پروژه ایجاد تفرقه ؛بیگانگان، نژادپرستان یا فرقه‌گراها؟

سعی من همیشه این بوده، که با یادآوری وقایع گذشته و درس گرفتن از آن، دوباره آن را تجربه و تکرار نکنیم. ضرب المثلی داریم که می‌گوید: « هرکسی یک بار از سوراخ مار گزیده می‌شود». ولی ما چند بار انقلاب کردیم که حکومت قانون و دولت مستقل و آزاد داشته باشیم. ما در بیش از صد سال، سه بار تجربه انقلاب داریم، اما دوباره سر جای اول هستیم و باز می‌خواهیم برویم به طرف همان مار گزنده تا برای ما، آزادی و دموکراسی بیاورد! ماری که آثار نیشش را نه در کودتای 1299 و 1332 بلکه همین سالها، در دور و ور کشور خودمان، به وضوح میبینیم . و هنوز بایگانی تاریخ نشده است که از حافظه تاریخی ما زدوده شود!

در این چند جنبش ملی، علیه دخالت بیگانگان در امور داخلی کشور، مردم ما ،سعی کردند این وابستگی را از هم بگسلند؛ تا به دخالت آنها، که با سیاست «تفرقه بیانداز و حکومت کن » ثروت کشورها را به یغما می برند، خاتمه دهند.

در زمان قاجار رقابت برای کنترل حکومت و بستن قراردادهای چپاولگرایانه بین روسیه و انگلیس بود؛ زمان رضا شاه رقابت بین انگلیس و آلمان و در زمان محمد رضا شاه بین انگلیس و آمریکا.

دکتر مصدق که در این سه دوره حضور داشت، با تجربه‌ای که کسب کرده بود و با فراگیری قوانین بین‌المللی در حقوق که درسش را در اروپا خوانده بود؛ توانست انگلیس را که بعد از انقلاب 1917 روسیه تنها مداخله گر در ایران بود، بدون خشونت و کشتار، از ایران بیرون کند و همه امور کشور را به دست ایرانیها بسپارد.

این حکومت ملی 28 ماه ادامه داشت و لی بیگانگان با دسیسه های مختلف سعی در سرنگونی آن کردند و موفق نشدند ولی شاه کشور پیشنهاد داد اگر میخواهید به ایران برگردید باید کودتا کرد!به کمک برخی عقب ماندگان و یا وابستگان از جمله آیت الله کاشانی، با ساخت و پاخت پنهانی با استعمار تازه نفس، یعنی آمریکا دوباره کشور را به کنترل خود در آوردند.

اما مردم ایران ننگ این خیانت شاه مملکت را،بعد از 25 سال، در انقلابی بزرگ با همبستگی همه اقشار مردم ، از همه اقوام و اندیشه ها و باور های مختلف، حتی نظامیان حکومت شاه، همراه با مردم به ستوه آمده از دخالت بیگانگان و غارت منابع ملی ( و بدتر از همه، تحقیر مردم با سابقه تاریخی و متمدن،بوسیله نظامیان آمریکایی) ، آن نظام وابسته را سرنگون کردند؛ نظامی که با تفرقه بین اقوام و باورهای مختلف و با جوک به مسخره و تحقیر کردن غیر فارس دامن میزد

متأسفانه بعد از انقلاب، روحانیون قشری و فرقه گرا ، راه دیکتاتور گذشته را تکرار میکنند! و گروهای متخاصم دنبال قدرت، به رقابت مرگباری دست زده اند

با متمرکز شدن حکومت به دست یک قشر محدودی از روحانیون ضد جمهوری ، آزادی و عدالت اجتماعی و خیانت به آرمان انقلاب( استقلال ، آزادی، جمهوری و عدالت اجتماعی) و فاصله گرفتن از مردم، سعی میکند به کشتار و شکنجه و زندان، حتی بدتر از رژیم شاه ادامه دهند

بعد از 33 سال حکومت خودکامه، حتی نزدیکترین افراد خودی هم از زندان و شکنجه، بی نصیب نمانده اند.

این رژیم که فقط به قدرت نظامیان خود تکیه دارد، نمیداند که همین نظامیان را، هم شاه و هم حُسنی مبارک در مصر و بن علی در تونس و …هم داشتند.

حالا متوجه شده‌اند آن جوانان مسلمان همیشه در صحنه ، حتی از نزدیکان خودشان هم، از آن‌ها فاصله میگیرند و در خیزش 22 خرداد 1388 بعد از تقلب در انتخابات فرمایشی، از فرزندان بیت رهبر هم، در کشتارگاه کهریزک بودند.

در این میان رژیم،دو راه بیشتر ندارد: یا حکومت را به صاحبان اصلی آن یعنی مردم واگذاردکه برای آن انقلاب کرده بودند؛ یا مثل شاه از بیگانگان کمک بگیرد

سرنوشت وابستگان به بیگانه را هم میدانیم! آیا اشتباهی که شاه با کودتا علیه دولت ملی خود انجام داده بود و خود را از مردم جدا و وابسته به بیگانه کرده بود، حکومت مطلقه فقیه هم میخواهد تجربه کند!؟ وقتی خشم مردم برخیزد، این دوستان بیگانه، آن‌ها را تنها خواهند گذاشت. ما شاهد بودیم وقتی تاریخ مصرف نوکران تمام شود ، برای منافع خود، با کسان دیگر زد و بند میکنند

اشتباه دیگر حکومت فقها، که رژیم پهلوی هم به آن دست یازیده بود، تفرقه و ضدیت با اقلیتهای مذهبی و قومی است . این نوع حکومت ها سعی میکندآنها رابه جنگ فرقه ای و قومی بکشانند تا بیگانگان بهترین وسیله توجیه، دخالت بشر دوستانه و حمایت از مردم تحت ستم! را بدست آورند و وارد عمل شوند

بنظر میآید اقلیتهای مذهبی و قومی که در رژیم گذشته مورد تحقیر بودند و حالا هم حکومت فقها به آن دامن زده، شکاف شان بیشتر شده است.

برخی گروه های قدرت طلب هم سعی میکنند با علم کردن نژاد پاک آریا و توهین و تحقیر اقوام مختلف و دین مردم مسلمان و اعراب خورستان، ایران را فقط برای ایرانی فارس بدانند و سعی میکنند دینی نژاد پرست، مخصوص فارس را برای ایران بیاورند! اینان با شعار «هیچ ایرانی مسلمان نیست و هیچ مسلمانی ایرانی نیست» بیشتر به تفرقه و جدایی اقوام و مذاهب مختلف می پردازند و برای تکه پاره کردن ایران، هم صدا با رژیم فقها میشوند.

دکتر و پرفسورهای دین شناسی پیدا شدند که در زمان شاه از شاه اسلام پناه طرفداری می کردند و توجیه گر دیکتاتوری شاه و تک حزبی کردن و بوجود آوردن سلطنت مطلقه بودند ولی حالا شاه اهورامزدایی می سازند! همان دینی که وارد حکومت شد، کشتار مزدکیان کرد. این دانشمندان،با کپی حدیث از روحانیون و حدیث سازان ، آنرا بنام خود چاپ میکنند! احادیثی از شیعه و سنی زمان بنی امیه و بنی عباس و صفویه، که برای توجیه حکومت ظلم زمان خود، بوجود آورده بودند.

این افراد تازه محقق با آوردن این احادیث ولی بعنوان مخالف، دین مردم را مورد تمسخر قرار میدهند؛ همان کاری که اکثر روحانیون به عنوان موافق دین، با این احادیث ساختگی، علیه دین و اخلاق میکنند.

اگر افراطیون مذهبی شیعه غالی حاکم بر کشور، ایران را فقط برای شیعه و نژادپرستان آریایی، فقط برای قوم فارس بخواهند؛ چه انتظاری برای افراط گرایان اقوام دیگر داریم که نگویند : من آذری، کرد ،بلوچ، ترکمن اهل سنت و یا شیعه عرب خوزستان، چه لزومی دارد با فارس زندگی کنم که مرا نفی و مورد توهین قرار میدهد!؟

طرفداران ولایت مطلقه فقیه یا شیعه غالی که فقط برای قدرت، سعی در تفرقه بین مردم ایران دارند ؛ با اقوام و مذاهب مختلف، حتی با اکثر شیعیان و اکثر روحانیون هم اختلاف دارند؛آیا فکر میکنند بخاطر ماندن بر اریکه قدرت(زور)، میتوانند برای همیشه حکومت کنند!؟

آیا نژاد پرستان فارس یا ترک…با این شعارهای تفرقه انگیز، دست به دست دشمن خارجی و همسو با آن‌ها نیستند که سعی دارند ایرانیها را بجان هم بیاندازند!؟

آیا بالاخره، بیگانگان بدون این اختلافات و تفرقه داخلی، که خود مسبب آن هستیم ،میتوانند کشور را مورد حمله نظامی قرار دهند!؟

هشیار باشیم آنهایی که بنام مذهب و ایدئولوژی و یا اندیشه قومی سعی در ایجاد تفرقه بین مردم ایران دارند، دانسته یا ندانسته، آتش بیار جنگ‌های قومی و مذهبی می‌شوند؛ همانطور که بیگانگان دیروز با کودتا و امروز با بهانه های بشردوستانه با اختلاف قومی، کشورهای فقیر را مورد تاخت و تاز قرار میدهند و آن‌ها را اشغال می‌کنند! در بعضی از این کشورها به بهانه سلاح کشتار جمعی ،در بعضی بنام تروریست و یا اختلافات قومی و نژادی، و اینک در شرف تقسیم بقیه جهان هستند؛ یوگسلاوی،یونان،اسپانیا، لیبی، عراق، سوریه و… آنها برای کنترل اقتصادی و غارت جهان به کارهای شان ادامه میدهند

 سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.