یکشنبه 27th دسامبر 2020 , ساعت: 02:12کد مطلب : 119616 نسخه قابل چاپ
علی سرداری

تحولات مکتب تشیع و معیارآن در بستر تاریخ از نگاه آیت الله کمال حیدری

یک قرن نیم است که ما کوشش می کنیم با دست آورد های نوین بشری ،آشنا شویم ولی روحانیت در مقابل این جنبش ایستاده است۰ لذا لازم است

از دو منظر ساختارآن رامورد نقد وکنکاش قرار دهیم تا با آن تعیین و تکلیف نمایم۰

این ساختار سنتی عقب‌مانده در مقابل هر نوع نو آوری مقاومت کرده و می‌کند و با تکیه به همین سنت فرسوده می‌باشد که ، کمال حیدری این ساختار را از درون حوزه و دو نگاه شیعی وسنی را مورد واکاوی قرار می دهد ۰

از جانب دیگر ، همه موضوع هایی که در طول تاریخ اسلام به‌آن افزوده شده که ریشه‌ای :در دین اسلام: ندارند را نیزبه نقد می‌کشد و بی اساس بودنش را ، روشن می‌کند ودر مقابل به آن اسلامی دعوت می‌کند که: قرآن و انسان محوری: سر لوحه آن می باشد:در اینجا جا دارد پیش از آنکه وارد اصل موضوع شوم, به دو موضوع دیگراشاره کنم

در این شرایط پیش آمده در ادامه خط: بزرگان واندیشمندان نو گرایان دینی :که جای آن‌ها اکنون خالی می باشد تا دراین مرحله ویژه با روش همیشه گی, خود آن راه راادامه دهند

رسانه های بیرون مرزی به طور عام با نگرشی سیاسی ودر رابطه با رژیم حاکم با این موضوع برخورد می‌کنند و این نگاه را مورد ارزیابی قرار می‌دهند۰

از سوی دیگرکسانی که از این رسانه‌ها تغذیه می‌کنند از همین شیوه پیروی می نمایند یعنی همان نگاه آنها را مد نظرخود قرارمی‌دهند در نتیجه از مسأله پیش آمده به آرامی رد می‌شوند، در صورتی که اکنون لازم است روی آن ایستاد و اندیشه ورزی نمود وفراتر از بر خورد سیاسی را در پیش گرفت.ازجانب دیگر درداخل کشور ودر صحنه رسمی به علل های مختلف از جمله سانسور و… به این‌ روی کرد کم توجه می باشند.ولی دانشجویان در ایران وعراق در دانشگاه‌ها پایان نامه های خود را به این نگاه اختصاص داده اند وتحقیقات بسیار ارزنده ای را در این زمینه عرضه کرده اند. باز یاد آوری این نکته بسیار ضروری می‌باشد ما باید از سالها پیش این نگاه را به طور جدی مورد نقد قرار می دادیم که متأسفانه این روش عملی نگردید حال آقای: کمال حیدری :اکنون به این امر خطیر پرداخته است

او گام را فراترازدرسهای سنتی حوزه روحانیت گذاشته ودیگرمحورهای اسلامی رادربرنامه‌های خود قرارداده است ودراین راستا توانسته بحثهای مختلفی را بیان نماید!. د

ازجمله تحولات مکتب تشیع و معیارآن در بستر تاریخ را بررسی نماید۰

در این مقا له من به این بحث ایشان می پردازم و باقی موضوعهای او را در مطالب بعدی ادامه خواهم داد۰

ایشان دراین زمینه بحث بسیاروسیع وگسترده ای را از درون، حوزه روحانیت راه انداخته است تا به حال درحوزه عمومی آن هم از درون ساختار روحانیت چنین بحث هایی مطرح نشده است. در ضمن او با تکیه بر منابع گوناگون به ویژه هرمرحله‌ای ازتاریخ ویژه گیهای آن ومنابع وشخصیتهای اصلی نقش آفرین هر دوره را, بررسی وکنکاش قرار می‌دهد

از جمله : تحولات مکتب تشیع و معیار ان در بستر تاریخدر این راستا ایشان مکتب تشیع رابه چهار دوره تقسیم کرده است۰

یک: دوره که از عصر پیام بر اسلام آغاز می شود تا به زمان امام حسین: در این مرحله رابطه میان شیعیان و تسنن ، تنها موضوع اختلاف سیاسی میان آنها بوده است. یعنی طرف داران امام علی بر این باوربودند که جانشینی پیامبر به امام علی تعلق داردو خلافت از آن او است ،یاد آوری این نکته به جاست که طرف داران امام علی بر یک نگاه منظم ومنسجم نبودند،بلکه دیدگاه های متنوعی نسبت به امام علی داشته‌اند (۱)( ۲)۰

دوم: از عصر امام سجادتا امام حسن عسگری: دراین برهه تشیع و خط آن علمی، اعتقادی به عنوان جریان مطرح می گردد۰ وادامه می یابد، از سوی دیگر اصحاب آن‌ها نیز یک دست نبوده اندبلکه در میان آن‌ها تفکرات متنوعی نسبت به امامان داشته اند( ۳)۰

سوم:ازقرن چهار تا اوائل قرن پنج یعنی پس از غیبت صغرا تشیع دردست روحانیون قرار می‌گیرد واینها وارد میدان می‌شوند۰و مبنای کلامی و فقه ای تشیع را تبیین می نمایند۰

نخستین کسی که این عمل را انجام می دهد شیخ مفید است،ایشان سه اصل را برای تشیع تبیین می نماید که ، در عصر امامان چنین موضوعهایی نه وجودداشته ونه مطرح بوده است( ۴)۰

.( ۵)اصل یک: اعتقاد به عصمت امامان

اصل دوم: امامت بر اساس نص از جانب رسول خدا تعین شده است۰

.اصل سوم :اعتقاد به امام دوازدهم

.اصل چهارم: امام دوازدهم زنده است.

شیخ مفید، با این اقدام تشیعی را ازجریان متحرک وپویا به مکتب تبدیل می‌کندبا این توضیح که جریان روندی است باز ولی مکتب دارای چهار چوب است در نتیجه بسته می‌باشد( ۶)۰

درضمن این اصولی را که شیخ مفید تبیین می نماید از عصر پیامبر تا غیبت صغری مطرح نبوده ،اصلا چنین فرهنگی وجود نداشته است. از جانب دیگر منابعی را که شیخ مفید مورد بهره برداری برای تبیین مکتب تشیع مورد استفاده قرار می دهد۰مبنایش اخبار است در ضمن این اخبار در منابع نخستین نیز موجود نمی باشند۰

بلکه بعدها به وجود آمده‌اند و جعل شده اند و به این معنا که از سند ومدرک معتبری برخوردار نمی باشند( ۷).دراین مرحله است که یک چرخش بزرگ در روند تشیع رخ می‌دهد واز مسیر نخستین خود خارج می‌گردد و در جایگاه دیگری قرار می گیرد.ا

در این جهت روش شیخ مفید ادامه می‌یابد بااین تفاوت که هر چه به جلو می‌رود دایره آن تنگتر وبیشتر روی اخباریگری و فقه محوری متمرکز می‌شود و از قران و سنت امامان تشیع و از ارزشهای اسلامی و فرهنگ آن فاصله می گیرد۰ لذا مسیر او بااین ویژه گیها ادامه می‌یابد با این تفاوت که به آن تبینات افزوده می‌شود۰در این مرحله است که یک پیچ تاریخی را برای تشیع به وجود می‌آورد, با توجه به اینکه این تشیع بدلی است۰ این روندبا فراز ونشیبهایی ادامه می‌شود تا قرن یازده عصر صفوی می رسد۰

دوره چهارم:اما با فرا رسیدن قرن ۱۱ عصرصفوی دراین برهه ادامه همان روش شیخ مفید البته در این مرحله با همراه شدن آن با زر ،زور تزویر به عبارت دیگر قدرت،پول وفقیه، حتا پا را از قرن چهار هم فراتر می نهند۰و مخالفین را از رده خارج می کنند وحتا آنها را به صورت فجیح می‌کشند. لذا در این راستا اقدام به جمع آوری روایات بهار الانوار می‌نماید که روایاتش اصلی ندارد یعنی بی سند می‌باشند. دردوره صفویه عدد روحانیون رو به ازدیاد می گذارد ومیدان دار میگردند از جانب دیگر حکومت وقت نیاز به بسیج توده ها داشت چون آن روز، مردم از نظر سواد وآگاهی بسیار پایین وبه دهن روحانیون نگاه می‌گردند و از جانب دیگر حضور دولت عثمانی هم سایه ما بود. در ضمن دشمن ایران، لذا این دو نیاز باعث گردیدتا مردم را آماده نمایند به همین خاطر در ادامه همان مسیر پیشین خط قرن چهارم را با غلظت بیشتر ادامه می هند۰ در نتیجه تیر خلاص را به‌ پیش از قرن چهارمی زنند و تنها به روایات و با توسل به زور و َبه همین جهت وبرای تقویت این روند فقها ی عصر صفوی شروع میکنند به جمع آوری هر چه بیشتر روایات بدون سند و فاقد اعتبار می پردازند۰

در همان زمان مجلسی که یکی از فقهای ه محوری آن دوره بود دست به جمع آوری بحار الانوارمی زند۰ او در این کتاب ۳۰۰۰ هزار روایات جعلی را جمع آوری می نماید۰ مرحوم نعمت الله صالحی نجف آبادی می‌گفت مجلسی در کتاب بهار می‌گوید من می‌دانم این روایت نادرست است ولی من آن را در این کتاب می‌آورم.در این دوره هر چه توانستند روایات نادرست وبدون سند و غلو آمیز را در همه زمینه‌ها از جمله کلامی جمع نموده اند واز خط مشی قرآن ،سنت رسول و شیوه امامان وارزشهای اسلامی وفرهنگ آن ۱۸۰درجه دورگشتند، وآن خط پیشین را که از عصر شیخ مفید آغاز شده بودبر محور اخباریگری تکمیل وتبیین نمودند که این رونداز آن زمان الگوی تشیع گردید۰

از همه مهمتر آن را خود دین جا زدند واین سبک ادامه یافت و اخباریگری حاکم گردید وفقه محوری وبه دوراز منظومه ارزشهای اسلامی به دست روحانیت به کار

گرفته شد در ضمن از همین جا بود که روحانیت با این نگاه میخ خود را کوبید وآن را جا انداخت.به قول مرحوم شریعتی تشیع صفوی راجای گزین تشیع علوی

(۸) (۸کرد. (جلسه

پس از صفویه در ادامه خط قرن یازده به عبارت دیگر اخباریگری و در کنارحکومت وقت و مردمی که به غایت غرق در سنت بودند ادامه یافت البته با این تفاوت که آن همراه با تورم و ساختار ویژه وانحصاریتر وقرائت یک‌جانبه تر و براساس اخباریگری وفقه محوری واز رده خارج کردن همه قرائتها به راه خویش ادامه داد درضمن همواره در حال افزودن وشاخ وبرگهایش را زیادتر کردند ، آنهم بعنوان اینکه آن عین دین است. این روندادامه ادامه می یابد تا اینکهایرانیان پیش از مشرطه با غرب تماس بر قرارمی کنندکه همین رابطه باعث شدتا روشنفکران ایرانی پا به عرصه بگذارند واین موضوع یعنی رابطه با غرب وظهور روشنفکران تحولاتی رادر ایران به وجود آورد. درنتیجه آن منجر به جنبش مشروطه می شود در ضمن آن ایران را دگرگون می کند. ودر این راستا بود که عده‌ای ازروحانیان به این جنبش می پیوندند حتی ناییینی کتاب تنبیه الامه تنزیه المله را مینویسد۰ با وجود اینکه اکثریت انها مخالف مشروطه بودند(۹)۰

ویا به عللهای گوناگون ساکت ماندند از همه مهمتراین تحول وارد حوزه آخوندی نشد وآنها به همان سبک سابق ادامه راه دادند تا ۱۳۲۰ فرارسید ،روشنفکران ایرانی اقدام به نقد فرهنگ تشیع نمودندچون علت عقب‌ماندگی را در این فرهنگ می دیدند.از سوی دیگر عکس‌العمل روحانیون در مقابل این نقدها درآن برهه به دو نوع بود۰

یک: اقدام به ترور روشنفکران به دست فدایان اسلام . دوم مانند آقای خمینی کتاب کشف آسرار را در رد آنها نوشت وآن نقدها راتوطئه به حساب آورد

. وبه‌گمان ایشان او به افشای آن‌اسرار پرداخته است

از۱۳۲۰ تا۱۳۴۲ این وضعیت ادامه داشت.در دهه چهل تغییرات بنیادینی در کشور به وجودمی آید و آن به بار می نشیند۰ همین امر باعث می گردد تا جایگاه روحانیت تغییر کند۰

و مرجعیت سابقش را از دست بدهد۰ از جانب دیگر روشنفکران و جریانات دیگری پا به عرصه می گذارند۰ در چنین وضعیتی عده ای از روحانیون در ظاهر با این روند همراه می شوند۰ و با تاکید به یک سیری از آیات وروایات وگوشه های از تاریخ تشیع رادر این روند به کارمی گرفتند تا انقلاب پنجاه هفت ادامه می یابد. یادآوری این نکته بسیار مهم است که در عرض ۱۵۰ سال روحانیت ساختار به ارث رسیده از عصرصفوی را عین دین می داند و اجازه نمی‌دهد تا دیگران وارد آن حوزه شوند و آن را نقد نمایند تاآن دستگاه و موقعیتش به روز شود. اگر کسانی یافت می‌شدند ومی خواستند وارد آن حوزه شوند با او به شدت بر خورد می کردند۰که دو نوع آن را در بالا عنوان کردم .لذا بدون اینکه در ساختار ودستگاه روحانیت مورد نقدویا اصلاح ویا تغییری درآن ایجاد گردد .روحانیت باچنین وضعی قدرت را به دست گرفت با همین ساختار جعلی وساختگی وبه غایت عقب‌مانده ونابه هنگام ،وبه روز نشده بر قدرت تکیه زد نتیجه آن را اکنون به بهترین وضع همه گان دارند، مشاهده می کنند.در نتیجه نمی‌توان دستگاه روحانیت را ندیده گرفت واز کنار آن عبور نمود.با توجه به اینکه این دستگاه ۱۵۰ سال است با

آن دارد برخورد می کند وبزرگترین مانع در این مسیر است ودر مقابل هر نو ع دست آوردی مخالفت می‌ورزند۰


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.