دوشنبه ۲۳ام بهمن ۱۳۹۶ , ساعت: ۰۶:۱۱کد مطلب : 106881 نسخه قابل چاپ

با جنون جهادیسم مقابله ای رادیکال نیازمند است

درمقاله شیخ محمد عبده دیدیم پس از ۱۵۰ سال، نواندیشان دینی با وجود دست آوردهای بسیار نتوانستند به یک نظام فکری دست یابند.  چرا چنین شد ؟

یاد آوری این نکته لازم است که همه راه حلهایی که به اسم دین با عنوان “اسلام راه حل است”،حکومت دینی ویا خلافت اسلامی ویا ولایت فقیه   به بدترین شکل به بن بست رسیده اند به ویژه پس از فاجعه ای که  توسط داعش به اسم دین  صورت گرفت آخرین تیر خلاص را به پیکر این نگاه زده شد.

افزون بر این در هر دوره ای مسلمانا ن در  بن بست و تنگنا قرار می گرفتند به نحوی که آن راه حل را نفی می کردند و از آن مرحله عبور می کردند. بسیاری از مسائل را کنار می گذاشتند ویا بر آن می افزودند و یک پوست اندازی را به رسمیت می شناختند .

اکنون مسلمانان در بن بست قرار گرفته اند. یاد آوری یک نکته بسیار ضروری و قابل گفتگوست.  این که مسلمانان از نظر زمانی به جایی رسیدند که در این برهه، جامعه به یک پوست اندازی رسیده است که باید به رسمیت شناخته شود..

ازجانب دیگر از گذشته تا اکنون عده ای براین باور  بودند که نگاهی نقادانه بر عناصرداعش پرورداشته باشند و همین طور  نقد ،ویرایش و باز سازی همه جانبه  بر دین داشته باشند.

در همین راستا از همه امکانات رسمی ونهادها دعوت کردند تا در این جهت اقدام کنند. یکی از آنها  علی محمد فخرو اهل بحر می باشد. او همواره در حوزه دیپلماسی حضور داشته  و در روزنامه های عربی قلم فرسایی می کند و در یکی از مقالاتش بر این نظر است که باید نگاه همه جانبه نقادانه بر دین داشت یعنی باید یک رویارویی همه جانبه با دین پسا داعش صورت گیرد.

 

د. علی محمد فخرو

بر گردان به فارسی علی سرداری

 

خلافت اسلامی  داعشی ادعایی بى اساس دارد  که درعراق و سوریه مستقر است.داعش  به صورت قدرت بدون سرزمین درآمده است. بسیاری هستند  که  این پرسش را مطرح می کنند: پس از سازمان داعش، وهمپیمانانش چه وضعیتی پیش خواهد آمد؟

این پرسش پیچیده چند موضوع را در بر میگیرد : سیاست، امنیت، تروریسم دیوانه را نیز شامل می گردد ، در این راستا  سازمانهای اطلاعاتی، فرهنگی و  دینی باید به این پرسشهای چندگانه  پاسخ دهند..

برخی از برجسته ترین پاسخهایی که به این پرسشها  داده شده رسمی  هستند و  تاکید می کنند زمان آن  فرارسیده تا درنظام آموزش و پرورش ودر برنامه ریزیهای درسهای دینی و همچنین درعرضه  کردن دین اسلام  در مدارس و دانشگاهها تغییرات واصلاحاتی صورت پذیرد  ..

در همین راستا برخی بر این باورند  که نباید وارد بررسی آیات،روایات وتفسیرهای  فقهی گردید و ورود به این حوزه را توهین به حساب می آورند. برای مثال،در این میان صداهایی وجود دارد که  به جهاد و مبارزه با کفار حربی و گسترش اسلام ، همچنین انتقاد از صاحبان ادیان دیگر دعوت می کنند..

هستند برخی که معتقدند دولت باید بر خطبه های نماز مسجدها  نظارت داشته باشد و خطوط قرمز را مشخص نماید تا واعظان و رسانه های گوناگون از خط قرمزتعیین شده عبور نکنند.

برخی گام را فراتر از آن می گذارند وپیشنهاد می دهند که لازم است آموزش فرقه های مختلف اسلامی به منظور کاهش تعصب  اجباری شود. آنها بر این باورند که این  سیاست  درکاهش اختلافات فرقه ای اثرخواهد گذاشت ودرگیریهای مذهبی  راپایان خواهد داد..

اکنون این پرسش مطرح می شود که آیا این اقدامات شرم آوربرای حمایت از جوانان مسلمان، عرب و غیر عرب، برای  تاثیر گذاری بر  اسلام گرایان دیوانه وخشونت طلب که خواستار مبارزه با تمام جهان به نام شعارهای اسلامی هستند، کافی  خواهد بود ؟

با این سمت گیری  نسبت به جهادگران اسلامی خشونت طلب که روح و ارزشهای اسلام را تحریف کرده اند، و تفسیرهای ساده لوحانه و مبهم از برخی آیات قرآنی و برخی حدیثها  به پیامبر نسبت داده اند ،می توان از چنگال آنها نجات پیدا کرد ویا راه حلی یافت . موضوع رفع مشکل از دین بسیار بزرگتر، پیچیده تر و خطرناکتر از آن است که بتوان با این شیوها از آن خلاص شد .از طرف دیگر برخورد با نگاه افراطی  نیاز به یک رویاروی همه جانبه با دین را طلب می کند.

در این مقاله از  رویارویی  سیاسی، امنیتی و اقتصادی گذر می کنیم به آن نمی پردازیم و در مقابل  رویا رویی  دینی را مد نظر قرارمی  دهیم. در این حوزه، دو چالش کلان در دو منبع اصلی دین اسلامی در مقابلمان قرار دارد:

یکی حدیثهای منسوب به  پیامبراست

دوم  حدیثهای به جا مانده از میراث فقهی فقیهان است .

در اصل این  چالشها به  دو منبع، روایات پیامبر (ص) ومیراث فقهی فقیهان ،برمی گردد و همچنین به روش شناسی،و تاثیر روشن ازتقلبات  سیاسی و درگیری های حکومتی برمیگردد  که در عصر تدوین وجود داشته است ودر بافتن این دروغها  دخیل بوده اند وهمین امر باعث شد تا دروغهای عمدی به پیامبر اکرم، یا به امام و یا فقیه معروف  در هر عصری نسبت داده شود. همین مشکل یعنی نسبت دادن دروغ به آن دو منبع به قرآن کریم نیز انجام می گیرد.

یادآوری این  نکته برای خودمان مهم است: دوره طولانی بین مرگ پیامبر  و تهیه و تدوین احادیث منسوب به اووجود دارد، ازسوی دیگرموضوع حافظه انسان  است که از لایه های گوناگونی  شکل گرفته  است ،به همین جهت درحافظه  اوبه مرور زمان  الفاظ و معانی تغییر می کنند. همین تغییرات در این نگاه ها تاثیر می گذارد ، بحث وکنکاشهای جدی  در مورد اسناد و ویرایش حول آن ادامه می یابد وموضوع التزام  به حدیثهای تک راوی پیش می آید ، که هنوز هم ما، با آن سرو کار داریم . برخی ادعا می کنند که آیات قرآن توسط سخنان حضرت محمد نسخ می گردد، همین ادعا با کمی اضافات برکتابهای  فقهی معروف از جانب طلبه ها افزوده شده است. از جانب دیگرموضوع درگیری های خونین در مورد جایگاه رای و عقل در درک قرآن و تفسیر آن و نسبت  قران به قدیم ویا حادث بودن آن نیز مطرح می گردد. از سوی دیگر نوشته های بسیارجدید درنقد  مطالب وارده در منابع فقه ای ، مانند کتاب بخاری یا صحیح مسلم یا کافی وغیره به رشته تحریر در آمده است. .

تمامی آن موضوعهای یاد شده  یاد آوری برای  خودمان است  اینکه ما در مقابل میراث بزرگی قرار داریم واین میراث نیاز اساسی  به تجزیه و تحلیل  همه جانبه دارد آن هم در فضای آرام وبدون تشنج. در چنین شرایطی است که  باید به پاک سازی این میراث  پرداخت  ولازم است ناخالصیها ، عیبها و برچسبهای ناروا از آن زدوده گردد و در بازسازی آن لازم است ا ز علوم مختلف  به روزشده  انسانی، اجتماعی و طبیعی استفاده گردد. این روند به تلاش نهادهای موجود امکانات  رسمی و امکانات اجتماعی نیازمند است تا  دین در جهت استقلال گام بردارد  و از سمت گیریهای سیاسی و بهره برداری از دین اجتناب شود. این باز نگری نیاز به یک تصمیم شجاعانه دارد تا ازاین خط کشیهای مذهبی واحساسات فرقه گرایانه گامی فراتر نهد و در جدا کردن تاریخ  از دین تلاش شود  ودر پایان دادن به یک سوء برداشت تاریخی از دین فطرت منتهی شود تا  نیازمند  پیچیدگی وقید وبندها واضافاتی که درگیریهای بشری  همواره بر دین  افزوده اند  نباشد.

 

در این هنگام  فقط  باید  پیامدها وبازتابهایی در برنامه های آموزش وپررش وهمچنین در سخنرانی های مذهبی در مساجد و حسینیه ها وهمین طور در رسانه های مختلف شاهد باشیم. پس این نقد وباز بینی و ویرایش ما  سدی در مقابل این جهادگران دیوانه ،عقب مانده از نظر فکری  و  وجدان دینی خواهد بود

در پایان باز این موضوع را یادآوری می کنیم که این نقد و باز نگری دینی فقط در محدوده دین باقی نخواهد ماند. بلکه این نقد فراتر می رود و تاثیرش بر رفتارهای اجتماعی ، اوضاع روحی فرد مسلمان  خواهد بود. ریشه های فرهنگی جوامع و شیوه های سیاسی در کشورهای عربی و اسلامی به همان اندازه به لحاظ مذهبی اهمیت دارد  و باید از دیگر منظرها مورد نقد  قرار گیرد. از سوی دیگر در گذشته و حال تلاش های فردی زیادی برای مقابله با نقاط ضعف این میراث صورت گرفته است ، به همین علت در گذشته سعی کردند قران را به مکان اصلیش باز گردانند تا وضعیت قرآن روشن و قابل  توجه در زندگی مسلمانان شود. از جانب دیگر  این میراث در سراسر جهان  و در طول قرنها موقعیت قرآن را تضعیف کرده است به همین جهت این تلاشها نتوانست در برابر  دیوانگان  و عقب مانده های  جهادی بایستد ودر مقابل تمامی این تلاش ها را ضایع کرد وهمه آنها را از مسیر اصلیش به بیراهه برد.

اکنون افول  این پدیده جهادی جنون وار  ، چه از نظر  خشونت طلبی و چه  از منظر اعطای امکانات مالی سازمانهای جاسوسی دولتی  شروع  شده  است. در ضمن این  فرصتی برای از بین بردن منابع مبهمی است که این پدیده را به وجود آورد و باعث ویرانی و تخریب شده است. ایما  و اشاره با این دیوانگان جهادی هرگز فایده ای  نخواهد داشت بلکه  مقابله رادیکال  با این جریان می تواند یک راه حل باشد.

 

منبع: القدس العربی


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.