد اسلامی بنا شده بر اساس مفاهیم آشنای قرآنی، و بر اساس توافق بر روی یک کلمه مشترک به عنوان یک مخرج واحد و بدون چشم پوشى از اعتقادات، یا اخلال در معتقدات دیگرى و اهانت به مقدسات دینى، و نقض اصول اسلامی، و ترکیبى از افتخار به ذات مذهبى خود و با احترام به دیگری در دایره اسلامی کنار هم زیست می کنند. در عین حال در این زیست کنار هم از مبالغه خودداری می کنند و در رابطه و پیوند مذهبى پیوند و رابطه اسلامی را به جای تفرقه گر بگذراند.

همزیستی به عنوان یک رویکرد و محتوای انسانی و اسلامی به همه افراط گرایان فرقه اى درون اسلام به ویژه تکفیری ها، این پیام را مى رساند که احتکار اسلام وایمان فقط براى خود و کافر تلقی کردن خلایق، عامل تعیین کننده ای در ورود آن ها به بهشت ​​و ورود دیگران به جهنم نیست.
پس خود را از رنج داورى دیگران بر حسب ایمان و کفر راحت کنند، چرا که قضاوت در این باره در روز رستاخیز خاص خداوند متعال است. و به جاى آن به اصلاح نفس خود و اخلاق شان و تصحیح اشتباهات خودشان بشتابند و از ملت هایی که قبل از آن ها بوده اند عبرت بگیرند و مانند کسانی نباشند که هیچ نمی دانند.
هنگامى که مثل یهودیان و مسیحیان گفتند و بیان آن در قرآن کریم آمده است: «وَقَالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصَارَىٰ عَلَىٰ شَیْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَىٰ لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلَىٰ شَیْءٍ وَهُمْ یَتْلُونَ الْکِتَابَ کَذَٰلِکَ قَالَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّهُ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فِیمَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ».
پس بر جایگاه خود در بهشت نترسند اگر که ساکنان آن زیاد شدند، زیرا در بهشت به قدرت و قوت الله و رحمت خداوند براى تمام مسلمانان و مؤمنان همه زمان ها جا فراوان مى باشد و از خداوند متعال خواستاریم که همه آن ها را در رحمت خود که تمام چیزها را در برگرفته و شامل است قرار دهد و به راستى که خداوند عظیم و رحیم در قران واضح و دقیق منزل فرموده است:” یُدْخِلُ مَن یَشَاءُ فِی رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمِینَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا”.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.