بیانیه شورای سوسياليستهای مسلمان

مقاومت زندانيان سياسی عامل تخفيف جو انفعال در جامعه

در دل تاريکترين روزگاران در زماني که نوميدی در دل مردمان سايه افکنده- کساني با افتخار سر بر ميآورند که خواهان آزادی و برابری اند و با کوشندگي و پويندگي خود به عنوان پيشتازان و فعالان در جامعه ای که سعي در عقب نگه داشتنشان دارند و در مکاني که حاکمان در آن حکم قتل صادر مي کند و طرفدارانش حکم او را به عنوان حکم خدا پنداشته و اجراء می کنند و آزادی خواهان را تحت عنوان شورشي، کافر، ملحد، تروريست، جاسوس ، مخل امنيت ملي و برانداز راهی سياهچالها و زندان های قرون وسطايی با اعمال شکنجه می کنند، پديده ای به نام زنداني سياسي بوجود می آيد که در نظام های استبدادی و کشورهای ديکتاتور زده ای همانند ايران دارای هيچگونه حقوق سياسی، اجتماعی و انسانی نيستند.

در طول بیش از سه دهه که از استقرار حاکميت رژيم جمهوری اسلامی در ایران می گذرد، ده‌ها هزار نفر به اتهام همکاری با سازمانهای سیاسی مخالف، فعالیت در جنبش های مدنی یا صرفا انتقاد از سیاستهای دولتی بازداشت و زندانی شده‌اند.

هرچند تاکنون گزارشهای متعدد و معتبری از اعمال شکنجه علیه زندانیان سیاسی- عقیدتی منتشر شده است، اما هیچ گونه تحقیقات جامعی درباره تجاوز و سایر انواع شکنجه جنسی زندانیان به خصوص زنان در طول سه دهه گذشته انجام نشده است.

افزايش روز افزون بازداشتها و اعدام فعالان و آزادی خواهان نشان دهنده جو اختناق و خفقان و بر جسته شدن نقش جنبشهای اجتمائي در جامعه است. زيرا همانطور که گفتيم زندانيان سياسي از نيروهای فعال اجتماع و فعالين مدني هستند که در جامعه فعاليت ميکردند و مي کنند. همانند فعالين جنبش زنان،فعالين جنبش دانشجويی، فعالين جنبش کارگری، فعالين معلمان، خبرنگاران، روزنامه نگاران، وبلاگ نويسان، وکلا و ديگر آزادی خواهان که بخش اعظم آنها هم اکنون در زندانهای رژيم جمهوری اسلامی بسر می برند.

وضعيت زندانيآن سياسی بعد از انتخابات 88

باند انحصار طلب رژيم بعد از انتخابات 88 و بعد از سرکوب مخالفان –حتی آنانی که در چارچوب نظام فعاليت مي کردند و حتي مقامي در رژيم داشتند را دستگير کرده و به زندانها و شکنجه خانه ها انداختند تا از تداوم فعاليتهای سياسی و مدنی آنها جلوگيری کند. به اين ترتيب فصل تازه ای از دستگيرها شروع شد که نه تنها نيروهای برانداز را در بر مي گرفت بلکه اين بار نيروهای اصلاح طلب و نيروهای به اصطلاح خودی را نيز در بر گرفت. زيرا رژيم ديگر به هيچ وجه طاقت شنيدن حرفهای مخالف (حتی خودی ها) را نداشت و همچنين در هراس بود که دارد بشدت از درون متلاشی می شود. رژيم جمهوری اسلامی و بويژه باند کودتا با تکيه بر ولايـت مطلقه فقيه و بيت رهبری توانست فضای سياسی جامعه را در يک کشمکش هشت ماهه يعنی از 22 خرداد 88 تا 22 بهمن 88 به شکل زايدالوصفی بسته و بخش اعظم فعاليـهای سياسی و مدنی را در نطفه خفه کند. اگر چه اخباری از تعداد دستگير شدگان و کسانی که شکنجه شده اند ومقاومت کردند و می کنند، کمابيش به گوش می رسد، اما همچنان هستند زندانيان و دگر انديشانی که چون از جايگاه ويژه ای در جامعه برخوردار نبودند و يا کمتر شناخته شده بودند و هستند هيچ خبر دقيقي از آنان در دسترس نيست.

از آن پس و بويژه در سال 91 مقاومت فعال و مبارزات مدنی به نوعی در زندانها تداوم يافت. زيرا مبارزات سياسی و مدنی در جامعه عمدتا بر گرفته از فعالين و دست اندر کاران جنبشهای سياسی و مدنی بوده است و آنان نقشی اساسي در شکل گيری نهاد ها داشتند. به عبارتي اکثر دستگير شدگان و به بند کشيده شدگان چون از فعالين جنبشها و جنبش اجتماعي هستند تاثيرات خود را در تحرک بخشیدن در درون زندانها گذاشته و می گذارند. فعالين در زندانها به خوبي پی به آغاز و تداوم مقاومت و فعاليت بردند. به گونه ای که به مناسبتهای گوناگون اطلاعيه داده و حتي در مواردی دست به فعاليتهای جمعي زده، موضع گيری کرده و اطلاعيه های مشترک مي دهند و هم چنين به حمايت از ساير زندانيان وهم بندان خويش و فراتر از آن به حمايت از مبارزات و مطالبات طبقات ندار در جامعه می پردازند. آن هم در زماني که به خاطر وجود جو بشدت امنيتی در جامعه ، فعاليتهای چشم گيری از فعالين در بيرون از زندان به چشم نمی خورد. به خاطر همين جو بشدت امنيتی و بسته جامعه بسياری از فعالين سياسی و مدنی به خارج از کشور پناه آورده و ناچار شدند تا فعاليتهای خود را در خارج از کشور ادامه دهند.

مقاومت و فعاليتهای مدنی زندانيان سياسي در درون زندانها يک جايگاه ويژه و استراتژيک به آنها داده است که در دوره‌های قبلي شرايط آن وجود نداشت. زيرا بيداری مردم و نقش روشنفکران و هم چنين استفاده از وسايل ارتباط جمعي مثل اينترنت و ماهواره ها و… باعث گرديد تا فصل جديدی از تاريخ ايران رقم زده شود. در واقع در شرايط کنونی زندانيان سياسی به اين نتيجه رسيدند که بايد به مبارزه عليه رژيم ارتجاعی و ضد مردمی حاکم، در درون زندانها ادامه داد و در اين راه بهای آنرا پرداخته و خواهند پرداخت، چنانچه تا کنون تعداد زيادی از عزيزان زندانی شهيد شدند.

رژيم جمهوری اسلامی هيچ کدام از قوانين بين المللی را در رابطه با حقوق زندانيان سياسی رعايت نکرده و حتی بسياری از قوانين مکتوب خود را در رابطه با حق و حقوق زندانيان سياسی زير پا می گذارد. که فاجعه بار ترين آنها اعدامهای دهه 60 و بويژه اعدامهای سال 67 و بعد از انتخابات سال 88، مسئله حمله به کوی دانشگاه و مورد ضرب وشتم قرار دادن دانشجويان ، ماجرای فاجعه بار کهريزک و در اين اواخر ماجرای به قتل رساندن وبلاگ نويس کارگر ستار بهشتی و باز گذاشتن دست عاملين و آمرين اين جنايات توسط قوه قضايه و تاسف بار تر از آن بازداشت وکلای زندانيان سياسی ( امری که در هيچ کجا در دينا تا کنون سابقه نداشته است) و محروم کردن آنها از حق وکالت و …..

 تمامی اين مسائل نشان می دهد که نه تنها شهروندان ايرانی هيچ حق و حقوقی در نظام جمهوری اسلامی ندارند، بلکه آنگاه که فعالين سياسی و مدنی بازداشت می شوند، حق وحقوق يک زندانی سياسی را هم ندارند، به گونه ای که حتی زمانی که اعدام می شوند به خويشاوندان قربانيان هيچ اطلاعى درباره ى اعدام آنها داده نمی شود. بعضى از آنها با تلفن، به کميته‌ها و معدودى نيز به خود زندانها احضار شدند تا اثاثيه شخصى و يا آخرين وصيتنامه هاى اعدام شدگان را (در مواردى که اين وصيتنامه‌ها بى زيان تشخيص داده شده بود) تحويل بگيرند. براى آنکه از ازدحام جلوگيرى شود آنها را در گروه هاى جدا از هم و طى چندين هفته به مراکز مورد نظر فراخواندند. به بستگان اعدام شدگان صريحا اعلام می شود که حق برگزارى مراسم چهلمين روز درگذشت آنها و گرد آمدن در گورستان هاى بهشت زهرا و گلزار خاوران را ندارند.

زندانيان سياسي در ايران حتي از کمترين حقوق شهروندی برخوردار نيستند. حقوقی که بخشا در قوانين خود رژيم جمهوری اسلامی به رسميت شناخته شده و خود زندانيان سياسي به آن آگاه بوده و طبق آنها عمل مي کنند. اما عليرغم اين بی حقوقی ها و عليرغم ايجاد جو رعب و وحشت در رابطه با زندانيان سياسی و مدنی باز اين مبارزين در بند به مقاومت و مبارزه ادامه می دهند. در تداوم همين مقاومتها و مبارزات زندانيان سياسی بود که ما جرای قتل ستار بهشتی چهره ای جهانی پيدا کرد و ايادی رژيم را به وحشت انداخت. نخست 43 تن از خود زندانيان هم بند ستار اعلام کردند که او را در زير شکنجه به قتل رساندند و از آن پس اين ماجرا عمومی شد. چنانچه در درون ايادی نظام و بويژه جناح انحصار طلب متکی به ولايت مطلقه فقيه که همواره در طول بيش از سی سال از طول حاکميت رژيم در رابطه با سرکوب مخالفين وحدت و هم دلی داشتند، به جان هم افتاده و در پی آن هستند تا خود را از ين مسئله مبرا کرده و تقصير را بر گردن ديگری بيندازند.

حال که زندانيان سياسی در درون زندانها به رسالت مبارزاتی خود ادامه می دهند، آيا وقت آن نرسيده است تا تمامی نيروهای سياسی و فعالين مدنی در خارج از زندانها و بويژه در خارج از کشور دست به اتحاد عملهای مبارزاتي پی گير زده و از دادن شعار و کار تئوريک صرف دست برداريم!!!

در شرايطی که فعالين جنبشهای سه گانه در زندانها به سر برده و به مقاومت و مبارزه خويش ادامه می دهند آيا فعالين سياسی و مدنی در بيرون از زندانها نمی توانند هم زمان و همگام با مبارزين در بند از فعاليتهای آنها حمايت کرده و صدای آنها را به گوش جهانيان برسانند.

 آنگاه که از عزيزان ما اعم از نيروهای مستقل، فعالين جنبشها و دگر انديشان در زندانهای رژيم جمهوری اسلامی جهت هم بستگي با يکديگر اعلام موضع می کنند و به کمک هم می شتابند، چرا ما که خارج از کشور هستيم در اين رابطه گامهای عملی و مبارزاتی بر نداريم.

شورای سوسياليستهای مسلمان

www.smtohidi.com

 آذر ماه 1391 – دسامبر 2012

مطالب مرتبط

الإسلام واحداً و متعدداً نام مجموعه‌ای است که زیر نظر نویسنده و پژوهشگر نام‌آشنای تونسی دکتر عبدالمجید الشرفی و توسط انتشارات دار الطلیعه منتشر میشود. تاکنون شانزده کتاب از این سلسله پژوهش‌ها به چاپ رسیده است. الإسلام الخارجی، اسلام المتکلمین، الإسلام السنی، الإسلام الشعبی، الإسلام الحرکی، اسلام الفلاسفه، الإسلام فی المدینه، الإسلام الأسود، الإسلام الآسیوی، اسلام الفقهاء، اسلام المتصوفه، اسلام المجددین، الإسلام العربی، اسلام عصور الإنحطاط، اسلام الأکراد، اسلام الساسه. همان‌طور که از نام این مجموعه پیداست، به‌نظر نویسندگان و در رأس آن‌ها ناظر پروژه، اسلام در حالی که واحد است،

نهضت آزادی ایران، ضمن محکومیت حمله تروریستی دولت آمریکا:

نهضت آزادی ایران ضمن محکومیت حمله تروریستی دولت آمریکا علیه سردار قاسم سلیمانی خواستار خویشتن‌داری و صبوری و مآل اندیشی و پرهیز از اقدامات عجولانه شد. 

روز سه‌شنبه صالحی امیری رییس کمیته ملی المپیک ایران بدون اشاره به این بدعت شکنی گفت: «با ظریف، شمخانی و مقامات امنیتی جلسه داشتیم. کمیسیونی تشکیل شد که در خصوص برون‌رفت از چالش رژیم صهیونیستی صحبت شود».امین در دور چهارم، روی میز چهار در برابر گورشتین ایدو (استاد فیده) قرار گرفت و با مهره سیاه به برتری رسید.همین بازیکن اسراییلی در دور هفتم و روی میز شماره شش با پرهام مقصودلو رویارو شد که پرهام نیز توانست با مهره سفید به برتری برسد.