گزارش هوا تقدیم می شود

– تیر باران است

– روز و شب تیر باران، از زمین و هوا:

– تیرهای مرئی، تیرهای نامرئی

– تیرها می گذرند از دیوار از پرده از لباس تن ما

– تیرها می گذرند از حصار قفس سینه ما

– از حصار جمجمه ی نازک ما

– تیرهای سربی، تیرهای موجی

– زهرآلود

– مرئی، نامرئی

– قلب کوچک تند شده کند شده نامیزان می کوبد بر سینه

– قلب کوچک قلب عریان قلب نوزاد

– زخم شده، از زخمه تیر

– در من، در تو، در سینه ی ما

– می گذرم از خیابان دود به خیابان دود در شهر دود

– می گذرم از کنار درختان بی برگ شده، در تمام روزها

– این جا کجاست؟

– چیست این کوه درد بر سینه ی من؟

– می گذرم با نفس های بریده بریده، سنگین مثل سرب

– تو می گذری، از کنارم

– می گذری با موی ژولیده، صورت پرآژنگ

– من درد را می بینم در سینه ی تو

– در چشم تو

– در نگاه بی نور تو به آن طرف کوه زباله در جوی

– در نگاه پر اشک تو به سینه ی داغ اسفند، به دست کبود لرزان، به صورت زرد نرگس

– پشت چراغ قرمز

– درد را می بینی در نگاه مایوس من به پرده ی چرک غبار، به چراغ قرمز، به سد نسیم آزاد

– درد را می بینی در نگاه اشک آلودم به افق های دور، پشت ابر سیاه

– با امید هوای دیگر، با امید هوایی تازه، آسمانی دیگر

– می بینم تیرهای سربی را – پرتاب شده از لوله ی بنزین سیاه – در ستون فقرات شهرم،

– در اسکلت بی دفاع انسان، در قلبم

– این جا کجاست؟

– این جا کجاست؟ با اعلان: تنفس ممنوع!

– آویزان حلق آویز از گلوی هر دیوار؟

– این جا کجاست؟

– این ویرانه!

– ویرانه ی باقی مانده از شبیخون نفت مکار

– آتش انداخته اند در گندمزار در جویبار در گلزار

– تنفس موقوف!

– با نفس های بریده بریده – دزدانه – در شهر می گردم:

– درد را می بینم بر سینه ی هر شاخه ی خشک، در درخت چنار دیرسال، در یاس پژمرده،

– در چین و چروک به بی رنگ کال

– درد را می بینم!

– با لرزش باد دور دست، قلبم می کوبد بر سینه ی من:

– این بود بهشت موعود؟

– این خفقان؟ این خفقان؟

– قلبم می کوبد بر سینه ی من:

– مرگ را می بینم در این شهر،

– در آشوویتس بزرگی به نام تهران…

پانوشت:

[1] http://feministschool.com/spip.php?article7460

منبع: مدرسه فمینیستی

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.