جایگاه منش اسلامی در نظام جمهوری اسلامی کجاست؟!

ظامی که خود را دینی و وابسته به منش نبوی و علوی می داند، تا به حال از خود نپرسیده که کجای رفتارش با این منش سازگاری دارد؟آیا زندانی کردن کسانی که دارای شرایط سخت جسمی و یا کهولت سن می باشند، از مرام دینی شان نشات می گیرد یا اقتضائات منش حکمرانی در جمهوری اسلامی است؟در دین اسلام که برای رفتار انسانی با اسیر(دشمن)قوانین خاصی وضع شده؛چگونه زندانبانان نظام اسلامی به خود اجازه می دهند تا در برخورد با مخالفان خویش رفتاری وقیحانه و ظالمانه در پیش گیرند؟

.

…آن روز هر که معصیت ظلم و ستم را به دوش دارد سخت زبون و زیان کاراست و از آن ضرر ابدا خلاص نخواهد شد.(سوره مریم آیه 111)

خبر ساده و تکراری بود:نرگس محمدی،در منزل پدری اش در زنجان بازداشت شد.

اخباری ازاین دست تبدیل به عادت روزانه شنیداری و دیداری ما، به خصوص دراین چند سال اخیر، شده است.

نرگس محمدی کیست؟نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر و دبیر هیات اجرایی شورای ملی صلح ایران و همسر تقی رحمانی از فعالان ملی- مذهبی که نزدیک به یک ماه کشور را تبعیدی وار، ترک کرده است.

نرگس محمدی پیشتر به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و عضویت در کانون مدافعان و فعالیتهای ضد نظام بازداشت و به شش سال زندان محکوم شد.او برنده جوایز بین المللی به دلیل فعلیت های حقوق بشری از بنیاد الکساندر لانگر در سال 2009 و بنیاد دولت و تاریخ زنده ی سوئد در سال 2011 نیز هست.

مشابه این سوابق را می توانید در رزومه فعالیت های بسیاری از بازداشت شده گان و زندانی های اخیر بیابید.اما آن چه خانم محمدی را با دیگران متمایز می سازد شرایط جسمی و زندگی خصوصی اوست. وی درتیر ماه 89 به دلیل نوعی بیماری عصبی از زندان به بیمارستان منتقل شد. بیماری ای که در زندان بدان دچار شده است.از سویی بعد از هجرت ناخواسته همسرش، مسئولیت نگه داری از فرزندان را به تنهایی به دوش می کشد. درشرایطی که بهبود نیافته و از نظر جسمی در شرایط نا مساعدی است و فرزندان اش نزد مادر همسرش زندگی می کنند و دراین شرایط نیاز مبرم به مادر دارند، تحت بازجویی و فشار در زندان به سر می برد.

کم نیستند زندانیان سیاسی ای که در شرایطی مشابه ای دوران حصر خویش را طی می کنند و یا منتظر اجرای حکم هستند.به عنوان نمونه می توان از دکترابراهیم یزدی نام برد که با81 سال سن و بیماری سرطان و ناراحتی های قلبی به اوین فراخوانده شده یا دکتر ملکی ،…و یا زندانیانی که در ایام حبس دچار بیماری هایی شده اند که نتیجه انفرادی های طولانی و فشار های سخت دوران بازجویی و زندان است که می توان از ژیلا کرم زاده، رضا شهابی، عیسی سحر خیز و… نام برد.نرگس محمدی تنها یک نمونه مشخص از این دسته زندانیان سیاسی و اجتماعی است.

پرسش این جاست:نظامی که خود را دینی و وابسته به منش نبوی و علوی می داند، تا به حال از خود نپرسیده که کجای رفتارش با این منش سازگاری دارد؟آیا زندانی کردن کسانی که دارای شرایط سخت جسمی و یا کهولت سن می باشند، از مرام دینی شان نشات می گیرد یا اقتضائات منش حکمرانی در جمهوری اسلامی است؟در دین اسلام که برای رفتار انسانی با اسیر(دشمن)قوانین خاصی وضع شده؛چگونه زندانبانان نظام اسلامی به خود اجازه می دهند تا در برخورد با مخالفان خویش رفتاری وقیحانه و ظالمانه در پیش گیرند؟

کافی است نگاهی به نامه خانم محمدی در مورد نحوه بازداشت اش بیاندازیم تا بخشی از ماجرا آشکار شود.نحوه بازداشت وی تنها یک نمونه از برخوردهای غیر اخلاقی و غیر قانونی با فعالین سیاسی و اجتماعی است. وقتی علی (ع ) آب بر دشمن شقی(جنگ صفین) نمی بندد ، کدام یک از رفتارهایی که درطی این سال ها با مخالفان و منتقدان اش شده ،با منش علوی سازگاری دارد؟از همه ی این موارد نیز بگذریم ،تهمت ناروا و کندو کاو در زندگی خصوصی مخالفان نیز جز اخلاق اسلامی است؟

در این چند سطر نمی خواهم به ذکر تمام جزییات پرونده سیاهی که جمهوری اسلامی در برخورد با دگر اندیشان دارد بپردازم اما مسئله این جاست: این نظام بر چه اساسی خود را اسلامی می داند؟معیار اسلامی بودن اش را از کجا وام گرفته است؟قدرت و ثروت طلبی ای سیری ناپذیری که بر جسم و جان حاکمان و سردمدارن فعلی نظام چیره شده با کدام یک از آموزه های دینی سازگاری دارد؟در کدام یک از سطر های نامه ی علی(ع) به مالک این گونه حکمرانی بر مردم توصیه شده است؟ توجیه این همه بی رحمی با مخالفان و منتقدان چیست؟

شاید نمی بایست از نظامی که حلقه معتمدین اش هر روز تنگ تر و تنگ تر می شود توقع بیش ازاین داشت. چگونه می توان از انقلاب و نظامی که به چهره‌های طراز اول وخودی هایش رحم نکرد و همه را به بهانه ای از ساختار نظام خارج ساخت، انتظار رفتاراخلاقی با مخالفان اش را داشت؟نظامی که برای بقا خود هر رفتاری را مقبول می شمارد و اگر لازم بداند هر صدایی را در گلو خفه می کند. غافل از این که:

فرعون اراده نمود که موسی و بنی اسراییل را تماما به قتل رساند و از زمین مصر آن هارا نابود کرده اثری از آن ها باقی نگذارد، برخلاف اراده فرعون خود و تابعین اش را غرق کردیم. (سوره بنی اسراییل ایه 103)

یا حق.

شهروز م 13/2/91

 سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است

 

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.