اپوزیسیون ملی محروم از تریبون و امنیت، هدف نقدهای غیرمنصفانه و گزارشهای تحریف شده قرار گرفته است.
در روزهایی که رسانههای مستقل و غیرخودی در ایران، زیر تیغ سانسور و گیوتین توقیف موقت بسر میبرند، و در شرایط سیاسی امروز کشور که اکثریت شهروندان ایران به اندازهی لازم نسبت به آن آگاهند، موج جدیدی از هجمه به اپوزیسیون ملی در قالب نقدهای غیرمنصفانه و بررسیهای تحریف شده، شکل گرفته است.
درحالیکه منتقدان و مخالفان وضع مستقر از حداقل تریبون و امنیت برای دفاع از خود محروماند، برخی رسانهها که بهدلایلی در سایهی امن قرار دارند، دموکراسیجویان ملی و آزادیطلبان نواندیش (و ازجمله روشنفکران دینی) را به بهانههای مختلف (ازجمله بررسی اندیشه و تاریخ سیاسی معاصر) هدف نقد یکسویه قرار دادهاند، نیز روشنفکران آرمانخواهی را که زمانی برای آزادی و عدالت، حتی از جان خویش دریغ نکردند، با نقد غیرمنصفانه و بیرحمانه و غیرعلمی خود مواجه کردهاند.
وقتی حداقل لوازم گفتوگوی علمی و نقد منصفانه، مفقود است؛ وقتی نقد بدون «همدلی» و نه به قصد کشف حقیقت، بلکه به انگیزهی تخریب و نفی صورت میگیرد و مبتنی است بر مفروضات منفی؛ وقتی فضای سیاسی ـ امنیتی حاکم بر ایران امکان نقد بسیاری از حوزهها و عرصهها (ازجمله سیاستها و گفتار و کردار سیاسی رهبر فقید جمهوری اسلامی حتی در همان مقطع ابتدای پیروزی انقلاب و تأسیس نظام سیاسی جدید) را مجاز نمیسازد؛ وقتی نشریات امکان انتشار پاسخ ندارند و جوابیه را برخلاف قانون مطبوعات، سلاخی شده و با «سه نقطه»های مکرر، درج میکنند و پیش از دغدغهی حقیقت و بیش از حقوق شهروندی کسی که مورد نقد قرار گرفته، به فکر بقای خویشاند؛ وقتی تنها یک قرائت از انقلاب اسلامی رایج است و دیگر مشارکتکنندگان در انقلاب ۵۷ امکان اظهارنظر و رقابت رسانهای با نگاه مسلط ندارند؛ وقتی شخصیتهای حقیقی و حقوقی که مورد نقد قرار میگیرند هیچ امکانی برای پاسخ ندارند (نه ارگان مستقلی دارند و نه آزادی و امنیت برای تشکیل جلسه و تهیه پاسخ، و نه آرامش خیالی برای ارسال جوابیه)؛ وقتی حتی اسناد تاریخی بهگونهای گزینش شده توسط نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و مراکز اصلی اسناد انقلاب اسلامی در اختیار پژوهشگران قرار میگیرد؛ وقتی قریب به اتفاق نیروهای موثر در انقلاب اسلامی، توسط جریان مسلط در جمهوری اسلامی، «غیرقانونی» توصیف میشوند و امکان فعالیت ندارند؛ و … در چنین وضعی، «نقد» به چه میزان منصفانه و علمی و دقیق خواهد بود؟
نقد گذشته و کاوش در تاریخ، مفید است اما لوازم و شرایط خاصی نیاز دارد. نقد دقیق محتاج بستر علمی است که انصاف و دانش و دادههای مستند و موثق در آن سیطره داشته باشد و «گفتوگو»ی امن و آزاد در مورد موضوع مشترک، ممکن گردد. شواهد متعددی در این خصوص قابل ذکر است، اما نگارنده ترجیح میدهد وارد مصادیق نشود؛ که برای اهالی انصاف و خرد، «اشاره»ای نیز کافی است.
موج جدید حمله و هجمه به برخی شخصیتهای حقیقی و حقوقی سیاسی ملی و دغدغهدار آزادی و دموکراسی و عدالت و نیز نواندیشان دینی درحالی اینجا و آنجا جلوهگر شده که تمامیتخواهان در ایران همچنان در برابر دموکراتیزاسیون مقاومت میکنند. اقتدارگرایان حاکم از سویی دولت اعتدالگرا را هدف قرار میدهند و میکوشند مهار کنند، و از سوی دیگر، به شیوههای گوناگون و با ابزارهای مختلف، مانع گسترش و تقویت جامعه مدنی میشوند، و بذر اختلاف و کدورت و تنش در آن میپراکنند.
مأیوسسازی کنشگران مدنی از وجود هرگونه اپوزیسیون ملی، مخدوش ساختن تصویر نمادهای آزادیخواهی، ملکوک کردن سیمای پیشکسوتان ایستادگی و دموکراسیخواهی و روشنگری، هدف قرار دادن نواندیشی دینی بهمثابهی آلترناتیوی مهم برای قرائت فاشیستی از دین، و پراکندن بذر تردید نسبت به نیروهای ملی و منتقد وضع موجود، ازجمله اقداماتی است که با انگیزههای متفاوت و به شکلهای گوناگون، مزورانه و زیرکانه، یا بیپروا و گستاخانه، جاری است.
در چنین وضعی، درگیر شدن آزادیخواهان ایران در بازی ناسالمی که جبههی دموکراسیخواهی کشور را دچار تفرقه میکند و مانع همکاری و همسویی نیروهای متکثر در برابر اقتدارگرایی مسلط میشود، خطایی راهبردی است.
منبع: جرس
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.