بررسی رویدادهای اخیر مصر

نوری در تونل تاريك

گروه‌هايی كه در روز 19 نوامبر به خيابان آمدند جو انقلاب 25 ژانويه را به اذهان يادآوری كردند. اقشار مختلف و متنوع مردم به هم ملحق مي‌شدند و شعارها و مطالبات انقلاب 2011 را خطاب به دشمن واحد سرمي‌دادند. مطالبات و آرمان‌های مذکور در طول سه سال گذشته تاحدودی به فراموشی سپرده شده بودند. درست است كه تظاهرات 19 نوامبر تغییری ایجاد نکرد، ولی لااقل اهداف و آرمان‌ انقلاب 2011 را به خودآگاه و ضمير ملت يادآور شد و زنگار را از چهرۀ آن زدود.

متن زیر گزیده‌ای از رویدادهای اخیر مصر است كه شایستۀ تحلیل و بررسی می‌باشد.

تمام روز سه‌شنبه 2013/11/26 قاهره شاهد اعتراض مردم عليه قانون جديد تظاهرات و محاكمۀ شهروندان مدني توسط دادگاه‌هاي نظامي بود. شب همان روز شبكه‌هاي ماهواره‌اي به نقد و محكوم كردن تظاهركنندگان پرداختند.

اگر به دو صحنۀ مذكور، یعنی مردمی كه در خيابان‌ها تجمع كردند و کسانی كه شب در صحنۀ تلويزيون حضور یافتند بنگریم و به سخنان هر دو گروه گوش فرا دهيم مي‌بينيم كه گروه اول با اشتیاق تمام، شعارهاي انقلابي 25 ژانويه 2011 را تكرار مي‌كردند و گروه دوم علیه آنها و به نمايندگی از بازماندگان ر‍ژيم مبارك و عوامل حکومت پس از 3 جولاي 2012 سخن مي‌گفتند. اين يعنی اين‌كه ما در آستانۀ كناررفتن پرده‌ها و آگاهی جديد همراه با رهاشدن فرياد بيداری ملت هستيم.

در سایۀ این تحول مهم، جهت‌گیری‌ها دوباره مشخص مي‌شود و صف‌بندی‌های جدید در جغرافیای کنش سياسی در مصر صورت می‌گيرد. اين اتفاق، اصلا غيرمنتظره نيست. نسيم آن از قبل وزیدن گرفته بود و علائم و قرائن از هفته‌ها پيش نشان می‌داد كه حالت مستی دوام نخواهد يافت و موسم تفكر در راه است. در این مدت دیدیم كه شخصیتهای سیاسی رژیم حسنی مبارک بار ديگر به صحنۀ تلويزيون‌ها و فضاي رسانه‌اي بازگشته‌اند. آن‌ها به انقلاب 25 ژانويه به ديدۀ تحقیر و ترديد می‌نگرند، احیانا از آن تبری می‌جویند و تظاهرکنندگان آن زمان را مجرم قلمداد می‌کنند. انقلاب 2011 را خلل و چوبی لای چرخ مملکت و انقلابیون را مزدوران ژانویه و فرزندان نامشروع خيابانی توصیف می‌کنند.

به موازات اين امر، پچ‌پچ اعتراض‌آميز برخي روشنفكران و نخبگان كه تاكنون با اقدامات حكومت پس از كودتا مماشات مي‌كردند نیز به گوش مي‌رسيد. لابد ديده‌اند كه كشور در حال لغزيدن به سمتی خلاف مسیر انقلاب 25 ژانويه در حرکت است. خروج سريع دكتر محمد البرادعي از حكومت و استعفا از معاونت ريیس جمهور، اولين نشانۀ بارز اين روند بود. نوشته‌های برخی روشنفكران نيز حاكی از گرايش مجدد به انقلاب 2011 و تبري از حاكميت موجود بود، تا جایی که به تدریج از قافلۀ رژيم جدا شده و ديدگاه‌های مستقلی اعلام ‌کردند. برخي از آن‌ها حتی از عوامل و مجریان کانال‌های رسمی رژیم بودند، اما به محض بیان ديدگاه‌هاي مغایر حکومت، از کار محروم شدند و ديگر آن‌ها را در صحنه تلويزيون نمي‌بينيم. روند جدید به‌صورت گسترده، در سالروز حادثۀ خيابان محمدمحمود در روز 19 نوامبر کلید خورد. گروه‌هايی كه در آن روز به خيابان آمدند جو انقلاب 25 ژانويه را به اذهان يادآوری كردند. اقشار مختلف و متنوع مردم به هم ملحق مي‌شدند و شعارها و مطالبات انقلاب 2011 را خطاب به دشمن واحد سرمي‌دادند. مطالبات و آرمان‌های مذکور در طول سه سال گذشته تاحدودی به فراموشی سپرده شده بودند. درست است كه تظاهرات 19 نوامبر تغییری ایجاد نکرد، ولی لااقل اهداف و آرمان‌ انقلاب 2011 را به خودآگاه و ضمير ملت يادآور شد و زنگار را از چهرۀ آن زدود.

اگر تحليل بالا صحيح باشد، مي‌توانيم بگوييم كه ما در آستانۀ تحولی جديد و یک جنبش ملی آراسته به بيداري و آگاهی مجدد هستیم. برخي ويژگي‌های این جنبش عبارتند از:

– وفا به ارزش‌ها و اهداف انقلاب 25 ژانويه كه باعث تقويت روح آزادي و كرامت انساني و عدالت اجتماعی شد. اين يعنی فاصله‌گيری اجتناب‌ناپذیر از ر‍ژيم مبارك و سیاست‌های سركوبگرانه و اقتصاد وابسته و متکی به مونتاژ‌ آن دوره.

– با اخوان مخالف‌ است و نيازی به بازگشت حکومت آن نمی‌بيند. در این زمینه دو نوع گرايش وجود دارد: برخی با حكومت اخوان مخالف‌اند، ولی خصومتی با جماعت اخوان ندارند و بين رهبران اخوان و بدنۀ اجتماعي آن كه در انقلاب 2011 شرکت داشتند تفاوت قائل می‌شوند و گرايش دوم كه هیچ‌کدام را قبول ندارند.

– با نظامی كردن حكومت، دخالت ارتش در سياست و دادن امتيازات ویژه به نيروهای مسلح مخالف است و ضمن حفظ احترام، جايگاه آن را مانند جايگاه بقيه نهادهای حكومت می‌داند.

– تبری از فاشيسم جديدی که بر نيروهای مدنی سایه افکنده است. برخی روشنفكران و روزنامه‌نگاران این فاشیسم جدید با صراحت اعلام می‌کنند حاضرند برای خلاص شدن از دست اخوان، انقلاب و حقوق ملی را قربانی كنند.

– تقاضای محاكمۀ تمام كسانی كه در روزهای انقلاب، در طول 18 ماه حكومت شورای نظامی، در زمان اخوان و در دورۀ اخیر به انقلاب و جامعه خيانت كردند.

– بازنگری كامل در ساختار وزارت كشور و پاکسازی آن از عوامل سركوب و استبداد كه در بدنه آن لانه كرده‌اند و هر از گاهي هزينه‌های سنگينی به جامعه تحميل مي‌كنند.

– احياي نقش محوری مصر در جهان عرب، استقلال در تصميم‌گيری‌ در قضایای منطقه‌ای‌ و جهانی و برقراری دموكراسی حقيقی كه بدون فريب و نیرنگ، خواست ملت را بازگو كند. اینها نکاتی است که دیده می‌شود.

اميدوارم دچار افراط در خوش‌بينی نشده و ويژگي‌های جامعه را با آرزوهای شخصی قاطی نكرده باشم.‌

منبع: الشروق مصر

 سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

مطالب پربازدید

مقاله