شنبه ۴ام آذر ۱۳۹۶ , ساعت: ۰۶:۰۹کد مطلب : 106031 نسخه قابل چاپ

شریعتی و بازیابی جامعه

در تجمع‌های اعتراضی معمولا زمانی که جمعیت تحت فشار قرار می‌گیرد این شعار شنیده می‌شود که «نترسید، نترسید ما همه باهم هستیم» این شعار به این خاطر گفته می‌شود که وقتی هرکس در شرایط مخاطره احساس وحشت می‌کند و احساس می‌کند که موجودیتش در مخاطره قرار گرفته است، این شعار پشتوانه‌ای برای او می‌شود تا وحدت شخصیت خود را حفظ کند و از آن راهی که اختیار کرده؛ عقب ننشیند و بر استرس‌های خود غلبه کند. حضور جامعه، تاریخ و فرهنگ نیز در مخیله فرد حکم همین شعار را در آدمی دارد. وقتی مردم احساس می‌کنند که تاریخ و فرهنگی وجود دارد که می‌توانند به آن رجوع کنند؛ در زندگی شخصی نیز احساس استواری و احساس وحدت شخصیت می‌کنند در نتیجه زنده بودن افراد وابسته به همین است و این می‌تواند پشتوانه‌ای باشد برای استواری فردی و یک زندگی خلاق. ولی حفظ این دوگانه کار آسانی نیست یعنی اینکه هر انسان هم فردیت خود را حفظ کند و هم مخیله‌اش مملو از میراث، جامعه، فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعی باشد.

ما به جد در یک مخاطره به محاق رفتن جامعه هستیم. در این شرایط هرگاه بین این دو بحران گرفتار می‌شویم نیازمند رجوع به میراث شریعتی هستیم چراکه ایرانِ دورانِ مدرن اگر نهایتا روزی توانست تجربه‌ای از احیای حیات اجتماعی در مخیله فردی خود داشته باشد، وامدار میراث شریعتی است. بنابراین در شرایط حاضر نیازمند این میراث هستیم.
ما در جوامع پیرامونی با یک بحران دیگر نیز مواجهیم. ما از اینکه دنیای مدرن بر ما عارض شده است و جهان امروزی از خود ما نجوشیده، دچار دوگانگی دیگری نیز هستیم و آن دوگانگی غوطه خوردن در میان سنت و جهان جدید است. ما مرتبا بین این دو جهان در نوسانیم. نقدهای کلامی و گفتاری و الگوهای مشروعیت‌سازی تلاش کرده‌اند که این منزلگاه‌ها را برای ما ایجاد کنند.
شریعتی متفکر بزنگاه میان این دو منزلگاه بود. او متفکر رئالی بود. اگر اندیشه شریعتی سه لایه داشته باشد این سه لایه عبارتند از: تجددگرایی، اسلام‌گرایی و شیعی‌گری. بعد از انقلاب؛ نظامی که استقرار پیدا کرد مدعایش این بود که خانه امنی را در درون سنت می‌سازد و ما امروز احساس بیگانگی در خانه خویشتن می‌کنیم درحالی که در دوران پهلوی احساس بیگانگی ما ناشی از سکونت در خانه غیر و جهان مدرن بیگانه بود. امروزه برخلاف آنچه فکر می‌کردیم نه آن دولت و نه آن جامعه عادلانه به دست نیامده‌اند. مردم نه به خود اعتماد دارند و نه بهره‌مند از یک وحدت شخصی برای زندگی خصوصی خود هستند. بستر امروزی جامعه که شریعتی آن را فراخوان می‌کند با بستر جهان سابق فرق دارد. پیش‌تر اگر سنت بود امروزه ارزش‌های جهان جدید است که دارد ما را فراخوان می‌کند. امروزه به‌جای روایت انقباضی از شریعتی، بستر یک روایت انبساطی برای شریعتی مهیاست. امروز با دکتر شریعتی می‌توانیم امکانی فراهم کنیم برای بازیابی جامعه به منزلگاه هویت فرهنگی تا قادر باشد ما را به منزله یک الگوی زنده برای وجدان‌های عام انسانی عرضه کند.

اعتماد


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.