من فکر نمی کنم که امریکا و غرب بخواهند مسئله اتمی را به مسئله حقوق شهروندی و حقوق بشر گره بزنند. این کار در این رابطه انجام نخواهد گرفت البته زمینه های دیگری هم برای طرح موضوع حقوق بشروجود دارد. مسئله ایران فقط مسائل اتمی نیست و پایان تحریمها فقط به این موضوع مربوط نخواهد شد که بر سر غنی سازی اورانیوم به توافق برسند. چون دامنه تحریمها آنقدر گسترده است که برداشتن تمام آنها سالها طول می کشد و غرب می تواند در آن رابطه این مسائل را طرح کند ولی در رابطه با مسئله اتمی به نظر می رسد اصلا چنین فکری وجود ندارد.
این مسئله هنوز در ابهام کامل قرار دارد که چرا دولت امریکا حاضر نیست به آقای ابوطالبی ویزا بدهد در حالیکه در دهه ۷۰ شمسی که پست های دیپلماتیک داشتند در امریکا بودند.
در این راستا دو مسئله می تواند نقش بازی کند. یکی اینکه نام آقای ابوطالبی در رابطه با ترور نماینده شورای مقاومت ملی به رهبری مجاهدین خلق در ایتالیا آقای محمدحسین نقدی طرح می شود یعنی در جریان دادگاهی که در این رابطه تشکیل شد نام آقای ابوطالبی هم آمده است. هر چند گفته می شود که در آن زمان که این ترور انجام شد ایشان شخصا در ایتالیا نبودند و در ایران به سر می بردند. ولی درهر حال در رابطه با چگونگی و سازماندهی این ترور نام ایشان هم آمده است.
این مسئله هم در سالهای هفتاد که ایشان به امریکا رفتند مسئله پنهانی نبود و کاملا شناخته شده بود. حال دو مسئله می تواند مطرح باشد. یکی اینکه الان چون آقای ابوطالبی می خواهد به عنوان نماینده دائمی ایران در سازمان ملل باشد امریکا در دادن ویزا مشکل دارد که احتمالا اگر به عنوان یک فرد یا شخص خصوصی می رفتند مشکلی نبود. یک دلیل هم می تواند این باشد که تحریکاتی از بیرون انجام گرفته است، حال چه از طرف سازمان مجاهدین خلق و چه اسراییل که به نمایندگان کنگره اطلاعاتی دادند تا دولت امریکا ایشان را به عنوان دیپلمات نپذیرد.
اصل مسئله اما از نظر حقوق بین الملل بسیار مورد سوال است. چون طبق معاهده ای که از سال 1948 میان سازمان ملل و دولت آمریکا وجود دارد، دولت امریکا موظف است علی الاصول به نمایندگان همه کشورها ویزا بدهد مستقل از آنکه این کشورها دموکراتیک یا دیکتاتوری هستند. تنها موردی که امریکا حق دارد دادن ویزا را منع کند این است که امریکا بگوید مسئله امنیت کشورش در میان است و در صورت ورود فرد مورد نظر، امنیت کشورش به خطر می افتد. این استدلال در رابطه با آقای ابوطالبی که در دهه ۷۰ شمسی در امریکا بودند مقبول نیست. تنها چیزی که می ماند این است که عوامل و دست هایی هستند که می خواهند در رابطه با گفتگوهای اتمی اخلال ایجاد شود و کار به تعویق بیفتد و توافقی صورت نگیرد. دولت ایران در اثر این عدم صدور ویزا عکس العمل نشان دهد و خواست تندروها در ایران عملی شود و خلاصه کل داستان مذاکرات به هم بخورد. اما دولت امریکا همانطور که نمایندگان امریکا هم گفتند هیچ نوع ربطی میان گفتگوها بر سر مسئله اتمی و این مسئله نمی بیند. از طرف ایرانی هم ما چیز دیگری نشنیده ایم. عاقلانه این است که آقای روحانی فرد دیگری را معرفی کنند. این طور که در محافل دیپلماتیک ایران گفته می شود گویا قرار است آقای عراقچی که معاون وزیر خارجه است و گفتگوهای اتمی را بیشتر ایشان مدیریت کرده اند به جای آقای ابوطالبی معرفی شوند که هنوز این موضوع در حد شایعه است و مورد تایید کامل نیست.
به نظر می رسد مسئله ابوطالبی و نقشی که میتواند بر روند مذاکرات اتمی داشته باشد با مسئله سوریه و حقوق بشر قابل مقایسه نیست.
مسئله سوریه و حقوق بشر در حال حاضر هم مطرح است. مصوبه پارلمان اروپا این بوده که نمایندگان پارلمان اروپا که به ایران می روند با مخالفین نظام و نمایندگان نهادهای مدنی هم گفتگو کنند و حتی دفتری در ایران داشته باشند که هم گفتگوها را با دولت آسان کند و هم تماس با مخالفین را. این خواست پارلمان اروپا مربوط به مسئله حقوق بشر و حقوق شهروندی می شود و نمایندگان مجلس ایران نیز به شدت با آن برخورد کرده اند. اما عجیب است که آقای ظریف و سخنگویشان هم به این دام افتاده اند چون در کنفرانس امنیتی مونیخ هم که در ژانویه ۲۰۱۴ میلادی برگزار شد وقتی از آقای ظریف سوال شد که چرا در کشور شما اعدام زیاد صورت می گیرد و زندانی سیاسی دارید و حقوق اقلیت های مذهبی و قومی رعایت نمی شود و اجحاف به حقوق زنان می شود؛ آقای ظریف در پاسخ گفتند که در کشور ما مشکلاتی در زمینه حقوق بشر وجود دارد که باید به آنها رسیدگی شود و اصلا نگفتند که چنین مسئله ای نیست. بنابراین حساسیت سیاستمداران ایرانی هم درست نیست، فقط به این معناست که آنها فکر می کنند اگر در زمینه حقوق بشر و حقوق مدنی کمی کوتاه بیایند دامنه اعتراضات مدنی می تواند روز به روز گسترده تر و غیرقابل کنترل شود به همین دلیل حاضر نیستند در این زمینه صحبتی کنند. اما من فکر نمی کنم که امریکا و غرب بخواهند مسئله اتمی را به مسئله حقوق شهروندی و حقوق بشر گره بزنند. این کار در این رابطه انجام نخواهد گرفت اما می تواند در رابطه با مسائل دیگر از طرف غرب مطرح شود.
البته زمینه های دیگری هم برای طرح موضوع حقوق بشروجود دارد. مسئله ایران فقط مسائل اتمی نیست و پایان تحریمها فقط به این موضوع مربوط نخواهد شد که بر سر غنی سازی اورانیوم به توافق برسند. چون دامنه تحریمها آنقدر گسترده است که برداشتن تمام آنها سالها طول می کشد و غرب می تواند در آن رابطه این مسائل را طرح کند ولی در رابطه با مسئله اتمی به نظر می رسد اصلا چنین فکری وجود ندارد.