تحلیلی بر سخنرانی روز پنج شنبه آقای خامنه ای

“قرار عادلانه” کلیدواژه امید بخش برای روحانی و تیم مذاکره کننده هسته ای

ارزیابی ها در مورد مذاکرات وین تا کنون متفاوت بوده که این تفاوت ها نیز تا حدودی ناشی از نگاه برخی ازتحلیل گران به روند وقایع سیاسی کشور است، نوع نگاه درجه بدبینی و خوش بینی نسبت به اتفاقات وین را کم و زیاد می کند.

در حالی که طرفین مذاکره، محمد جواد ظریف و جان کری ، وزرای خارجه ایران و آمریکا بعد از مذاکرات  به صراحت از روند  گفت و گوها ابراز رضایت کردند وزیر خارجه فرانسه نیزتاکید کرد که پیشرفت  مهمی در جریان این نشست در مسائل کلیدی به دست آمده است. همان نکته ای که از سوی وزیر خارجه آلمان نیز مورد توجه قرار گرفت  و وی نیز از گام های مهم در این مذاکرات سخن گفت. هر چند که در ایران برخی از چهره های سیاسی محافظه کار از روند مذاکرات ابراز ناامیدی کردند اما برخی از چهره های مطرح دیگر نیز  مانند علی لاریجانی هنوز هم به سرانجام این گفت و گوها خوش بین هستند. علی لاریجانی در آخرین اظهار نظر خود تمدید مذاکرات را عاقلانه دانسته است . موضع اخیر وی در خط مواضع گذشته او قرار می گیرد که به نوعی از توافق هسته ای حمایت کرده بود. روزنامه ها ورسانه های وابسته به محافظه کاران تندرو مانند کیهان و وطن امروز تلاش کردند درهمان شب مذاکرات، تصویری سیاه از روند گفت و گوها نشان دهند اما واقعیت این است این تصویر سیاه در میان طیف های دیگر محافظه کار خریداری نداشت. پایان این تصویر سازی را می توان سخنان روز پنج شنبه آقای خامنه ای دانست که با حمایت قاطع خود از تیم مذاکره کننده هسته ای عملا در برابر تحلیل هایی ایستاد که وزیر خارجه و همکارانش را به عنوان فروشندگان “عزت ملی” معرفی می کنند و معتقدند آنها از موضع سستی و مماشات با مذاکره کنندگان غربی برخورد می کنند.

در مورد این سخنان رهبر جمهوری اسلامی چند نکته وجود دارد:

1- تاکید بر اینکه به رغم مذاکرات، هدف غربی ها همچنان تضعیف جمهوری اسلامی با استفاده از  تحمیل فشار و تحریم است و اگر هم توافقی در آینده صورت گرفته نه به خاطر حسن نیتشان بلکه به خاطر شرایط اضطراری منطقه و نیاز آنها به ایران است.

2- تاکید بر مقاومت اقتصادی به عنوان آخرین راه حل  است و خود آقای خامنه ای و مشاوران وی هم می دانند که تحریم ها نه تنها کاغذپاره نیستند بلکه می توانند موجب تضعیف ایران نیز شوند. این همان نکته ای است که غیر مستقیم در سخنان رهبر جمهوری اسلامی نیز دیده می شود. این تاکید بر خلاف جملات رایج و کلیشه ای مانند “تحریم فرصت هست” می باشد.

3-رویکرد کلی این سخنرانی رو به حل مسئله است زیرا رهبر جمهوری اسلامی پیش از این مذاکرات را تاکتیکی برای کاهش فشار به ایران عنوان کرده بود و تلویحا به تاثیر تحریم ها بر اقتصاد کشور اشاره کرده بود. بدون تردید  گزارش های اقتصادی رئیس جمهور فعلی و تیم وی در مورد تاثیر تحریم ها بر وضعیت اقتصاد کشور نیز می تواند در جهت گیری کلی رهبر جمهوری اسلامی تاثیرگذار باشد.این جهت گیری در سخنان چهره های مطرح محافظه کار اعم از روحانیون و نظامیون  قبل از آغاز مذاکرات وین و حین انجام آن مشهود بود.

4- سخنان آقای خامنه ای معطوف به حل مسئله اما با حفظ رویکردهای کلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی مبنی بر ضدیت با غرب و آمریکا در منطقه است.

5. به همان میزان که مواضع رهبر جمهوری اسلامی در این سخنرانی دارای انعطاف نسبی  در حوزه سیاست خارجی است در مورد مسائل داخلی به طور اخص جنبش سبز بر روال سابق و واجد سخت گیری گذشته است.

همین تحلیل، درست در مقابل سخنان رهبر جمهوری اسلامی قرار می گیرد جایی که معتقد است:” هیأت ایرانی حقاً و انصافاً در مقابل حرف زور ایستادگی می کند و بر خلاف طرف مقابل، حرفش را هر روز عوض نمی کند.”این سخن رهبر جمهوری اسلامی در برابر سخنان حسین شریعتمداری در سرمقاله روز چهارشنبه اش در کیهان قرار می گیرد که اختلاف دو دودیدگاه در آن به خوبی مشخص می شود جایی که شریعتمداری می نویسد :” امتیازات نقدی که داده بودیم برای 7ماه دیگر به قوت خود باقی است بی‌آن که بعد از 7ماه قابل‌بازگشت – و یا به آسانی و بدون هزینه کلان قابل بازگشت- باشد. آیا این نتیجه را می‌توان «پیروزی» نامید؟!” شریعتمداری در این سرمقاله با استناد به برخی ازموارد مناقشه برانگیزاز جمله توقف توسعه راکتور آب سنگین اراک ، توقف حجم قابل توجهی از سانتریفیوژهای ایران و برخی از موارد  دیگر، مدعی باج دهی تیم مذاکره کننده ایران شده و می نویسد:”آقای روحانی می‌فرمایند؛ سانتریفیوژها می‌چرخند! ولی توضیح نمی‌دهند که چه تعداد از آنها می‌چرخند و چه تعداد از چرخش افتاده‌اند! می‌گویند تحقیق و توسعه R&D ادامه دارد و نمی‌فرمایند در چه سطحی؟! و چه بخشی از آن متوقف شده است؟! اظهار می‌دارند رآکتور آب‌سنگین اراک باقی می‌ماند ولی توضیح نمی‌دهند که مطابق توافق ژنو، افزودن تجهیزات جدید (ساخت و تکمیل) آن متوقف شده و مطابق همان توافق قرار است قلب رآکتور اراک تعویض گردد و یا خروجی پلوتونیوم آن فیلتره شود! و… اما ماجرا به همین نقطه ختم نمی‌شود. “

اینکه صحبت های شریعتمداری تا چه میزان درست باشد مشخص نیست زیرا تا کنون هر آنچه که از درون مذاکرات به بیرون سرایت کرده گمانه زنی و به نقل از منابع مطلع اما ناشناس بوده و همه این تحلیل ها بر اساس این اطلاعات نه چندان موثق صورت گرفته و بر همین اساس از درجه اطمینان این تحلیل ها با توجه به عزم مذاکره کنندگان در دو سوی میدان برای حفظ جزئیات تا حدود زیادی کاسته می شود و نمی توان تحلیل ها را بر اساس خبرهای منتشر شده اما نامعتبر حتی در روزنامه ها و نشریات مطرح استوار کرد اما می توان با توجه به شرایط سیاسی و پارامترهای موثر در تشکیل فضای مذاکرات روند گفت و گوها را پیش بینی کرد.

یکی از همین پارامتر ها مواضع رهبر جمهوری اسلامی است که در سرنوشت مذاکرات هسته ای می تواند تعیین کننده باشد. مواضع روز پنج شنبه رهبر جمهوری اسلامی درست در زمانی که انتظار  حملات دامنه دار مخالفان روحانی به تیم مذاکره کننده هسته ای بود می تواند واجد معنایی خاص باشد که مهم ترین آنها امید جمهوری اسلامی ایران به تحقق توافق هسته ای جامع است، جایی است که آقای خامنه ای می گوید :” اگر در مذاکرات حرف منطقی زده، و قرارهای عادلانه و عاقلانه گذاشته شود قبول می کنیم اما ایران، از صدر تا ذیل از آحاد مردمش تا همه مسئولانش در مقابل زیاده خواهی می ایستند.” تاکید رهبر جمهوری اسلامی بر قرار عادلانه می تواند به کلیدواژه محافظه کارانی تبدیل شود که این روزها منتظر موضع گیری ارشد ترین مقام سیاسی کشور در مورد گفت و گوها بودند. به نظر می رسد این ادبیات  زمینه ساز آمادگی افکار عمومی برای پذیرش قراردادی باشد که به گفته رهبر جمهوری اسلامی هم عادلانه باشد و هم  در برابر آنچه که وی زیاده خواهی های غربی می نامد بایستد.

باید این نکته را مورد توجه قرار داد که اصولا مبنای سیاست خارجی مورد نظر آقای خامنه ای بر تضاد با آمریکا بنا گذاشته شده و بدبینی به روابط با غرب به ویژه آمریکا یکی از محورهای مورد نظر سیاست خارجی جمهوری اسلامی در طول سال های اخیر بوده است.  بدبینی که در صدد بوده از موج ضد آمریکایی برای کسب محبوبیت جمهوری اسلامی در منطقه استفاده کند. در نتیجه یافتن نشانه های مثبت در سخنان وی و حمایت وی از تیم مذاکره کننده هر چند با بیان ابراز بدبینی نسبت به آمریکا، می تواند برای تیم مذاکره کنننده و حسن روحانی رئیس جمهور ایران امیدوار کننده باشد. نباید فراموش کرد در ساختار سیاست جمهوری اسلامی نقش “لابی” در جهت دهی به نظرات رهبر جمهوری اسلامی از اهمیت فراونی برخوردار است و بر همین مبناست که در سال 2003 سیاست خارجی تنش زدای خاتمی و حضور چهر ه های پراگماتیستی مانند حسن روحانی به عنوان دبیرشورای عالی امنیت ملی  در تنظیم بیانیه سعد آباد و کسب رضایت رهبر جمهوری اسلامی  اثرگذار بود.

باید این نکته را مورد توجه قرار داد که اصولا مبنای سیاست خارجی مورد نظر آقای خامنه ای بر تضاد با آمریکا بنا گذاشته شده و بدبینی به روابط با غرب به ویژه آمریکا، یکی از محورهای مورد نظر سیاست خارجی جمهوری اسلامی در طول سال های اخیر بوده است.  بدبینی که در صدد بوده از موج ضد آمریکایی برای کسب محبوبیت جمهوری اسلامی در منطقه استفاده کند. در نتیجه، یافتن نشانه های مثبت در سخنان وی و حمایت وی از تیم مذاکره کننده هر چند با بیان ابراز بدبینی نسبت به آمریکا، می تواند برای تیم مذاکره کنننده و حسن روحانی رئیس جمهور ایران امیدوار کننده باشد. نباید فراموش کرد در ساختار سیاست جمهوری اسلامی نقش “لابی” در جهت دهی به نظرات رهبر جمهوری اسلامی از اهمیت فراونی برخوردار است و بر همین مبناست که در سال 2003 سیاست خارجی تنش زدای خاتمی و حضور چهر ه های پراگماتیستی مانند حسن روحانی به عنوان دبیرشورای عالی امنیت ملی  در تنظیم بیانیه سعد آباد و کسب رضایت رهبر جمهوری اسلامی  اثرگذار بود. همین لابی قوی بود که رهبر جمهوری اسلامی را متقاعد کرد با توجه به خطر حمله آمریکای نئومحافظه کار زمان جرج بوش به ایران این بیانیه امضا شود. به ویژه تیپ های پراگماتیستی مانند حسن روحانی که به نوعی از اعتماد رهبری هم استفاده می کنند در تقویت این لابی می توانند نقش مهمی ایفا کنند. همین عدم حساسیت بیش از حد به روحانی است که باعث شده تا لحظه فعلی وی از روند مذاکرات حمایت کند و به تبع آن بخش عمده ای از اصولگرایان نیز هر چند زبانی حمایت خود را ابراز کنند. در اهمیت نقش لابی گوشزد  همین نکته بس است که در دوران احمدی نژاد رهبری با سیاست ” قطعنامه ها کاغذ پاره ای بیش نیستند”  همراه شد . آیا اگر در آن زمان رئیس جهور اصلاح طلب و حتی میانه روی محافظه کار مسلط بر قواعد دیپلماسی بر سر کار می بود این همراهی صورت می گرفت؟ تجربه دولت خاتمی و مذاکرات هسته ای که آن زمان بر عهده حسن روحانی بود و تجربه فعلی دولت روحانی و مذاکرات هسته ای که مدیریت  فعلی اش بر عهده جواد ظریف است  پاسخ این سئوال را خیر می کند. اصلاح طلب بودن یا محافظه کار بودن رئیس جمهور و  تیم او در نوع نگاه رهبر جمهوری اسلامی تاثیرگذار است هر چند که در شالوده اصلی آن که بر مبنای بدبینی به غرب بنیان گذاشته شده تغییر بنیادینی به وجود نمی آورد.

یکی از دیگر از نکات مهم سخنرانی آقای خامنه ای جایی است که می گوید:” این را بدانید که چه توافق هسته ای بشود و چه نشود، اسرائیل روز بروز ناامن تر خواهد شد.” این  سخن اشاره  به یکی ازگمانه زنی ها در مورد  موارد مذاکره ایران و گروه 5+1 در مورد امنیت اسرائیل است. سخن رهبر جمهوری اسلامی نشان می دهد وی قصد دارد راه را  برای حل مسئله هسته ای با حفظ شالوده های سیاست خارجی اش باز بگذارد. تاکید بر اینکه چه توافق هسته ای بشود و چه نشود اسرائیل ناامن تر می شود  به معنی تحریک برای ایجاد ناامنی در اسرائیل نیست بلکه واجد این پیام است حتی اگر ایران و آمریکا در مورد پرونده هسته ای به توافق برسند قرار نیست سیاست  ضد اسرائیلی مقامات جمهوری اسلامی  حذف شود یا در قبال سیاست های نظام در برابر پرونده فلسطین تغییرات مهمی صورت بگیرد. یا اینکه بیان  اینکه “ایران نیازی به اعتماد آمریکا ندارد و آمریکا کشورهای غیر متعهد و میلیون ها  نفر از جامعه بشری را حذف می کند”  در راستای تاکید  ویژه رهبر جمهوری اسلامی بر محورهای سیاست خارجی اش هست که تلاش می کند با حفظ آنها از ابتکارات تیم مذاکره کننده نیز برای دست یابی به توافق با گروه 5+1 استفاده کند.

آقای خامنه ای در این سخنرانی تلاش کرده جمهوری اسلامی را بی نیاز از توافق نشان دهد و این تلقی را به وجود آورد که وضعیت دشوار ایالات متحده در منطقه واشنگتن را نیازمند ایران کرده و در درهمین مورد نیز به نامه نگاری های اوباما نیز غیر مستقیم اشاره کرده است و بر همین مبنا معتقد است که ایالات متحده بیشتر از ایران نیازمند این توافق است و بر  اساس در سخنان خود اشاره  کرده اگر مذاکرات هم به شکست بخورد راه حل جمهوری اسلامی اقتصاد مقاومتی است. در این سخنان رهبر جمهوری اسلامی چند نکته وجود دارد:

1- تاکید بر اینکه به رغم مذاکرات، هدف غربی ها همچنان تضعیف جمهوری اسلامی با استفاده از  تحمیل فشار و تحریم است و اگر هم توافقی در آینده صورت گرفته نه به خاطر حسن نیتشان بلکه به خاطر شرایط اضطراری منطقه و نیاز آنها به ایران است.

2- تاکید بر مقاومت اقتصادی به عنوان آخرین راه حل  است و خود آقای خامنه ای و مشاوران وی هم می دانند که تحریم ها نه تنها کاغذپاره نیستند بلکه می توانند موجب تضعیف ایران نیز شوند. این همان نکته ای است که غیر مستقیم در سخنان رهبر جمهوری اسلامی نیز دیده می شود. این تاکید بر خلاف جملات رایج و کلیشه ای مانند “تحریم فرصت هست” می باشد.

3-رویکرد کلی این سخنرانی رو به حل مسئله است زیرا رهبر جمهوری اسلامی پیش از این مذاکرات را تاکتیکی برای کاهش فشار به ایران عنوان کرده بود و تلویحا به تاثیر تحریم ها بر اقتصاد کشور اشاره کرده بود. بدون تردید این گزارش های اقتصادی رئیس جمهور فعلی و تیم وی در مورد تاثیر تحریم ها بر وضعیت اقتصاد کشور نیز می تواند در جهت گیری کلی رهبر جمهوری اسلامی تاثیرگذار باشد.این جهت گیری در سخنان چهره های مطرح محافظه کار اعم از روحانیون و نظامیون  قبل از آغاز مذاکرات وین و حین انجام آن مشهود بود.

4. سخنان آقای خامنه ای معطوف به حل مسئله اما با حفظ رویکردهای کلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی مبنی بر ضدیت با غرب و آمریکا در منطقه است.

5. به همان میزان که مواضع رهبر جمهوری اسلامی در این سخنرانی داری انعطاف نسبی  در حوزه سیاست خارجی است در مورد مسائل داخلی به طور اخص جنبش سبز بر روال سابق و واجد سخت گیری گذشته است.

با توجه به این سخنرانی و مواضع  کشورهای مختلف درگیر در پرونده هسته ای باید به این نکته توجه داشت تاکنون جایی برای بد بینی در مورد پرونده هسته ای و فرجام مذاکرات ایران باقی نمانده است چرا که تمام عناصر تاثیرگذار در این مذاکرات از پیشرفت گفت و گوها وضرورت تداوم آن سخن گفته اند، چه چهره های خوش بینی مانند کری، ظریف و روحانی و چه چهره های بدبینی مانند آقای خامنه ای از روند مذاکرات فعلی حمایت کرده و سخنرانی وی در روز پنج شنبه در راستای حمایت از مذاکره کنندگان هسته ای دولت جمهوری اسلامی بوده است.

بر این اساس همچنان جا برای خوش بینی به توافق هسته ای باقی می ماند آنهم بر اساس سه دلیلی  که در گزارش قبلی از مذاکرات وین  مورد اشاره قرار گرفت:حل مسائل فنی امکان پذیر شده است، روسای جمهو پراگماتیست ایران و آمریکا شانس توافق هسته ای را بالا برده اند و  شرایط منطقه حل پرونده را اجتناب ناپذیر کرده است.

نکته مهم زمان این توافق است که می تواند بر احتمال توافق یا عدم توافق تاثیرگذار باشد. گذشت زمان به نفع طرفداران مذاکره در دولت روحانی و اوباما نیست زیرا به مخالفان مذاکره فضا و زمان کافی برای خرابکاری و مانور دادن می دهد. به خصوص اینکه اگر تا پیش از آغاز به کار کنگره جدید آمریکا توافق ولو در کلیات حاصل شود شرایط برای میانه رو ها مساعد تر خواهد شد.

مطالب مرتبط

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

برای رهبران یهودی و صهیونیست آمریکا نیز دیگر تازگی ندارد که به وخامت، فرسایش و انحطاط تصویر دولت اشغالگر اذعان کنند؛ تصویری که زمانی با تاریخ طولانی و غنی همدردی و همبستگی با یهودیان گره خورده بود. این تصویر اکنون در تضاد کامل با مجموعه‌ای از تصاویر فجیع جنایات جنگی است که بدون هیچ بازدارندگی اخلاقی ــ که انتظار می‌رود فرزندان قربانیان هولوکاست داشته باشند ــ ثبت می‌شود؛ کسانی که امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و هر جای دیگر، خود به جلادانی بدل شده‌اند که مست از قدرت‌اند.

احسان_شریعتی در گفتگو با NHK ژاپن (ادامه- پایان)

چه در کشورهای جنگ افروز و چه در کشورهای قربانی جنگ. تهاجم و ادامه ی نابخردانه ی جنگ اخیر (بی دلیل یا با اهداف مبهم) از سوی اسرائیل نتانیاهو و امریکای ترامپ (یعنی برغم ادعای تحقق اهداف اعلام شده ی قبلی مانند نابودی توان هسته ای، امکان تعرض نظامی، و تضعیف نیروهای همسو در منطقه، در حمله ی پیش و نیز این بار در حمله ی روز نخست)، در مجموع برخلاف ادعا به نفع نظام در ایران بوده، زیرا نه تنها موجب ریزش و فروپاشی نشده، که مقاومت پیش بینی ناپذیرش در جنگ نابرابر جاری، و این به رغم حذف رهبری و بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی، باعث افزایش اعتبار وی گردیده است. اما به هر حال، مسئله ی حیاتی اکنون چگونگی پایان جنگ و تضمین شروط عادلانه ی آتش بس و صلح پایدار است.