شنبه ۲۵ام آذر ۱۳۹۶ , ساعت: ۰۷:۰۹کد مطلب : 106314 نسخه قابل چاپ

رسم عربی و جهاد اکبر

این دو اشارت ایشان جای سوال دارد که مهم است. به نظر می رسد که هر دو اشارت وی دقیق و منطبق بر تاریخ و هم اصول مذهبی نیست که به آن می پردازیم. شایسته است که اشاره شود که این سخنان چون از جانب شبستری گفته شده جای نقد بیشتری دارد چرا که سخنان وی با بغض و کینه و تندی همراه نیست حتی اگر قابل نقد باشد. عموما روشنفکری ما زبان تند و گزنده دارند که استاد از این عیب بری است.

اما از نقد اشاره اول استاد را گذار می گذریم که رسم عربی یعنی چه؟ این سخن گنگی است چرا که قران را احکامی است که به باور ما و شبستری زمانی و مکانی بوده هستند. اما  نوع فرهنگ و آداب و رسوم مسلمان ایرانی یا عراقی رسم عربی به معنی  رسم عربی حجاز نیست

چرا که اسلام حنبلی حتی با  اسلام شافعی متفاوت است. این تفاوت امروز خود را در چهره سلفی در میان حنبلیان نشان می دهد.

اما چرا سخن شبستری دقیق نیست می توان گفت آنچه تمدن شرق اسلامی نامیده می شود محصول ورود و تلاش فکری و ساختاری عنصر ایرانی است. این ازدواج  در دوره عباسیان محقق گشته است محل این وصل هم عراق امروز است که بغداد را میتوان نماد مکانی دانست. حال چرا ایرانی که محل تولد ادیان بوده است به اسلام گرویده داستان دیگری است.

بغداد هم محل نشر علوم و دانش زمانه شده است البته مرو که خراسان امروزی قسمتی از آن است  هم در این زمره تولید  ادب و آداب بوده است مجموع آداب و رسوم که به نام تمدن اسلامی عمده می شود و محصول شرق حوزه تمدن مسلمانی است به ایران ربط پیدا می کند.

پس استاد شبستری باید آن رسم عربی که می گوید،نشان دهد.

منظور از رسم عربی چه می باشد؟

اگر نماز و روزه و حج است که باز عنصر ایرانی ویژگی خود را در آن اعمال کرده است.

تجربه چند ساله من از مشاهده زیست حنبلی – سلفی نشان می دهد که ما اشتراک اسمی در اسلام با این جریان داریم چرا که حساسیت آنان به نماز و روزه با حساسیت ما به زیارات امامان قابل مقایسه است و تفاوت های بنیادین که رسمی ایرانی- اسلامی خوانده می شود دیگر اگر بخواهم اشاره کنیم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهدشد.

در این مورد می توان به روحانیونی شیعه  اشاره کنم که با مشاهده نگاه سنی  به اسلام ،تلاش کردن برخی از غلو در حد امامان و برخی رسوم خرافی را اصلاح کنند که در مجموع از سوی نهاد دین پس زده شدند.

استاد باید توجه کند رسم دینی شیعی ما اگر اشکال دارد، که دارد به رسم عربی چندان وابسته نیست بلکه به رسم ایرانی ما ربط دارد که باید در آن رنسانسی صورت گیرد به کار بردن  عنوان رسم عربی برای نقد برخی مناسک و رفتاری ما چندان دقیق نیست. آن هم از سوی استادی که در سخن گفتن دقت و انصاف دارد.

۲- اشارت دوم استاد شبستری در مورد جهاد اکبر، بعد از جهاد اصغر بود. که منظور وی آن بود که اگر داعش را با اسلحه شکست دادید در داخل هم با اندیشه و مناسک و رفتار داعشی مقابله کنید، ایشان این اقدام را جهاد اکبر خوانده است.

با توجه به نوشته ایشان به فقهای شیعه که اگر با داعش مخالف هستید پس برخی از احکام فقهی را که نگاه داغشی یا داعشی بودن را توجیه می کند را چه می گوید؟

منظور ایشان اصلاح نگاه فقهی و مناسکی در اداب دینی و اعتقادی است که براساس حرمت جان انسان و آزادی وی بنا شده است.

بی گمان واژگان و اصطلاحات دارای بار مشخصی هستند که به راحتی امکان تغییر این با ر معنائی وجود ندارد. جهاد اکبر امری درونی و ایمانی و اخلاقی است که بعد از جهاد با دشمنان، به مومن توصیه شده است که به تزکیه نفس بپردازند و اما این توصیه حتی در صدر اسلام هم عام و عملی نشده است.

اما دستگاه سازی فقه- حقوقی که پاسخ گوی نیاز زمانه بوده بر پا شده و پاسخ هم داده است. این ادامه همان تلاش یا جهاد بیرونی است که برای ساختن و شکل دادن  روابط جامعه صورت گرفته است  که به جهاد اکبر ربط مستقیم ندارد اگر چه انسان تزکیه یافته درک و فهمش برای کمک به مردم بهتر عمل می کند. امکان این تزکیه قابل اندازه گیری نیست امر اخلاقی و تزکیه نفس در بروز در اعمال خود را نشان می دهد، ارجاع امر بیرونی و افاقی به ملاک  و امر انفسی کاری نادرست و قابل سوء استفاده هم است. در دوره انقلاب این آسیب  ارجاع امر آفاقی را به امر انفسی را مشاهده کرده ایم.

چرا که این سخن و ادعا را فراموش نکرده ایم که می گفتند: مقام فقیه فردی تزکیه یافته است پس نتیجه می گرفتند که  اختیارات به او داده شود بهتر است تا به رئیس جمهور داده شود. اما  ربط غلط این ادعا انفسی را بر امر آفاقی،  نتیجه اش  امروز ملاحظه می کنیم که چقدر به استبداد رای کمک کرده است.

به عبارتی اصلاح فقه و نگاه فقهی، مسئله افاقی است و امری قابل اندازه گیری است نمی توان آن را به تزکیه نفس ربط داد.

گاه عارفان فقیه، از فقیهان اصولی در سخت گیری و نادیده گرفتن حق مردم بی باک تر هستند مقایسه نگاه رهبر انقلاب با آقای متنظری  در این مورد قابل تامل است. اولی گفت ما در برابر اسلام مسئول هستیم  این اسلام را هم  او تشخیص می داد. اما  منتظری می گفت: ما در برابر تاریخ مسول هستیم.

رهبر انقلاب با توجه به سلوک عرفان نظری خود را حامل پیام خدا می دید . اما منتظری بر اساس اصولی مشخص به  دادن  حکم شرعی می پرداخت.

پس می توان گفت که ادامه جهاد اصغر لازم است این جهاد هم روز آمد کردن احکام دینی مطابق موازین انسانی امروز است تا کرامت انسان محفوظ بماند.این نیاز را به جهاد اکبر نمی توان پیوند زد.

اما در خاتمه  بحث از همین نقد به نقد روشی استاد مجتهد شبستری می رسیم:

ایشان کل دستگاه باوری سنتی را به نقد کشیده است. با توجه به این نقد کلان خود به مبانی نظری فقه سنتی، پیشنهاد می کند که حقوق انسان باید با  حقوق بشر سنجیده شود به فقیهان پیشنهاد می کند که به این مسیر حقوقی بیایند.

اشکال روشی  نگارنده به شبستری این است که فقها کلامی نیستند. استاد بحث کلامی «تجربه‌ی نبوی» را ملاک قرار می دهد و فقه و احکام فقهی را هم نقد کلی می کند. با این استدلال که مبانی این احکام مدنی و حقوقی و سلوکی  نقد شده اند، احکام هم باید کنار گذاشته شوند.

فقیهان را بحث کلامی کار ساز نیست . با فقیهان باید مصداقی سخن گفت.

ما با هر اصول و مبانی که داریم باید به مصادیق بپردازیم تا بحث واقعی  در بگیرد . شبستری خواستار تحول کلی است این تحول را مدام بیان می کند اما فقه در زمره دانش عملی قرار دارد. شبستری در تحول دانش نظری گفته است به عبارتی وارد بحث مصداقی نشده است.

از طرفی  صرف نقد مبانی کلی فقه، احکام را برای باورمندان بلا موضوع نمی کند. اگر شبستری خواستار تاثیر در فقیهان است  روش وی در این مورد پاسخ گو نیست اگر چه اثر می گذارد اما به گفت و گوی مستقیم نمی انجامد.

از طرفی استاد  شبستری با طیف رفرم گرا در میان روحانیون حوزه که درحال  قدرت گرفتن هستند‏، بحث کلامی نمی کند این گفت و گو اگر مصداقی شود تأثیر بیشتری از مطالب کلی‌ نگر و مبانی ساز استاد خواهد داشت.

منبع: سایت نیلوفر


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.