تحلیل عملکرد نهضت آزادی ایران در سال های نخست انقلاب چندان دشوار نیست. بیانیه ها و اسناد گویای یک واقعیت است: نهضت آزادی ایران در سال های پر از خشونت و تندروی انقلاب اسلامی بر خط میانه حرکت کرده است. در اصلاحات و جنبش سبزایران همان شعارهایی سر داده شد که در دهه شصت در دورانی سخت و ابتلا برانگیز برای گروه های سیاسی ،در بیانیه ها و اسناد نهضت آزادی ایران به وضوح اعلام شد. رویکرد نهضت هم قابل نقد است و خواهد بود اما اینکه مخالفان نهضت برای نقد این حزب سیاسی تنها به یک بیانیه این حزب در مورد یک گروه سیاسی مشخص استناد کنند چندان با معیارهای علمی و پژوهشی در نقد رویکرد جریان های سیاسی همخوان نیست. بیانیه ها، فیلم ها و اسناد زیادی موجود است تا نهضت آزادی ایران در دهه پر افت و خیز شصت، جایی که برخی گروه های سیاسی در نظام قدرت به انحصارگرایی روی آوردندو برخی در مخالفت با نظام مستقر به دام رویکردهای مسلحانه گرفتار شدند به عنوان الگویی که در خط میانه حرکت کرد معرفی شود. تاکید بر آزادی احزاب، تشکل ها و جمعیتها، دفاع از نظام شورایی، مخالفت با حکومت انحصاری روحانیون، دفاع از آزادی رسانه،دفاع از آزادی های اجتماعی مردم در بیانیه های نهضت آزادی ایران در سال های نخست انقلاب اسلامی کاملا مشهود و بارز است.
1- نفی خشونت و انتقام
نهضت آزادی ایران در مرداد 1358 در بیانیه ای از روند سرکوب حاکمیت والبته استفاده مخالفان از روش های خشونت آمیز انتقاد کرده و هشدار داده سرکوب و تفرقه دستاوردهای انقلاب اسلامی را به باد خواهد داد. در این بیانیه با فراخوان گروه های سیاسی به وحدت تصریح شده:” ما برمبناي شناخت مكتب قرآن و اسلام اعلام ميداريم كه اسلام و با الهام از آن انقلاب اسلامي ايران مكتب رحمت است نه مكتب خشونت و انتقام. پيشوايان ما در برخورد با دشمنان غدار و ستمكار خود نيز از حدود عدالت و رحمت بيرون نرفتهاند و هرگز به خشونتهاي بي فايده و غيرضروري دست نزدهاند و تجويز نكردهاند. اين آقايان با اين اعمال نه چهره واقعي اسلام را نشان دادند نه تأثيري مثبت و تكاملي توانستند بر جنبش و انقلاب بگذارند. ولي برعكس راه را براي پیشآمدن ضدانقلاب و جريتر شدن و بيشرمانه عمل كردن آن باز كردند و دورنماي جنگ داخلي را در برابر صاحبان مسئوليت و درد انقلاب اسلامي باز كردند.”
نهضت آزادی ایران در سال های پر از خشونت و تندروی انقلاب اسلامی بر خط میانه حرکت کرده است. در اصلاحات و جنبش سبزایران همان شعارهایی سر داده شد که در دهه شصت در دورانی سخت و ابتلا برانگیز برای گروه های سیاسی ،در بیانیه و اسناد نهضت آزادی ایران به وضوح اعلام شد.
2- تاکید بر عدم دخالت سپاه پاسداران در سیاست
نهضت آزادی ایران در اسفند 59 در بیانیه ای که در اعتراض به حمله به مراسم بزرگداشت محمد مصدق در دانشگاه تهران صادر شد نسبت به رویکرد چماقداری و بر هم زدن تجمعات قانونی انتقاد کرده و از سپاه پاسداران خواسته از هر گونه درگیری در سیاست اجتناب کند. نهضت در بیانیه خود نسبت به حمایت برخی از مسئولان عالی نظام از گروه های فشار در بر هم زدن تجمعات قانونی اعتراض کرده و از سپاه نیز خواسته با عدم دخالت در سیاست در خدمت همه ملت ایران و نه یک جریان خاص سیاسی باشد.
3—دفاع از آزادی احزاب ، تشکل ها و رسانه ها
در فروردین 1360 نهضت آزادی ایران در اعتراض به لایحه ای که در مورد فعالیت احزاب و جمعیت ها تصویب شده نسبت به خطر اختناق در کشور و محدود کردن فعالیت جمعیت ها و احزاب و منحصر کردن امر به معروف و نهی از منکر به طیف خاصی از مردم هشدار داده است. در بیست و سوم فروردین همین ماه سال شصت، نهضت آزادی ایران نسبت به توقیف مطبوعات و محدود کردن آزادی رسانه ها هشدار داده و تاکید کرده :” مردم بايد بدانند كه استبداد در شرايط خاص سياسي و اجتماعي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي، نميتواند به طور ناگهاني و برقآسا حضور پيدا كند. بلكه به تناسب زمان و شرايط موجود با شيوه خزنده و گام به گام به سوي هدف نهايي خود كه احراز سلطه همه جانبه در چهارچوب حزب و گروه واحد است حركت مينمايد.” نهضت آزادی در این بیانیه از اینکه امر به معروف و نهی از منکر را به انجمن های اسلامی منحصر کنند ابراز خطر کرده است و انتقاد از حاکمیت را حق همه افراد و گروه ها دانسته است.
4-دفاع از نظام شورایی، مخالفت با اعدام و شکنجه، دفاع از آزادی های اجتماعی
در اسفند سال شصت و یک در قطعنامه کنگره پنجم نهضت آزادی ایران بر تحقق نظام شورایی در کشور ، محکومیت برخورد نامناسب با زنان به بهانه حجاب، تعطیلی احزاب، تشکل و جمعیت ها، اعدام ها و شکنجه ها در زندان ها، خشونت و بی قانونی در کشور، مخالفت با انحصار حکومت در دست روحانیت تاکید شده است. در بخشی از قطعنامه از محدود کردن آزادی های اجتماعی مردم به بهانه تبلیغ دین انتقاد شده و آمده است:” نهضت آزادي معتقد است كه ارشاد مردم و اشاعه و اجراي دين بايد با رعايت اصل «لا اكراه فيالدين»، يعني با اختيار و انتخاب و اصل «ما جعل عليكم فيالدين من حرج»(14) و به دور از هر گونه فشار و اجبار صورت گرفته و برطبق آيه كريمه «و ما اسئلكم عليه من اجر ان اجري الا علي رب العالمين»،(15) داوطلبي غيرانتفاعي و غير شغلي باشد. متوليان دين، زمامداران امور جامعه و علاقمندان در امر ارشاد و تبليغ ديني بايد همچون پيامبر(ص) از موضعگيري به عنوان حفيظ،(16) وكيل،(17) جبار(18)، مصيطر(19) (به معناي مراقب، وكيل، تحميلكننده، گزارشنگار) در برابر مردم خودداري نموده و تنها به تبعيت از سنت او كه ابلاغكننده رسالتهاي الهي بود بسنده نمايند.”.
5-مخالفت با انحصار صدا و سیما
نهضت آزادی ایران در تیرماه سال 62 در نامه ای به رئیس جمهور وقت در اعتراض به نقض آزادی های اساسی مردم و رویکرد انحصارگرایانه صدا و سیما خاطرنشان کرده:” «فضاي آزاد» براي صدا و سيماي جمهوري اسلامي از پهنه زمين تا ثرياست و در اين فضا، هرچه دلش خواست ميگويد، آمارهاي نارست از پيشرفت و ترقي و توليد به خورد مردم ميدهد، تهمت ميزند و… و آزاد است که نظرات متفاوت و مخالف را هرگز پخش نکند و جواب کساني را که به آنها ظلم شده و تهمت زده شده است، منتشر نسازد. در اين «فضاي آزاد» و اين «احساس آزادي» که شما از آن صحبت کردهايد کجا ميتوان درباره قراردادهاي عظيم تعهدآوري همچون «بيانيه الجزاير» که سند اسارت مالي و اقتصادي ايران توسط آمريکا است سخن گفت و مطلبي منتشر ساخت که مردم مطلع کردند يا در کجا ميتوان راجع به قراردادهاي سنگين که با دولت نظامي ترکيه بسته و اجرا شده است صحبت کرد تا مردم مطلع شوند كه چه به روزشان آمده است.”نهضت ازادی در این نامه سرکوب رسانه های منتقد را نافی تحقق منافع ملی ، آزادی و دموکراسی دانسته است.
6-انتقاد از مسخ جمهوریت و اسلامیت، دفاع از حق راهپیمایی و تظاهرات
در بهمن 1363 نهضت آزادی ایران ضمن اشاره به تضییع آزادی های بنیادین مردم، تسلط اسلام فقاهتی بر کشور، رواج خشونت و گریز از قانون در قطعنامه کنگره هفتم این حزب بر حق مردم برای برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز تاکید کرده و آورده است:” علاوه بر فقدان آزادي قلم و بيان، غيرموافقين از تشكيل اجتماعات، راهپيمائي و تظاهرات كه در قانون اساسي مجاز شمرده شده حتي براي انتخابات محروم هستند.” نهضت آزادی ایران نسبت به مسخ جمهوریت و اسلامیت اعلام خطر کرده و هشدار داده :” شعار: «جمهوري اسلامي ايران» براي بسياري از مردم داستان شير بييال و دم و اشكم مولوي را تداعي مينمايد. زيرا بدين ترتيب مردم، مذهب و كشور فداي باورهاي ذهني متوليان شده است.”
7-انتقاد از نظارت استصوابی در انتخابات
در سال 1364 نهضت آزادی ایران به بهانه رد صلاحیت مهندس بازرگان در نامه ای به امامی کاشانی رئیس هیئت نظارت بر شورای نگهبان تصریح کرده است:” عجيبترين و مخدوشكنندهترين عمل و اثر تصميم سياسي آقايان انحصار دادن نامزدهاي رياست جمهوري به اعضاي حزب حاكم و تبديل نمودن جمهوري اسلامي ايران به جمهوري دمكراتيك خلق نظير كشورهاي كمونيستي اروپاي شرقي ميباشد. مردم مسلمان و موحدهاي اهل كتاب ايران را مجبور و محصور ساختهايد كه مانند آن ممالك تنها به كانديداهاي فرمايشي حزب واحد رأي داده خارج از آن دست و زبانشان بسته باشد” محتوای این بیانیه نشان می دهد این اعتراض صرفا به رد صلاحیت مهندس بازرگان نیست بلکه اعتراض به روندی است که شورای نگهبان در انتخابات اعمال کرده و نظارت استصوابی را مایه حذف جریان های منتقد قرار داده است.
8-انتقاد از محدودیت ها علیه احزاب و اختناق در کشور
نهضت آزادی ایران در آذرماه 1365 در نامه ای به رئیس جمهور وقت نسبت به فشارها و محدودیت ها علیه این حزب ریشه دار هشدار داده و از اختناق سیاسی در کشور انتقاد کرده است:” شما و ساير دستاندركاران و مسئولان بالاخص آقاي نخستوزير بارها در سخنان خود، نهضت آزادي ايران را به عنوان حزب سياسي مخالف حاكميت كه از آزادي برخوردار است نام بردهايد و وجود آن را با جزئي امكانات محدود (كه به جزوهها و نشرياتي كه چاپخانهها مجاز به طبع آن نيستند و پيامهائي كه گهگاه پخش ميكند) دليل بر آزادي احزاب و گروههاي سياسي دانستهايد، بدون آنكه بر محدوديتها، محروميتها و مشگلاتي كه نهضت با آن روبرو است اشارهاي بكنيد! تبعيض، حقكشي و قانونشكني و بيعدالتي نيروهاي دافعهاي بوده است كه در چند سال بعد از انقلاب بسياري از روشنفكران و جوانان مسلمان منجمله نهضتيها را از حقوق حقهشان محروم و از صحنه اجتماع و سياست كنار زده است، به طوري كه حتي قديميترين جمعيتها و احزاب اسلامي و ملي كه در شرايط سخت گذشته طي نيم قرن تشكل خود را حفظ كردهاند و به كرات امتحان خود را دادهاند، در جمهوري اسلامي نتوانستهاند ادامه حيات داده، افكار و نظرات خود را در سطح وسيع منعكس نمايند. حتي در محيطهاي بسته و در سطح دانشگاهها، فضاي مناسبي براي ارائه عقايد و حرف حق آنان وجود ندارد، و شيوههاي معمول و برخوردهاي غير اصولي و غلط، هرگونه اظهارنظر آزادانه را از گروهها و افراد سلب كرده است.”
9- مخالفت با نظریه ولایت مطلقه فقیه
در سال 1366 نهضت آزادی ایران به صورت صریح مخالفت خود را با نظریه ولایت مطلقه فقیه ابراز می کند و این نظریه را منافی توحید می داند. در بیانیه نهضت آمده است:” اين چه فرماني است و چه انقلابي در ايران و اسلام كه حكومت را در موضع بالاتر از فرستاده خدا قرار داده به او اختيار ميدهد برخلاف نص صريح «وشاورهم في الامر » و بدون مشورت با امت تصميمگيري در مصالح دولت و امور ملت نمايد، تعهدات و قراردادها را عليرغم دستور ازلي «اوفوا بالعهد ان العهد كان مسئولا » يك طرفه لغو كند و پا فراتر از خدا و «ما انزل الله» گذارده به عقل خود مصلحت اسلام را تشخيص داده فروع و احكام الهي را موقتاً يا دائماً تعطيل نمايد” نهضت آزادی در این بیانیه آزادی را اساس دین دانسته و این اختیارات بیش از حد را منافی آزادی و در نتیجه دینداری دانسته است.
آنچه که تحلیل محتوایی مواضع نهضت آزادی ایران محسوب می شود نشان می دهد نهضت در طول حیات خود در میان جریان ها ی سیاسی پس از انقلاب اسلامی 57 کمترین نوسان را داشته و در فضای رادیکال دهه شصت همان مواضعی را تکرار کرده که در دهه های هفتاد وهشتاد از سوی این حزب بیان شده اند.
10-مخالفت با ادامه جنگ و انتقاد از اعدام های 67
در سال 1367 دو سند مهم از نهضت آزدی نشان می دهد نهضتی ها در سخت ترین شرایط از انتقادات خود نسبت به حاکمیت دست نکشیده اند، به خصوص زمانی که در نامه به آیت الله خمینی رهبر فقید انقلاب اسلامی نسبت به تداوم جنگ، از دست رفتن سرمایه های ملی و کشاندن جنگ به خاک عراق شدیدا اعتراض و تاکید می کنند :” آنچه غالب مردم ايران، به جز معتقدين به ولايت مطلقه فقيه تلويحاً يا تصريحاً مطرح مينمايند اين است كه رهبر انقلاب به چه عنوان و با چه وكالتنامه يا مأموريت از طرف خدا و خلق به خود حق دادهاند ما را به جايي ببرند كه شخصاً تشخيص و ترجيح دادهاند و برخلاف قول و قرارهاي قبل از پيروزي انقلاب و بدون آنكه همه پرسي يا اجازه گيري از طريق قانون اساسي بهعمل آمده باشد راساً تصميم بگيرند و دستگاه ارشادي و اجرائي حاكميت آنرا به هزينه ملت تبليغ و تحميل نمايد؟” در این نامه اعتراضی نهضت ها به آیت الله خمینی تاکید می کنند:” در جماران نشستن و جز در مورد پيروان خاص به هيچ سئوال و اظهار نظر يا استغاثه مردم جواب ندادن و چيزي جز آنچه خواسته و عقيده شخصي است نگفتن و اطاعت و اجرا از همه خواستن، آيا با شيوه پيامبر (ص) و علي(ع) مطابقت دارد؟ مردم ايران آيا با گزينش و پذيرش رهبري جنابعالي تفويض اختيار و استعفا از شخصيت و استقلال و حيات خود كرده اند؟” در همین سال نهضت آزادی ایران به همراه ایت الله منتظری از معدود گروه ها و شخصیت هایی هستند که نسبت به اعدام های سال 1367 به صورت علنی اعتراض می کنند:” اگر اين اعدامها مطابق شرع و قانون اساسي انجام گشته چرا در سكوت و بيخبري و در پشت درهاي بسته اجرا شده است؟ چرا خانوادههاي اعدام شدگان تهديد شدهاند كه مبادا گريه كنند، سياه بپوشند و يا مجلس ختم تشكيل دهند؟ بگذريم از اين كه اهانت و زخم زبان به مادران و پدران داغديده و تبريك گفتن به آنان به عنوان اين كه لكه ننگي را از دامان خانواده شما پاك كردهايم، با هيچ معيار اسلامي و انساني قابل توجيه نيست. انگيزه اعتراض ما كشتار گسترده اسرايي از هموطنان است كه در سالهاي گذشته در دادگاههاي همين رژيم و با احكام همين حكام شرع به محكوميتهائي كمتر از اعدام، حتي يك سال و دوسال محكوم شده و بعضاً روزهاي آخر اسارت خود را ميگذراندند و خانوادههائي قبل از تحويل ساك و لباس خونين، خانه را براي ورود آنها آب و جارو كرده بودند! آيا در جوامع متدين و موحد و در كشورهاي متمدن دنيا سابقه دارد كه زندانيان محكوم شده را بدون آنكه كار تازهاي كرده باشند به جرم ايستادگي بر “موضع عقيدتي” بدون محاكمه يا با محاكمه مجدداً اعدام نمايند؟”
11- دفاع ازسیاست خارجی مبتنی بر منافع ملی و ارتباط با کشورهای جهان
نهضت آزادی ایران در مهر ماه 1368 نیز در دهمین کنگره خود ضمن اعتراض به وضعیت سیاسی اقتصادی اجتماعی کشور و دادن راهکارهایی برای اصلاح امور بر ضرورت اجتناب از کینه ورزی و انتقام در سیاست خارجی و ضرورت ارتباط با همه کشورهای جهان برای دفاع از منافع ملی تاکید کرده است. البته این مواضع نهضت در مورد سیاست خارجی از همان سال های نخست انقلاب تکرار شد و نهضتی ها بر ضرورت رابطه با کشورهای جهان و اجتناب از سیاست خارجی ایدئولوژی محور تاکید کردند.نهضت ازادی ایران و مهندس بازرگان از جمله مخالفان قاطع تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان بودند.
این مواضع تنها بخشی از مواضع نهضت آزادی ایران در سال های نخست انقلاب و دهه شصت است. در تحلیل محتوایی مواضع نهضت هم باید به بیانیه های رسمی این حزب ریشه دار و هم به مواضع مهندس بازرگان دبیر کل این حزب و سایر اعضای ارشد توجه کرد. اما آنچه که تحلیل محتوایی مواضع نهضت آزادی ایران محسوب می شود نشان می دهد نهضت در طول حیات خود در میان جریان ها ی سیاسی پس از انقلاب اسلامی 57 کمترین نوسان را داشته و در فضای رادیکال دهه شصت همان مواضعی را تکرار کرده که در دهه های هفتاد وهشتاد از سوی این حزب بیان شده اند. بیان این نکات نیز به هیچ وجه به این معنا نیست که نهضت آزادی در طول این سال ها خطایی نداشته و یا در همه موارد از ادبیات مناسبی استفاده کرده بلکه بیشتر توجه به نقد مواضع یک جریان سیاسی در یک چارچوب کلی است. نکته مهم دیگر زبان بدون لکنت نهضت آزادی در نقد قدرت و البته وفاداری به حرکت در چارچوب قانون اساسی با حفظ مواضع بنیادین خود است. آنچه که از محتوای این بیانیه ها و اسناد به دست می آید گرایش نهضت آزادی به میانه روی و مداراست.
