در آستانه هزارمین روز حصررهبران جنبش سبز، شورای هماهنگی راه سبزامید با صدور بیانیه ای به تحلیل اتفاقات سال های پس از انتخابات 88 پرداخته و با اشاره به انتخابات1392 و پیروزی آقای روحانی با وعده تحقق مطالبات گوناگون مردم بار دیگر بر مطالبه آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از رهبران جنبش سبز تاکید کرده است.
در قسمتی از این بیانیه آمده است:ما انتظار داریم دولتی که در آن شرایط دشوار، رای اعتماد مردم را با وعدهای مشخص به خود جلب کرد، برای حفظ و تقویت این سرمایه عظیم و با ارزش، در اسرع وقت و بدون تردید و تعلل اقداماتی ضروری را برای تحقق آن وعدها انجام دهد و موانع و مشکلات را شفاف و صادقانه با صاحبان اصلی حق یعنی مردم در میان بگذارد.
متن کامل این بیانیه که نسخه ای از آن به ملی – مذهبی رسیده به این شرح است:
جناب حجت الاسلام دکتر روحانی
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
روزهایی که در آن به سر میبریم مصادف است با هزارمین روز حصر تاسفبار همراهان جنبش سبز مردم ایران و این خبر از رخداد هولناکی میدهد که گویی در نظام جمهوری اسلامی ایران که در درجه اول مبتنی است بر اجرای موازین اخلاقی و اسلامی و همچنین قانون اساسی مورد تایید ملت، دست یازیدن به اعمالی که صراحتا از سوی مراجع عظام «غیرشرعی» معرفی شده و با اصول صریح قانون اساسی در زمینه حقوق شهروندی نیز در تعارض است، به شیوهای مالوف برای حل بحرانها و سرکوب اعتراضات تبدیل شده است.
آنها که به خیال خام خود میپنداشتند میتوان با بخشنامه و دستور و پیام و چانهزنی و روندهای صوری، شهروندان ایران زمین را از حق انسانی برای تعیین سرنوشت خویش محروم نمود، در روزهای پس از انتخابات 22 خرداد 1388 مردمی را در پیش چشم خود دیدند که تسلیم صحنهآراییهای خطرناک آنها نشده و بساط شعبدهبازی را به سخره گرفتند. آنها فکر میکردند که با داغ و درفش و حبس و حصر میتوان این مردم و همراهانشان را از پیگیری پاسخ معقول برای پرسش «رای من کجاست؟» منصرف نمود. اما دیدند که مردمی که رای داده بودند ، شجاعانه وبا پرهیز از هرگونه خشونت، خیابانهای شهر را به صحنه پرشکوه ترین تظاهرات مسالمت آمیز سکوت تبدیل کردند و بر تداوم این راه تا رسیدن به نقطه مطلوب –یعنی اذعان به حقوق شهروندان و ضرورت پایبندی به آن- تاکید نمودند.
آنچه از زمان برگزاری انتخابات ریاستجمهوری در سال 88 تا امروز بر این کشور رفته، دو رویه متنافر را به تصویر میکشد که واکاوی آن برای رهایی از زنجیره فاسد و مفسد استبداد و خشونت ضروری است؛ یکی رویه قدرتی است که در صورت پاسخگو نبودن، برای خود مقام الوهیت قائل میشود و با بهرهگیری از انحصار رسانهای و تبلیغاتی، چنان ترکتازی میکند که فجایعی چون کهریزک و قتل شهروندان در خیابانها و زیر گرفتن عابران به وسیله اتومبیل نیروی انتظامی را در کارنامه خویش ثبت میکند و البته از اذعان به آن شرمی هم ندارد. رویه دیگر را اما مردمی تشکیل میدهند که اگرچه فاقد ابزار اعمال قدرت هستند، اما ضمن داشتن نیرویی عظیمی که به گواه تاریخ هیچ قدرتی با آن برابری نمی کند، در جان خویش دغدغهای جز آبادانی و سرافرازی میهن ندارند و برای تحقق این هدف به مدنیترین شیوههای ممکن از جمله شرکت در انتخابات و برگزاری تظاهرات غیرخشونتآمیز اقدام میکنند.
بازخوانی تجربه چهارساله اخیر به خوبی موید این تصویر است: مردم سبز و همراهان آنها برای اعمال حق مصرح خود در اصل 27 قانون اساسی (تشکیل آزاد تجمعات) یا از وزارت کشور درخواست مجوز نمودند و یا در روزهایی به خیابان آمدند که بنا به عرف مرسوم، روزهای ملی تظاهرات بود. اما در آن سوی، کسانی که با تقلب و شعبده، انتخابات را به آن سرانجام رهنمون شدند، راهپیماییهای سکوت مردم را اردوکشی خیابانی نامیدند و به تاکید از بیمسئولیتی خویش در قبال خسارتهای ناشی از آن خبر دادند؛ شگفتا که کسانی که ابتدائیترین مسئولیتشان حفاظت از جان و مال و ناموس مردم است، به صرف آنکه ملت از ایشان تبعیت مطلق ندارد و هچنان در جستجوی پاسخی است برای سوال «رای من کجاست؟»، از خود رفع مسئولیت میکنند و مظلومان را مسبب آن فجایع مینامند! بهراستی چگونه میتوان لکه ننگی چون جنایت کهریزک را همچنان بر پیشانی داشت و در مقابل، افشاگر این رخداد نامیمون را هزار روز در حصر خانگی از ابتدائیترین حقوق انسانی محروم نمود؟
رییس محترم جمهوری اسلامی ایران!
مردم در انتخابات 24 خرداد 1392 در تداوم روشهای مسالمتآمیز خود، و با وجود تمام تلاشهای اقتدارگرایان برای مهندسی انتخابات –از ممانعت از حضور حجت الاسلام خاتمی و رد صلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی گرفته تا احضار و تهدید فعالان سیاسی به منظور انفعال آنها- و با وجود خاطره دردناکی که از آخرین حضور خود در انتخابات ریاستجمهوری در ذهن داشتند، به پای صندوقهای رای آمدند. آنها شما را برگزیدند و نشان دادند که نارضایتیشان از روندهای جاری در سیاستگزاریها و اجرای آنها تا چه اندازه عمیق است. اما مهمتر آنکه آنها در میتینگهای قبل از انتخابات و در شادیهای پس از انتخابات به روشنی نشان دادند که همچنان سبز هستند و فراموش نکردهاند که در راه پاسداری از حقوق شهروندی، ندا و سهراب و اشکان و … را فدیه دادهاند و بس بیش از آن، فرزندان پاکدامن خویش را پشت میلههای زندان دیدهاند. اما در این میان از همه دردناکتر حصر غیرقانونی، غیراخلاقی و غیرشرعی کسانی بود که جرمی نداشتند جز آنکه سخنگوی مردم در دفاع از کرامت و انسانیت خویش شدند. مردم آنها را و پیمان معهود خویش در 22 خرداد 88 را فراموش نکرده بودند و در کنشهای سیاسی قبل، حین و بعد از انتخابات 24 خرداد نشان دادند که مصرانه بر پیگیری حقوق خویش پای خواهند فشرد.
جناب آقای روحانی؛
شما از جمله کسانی بودید که در فعالیتهای انتخاباتی، نارضایتی خود از روندهای موجود را کتمان نمیکردید و به مردم وعده میدادید که در صورت برگزیده شدن به مقام ریاست جمهوری، به جبران این خسارتها اهتمام خواهید ورزید –و البته با توجه به پیشینه و مشی سیاسی حضرتعالی انتظاری جز این نیز نبود. با این حال، واقعیت آن است که روزشمار ننگین حصر همراهان سبز مردم در حالی به عدد 1000 نزدیک میشود که حدود 150 روز از انتخاب شما به مقام ریاست جمهوری و حدود 100 روز از تصدی شما در این مقام میگذرد و اینک شما از جانب مردم در اجرای قانون اساسی مسئول هستید. البته میدانیم که ویرانهای که تحویل شما شد از جهات گوناگون آبستن بحران و آشفتگی است، اما همچنین تردیدی نداریم که مطالبه ملی و محوری رهایی محصورین و محبوسین سیاسی هرگز مقولهای حاشیهای نیست که آنرا به زمانی نامعلوم موکول نماییم.
انتظار مردم سبز ایران آن است که مجری منتخبشان در اجرای قانون اساسی، گامهای موثری در جهت تحقق اصول مغفول این قانون بردارد و به روشنی نشان دهد که اجرای وعدههای انتخاباتی و گام برداشتن در مسیر تحقق مطالبات ملی،اولویت نخست و بلافصل او خواهد بود.
دوباره تاکید میکنیم این حصر «غیرقانونی، غیراخلاقی و غیرشرعی» است؛ همانگونه که بسیاری از احکام قضایی صادرشده برای زندانیان سیاسی این مرز و بوم فاقد مبنای قانونی و مستظهر به اجتهاد شخصی بازجویان اطلاعاتی و امنیتی است. بر این اساس، تعلل در رفع این تضییقات به همان اندازه برای همبستگی ملی خطرناک است که وانهادن امور اقتصادی مردم و بیتوجهی به تورم لجامگسیخته! همانطور که تسریع در بازگشت به قانون و اعاده کرامت و حیثیت فعالان سیاسی و صیانت از حقوق شهروندی مردم، ضمن افزایش مشروعیت حکومت و همبستگی ملی، دستهای دستگاه دیپلماسی در چانهزنیهای بینالمللی را نیز گشودهتر خواهد نمود و دفاع از منافع ملی در مذاکره با دولتهای دیگر را سهلتر!
رییسجمهور منتخب مردم ایران؛
جنبش سبز از همان آغاز جنبشی مطالبهمحور بوده و در پیگیری ضرورتهای برساختن ایرانی آباد و آزاد، ذرهای تردید ندارد. این جنبش در لحظه تولد خویش نشان داد که فارغ از نامها و عنوانها در جستجوی سرنوشت «رای» خود است و در این راه از هزینههای گزاف نیز هراسی ندارد؛ همین استقامت و رشادت بود که نامزدهای آن انتخابات را به «همراهان» -و نه «رهبران»- جنبش تبدیل نمود و سیاستهای سنتی هرمیشکل را به سیاست اجتماعی شبکهمحور تبدیل نمود؛ شبکههایی که در 24 خرداد 92 بار دیگر قدرت خویش را به نمایش گذاشتند.
امروز نیز مردم در شبکههای اجتماعی از سرنوشت مطالبات خود میپرسند، این سوال برای آنها مطرح است که دولت قانونی تا کنون چه اقداماتی را برای اجرای فصل سوم قانون اساسی و جلوگیری ازاستمرار قانونشکنیها در زمینه حقوق شهروندی انجام داده است و چرا در بسیاری از موارد هنوز در بر همان پاشنه نامیمون میچرخد؟ ما انتظار داریم دولتی که در آن شرایط دشوار، رای اعتماد مردم را با وعدهای مشخص به خود جلب کرد، برای حفظ و تقویت این سرمایه عظیم و با ارزش، در اسرع وقت و بدون تردید و تعلل اقداماتی ضروری را برای تحقق آن وعدها انجام دهد و موانع و مشکلات را شفاف و صادقانه با صاحبان اصلی حق یعنی مردم در میان بگذارد.
جناب آقای رییسجمهور و پاسدار قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
روزهای حصر انسانهای شریفی که شما آنها را میشناسید و میدانید که دغدغهای جز اعتلای نام ایران و تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی سال 1357 ندارند, در نظامی که برای تشکیل,استقرار و تداوم آن زندگی و آبروی خود را هزینه کردند, چهار رقمی شده است! بر شماست که در اجرای اصل 113 قانون اساسی و مسئولیتهای قانونی خود، هرچه زودتر از تداوم این وضعیت ننگآلود جلوگیری کنید و با اعاده حیثیت از کسانی که در طول این سالها مورد ظلم قرار گرفتهاند، زمینههای سیر به سوی ایرانی شکوفا و شادان را فراهم آورید و یقین داشته باشید که مردم شریف ایران در این راه همواره پشتیبان و یاور شما خواهند بود.
شورای هماهنگی راه سبز امید
18 آبان 1392