یکشنبه ۲۵ام تیر ۱۳۹۶ , ساعت: ۰۳:۰۴کد مطلب : 104295 نسخه قابل چاپ

تفسیر آیه محاربه و احکام فقهی آن

در روایتی از طلحه بن زید عامی، که متّهم به جعل حدیث است، آیه محاربه به گونه‏ ای انحرافی تفسیر شده و از آن یک فتوای فقهی نامقبولی پدید آمده است که به آبرو و حیثیت جهانی اسلام ،خدشه وارد می‏کند و از این رو نقد و بررسی آن لازم می‏نماید.
بنابراین این مسأله در دو بخش مورد بحث قرار می‏گیرد: در بخش اول ضمن تفسیر آیه محاربه احکام فقهی آن بیان گردیده و در بخش دوم روایت طلحه بن زید و فتوای فقهی ناشی از آن نقد و بررسی شده است.

بخش اول:

“إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ ﴿مائده /۳۳﴾

إلاَّ الَّذینَ تابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَیْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیم (مائده/۳۴)ٌ

یعنی همانا کسانی که با خدا و رسولش می‏ستیزند و در زمین به فساد می‏کوشند جَزایشان این است که کشته شوند یا به دار روند یا دستها و پاهایشان بر خلاف یکدیگر قطع گردد و یا از آن سرزمین رانده شوند؛ این رسوایی آنان در دنیاست و در آخرت برایشان عذاب بزرگی خواهد بود؛ (۳۳) مگر کسانی که توبه کنند پیش از آنکه بر آنان دست یابید؛ پس بدانید که خدا آمرزنده و رحیم است.(۳۴)

معنای محاربه:

حَرَبَ از باب نَصََر به معنای سلب مال است، و محروب یعنی غارت شده و مال باخته و حارب یعنی غارتگر و غاصب و حَرِبَ زید به کسر راء یعنی زید به شدت غضب کرد و تحریب یعنی تیز کردن حربه و حرب نقیض سلم و به معنای دشمن نیز می‏باشد.

در لسان العرب در مورد معنای حرب چنین آمده است:
حَرَبه یحربه من باب نصر اذا اخذ ماله فهو محروب و الحَرَب بالتحریک ان یُسلب الرجل ماله و الحارب الغاصب الناهب و حرب الرجل بالکسر یحرب اشتد غضبه و حرب السنان احده و الحرب نقیض السلم و فلان حرب لی ای عدو.(لسان العرب ج۱ص۳o2)

با توجه به موارد استعمال ماده «حرب» می‏توان گفت حرب در اصل به معنای مطلق مبارزه و ستیز است که طبعا با غضب و دشمنی نیز همراه است و قدر مشترک بین معانی آن شدت(تبیان ۳۶۸/۲) یا سلب(روح المعانی(۱۶O6/6) می‏باشد؛ بنابراین حَرب مرادف جنگ نیست بلکه اعم بوده و جنگ یکی از مصادیق آن است و همانطور که در لسان العرب آمده «حَرب» نقیض سَلم است و سلم به معنای سازگاری و نقیض آن (حرب) به معنای ناسازگاری است که گاهی به صورت ربودن مال و گاهی به صورت غضب و زمانی به صورت جنگ و درگیری نظامی جلوه می‏کند؛ پس کلمه «حرب» الزاماً به مفهوم جنگ نیست.

قرآن کریم درباره کسانی که ترک ربا نمی‏کنند، می‏گوید: «فَان لَم تَفعلوا فاذَنوا بِحربٍ من الله و رَسوله»(بقره/ ۲۷۹)
یعنی اگر ربا را ترک نکنید، بدانید که حربی از جانب خدا و رسولش متوجه شما خواهد بود، کلمه «مِن» در آیه، نشویّه است و معنای آیه این است که اگر ربا را ترک نکنید باید در انتظار حربی باشید که از خدا و رسولش ناشی می‏شود؛ بنابراین حرب در این آیه به معنای مبارزه‏ای است که خدا و رسول او با رباخوار می‏کنند و به مناسبت حکم و موضوع، مبارزه خدا این است که حکم می‏کند تا مال ربایی از رباخوار گرفته شود و مبارزه رسول خدا این است که این حکم را اجرا می‏کند و معنای این سخن این است که اگر رباخوار به اختیار خود ربا را ترک نکند مال ربایی که در حقیقت از مردم است، با قوه قهریه از او گرفته می‏شود.

قبلاً گفتیم که حرب به معنای سلب مال آمده و در اینجا همین معنا مناسب است؛ زیرا مال ربایی به حکم اسلام از رباخوار با قوه قهریه سلب می‏شود، ولی بعضی از مفسران آیه «فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله» را اینطور تفسیر کرده‏اند که اگر شما ربا را ترک نکنید، پس بدانید که با خدا و رسول او می‏جنگید؛ یعنی رباخوار با سرپیچی از دستور ترک ربا، به جنگ با خدا و رسولش می‏رود (المنار،ج۳/ ۱O2)

البته این تفسیر مقبول نیست و تفسیر مقبول این است که اگر ربا را ترک نکنید بدانید که خدا و رسولش با شما سختگیری و مبارزه می کنند و مالِ ربایی را گرفته و به صاحبش می دهند .صاحب این تفسیر توجه نکرده است که “مِن” در این آیه نشویّه است و می فهماند حرب و مبارزه از خدا و رسول او نشات می گیرد که طبعاً در قالب سلب مال ربایی با قوّه قهریّه تحقّق می یابد.

از آنچه گذشت روشن ‏شد که ماده «حرب» به معنای مطلق ناسازگاری و مبارزه است نه به معنای جنگ و درگیری نظامی و جنگ مصداقی از آن است.

“یُحاربون” مرادف “یُقاتلون” نیست:

از آنچه گفتیم، معلوم شد که «یُحاربون» به معنای «یُقاتلون» نیست و نباید تصور شود که آیه محاربه درباره میدان جنگ بحث می‏کند، و می‏خواهد احکامی در مورد جنگ مسلمانان با کفّار بیان کند و می‏توان گفت: مُحاربه در این آیه به معنای محادّه است؛ همچنان که خداوند در آیه دیگر می‏فرماید: ” ِانَّ الَّذین یُحادّون اللهَ وَ رسولَه اولئکَ فی الاذَلّین”( مجادله /۲۰) .یعنی حتماً کسانی که با خدا و رسول او مبارزه و ستیز می‏کنند، در زمره خوارترین مردم قرار می‏گیرند.

بدیهی است مبارزه با خدا و رسول او در مخالفت و ضدیّت با خواست خدا و رسول تحقّق می‏یابد. در عرصه‏ای که دین مطرح است، خدا و رسول او حضور دارند؛ خدا به عنوان الهام کننده دین و رسولش به عنوان گیرنده و اجرا کننده آن. خواست خدا و رسول این است که دین حاکم شود و با حاکمیّت آن سعادت و رشد و شکوفایی فرد و جامعه تضمین گردد؛ بنابراین، اگر کسانی بر ضدّ این خواست عمل کنند و کارهایی انجام دهند که به سعادت و رشد و تعالی جامعه، یا فرد ضربه وارد شود در حقیقت با خدا و رسول او به مبارزه و ستیز برخاسته‏اند.

در حدیثی آمده است که خدا به رسولش فرمود: «مَن اهانَ لی ولیّاَ فقد بارََزنی بالمُحارَبه»( اصول کافی ج ۲ص ۳۵۲ ،ح۸) یعنی کسی که به یکی از اولیای من اهانت کند، با من به مبارزه و ستیز برخاسته است. می‏بینیم که «محاربه» در این حدیث با مقاتله مرادف نیست، همچنین «یحاربون» در آیه مورد بحث با «یقاتلون» مرادف نبوده بلکه به معنای مطلق مبارزه و ستیز است.

از بیان سابق روشن شد که هر گونه گناه و مخالفت با خواست خدا و رسول، محاربه با آن دو محسوب می‏شود، چه شرّ آن دامنگیر خود گناهکار شود و چه دامنگیر اجتماع و چه هر دو؛ به عبارت دیگر، چه گناه فردی باشد و چه اجتماعی.

در این آیه نوع خاصی از محاربه مقصود است: این آیه درباره مطلق محاربه بحث نمی‏کند و نمی‏خواهد حکم همه گناهکاران را بیان کند؛ بلکه قراین نشان می‏دهد که مقصود آیه بیان حکم نوعی از محاربه است که شرّش دامنگیر جامعه می‏شود و از مصادیق فساد در زمین به شمار می‏رود.

شاهد این مدعا این است که به دنبال «یُحاربون الله و رسوله» جمله «و یسعون فی الارض فسادا» ذکر شده که در حقیقت تفسیرِ محاربه‏ای است که در این آیه منظور است.

شاهد دیگر اینکه مجازات های مقرّر در آیه، یعنی اعدام و به دار آویختن و قطع دست و پا برخلاف یکدیگر و تبعید با جرم های اجتماعی که شرّ آنها به جامعه می‏رسد مناسب است؛ اما گناهانی که بینِ بنده و خداست و فقط شخص گناهکار زیان آن را می‏بیند با مجازات های مذکور در این آیه تناسب ندارد؛ بنابراین آیه مزبور درباره نوع خاصی از محاربه با خدا و رسول بحث می‏کند و آن انجام دادن کارهایی است که موجب فساد در جامعه و سلب امنیت و بی نظمی اجتماعی می‏شود، مانند اسلحه کشیدن و خون ریختن و تجاوز به اموال و نوامیس مردم و آتش زدن خرمن ها و مؤسسه ‏های اقتصادی و بمب گذاری در مراکز جمعیت و ایجاد رعب و وحشت در اجتماع و مانند اینها.

و اگر گفته شود: چنانچه مقصود خداوند از آیه شریفه بیان مجازات مفسدانی است که سعی در ایجاد فساد دارند؛ پس چرا نفرموده است: «انما جزاء الذین یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا … الی آخر»؟و چه لزومی داشت که اول بفرماید: «انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله» آنگاه با جمله «و یسعون فی الارض فسادا» آن را تفسیر کند؟

در جواب شاید بتوان گفت: آوردن جمله «یحاربون الله و رسوله» برای هشدار دادن به مفسدان و متوجه ساختن به این نکته است که عمل آنان فقط سعی در ایجاد فساد در زمین نیست بلکه مبارزه و ستیز با خدا و رسول او نیز هست که نهایت بی شرمی است، تا شاید توجه به این نکته فطرت آنان را بیدار کند و از سعی در ایجاد فساد در جامعه دست بدارند.

ملاک اصلی، سعی در ایجاد فساد است: آنچه ملاک اصلی برای مجازات های مذکور در آیه محسوب می‏شود، سعی در ایجاد فساد در جامعه است که طبعاً مصادیق گوناگونی دارد و از لحاظ شدت و ضعف و آثار منفی که در اجتماع می‏گذارد درجاتش متفاوت است و گاهی فساد به قدری شدید و مخرّب است که شخص مفسد مستحق اعدام می‏شود، اگر چه کسی را نکشته باشد و این مطلب از آیه قبل از این آیه یعنی «… من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا…»(مائده ۳۲) نیز فهمیده می‏شود؛ زیرا این آیه می‏گوید: اگر شخصی انسانی را بکشد که او نه کسی را کشته و نه فساد در زمین ایجاد کرده، مانند این است که همه مردم را کشته باشد.

از اینجا معلوم می‏شود کشتن کسی که انسانی را بکشد و نیز کشتن کسی که فساد در زمین ایجاد بکند، مورد تأیید این آیه است. می‏بینیم که در این آیه کشتن انسان با ایجاد فساد در جامعه یکسان دانسته شده است و از اینجا می‏فهمیم بعضی از مصادیق فساد هست که آثار مخرب آن برابر قتل به ناحق است و عامل آن مانند قاتل مستحق اعدام می‏شود، اگر چه کسی را نکشته باشد.

منبع: کتاب حدیث های خیالی در مجمع البیان/ نشر کویر

 


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.