سه‌شنبه 17th نوامبر 2020 , ساعت: 11:11کد مطلب : 119203 نسخه قابل چاپ
علی سرداری

آیت الله کمال حیدری بافته های هزار ساله روحانیت را در هم فرومیریزد

او در عراق از شاگردان آقای خوئی ومحمد باقر صدر بوده است۰
آقای کما ل حیدری روحانی عراقی الاصل وساکن قم می‌باشد ، او تمام موضوعهای اسلامی شیعه وسنی را می شناسد و  به اکثر منابع هر یک از آنها مسلط می باشد۰
 با این نگاه به کنکاش تاریخ هزار ساله روحانیت: به قول مرحوم بازرگان:
 قرائت فقهی تنها دو درصدی از آیات قرآن را تشکیل می‌دهند۰
 اما این دو درصد آنقدر رشد حجمی داشته که نود و هشت درصد دیگر را بلعیده‌اند ، روحانیت تشیع همین قرائت دو در صدی ، آنهم به صورت مطلق که آن وحی خدا وسخنان امامان معصوم است را رسمیت داده اند۰
 در ضمن آن را فرا زمانی و فرا مکانی قلمداد کردند.
با اینکه رکن اصلی که قران و سنت خود پیامبر وامام علی باشد را ،ندیده گرفته و تنها جنبه فقهی آن را آنهم براساس روایات که به قول حیدری نمی‌توان به آنهاتاکید کرد در دست خود نگاه داشته اند. از طرفی در طول تاریخ تشیع هر چه
 در این روند روحانیت تاسیس نموده آن را جزء دین به حساب آورده وجا انداخت اند ۰ و این شیوه را ادامه داده اند ،تا عصر جدید که توسط غرب کلید زده شد.
 در اینجا بود که ، برای بهره برداری از این روند پای روشنفکران دینی به جامعه باز شد درگیری عصرنو به نماینگی روشنفکران با روحانیت آغاز گردید.
 تا اینکه روحانیت قدرت سیاسی رادر ایران به دست گرفت وبا همان تفکر فقهی  دو درصدی ونا مشخص حاکمیت را قبضه کردند. در این چندین سال خونهای بسیاری را به ناحق ریختند و امکانات وسرمایه ایران را نابود کردند وبه هدرداد و… این روند چون با زمان ومکان وعصر نوین خوانایی ندارد۰
 همین عنصر زمان یعنی عصر جدید ودست آوردهای آن ،  در بن‌بست رساندن تفکر آخوندیسم نقش اصلی را بازی کرد.
به عبارت دیگر نا به هنگام بودن حاکمیت روحانیت و بازمان همراه نبودنش ، باعث گردید تا در گل فرو رود وزمین گیر گردد۰ وکشور را نیز با بن‌بست وبا بحران مواجه گرداند. از زاویه دیگری میشود به این موضوع نگریست ، این روند تاریخیست
 که دیگر ادیان توحیدی با آن مواجه شده  و بر خلاف زمان راه پیموده اند تا اینکه ازجامعه رخت بربستند۰ اکنون نوبت روحانیت شده است و به همین خاطر نه زندان و نه شکنجه نه اعدام نه نیروهای سرکوب و نه تکفیر جواب نمی هد.
از جانب دیگرافزون بر اعتراضات مردم صداهای گوناگون حتی از درون خود حوزه های آخوندی در اعتراض به وضعیت کنونی بلند شده است.
از جمله :آقای کمال حیدری :راهی را که روشنفکر دینی صد و پنجاه سال پیش آغاز نموده اند و جامعه ایرانی رادر نوردیده اند و تا به درب ورودی حوزه های آخوندی ورود کرده اند۰ ولی نتوانستند وارد درون ومناسبات آن گردند. واکنون آن ساختار ازجهات گوناگون از جمله انسانی مکانی وزمانی وجهانی وداخلی و حتی درمنظر پیروان آن به بحران وبن بست رسیده و به نقد و کنکاش آن پرداخته است ۰
از جانب دیگر عنصر زمان ومکان وعصر نو پاش در میان می‌باشد واز همه مهمتر جامعه ایرانی را آن در نوردیده است . در چنین وضعیتی حیدری عرب زبان وتحصیل کرده خود حوزه ، در ضمن او این بحران وبن بست را خوب متوجه شده است از طرف دیگر او تمامی ساختار وتاریخ حوزه را خوب بررسی کرده که کمتر روحانی یافت می‌شود که در این وسعت کار کرده باشد . از جانب دیگر با روشنفکران ایرانی و عرب آشنایی دارد و از همه مهمتر با عصر مدرن بیگانه نیست. وازطرفی از زاویه های گوناگون فقهی ، تاریخی ، روایتی کلامی به نقد وبررسی اینها اقدام کرده است. افزون بر این او ،  این نگاه را وارد درون مناسبت های حوزه کرده است،به همین خاطر حوزه آخوندی سلاح تکفیر رادر مورد او به کار گرفته است.
من یک سیری محورهایی که او مطرح کرده  ، تنها تیتر های آن‌ها را در اینجا می‌آورم :
۱ – مشکل اول: غلبۀ رویکرد فقهی به دین
۲  – مشکل دوّم: غلبۀ «روایات» در فقه، به جای محوریت «قرآن»
گمان میکردند قرآن در ارث مرد را بر زن مقدم کرده است، غلط است آقا!
نگرشی نو به مسائل و حقوق زنان از دیدگاه اسلام
ضرورت به میان آمدن فهم و «قرائت زنان» از دین
او در گام نخست عنصر زمان ومکان وانسان محوری ونسبیت را می پذیرد۰ و بر آن اساس راه خود را ادامه می دهد.
در این راستا قرائت دینی یا تفکر دینی را از اصل دین جدا کرده وآن را عین دین نمی‌داند ، بلکه آن را نظر اشخاص به حساب می آورد.
اودرمقابل فقه محوری قرآن محوری را بر می گزیند.
و او در مسیر تاریخ تشیع چیزهای را که به آن افزوده شده را از تشیع تفکیک می نماید وآن را قرائت افراد به حساب می‌آورد مانند قرائت شیخ مفید وسید مرتضی وشیخ طوسی و… را که در طول تاریخ جزء ضرورت دین شد ه را درست نمی داند۰ بلکه این‌ها را قرائت اشخاص می داند نه خود دین ،  او با نگاه تاریخی به بررسی همه مسایل می‌پردازد وهیچ موضوعی را خارج از تاریخ نمی داند۰
به وعبارت دیگرآنهارااز وحی به رسول جدا می کند.
او بر این نگاه است که حوزه های اخوندی همه اسلام و تشیع را در فقه و در رساله های عملی  خلاصه کرده اند و از رده خارج نموده اند۰
او روایتها ی نقل شده وراویان رابه نقد و چالش می‌کشد .
اونگرش فقهای تشیع را نسبت به اهل سنت را نیز به چالش می‌کشد وآن را رد میکند. در نگاه او دین برای انسانیت است نه بر عکس
او بیگانه بودن حوزه با مدرنیته را نیز به نقد می کشد.
او بر این باور است که فلسفه خاتمیت پیامبر بر می‌گردد به رشد انسان وبی نیاز شدن انسان از پیامبری یعنی خود انسان کارخودش را به عهده می گیرد.
حیدری می‌گوید خمینی امکان ندارد از نظر فقهی به نظریه ولایت فقیه رسیده باشد بلکه او بر اساس عرفان ابن عربی به این نظریه رسیده است ،پس نظریه ولایت فقیه یک نظریه فقهی نبوده است در ضمن آقای سروش این موضوع را نسبتاً همراه با توضیحاتی که آقای خمینی به نظریه ابن عربی معتقد بوده است را بیآن‌ می‌کند و خمینی در عمل به این نظریه عمل کرده است که آن یک نظریه فقهی نیست.
آقای حیدری باز به نکته دیگری اشاره می‌کند آن اینکه خمینی خودش را نماینده خدا در روی زمین می‌دانست.
به نظر من آقای خمینی با این سه مورد تمامی اساس تشیع واسلام را دور زد، در مورد نخست یعنی ولایت فقیه آن درمقابل نظریه تشیع قرارمی‌گیرد که در این مذهب باور براین است که همه مسایل تشیع محول شده به ظهور امام عصر تا آن زمان باید صبر نمود۰
موضوع دوم اما نظر این عربی با تشیع خوانایی ندارد در این نظریه یک نگاه مطلق گرای وجودارد که در اسلام وتشیع جایگاهی ندارد ولی آقای خمینی به این نظر باورداشته است.
موضوع سوم آقای خمینی مطرح می‌کند همان کارهای را که پیامبر و امامان انجام دادند ایشان می‌تواند انجام دهد، با این سخنان او می‌شود نمایند خدا با این تفاوت که در عصر پیامبر و وحی پیامبر را کنترل می‌کرد در زمان خمینی آن هم حضور ندارد پس خمینی هر کاری انجام دهد برای خودش مجاز می داند.
خمینی در رسیدن به قدرت با همه مسائل تاکتیکی بر خورد نموده است ودر این جهت هدف غایی او رسیدن به قدرت بوده است نه چیزدیگری.
ازجانب دیگرهمه نظراتی را که آقای حیدری مطرح می کند بر خلاف اصول مسلمات حوزه آخوندی می‌باشد این نظرات اگر وارد دستگاه وساختار حوزه آخوندی گردد تمامی نظام آن را به هم خواهد ریخت در نتیجه روحانیت تا آنجا که ممکن است در این جهت مقاومت خواهد نمود.
ازسوی دیگر بر خورد با آقای حیدری آسان خواهد بود چون نقد حوزه های آخوندی ونظرات آن‌ها به صورت علمی می‌باشد وایشان برخود سیاسی ندارد ازجانب دیگر او عراقی است به همیت خاطر دولت عراق و  مردم از او حمایت خواهند کرد
سخن آخربه این نکته اشاره کنم که روشنفکران دینی که یک قرن نصف است که این راه را آغاز کرده اند لازم است راه خود را هم چنان با تمام توان ادامه دهند تا این روند به مقصد برسد.

حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.