دوشنبه ۱۰ام خرداد ۱۳۹۵ , ساعت: ۱۲:۰۳کد مطلب : 94319 نسخه قابل چاپ
به مناسبت پنجمین سال درگذشت مهندس عزت‌الله سحابی

ایمان نوشونده

فمن علامه احدهم انّک تری له: قوّه فی دین، و حزماً فی لین، و ایمان فی یقین، و حرصا فی علم، و علما فی حلم، و قصدا فی غنی، و خشوعا فی عباده، و تجملا فی فاقه، و صبرا فی شدّه، و طلبا فی حلال، و نشاطا فی هدی، و تحرجا فی طمع: در هر یک از ایشان، نشانه‌هایی از این دست توانی دید: توانمندی در دیانت، دوراندیشی همراه با نرمش، ایمانی هم‌مرز با یقین، حرصی در دانش اندوزی، دانش آمیخته با متانت، میانه‌روی در اوج بی‌نیازی، خشوع و فروتنی در عبادت، زندگی آراسته به هنگام نیازمندی، صبری شگفت در سختی، تلاش پیگیر در جستجوی حلال، نشاطی ناباور در هدایت و گریزی بی برگشت ازطمع و آز (بخشی از خطبه همام؛ ۱۸۴)

مرحوم مهندس عزت‌الله سحابی در آخرین دهه از هشتاد سال زندگی که بیش از شش دهه‌اش در عرصه و کوران مسائل سیاسی گذشت و بیش از یک چهارم از آن را نیز در پشت میله‌های زندان سپری کرد، بحثی را طرح کرد که گرچه مورد توجه عموم قرار نگرفت و حتی بسیاری از آن آگاه نشدند، ولی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این بحث گرچه در نظر اول و به‌ویژه در نزد مذهبی‌ها و از جمله نواندیشان دینی ممکن است امری تکراری تلقی شود، ولی با توجه به وضعیت فعلی جامعه ما و سمت و سویی که شاهد آن هستیم، چه در میانه دهه هشتاد و چه امروز و شاید اکنون بیشتر از گذشته مورد نیاز ما، جامعه ما و همه اهالی این سرزمین است.

مهندس سحابی در بهار و تابستان سال ۱۳۸۵ در کتابخانه حسینیه ارشاد در جلساتی که به همت و تلاش مرحوم هدی صابر برگزار شد، سلسله بحثهایی را با عنوان «سلوک فردی، اخلاق اجتماعی، منش مبارزاتی» مطرح ساخت و در خلال آن جلسات، بحث ایمان و ایمان نوشونده و نوایمانی را مطرح کرد. ادامه آن جلسات نیز شرح و توصیف «مناجات‌الذاکرین» بود. پرداختن به این بحث چه در زمان مطرح شدنش و چه بازخوانی‌اش در امروز، از آن جهت مهم و درخور توجه است که از یک سو مسائل و مشکلات اجتماعی جامعه ما همچنان پابرجاست و بلکه روز به روز افزایش نیز یافته و می‌یابد و از سوی دیگر چنان‌که از تجربیات گذشته برمی‌آید، تنها راه خروج از این بحران‌ها، چیزی جز عبور از سطح، و توجه به عمق و نوشدن ایمان نیست.

اهمیت این بحث نه فقط به دلیل ضربه‌خوردن و خدشه‌دارشدن اصول و اعتقادات مذهبی است، بلکه بحث بر سر خدشه‌دار شدن اصول اخلاقی، ملی و میهنی و هر آن چیزی است که به منافع عمومی و ملی مرتبط است و آثار و نتایجش دامن همه جامعه را در بر گرفته است. صحبت بر سر اخبار روزمره‌ای است که در رسانه‌ها اعم از روزنامه‌ها، رسانه ملی و غیر آن منتشر می‌شود. از اختلاس‌های عجیب و غریبی که امثال من قادر به درک اندازه آن هم نیستند. از فرو پاشیدگی اخلاق حرفه‌ای در نزد قشرها و گروه‌های اجتماعیی که از جمله مرجع‌های اجتماع به شمار می‌رفتند و اکنون برای چندرقازی حیثیت حرفه‌ای خود را به ثمن بخس می‌فروشند. صحبت بر سر بی‌اعتبار شدن منافع و هویت ملی، بر سر سیل مهاجرت نخبگان جامعه به خارج از کشور، گسترش فقر و فسادهای اجتماعی و اخلاقی همچون اعتیاد و فحشا، از تورم خانمانسوز، رواج ربا و رشوه و بیکاری و رکود امور اقتصادی و مسائلی از این دست است که زنگ خطر را در جامعه به صدا درآورده است.

در طول تاریخ بحث ایمان و گرایش‌های ایمانی در نزد معتقدان به یک اندیشه و کارکردهای ایمان در نزد پیروان یک آیین همواره مطرح بوده است؛ اما در جامعه کنونی طرح این مباحث و تأثیر ایمان و به‌ویژه از نوع مذهبی و دینی آن با توجه به گرایش‌های امروزین جامعه که با عنایت به عملکرد مدعیان مذهب این‌چنین مبانی و اصول و باورهای مذهبی را به چالش کشیده و می‌کشانند، حکایت از احساس خطر و ضرورت پرداختن به آن از جانب مهندس را داشت.

آن مرحوم در میانه دهه ۸۰ با احساس این خطر و برای مقابله با این سیل بنیان‌کن که ارکان جامعه ایران را تهدید می‌کند، بحث مذکور را مطرح کرد. در ابتدا به موضوع شیوع خودگرایی و منفعت‌طلبی و یا به اصطلاح جامعه‌شناسی، مقوله اتمیسم اجتماعی در جامعه ایران پرداخت و نمونه‌ها و مثالهایی در باره شیوع خودگرایی و منفعت‌طلبی در سطوح مختلف جامعه را برای مخاطبانش مطرح کرد؛ مثالهایی که شاید امروزه برای ما کمی پیش پا افتاده هم به نظر برسد! از نظر سحابی یکی از علل و عوامل اصلی این وضعیت، همان شیوع خودگرایی در میان آحاد جامعه است. فراموش کردن ارزشها و ضعف ایمان به خدا، سبب شده است تا ما انسانها به‌تدریج غیر خودمان را به فراموشی بسپریم و تنها به خودمان و منافع و سودی که از هر حرکت و در هر اقدام عایدمان می‌شود، بیندیشیم.

در ادامه، مهندس این بحث را به جنبش‌های اجتماعی در ایران تعمیم داده، به آسیب‌شناسی جنبش‌های اجتماعی در ایران می‌پردازد. از نگاه او، یکی از دلایل عدم موفقیت جنبش‌های اجتماعی در ایران، پرداختن آنها به حواشی و غفلت از متن و عمق مسائل به‌ویژه در هنگام نقد دلایل شکست و رکود آنهاست. از نگاه ایشان: معمولا پس از روشن‌شدن دلایل رکود و شکست، رهبران جنبش‌ها به تغییر روشها، تعمیق و تحول تحلیل‌ها، افزودن بر معلومات و یا تعویض شعارها می‌پردازند که البته صحیح و بجاست. وی در این باره می‌گوید: مشکل از آنجا آغاز می‌شود که ما بیشتر به تحولات خارج از خود نظر داریم و کمتر به درون خود و تغییر از درون فکر می‌کنیم. در حالی که در فرهنگ اسلامی، اصالت با درون است و تغییر در خود و تحول در ایمان و باورها، ضروری‌تر از تغییر در مسائل بیرونی است.

در خلال این بحثها و در کنار «ایمان به پروردگار»، او به ذکر انواع دیگر ایمان و از جمله «ایمان به وطن» و «ایمان به حزب» می‌پردازد و ضمن ارج‌نهادن به آنها، تفاوتشان را با ایمان به خدا بیان می‌کند و تأثیراتی را که ایمان به وطن در پیشرفت جامعه دارد، بازگو می‌نماید. در مورد ایمان حزبی هم نمونه‌هایی از تاریخ معاصر ایران و از جمله مقاومت اعضای احزاب و سازمان‌های سیاسی و از جمله حزب توده بعد از کودتای ۲۸ مرداد را در زیر شکنجه می‌آورد. سپس به مقایسه میان «ایمان به وطن» و «ایمان به حزب» با «ایمان به خدا» می‌پردازد و مثالهایی از برخی از ایرانیان ذکر می‌کند که در زمان قاجار یا پهلوی اول به اروپا رفته بودند و با مقایسه وضعیت آن روز ایران و اروپا، دچار نوعی از خودباختگی و قطع علاقه به وطن شده بودند. از نگاه او ایمان به حزب و وطن در زمان پیروزی، کارا و مؤثر و در زمان شکست، موجب سست‌شدن هواداران می‌شود. و البته مکرر تأکید می‌کند که غرض از این مقایسه، نفی این گونه ایمان‌ها نیست؛ ولی ایمان به ذات لایزال پروردگار که غیر متغیر و دائمی است، موجب می‌گردد تا ایمان انسان دچار خدشه نشود.

در نگرش مهندس سحابی، تغییر و تحول در معلومات و شعارها و روشها، تغییر در سطح، و تحولات ایمانی و تغییر باورها و خشوع نسبت به پروردگار، تغییر در عمق و مصداقی از این آیه شریفه محسوب می‌شود که: «الَم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکرالله و ما نزل من الحق: آیا زمان آن فرا نرسیده است که دل کسانی که ایمان آورده‌اند، از یاد خدا و آنچه از حق فرو می‌فرستد، هراسان و خاشع شود؟»(حدیدـ۱۶) از نگاه او این تحول و خشوع نسبت به پروردگار، موجب تحول و تکامل ایمان انسان مؤمن و بازگذاشتن درهای ذهن او می‌شود و از این طریق با کسب توان جدید، فرد دچار تعصب و تحجر نمی‌شود.

مهندس با توشه‌گیری از رهنمودهای قرآن، برای رسیدن به این تحول، روش مشاهده، بررسی، مطالعه و تحقیق در جهان را عنوان می‌کند: «افلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوبٌ یعقلون بها: آیا در زمین سیر نمی‌کنند تا دلشان برای خردورزی آماده شود؟»(حج‌ـ۴۶) مراد از «قلب» را هم قلبی می‌داند که انسان با آن به تعقل می‌پردازد. به عقیده ایشان این سیر و سلوک هم برای مردم عادی روشنگر است، هم برای متقین هدایت و موعظه و راهکار به همراه دارد. و همین امر سبب تغییر و تکامل در عمل و حرکت آنها خواهد شد: «قد خلت من قبلکم سننٌ فسیروا فی الارض. فانظروا کیف کان عاقبه المکذبین. هذا بیانٌ للناس و موعظه للمتقین: به درستی که پیش از شما گروه‌هایی در زمین می‌زیسته‌اند، پس در زمین بگردید و به فرجام دروغگویان بیندیشید. اینها برای مردم بیان می‌شود و برای پرهیزگاران موعظه است.» (آل عمران: ۱۳۷ـ ۱۳۸)

در ادامه این بحث، مهندس به مراحل ایمان و آثارش بر زندگی وتربیت انسان اشاره می‌کند و هدایت را نخستین اثر پذیرش ایمان به خدا و او را ناظر و شاهد و گواه بر عمل دانستن را دومین اثر آن معرفی می‌کند. و این دو تأثیر موجب تغییر و تصحیح رفتار و عملکرد انسان می‌گردد.

هر زمان نو می‌شود دنیا و ما

بی‌خبـر از نوشدن اندر بقـا

عمرهمچون جوی نونو می‌رسد

مستمری می‌نمـاید در جسد

پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی است

مصطفی فرمود: دنیا ساعتی است

از نگاه مهندس نوایمانی عبارت است از آنکه در زمان رکود و سکون و غلبه آنها بر حرکت، به منظور تغییر جامعه و خود، به تغییر در درون خویش بیندیشیم و ضمن تصحیح و تغییر افکار، عقاید، شعارها و روشهای خود، به نوسازی ایمان خود اقدام کنیم. نواندیشی بدون نوایمانی کارآیی ندارد و شاید یکی از دلایل شکست‌های پی در پی ما، همین نونشدن ایمان باشد؛ چرا که نواندیشی بدون نوایمانی همچون کالبدی بی روح است.

در ادامه این بحث، مرحوم مهندس به تأثیرات ایمان به خدا بر انسان اشاره دارد و دوستداری و خدمتگزاری خلق، مهربانی و لطف به دیگران و جهان، زیبادیدن هستی و آرامش‌بخشی به انسان را از جمله آثار آن برمی‌شمارد.

تکیه‌گاه اصلی این مطالب، به طور عمده آیات قرآن کریم، ادعیه و مأثورات ائمه اطهار(ع) به‌ویژه سخنان امیرالمؤمنین(ع)، مناجات شعبانیه و دعای عرفه سیدالشهدا(ع) است. در موضوع زیبادیدن جهان، به این جمله از حضرت امیر اشاره می‌کند که: «الهی، کیف آیس عن حسن نظرک لی بعد مماتی و انت لم تولّنی الا الجمیل فی حیاتی: خدایا، چگونه از تو که در زندگی با من این چنین زیبا رفتار کرده‌ای، ممکن است که از حسن نگاهت ناامید باشم؟» بعد هم به برخورد حضرت زینب(س) بعد از واقعه عاشورا با ابن‌زیاد اشاره می‌کند که در پاسخ او فرمود: «ما رایت الا الجمیل: [در این ماجرا] جز زیبایی ندیدم!»

از نگاه ایشان، اهل ایمان و آنهایی که درک درستی از خدا دارند، همه حوادث دنیا را که ممکن است برخی از آنها به سود و دلخواه ما نیز نباشد، زیبا و جمیل می‌بینند. آنها همچون زینب(س) زجرها، شکنجه‌ها، اعدام‌ها و مرگها را همچون حوادث مطلوب و دلخواه که منفعت انسان را تأمین می‌کند زیبا و جمیل می‌نگرند. این نوع نگرش به حوادث ثمره کم‌رنگ شدن خود و نفس انسانی در برخورد با جهان و پررنگ‌شدن نقش و رنگ خداست که مرحله سوم ایمان محسوب می‌شود.

در بحث مربوط به آرامبخشی ایمان به خدا هم به جز سایر استنادات، از جمله به این بخش از مناجات‌الذاکرین حضرت سجاد(ع) اشاره دارد که فرمود: قلوبی که واله هستند و طالب پرواز فقط هنگامی آرامش پیدا می‌کنند که به یاد تو می‌افتند. یاد مهربانی های تو آرامبخش دلهاست.

ایشان ضمن اشاره به زندگی پیامبر اسلام(ص) می‌گوید آن حضرت بعد از هجرت، در ۲۸ غزوه شرکت کردند و فرماندهی سپاه را برعهده داشتند؛ اما در همه کوران‌ها و مرارت‌ها آرامش و سکینه قلب نیز داشتند. پیامبر و انسان‌هایی که از ایشان الگو می‌گیرند با یاد خدا به آرامش می‌رسند: «الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله، الا بذکر الله تطمئن القلوب: آنان که ایمان آورده‌اند و دلشان با یاد خدا آرام گرفته است؛ آگاه باشید که دلها تنها با یاد خدا آرام می‌گیرد.» (رعدـ ۲۸) اگر یاد خدا در ورای گرفتاری‌ها وبه هنگام هجوم غمها و غصه‌ها و صدماتی که به انسان وارد می‌شود، ما را به آرامش برساند، این خود، نیل به ایمان نوشونده و رشدیابنده است. این ایمان آرامبخش، زمینه ارتباط انسان با جهان بیرون از خود را فراهم می‌آورد. به عبارت دیگر سبب‌ساز تابیدن نور علم ومعرفت به قلب مؤمن می‌شود. به فرموده امام حسین(ع): «الهی، انت الذی اشرقت الانوار فی قلوب اولیائک: خدایا، تو کسی هستی که انوار معرفت و شناخت خود را در دل دوستانت می‌تابانی تا در پرتوش، مؤمنان راه تو را بشناسند و واقعیت را کشف کنند.»

از نظر ایشان این تابش نور الهی به دل مؤمنان، سبب افزایش شناخت و آگاهی فرد شده، کسانی که ایمان بالاتری دارند، دارای معرفت و آگاهی بیشتری نسبت به نظام جهان و طبیعت و خالق آن می‌یابند. در نتیجه، این گونه افراد که به دلیل برخورداری از انوار الهی، از یک سو دارای علم و آگاهی بیشتری نسبت به جامعه و امور اجتماعی هستند و از سوی دیگر به سبب همین ایمان از غیر خدا دل شسته و خودمحوری و سود و منفعت شخصی را مد نظر ندارند، امکان و توانایی حل مشکلات را به دست می‌آورند.

و سحابی خود این گونه بود. آنهایی که از دور و نزدیک با ایشان آشنا بودند، می‌دانند که چگونه در طول سالهای مبارزه در این شصت سالی که در عرصه مسائل سیاسی و اجتماعی قرار داشت، همواره این ایمان به خدا و ایمان نوشونده او بود که راهنمای عملش بود. البته او همواره در طول این سالها نگران بود؛ اما نه نگران سرنوشت خود، همواره تلاش داشت تا گامی در راه توسعه و پیشرفت ایران و مردم این سرزمین بردارد. از شکست‌ها و ناکامی‌ها تجربه‌ای آموخته بود و راهی برای برون‌رفت از آن پیدا می‌یافت. همین ایمان و عمل صالح مبتنی بر آن بود که موجب شد تا خداوند دوستی او را در دل همگان قرار دهد؛ چه، «انّ الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن وُدّا».

منبع: روزنامه اطلاعات

 


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.