سه شنبه ۳۰ام آذر ۱۳۹۵ , ساعت: ۰۱:۰۹کد مطلب : 100547 نسخه قابل چاپ

آیت الله منتظری و ضرورت استقلال حوزه ها از قدرت سیاسی

۲۹آذر هفتمین سالگرد رحلت مرجع عالیقدر آیت الله منتظری (ره) را که نماد اسلام رحمانی،مروج سیره نبوی و علوی،فقیه حقوق بشری و مدافع حقوق شهروندی بود،به بیت مکرم و معزز ایشان و همه علاقمندان،شاگردان،همفکران و رهروان راه آن “مرد حق” تسلیت می گویم.میراث منتظری برای ماحقیقت گویی و حق طلبی،سجایای اخلاقی،ارزشهای انسانی،ستم ستیزی ،حمایت از ستمدیده و دانایی است.او در عمر پر برکت ۸۷ ساله اش تا واپسین روزهای زندگی هرگز از تکاپو،جستجو،گفتگو،خواندن و نوشتن ،روشنگری و بیان حقایق باز نایستاد و شاهد این مدعا،سخنان روشنگر،پدرانه و مشفقانه ایشان چهار روز قبل از رحلت آن “مرد خدا” در پایان درس نهج البلاغه ایشان است.(۱)

روشن بینی،دور اندیشی و آینده نگری یکی از ویژگیهای بارز ایشان بود. پیشنهاد اعزام هیاتهای حسن نیت به کشورهای همسایه در ماههای آغازین انقلاب به آیت الله خمینی،اعلام هفته وحدت،تاسیس دادگاه عالی و هیات عفو و تعیین نماینده برای رسیدگی به امور زندانیان،تاکید بر پذیرش صلح و مخالف ادامه جنگ بودن بعد از فتح خرمشهر(۲)هشدار به خطر میدان داری فرصت طلبان و انقلابی نماهای دو آتشه از راه رسیده و منزوی شدن نیروهای اصیل و دلسوز انقلاب و مردم،تاکید بر استقلال حوزه ها و مرجعیت از حکومت و دهها نمونه دیگر از این نظرات و اقدامات نشانگر نگاه ژرف و استراتژیک ایشان به مسائل مهم داخلی و خارجی در مدیریت کشور بود.شما مخاطب گرامی در این یادداشت با گوشه ای ازتلاشهای جدی و راهبردی آیت الله منتظری و هشدارهای مکرر ایشان برای جلوگیری از حکومتی شدن دین،مرجعیت وحوزه های علمیه بیشتر آشنا خواهید شد.

اصرار ایشان بر استقلال سیاسی و اقتصادی حوزه ها از قدرت،ریشه در تجربیات تاریخی وی از وضعیت اسفناک و نتایج فاجعه بار وابستگی روحانیون ادیان و مذاهب به حکومتها و تجربیات حکومت دینی در ایران در سالهای پس از انقلاب و نیز درک عمیق ایشان از قرآن و سنت بود.از نظر فقیه عالیقدر اساسا نفس وابستگی سازمانهای علمی،دینی و فرهنگی(اعم از حوزه ها،دانشگاهها و مطبوعات و…)به قدرت،فارغ از اینکه آن قدرت صالح یا طالح باشد،امر نکوهیده و زیان بار است.تجربه های تاریخی به ما نشان داده است که هر گاه نهاد دیانت و روحانیت به قدرت نزدیک و یا این دو نهاد در هم ادغام شده اند همواره نهاد قدرت،دین و روحانیت را ملعبه و ابزار تحکیم و توسعه خود قرار داده است . جالب توجه این است که آموزه های دینی نیز انگشت تایید بر این تجربه تاریخی نهاده و نسبت به این خطر هشدار داده اند.سید الشهدا(ع)در خطبه تاریخی اش در منی ضمن انتقاد شدید به خود کامگان بنی امیه و تجاوزات ،ستمها، خود رایی ها و خود سریهای آنها،عا لمانی را که در برابر مظالم دستگاه سیاسی اموی سکوت اختیار کرده و بخاطر گرفتن امتیازات از آنها و یا ترس از مرگ و در محذور واقع شدن به توجیه عملکرد و سازش با آنها می پرداختند، مورد انتقاد شدید قرار می دهد و به آنها یاد آور می شود که سکوت و سازش شما و ترستان از مرگ و دلبستگی تان به قدرت و ثروت دنیا که روزی از شما جدا خواهد شد،عامل استمرار سلطه بنی امیه بر مردم شده است که به نام دین و با پشتیبانی تبلیغاتی سخنوران ماهری که در شهرهای مختلفشان بر منبر دارند بدون رضایت مردم بر آنان فرمانروایی می نمایند.(۳)

همچنین در سخنی بیدار گر امام صادق (ع)در روایتی به نقل از پیامبر می فرماید”الفقهاء امناء الرسل ما لم یدخلوا فی الدنیا،قیل:یا رسول الله و ما دخولهم فی الدنیا؟قال:اتباع السلطان فاذا فعلوا ذلک فاحذروهم علی دینکم”ترجمه”فقها امانت داران پیامبرانند تا زمانیکه وارد دنیا نشده باشند،گفته شد :ای رسول خدا نشانه ورودفقها در دنیا چیست؟پیامبر فرمود:پیروی کردن آنها از صاحب قدرت پس هرگاه فقیهان از صاحب قدرت پیروی کردند برای حفظ دینتان از آنها بپرهیزید”(۴)

مساله استقلال مالی و سیاسی حوزه های علمیه دیر زمانی است که از دغدغه های عالمان روشن بین و مصلحان اجتماعی بوده ودر سالهای پیش و پس از انقلاب موضوع گفتگوی صاحب نظران حوزوی و دانشگاهی قرار گرفته و بر ضرورت آن تاکید شده است.زنده یادان شهید مطهری و دکتر علی شریعتی در دهه های ۴۰و۵۰بر عدم وابستگی روحانیت و حوزه ها به عوام و بازارتاکیدنموده و در این زمینه سخن گفته اند.استقلال روحانیت از صاحبان قدرت و ثروت در نگاه شریعتی آنقدر اهمیت دارد که آن زنده یاد تا بدانجا پیش می رود که راه نجات اسلام و مسلمانان را،قطع وابستگی روحانیت به قدرت سیاسی و پول می داند(۵)

او بدبختی اسلام را ناشی از رابطه بین حوزه و بازار می داند و می گوید”اگر اسلام بتواند روزی از این رابطه کثیف نجات پیدا کند،برای همیشه رهبری بشر را بعهده می گیرد”(۶)هر چند بر این باورم این تحلیل ،مبالغه آمیز و تقلیل گرایانه به مساله مهمی چون بقا و فنای اسلام نگریسته است،اما مسامحتا می توان آن را نشان دهنده تاکید شریعتی بر اهمیت نقش تاثیر گذاروابستگی اقتصادی و سیاسی حوزه ها به قدرت،در انحطاط و نا کارآمدی آنها برای انجام رسالتشان در مواجهه با تخلفات،مظالم ،تعدی به حقوق مردم و زیر پا گذاشتن ارزشهای اخلاقی،دینی و انسانی توسط حاکمان سیاسی دانست.شهید مطهری نیز بزرگترین مشکل اصلی در سازمان روحانیت را نظام مالی و طرز ارتزاق روحانیون می داند و می گوید”در حدود سیزده سال پیش(سال۱۳۲۸ شمسی)شبی در قم در یک محفل دوستانه مرکب از گروهی از اساتید و فضلا،که اینجانب نیز افتخار حضور در آن جلسه را داشت،سخن از مشکلات و نواقص سازمان روحانیت به میان آمد…..هر کدام چیزی گفتند این بنده نیز نظر خود را گفت ولی یکی از دوستان نظری ابراز داشت که من نظر او را بر نظر خودم و سایر نظرها ترجیح دادم و اکنون نیز بر همان عقیده ام.او گفت علت اصلی و اساسی نوافص و مشکلات روحانیت،نظام مالی و طرز ارتزاق رو حانیین است عبارتی که او بیان کرد این بود”علت العلل همه خرابیها سهم امام است”(۷) شهید مطهری پیامد این نظام مالی را از دست دادن حریت روحانیون و ضعف و ناتوانی آنها در نبرد با عقاید و افکار جاهلانه مردم و عوامزدکی روحانیت می داند(۸)و در ادامه می فرماید”همه آن مفاسد ناشی از این است که روحانیون مستقیما از دست مردم ارتزاق می کننداز این است که هر کسی شخصا باید با وجوهات دهندگان باید ارتباط پیدا کند و نظر او را جلب کند “(۹) و در نهایت راه اصلاح را منحصرا سازمان دادن به بودجه سهم امام می داند و اینکه هیچیک از روحانیون مستقیما از دست مردم ارتزاق نکنند بلکه هر کدام از آنها از صندوق مشترکی که توسط مراجع ایجاد شده و این وجوهات در اختیار آنهاست به اندازه خدمتی که انجام می دهد معاش خود را دریافت نماید”(۱۰)

وقتی دریافت پول از مردم موجب شود یک روحانی مطابق میل مردم و خواست عوام حرف بزند و نه مطابق صلاح آنها،طبیعی است که وابستگی به قدرت اقتصادی و سیاسی یک دولت و دریافت ردیف بودجه ،بطریق اولی سبب می شود مراکز و موسسات حوزوی و روحانیونی که از امکانات سیاسی و اقتصادی حکومتی بر خوردار می شوند،مطابق با خواست و اراده حکومت حرف بزنند و ضعفها و ناتواناییها و تخلفات و تعدیات آنرا توجیه کرده و در برابرش سکوت نمایند.آگاهی از واقعیتهای فوق بود که فقیه عالیقدر از سالهای آغاز انقلاب تلاش کرد تا استقلال حوزه ها از قدرت سیاسی محفوظ بماند.به جرات می توان اظهار داشت که در حوزه های علمیه ایران هیچ شخصیتی به اندازه آیت الله منتظری دغدغه حفظ استقلال حوزه ها از قدرت سیاسی را تا کنون نداشته و نسبت به ابزار قدرت سیاسی حاکمیت شدن حوزه ها،دین و روحانیت و مقدسات ،تا بدین اندازه هشدار نداده است.در نوشتارها و گفتارهای ایشان تاکید بر”استقلال حوزه ها”از بیشترین فراوانی برخوردار است.ایشان در ۴/۱۲/۱۳۷۱ در نامه مهمی به مرحوم آیت الله گلپایگانی تاکید می فرمایند”خاطر شریف مستحضر است که عظمت حوزه های علمیه شیعه همیشه مرهون استقلال آنها و جدایی از مراکز قدرت بوده است”وی با تیز بینی و آینده نگری و شجاعت مثال زدنی اش نسبت به خطرمیدان داری جریانی قدرت طلب و انحصار گرا برای غلبه بر حوزه های علمیه و تبدیل حوزه ها به عنوان ابزار و پلی برای تحکیم قدرت خود می نویسند”سیاست بازی و قدرت زدگی در حوزه علمیه قم به شدت رو به گسترش است و عملا بجای رشد ارزشهای علمی و معنوی ،وابستگی به قدرت و سیاست و شئون دنیوی رشد پیدا می کند در حوزه های علمیه پایگاههایی احداث شده که طلاب و محصلین ساده لوح را به صورت ثنا گو و زنده باد گو در می آورد و بر اساس اهدافی که ازخارج حوزه تعیین و شعارهایی که دیکته می شود طلاب و فضلای حوزه را به این طرف و آن طرف می کشند”ایشان در ادامه نامه از آیت الله گلپایگانی می خواهند”با هر وسیله ای که صلاح می دانید جلو دخالتهای بیجا را بگیرید”و در نهایت هشدار مهمی می دهند و می فرمایند”اگر حضرتعالی اقدام نکنید و چاره ای نیندیشید،در آینده ای نه چندان دور حوزه علمیه قم هویت معنوی و استقلال و عظمت خود را از دست خواهد داد و در نتیجه ملت نیز از روحانیت منقطع خواهد شد”(۱۱)

ایشان که”روحانیت و مرجعیت شیعه را در ادوار مختلف تاریخ دارای استقلال و حافظ حریم اسلام و مذهب و مصالح ملت و پناهگاه محرومین و مظلومین “می دانند(۱۲)،بیست ماه پس از این نامه پیامی هفت ماده ای در تاریخ ۲۱/۴/۱۳۷۳به مقام رهبری می نویسند و در ماده هفتم خطاب به ایشان می فرمایند”مرجعیت شیعه همواره قدرت معنوی مستقلی بوده ،بجاست این استقلال به دست شما شکسته نشود و حوزه های علمیه جیره خوار حکومت نشوند که برای آینده اسلام و تشیع مضر است”(۱۳) شش سال پس از این نامه و در دوران حصر خانگی در پاسخ به نامه ۸۸ تن از شاگردانش در مورد در خواست شروع درس فقه از طریق تلویزیون مدار بسته از بیت محصورشان، نکات مهمی را بیان می کنند که یاد آوری بخشهایی از آن خالی از لطف نیست”در جهان امروزشوکت و عظمت هر کشور به فرهنگ و دانش آن کشور وابسته است،و مظهر فرهنگ کشور ما حوزه های علمیه و دانشگاهها و مطبوعات می باشند که متاسفانه حیثیت و کیان این سه پایگاه فرهنگی به وسیله همین گروههای فریب خورده مورد تجاوز قرار گرفته است.

اگر دشمنان اسلام و روحانیت برای شکستن حریم حوزه های علمیه و قداست مرجعیت شیعه میلیاردها تومان خرج می کردند نمی توانستند اینگونه که به دست خودیها انجام شد عمل نمایند”اینجانب در گذشته ضمن نامه ای خطر دولتی شدن و سیاسی شدن حوزه مقدسه قم و قرار گرفتن آن تحت سلطه و سیطره ارگانهای خاص امنیتی و نظامی را به مرجع بزرگوار مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی قدس سره یاد آور شدم و آن فقید سعید اقداماتی انجام دادند،اما با در گذشت ایشان وضعیت به حال قبل یا بدتر از آن برگشت.امروز نیز از بزرگان و مراجع و اساتید دلسوز و آگاه حوزه مقدسه انتظار می رود که احساس وظیفه نموده و با اتحاد و هماهنگی کامل در این رابطه تلاش نمایند و راضی نشوند میراث گرانبها و زحمات بزرگان و مراجع معزز در تاسیس و تقویت حوزه های مستقل دینی و مردمی از بین برود.کشور نیاز به دولت و حکومت دینی و مردمی دارد ولی حکومت باید دینی باشد نه اینکه دین و کانونهای دینی حکومتی شده و تحت سلطه و ابزار حکومت قرار گیرند.(۱۴) پنج ماه پس از این نامه در مصاحبه با روزنامه “داچ”چاپ هلند می فرمایند”متاسفانه این دژ محکم (روحانیت و مرجعیت شیعه)به بهانه حمایت از حکومت اسلامی شکسته شد و هنوز هم ادامه دارد”(۱۵)

ایشان ۱۶ ماه بعد در پاسخ به نامه مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم که نسبت به وجود جریانات تند رو و تحرکات غیر منطقی در حوزه ها اعلام خطر نموده بودند ،ضمن اعلام اینکه ده سال پیش این خطر را در نامه ای به آیت الله گلپایگانی گوشزد نمودم در رمز گشایی ازایجاد این جریان خطرناک در حوزه ها می فرمایند”منشا اصلی وجود این قبیل جریانات تخریبی و تند در حوزه علمیه ودر سطح کشور،تفکر و خط مشی غلطی است که می خواهد از قداست دین و روحانیت و حوزه های علمیه برای مقاصد سیاسی و تثبیت حاکمیت خود استفاده ابزاری نماید و در نتیجه تا کنون صدمات فراوانی به روحانیت و حوزه علمیه،بلکه اصل دین و مذهب وارد شده است،و بطور کلی رابطه بین نسل جوان کشور و دین و مذهب و روحانیت را تضعیف نموده است.احترام حاکمیت اسلامی به جای خود محفوظ ،ولی ما حق نداریم ارزشهای اسلامی و قداست و استقلال روحانیت را فدای نهادهای حاکمیت کنیم.حکومت باید دینی و بر اساس موازین اسلامی باشد ولی دین و روحانیت نباید حکومتی باشندو استقلال خود را از دست بدهند”(۱۶)آنچه آن پیر فرزانه و مرد اخلاق و سیاست ،عدالت و حقیقت طی سه دهه گذشته بر زبان و قلمش در مورد خطر وابستگی حوزه ها و مرجعیت شیعه به قدرت سیاسی جاری شد به دلیل تالی فاسدها و عواقب زیان بار آن برای ملک و ملت و دین بود و امروز پس از گذشت ۲۴سال از نامه مهم ایشان به زعیم حوزه علمیه قم مرحوم آیت الله گلپایگانگی شاهد تحقق آن پیش بینی ها،دور اندیشی ها و هشدارهای مشفقانه هستیم که متاسفانه آن هشدارها جدی گرفته نشدند.

ù

در این مجال به ذکر بخشی از پیامدهای ناگوار حکومتی شدن حوزه ها می پردازیم

۱-لطمه به جایگاه والا و منزلت مرجعیت با عزل و نصب مراجع :مرجعیت شیعه در طول تاریخش نهادی مدنی و مردمی و مستقل از قدرت سیاسی بوده است و رجوع به مراجع و انتخاب آنها نتیجه باور و اطمینان پیروان به اعلمیت و بر خورداری مرجع مورد قبولشان از فضائل و سجایای اخلاقی بوده است .انتخاب مرجع امری دستوری و حکومتی و بخشنامه ای نیست و هیچ فرد و جریان و حکومتی صلاحیت نصب یا عزل مراجع تقلید را در طول تاریخ نداشته ،ندارد و نخواهد داشت،زیرا مرجعیت”مقام دینی”است نه “مقام سیاسی”.متاسفانه این بدعت خطرناک پس از انقلاب تحت تاثیر مسائل سیاسی و تقدم قدرت و حفظ آن بر ارزشها رواج یافت و موجب شد یک نهاد دینی مردمی که ملجا و مرجع مردم بود صدمات جبران نا پذیری ببیند.اگر علما و مراجع قم در سالهای اول انقلاب به عزل و حصر مراجع منتقدو هتک حرمت آنها رضایت و سکوت را بر اعلام نظر ترجیح نمی دادند در سال۸۸ شاهد آن نمی بودیم که جامعه مدرسین به عنوان نهاد همسوی با قدرت حاکم ،مرجعیت آیت الله صانعی را بخاطر همراهی نکردن با حکومت در آن حوادث به بهانه بدعت گذاری در دین و نظرات شاذ ،فاقد ملاکهای لازم برای مرجعیت بداند و در بیانیه ای بنویسد”با توجه به پرسشهای مکرر مومنان ،جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بر اساس تحقیقات به عمل آمده در یک سال گذشته و پس از جلسات متعدد به این نتیجه رسیده است که ایشان فاقد ملاکهای لازم برای تصدی مرجعیت می باشد”ای کاش هاشمی رفسنجانی ،موسوی بجنوردی و مجمع روحانیون مبارز و دیگر بزرگان حوزه دیر هنگام این واقعیت را اعلام نمی کردند که”در تاریخ تشیع هیچگاه مرجعی توسط جایی نصب یا عزل نشده است”(۱۷)

عزل مراجع و نصب آنها با اعلام اسامی ۷تن از مراجع جایزالتقلید از سوی جامعه مدرسین قم ، آغاز روند ی در تبدیل نهاد مرجعیت شیعه از نهادی مردمی به نهادی حکومتی بود و ضربه ای کاری به استقلال حوزه ها و جایگاه آنها در نزد افکار عمومی زد. وقتی جامعه مدرسین مرجع اعلمی چون زنده یاد آیت الله منتظری را که استاد بسیاری از مدرسین بوده،صاحب صلاحیت برای مرجعیت اعلام نمی نماید اما افرادی را که در حکم شاگرد ایشان هستند در فهرست هفت نفره می گنجاند تو خود حدیث مفصل از اولویت قدرت بر حقیقت را باید بخوانی.

۲-رشد فرهنگ ریا،تملق،تقیه و چند گانگی در میان روحانیون : به دلیل تجربه های گوناگون و ملموسی که ازچنین مواردی داریم و از فرط وضوح اظهر من الشمس است، بی نیاز از شرح و بیان می باشد. ۳- محدود ، محصور و محبوس و منزوی شدن مراجع و علمای منتقد قدرت به عنوان مخالف نظام،رهبری و به اتهام بدعت در دین:حصر خانگی مراجع تقلید در سالهای پس از انقلاب از شگفتیهای زمانه ماست. شگفتی از آن جهت که تعدادی از این مراجع از پیشتازان مبارزه با رژیم پهلوی و از زندانیان سیاسی و تبعید شدگان آن نظام بوده اند(هر چند زندانی شدن افراد عادی و حصر مراجع به خاطر انتقاد از عملکرد حاکمان چه پیشتاز در مبارزه بوده باشند یا نباشند از نظر من محکوم و خلاف سیره و سنت نبوی و علوی است) آیت الله سید حسن قمی که از مراجع ثلاث باز داشت شده در سال ۴۲ در کنار آیت الله خمینی و آیت الله محلاتی توسط رژیم شاه می باشد و تا پیروزی انقلاب در تبعید بود اما بعد از انقلاب به خاطر اعتراض به احکام دادگاههای انقلاب و مصادره زمینها بدون ضوابط شرعی و عدم باور به تئوری ولایت فقیه و.. از سالهای اول انقلاب حصر خانگی شد و.تا پایان عمرش در حصر ماند و به لقاءالله پیوست.حصر آیت الله شریعتمداری،سید صادق روحانی،آذری قمی که از مدافعان سر سخت ولایت مطلقه فقیه بود اما در اواخر عمر به دلیل اعتراض به پاره ای مظالم و تغییر اندیشه در باب رهبری سیاسی تا آخر عمر در حصر خانگی ماند و در همان حصر دار فانی را وداع گفت. یکی از بارزترین چهره های مرجعیت که به خاطر حق گویی و دفاع از حریم مرجعیت و استقلال حوزه ها و حقوق اساسی مردم ۲۰سال از عمر مبارکش را در زیر بمباران تبلیغاتی مخالفان و سیل تهمتها،دروغها،توهینها ،فحاشیها و فشارهای جریان اقتدارگرا ی انحصار طلب گذراند و ۵ سال از این ۲۰سال را در حصر خانگی به سر برد،زنده یاد آیت الله منتظری بود. حصر مراجع تقلید تا این اندازه در تاریخ تشیع بی سابقه بوده و نمی توان نمونه ای برای آن در تاریخ یافت .

۴-تبعیض گسترده در میان روحانیون و مراجع یکی از پیامدهای دیگر حکومتی شدن حوزه هاست.مراجع و مراکز فرهنگی حوزوی و روحانیون همسو با نظام از امکانات تبلیغی،رسانه ای و مالی بر خوردار می شوند به عنوان مثال “موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(به مدیریت مصباح یزدی)به ردیفهای ثابت بودجه سالانه اضافه شده”(۱۸) است .این در حالی است که روحانیون و مراجع تقلید مستقل از نظام ،ممنوع التبلیغ،ممنوع التصویر و خط قرمز نهادهای تبلیغی و رسانه ای نظام سیاسی هستند و مراکز علمی و فرهنگی و دفاتر آنها با انواع فشارها،تضییقات و محدودیتها مواجه است. تراژدی حمله به بیت شریف آیت الله منتظری،غارت اموال و تخریب دفتر ایشان،تسخیر حسینیه شهداء و پلمپ آن تا کنون بر خلاف تمام موازین شرعی،حقوقی و اخلاقی و نیز حمله به دفاتر نمایندگی آیت الله صانعی در شهرستانها و تخریب آنها تنها دو نمونه از تبعیضهای آشکار در مواجهه با مراجعی است که غیر همسو با حکومت و از مدافعان استقلال حوزه ها از قدرتند. ۵-از افتخارات حوزه های شیعی باورمندی به مفتوح بودن باب اجتهاد است.حکومتی شدن حوزه ها موجب توسعه خود سانسوری،اضطراب و نگرانی از طرح مباحث و اجتهادات نو اندیشانه می شود. هتک حرمت و حیثیت مراجع آزاد اندیش و مستقل از قدرت،شجاعت در نظر و شجاعت در عمل را از حوزه ها باز می ستاند و زمینه های بحثها و گفتگوهای انتقادی به روشها و بینشهای موجود درحوزه را از بین برده و موجب رکود و سکون و رکون در آنها می گردد.چه بسا مراجع و روحانیونی که آراءجدیدی در مورد مسائل مرتبط با سرنوشت کشور،مباحث فقهی و دینی دارند ولی بخاطر ملاحظه قدرت و ترس از هجوم و حرمت شکنی گروههای فشار سازمان یافته در حوزه ها از طرح آنها خود داری می نمایند.آیت الله منتظری این خطرات ویرانگر و تباه کننده عزت و استقلال و منزلت مر جعیت و حوزه ها را دردمندانه و مسئولانه از سر خیر خواهی و دلسوزی با مراجع و فضلا و مدرسان در میان گذاشت و هزینه های سنگینی برای بیان حقایق و دفاع از کیان حوزه ها و مرجعیت پرداخت.اکنون بر حوزه های علمیه قم و مشهد و دیگر شهرهاست همانندآیت الله سیستانی که با عبرت از تجربیات تلخ روند حکومتی شدن حوزه ها و روحانیت و مرجعیت درایران و در ادامه راه فقیه روشن بین آیت الله منتظری بر استقلال سیاسی و مالی حوزه ها و بویژه حوزه نجف از قدرت سیاسی اصرار می ورزد،(۱۹)با مطالعه عمیق هشدارهای پرچمدار استقلال حوزه ها و مرجعیت شیعه به مسئولیتهای خود عمل نمایند.از قدیم گفته اند”آنچه جوان در آینه بیند،پیر در خشت خام بیند”آنچه آن پیر فرزانه سه دهه پیش در خشت خام دیده بود،امروز حجت الاسلام والمسلمین دکتر احمد واعظی رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در گفتگویی با شفقنا(پایگاه بین المللی همکاریهای خبری شیعه) به گوشه هایی از آن اشاره می نماید او در مصاحبه ای طولانی با رعایت ملاحظات همه جانبه و احتیاطات لازم این نکات را در مورد حوزه ها بیان می کند. (۲۰) ا-گروههای فشار در حوزه وجود دارند و بر افراد مصلح،نواندیش و بسیار وفادار به نظام هم گاهی اعمال فشار میکنند .۲-عده ای از فضلای بنام و برجسته حوزه تحت فشار قرار گرفته اند بخاطر اینکه مدافع دولت قبل نبوده اند . ۳- ۳- برخی به بهانه دفاع از نظام و انقلاب و با نگاهی تنگ نظرانه موضعگیریهای عده ای را محکوم می کنند

۵-تعامل سازنده و هوشمندانه بین حوزه و حاکمیت بر قرار نیست

۶-حوزه ضمن اینکه مولد حکومت است،اما نباید حکومتی شود.

۷-جریانات سیاسی و نهادهای حاکمیتی نباید مستقیما در حوزه تاسیسات داشته باشند و سازماندهی کنند.

۸-روحانیت باید مراقب باشد نهادهای حاکمیتی در حوزه یار گیری نکنند.

۹- ورود با حرارت و برخورد با مباحث نازلتر ومنفعل بودن روحانیون نسبت به مسائلی که در سرنوشت کشور اهمیت بیشتری دارد پیام منفی برای جامعه داردبه عنوان مثال عینی رابطه حوزه و سیاستها و عملکردهای دولت گذشته.

۱۰-موضع حوزه در قبال عملکرد نهادهای حاکمیتی قابل دفاع نیست حوزه باید عنصر نظارت،نقد،نصیحت و مطالبه را داشته باشد.

۱۱- آزاد اندیشی در حوزه کمتر شده است. آنچه درمصاحبه رئیس دفتر تبلیغات قم به آن اشاره شده اعتراف لطیفانه و ظریفانه به وابستگی حوزه ها به قدرت سیاسی است .همان خطری که سه دهه پیش آیت الله منتظری بخاطر آن زنگهای بیدار باش را به صدا در آورده بود. خداوند مهربان را می خوانیم که روح بلند آن “مرد آسمانی”را که نماد اسلام رحمت،شفقت،عدالت و حقیقت و حجت مسلمانی بود ،در جوار رحمتش به آرامش کامل برساند و بینش،روش و منشش او را برای استقرارصلح،آزادی،برابری،دموکراسی و حقوق بشر در زندگی ما نهادینه گرداند.

پانوشتها:

۱- آیت الله منتظری ،دیدگاههاج ۳صص۴۸۷تا۴۹۰

۲-خاطرات آیت الله منتظری ج۱ص۵۹۰

۳-کتاب تحف العقول،ترجمه فارسی به تصحیح علی اکبر غفاری صص۲۴۰تا۲۴۳

۴-الحیات العربی ج۲ص۲۴۹ حدیث۲

۵-م.آشماره ۱۱ دکتر علی شریعتی ص۱۳۴

۶-همان ص۳۶

۷-مطهری،مرتضی،ده گفتار صص۲۴۰تا۲۴۲

۸-همان ص

۲۵۹ ۹و

۱۰- پیشین ص۲۶۶

۱۱- آیت الله منتظری کتاب دیدگاهها ج۱صص۶۰۵تا۶۰۷

۱۲-همان ص۳۸۴

۱۳- خاطرات آیت الله منتظری ج۱ص۷۵۹

۱۴- دیدگاهها ج۱صص۳۱۲ و۳۱۳ ونیز صص۳۸۴ و۶۰۴

۱۵-همان ص۳۸۴

۱۶-پیشین ص۶۰۳

۱۷-استقلال مرجعیت شیعه،موسسه فقه الثقلین به اهتمام مرحوم حاج علی محمدی ص۲۶۴خوانندگان عزیز برای اطلاع بیشتر از واکنش مراجع،علما،اساتید دانشگاه و سیاسیون به بیانیه جامعه مدرسین قم به بخش سوم کتاب رجوع فرمایید.

۱۸-روزنامه شرق شماره ۲۵۶۱ مورخ۲۹/۱/۱۳۹۵

۱۹- نوشته علی مطهری در اینستاگرام خود در رابطه با دیدارش در نجف با آیت الله سیستانی زعیم حوزه نجف اشرف،به نقل از سایت انتخاب۱۶ آبان ۱۳۹۵ ۲۰- شفقنا۲۴/۱۰/۱۳۹۴ شاگرد غیر حضوری آن بزرگ-حسین کبیر

منبع: صفحه فیس بوک نویسنده


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.