توافقنامه هسته ای

بازگشت از راهی پر ضرر و خطر

این توافقنامه برای کشور ما مبارک است برای اینکه فعالیت‌های اشتباه جمهوری اسلامی در مورد مسئله هسته ای و اتمی را متوقف می کند و از همین رو جنگ را دور و تحریم‌ها را یک به یک از سر کشور برمی‌دارد و باعث می‌شود سنگینی زندگی روزمره برای مردم کمتر ‌شود.

توافقنامه موقت 24 نوامبر بین جامعه جهانی و رژیم جمهوری اسلامی به باور من توافقنامه مبارکی است و باید آن را پاس داشت و پشتیبانی کرد تا به یک توافقنامه قطعی بینجامد.

این توافقنامه برای کشور ما مبارک است برای اینکه فعالیت‌های اشتباه جمهوری اسلامی در مورد مسئله هسته ای و اتمی را متوقف می کند و از همین رو جنگ را دور و تحریم‌ها را یک به یک از سر کشور برمی‌دارد و باعث می‌شود سنگینی زندگی روزمره برای مردم کمتر ‌شود.

امر دیگری که می تواند مبارک تلقی شود بازگشت کشور به جامعه جهانی است. هر چند نگرانی‌ها هنوز بسیار است و من به آنها بازخواهم گشت.

برای اینکه این توافقنامه به بهترین شکل مدیریت شود و به نتیجه برسد باید دلایل امضای این توافقنامه را بویژه از ناحیه جمهوری اسلامی فهمید و دانست.

نخستین دلیل به باور من وضعیت بسیار بد اقتصادی نظام جمهوری اسلامی است. می دانیم حتی به گفته مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی، وضعیت بد اقتصادی کنونی ایران فقط به علت تحریم ها نبوده است. البته تحریم ها در شرایط بد اقتصادی که عمدتا ناشی از رانت‌خواری و بی‌ انضباطی مالی و سوءمدیریت بویژه در زمان آقای احمدی‌نژاد بود بر مشکلات افزود و تورم را تا 50 درصد بالا برد. در اصطلاح اقتصادی برای مراتب مختلف مشکلات اقتصادی نام‌ها و تحلیل‌های مختلفی وجود دارد. باور بر این است که از یک زمانی به بعد مشکلات اقتصادی به بی‌ثباتی سیاسی می‌انجامد. مثلا ما در مسئله گسترش خط فقر و بویژه گرانی به وضعیتی رسیده بودیم که در اصطلاح اقتصادی با تورم بالای 50 درصد امکان بی ثباتی سیاسی هم می رود. این شرایط کشور بود که دست‌اندرکاران نمی‌توانستند به آن بی اعتنا باشند. بویژه آنکه ناخرسند‌ی‌ها هر چه بیشتر از طبیعت اجتماعی و سیاسی به سپهر اقتصادی کشیده می شد.

دلیل دومی که موجب امضای توافقنامه شد موضع استوار غرب و به ویژه فرانسه با دولت جمهوری اسلامی بود؛ در حالی که امریکا به دلایلی که امیدوارم در فرصت دیگری امکان توضیح آن را داشته باشم بسیار اهل سازش شده بود. پافشاری فرانسه بر مواضع کنونی جامعه جهانی به باور من اتفاقا برای امضای این توافقنامه مفید فایده بود. چرا که اگر جوامع کشورهای غربی از آنچه که خواست همیشگی مذاکره‌کنندگان یعنی کشورهای 5+1 بود، عقب نشینی می کردند در ایران و از سوی سرسختان به عنوان سازش و عقب نشینی غرب و امکان پافشاری بر مواضع سنتی جمهوری اسلامی تلقی می‌شد و خواستار بیشتر و بیشتر می شدند و این توافقنامه امضا نمیشد.

دلیل سوم تیم روحانی بود که به لحاظ اقتصادی و دیپلماتیک با تمام انتقادهایی که می‌توان به آن داشت جزو کارآمدترین تیم‌هایی است که در جمهوری اسلامی وجود داشته است.

با این دلایل که ذکر شد، می‌خواهم بگویم این توافقنامه چطور اتفاق افتاد.

دو گرایش در اپوزیسیون

اما در میان اپوزیسیون عمدتا دو دید نسبت به حل مشکل هسته ای وجود داشت:

یک دید این بود که کشورهای غربی و جامعه جهانی به کشورهای در حال رشد و به ویژه کشور ایران ظلم و ستم کرده اند و باید از این مواضع دست بکشند؛ ایران نیز خطایی نکرده است و انرژی اتمی حق مسلم ایران است و باید غرب یا در کلام بعضی، استعمار و استثمار و امپریالیسم بپذیرد که این توافق صورت بگیرد. این گفتمانی است که به ویژه در اپوزیسیونی که من آن را با تمام احترام و سپاسی که برایشان می گذارم اما هم بند نظام نام می دهم. یعنی نگاهشان به مسائل سیاسی نگاهی است که با موضع گیری‌های جمهوری اسلامی تضاد ی ندارد.

نگاه دیگری که بنده هم همان باور را دارم می‌گوید که جمهوری اسلامی در پرونده هسته‌ای خطا کرده است و اگر مسئله، مسئله استفاده صلح آمیز ازانرژی اتمی بوده است نیازی به مخفی کاری و پنهان کاری و ساختن مخفی حتی کارخانه اراک نبوده است و از سوی دیگر نیازی به این همه تنش‌افروزی با جامعه جهانی نیز وجود نداشته است. درحالی که در زمانی که تمام این تنش‌ها و مشکلات در کشور ما جریان داشت در کشورهای همجوار بهترین کارخانه های اتمی را ساخته بودند. مثلا در اوایل همین سال میلادی که در آن به سر می‌بریم در کشور ترکیه چهار رآکتور اتمی که از پیشرفته‌ترین راکتورهای اتمی است با کمک یک شرکت فرانسوی ساخته شده است.

در این نگاه اپوزیسیون، جمهوری اسلامی باید خطاها را بپذیرد و آنها را پایان دهد تا تحریم ها هم برداشته شده و ایران به جامعه جهانی بازگردد.

من خوشحالم که چنین اتفاقی افتاده است. آن اتفاقی که افتاده در حقیقت عقب نشینی و بازگشت جمهوری اسلامی از مواضع همیشگی و سنتی و تنش افروزش بوده است. اما می خواهم این نکته را به روشنی بگویم و بر زیر آن خط بکشم و بدین لحاظ باید پاس داشت که این توافقنامه را پذیرفته است که منفعت ایران در آن است. من دلم نمی‌خواهد در این شرایط با این تعبیری که دارم به این معنا این توافقنامه امضا شد چون جمهوری اسلامی از مواضع سنتی و تنش افروز خود و نادرست و غیرقانونی خود عقب نشست طوری تلقی شود که باعث تنش‌افروزی شده و تیم در مذاکرات پیش رو بویژه در مقابل سرسختان ضعیف‌تر شود.

این کار بسیار نکویی بود که تیم آقای روحانی انجام داد و از مواضعی که نمی توانست در هیچ شرایطی برد داشته باشد عقب نشست و با جامعه جهانی سازش کرد و این همان انتظاری است که ایران دوستان از یک تیم دیپلماتیک می توانند داشته باشند.

دونکته باید اضافه کنم.

نکته اول – اگر کسی فکر کند که می‌توان زرنگی کرد و ترفند زد و این توافقنامه را دور زد و همان سیاست‌های گذشته جمهوری اسلامی را پیش برد خطرناکترین اتفاقات برای کشور ما خواهد افتاد. چون آخرین کسانی که در جامعه جهانی در پی سازش و یافتن راه حل باشند از این کار خشنود خواهند شد و سرسختان چه در واشنگتن و چه در کشورهای اروپایی و چه در اسراییل اگر کوتاهی و خطایی از سوی جمهوری اسلامی صورت بگیرد قوی‌تر می شوند و شرایط ما دشوارتر از گذشته خواهد شد. هر چند در واشنگتن و کشورهای اروپایی و اسراییل فقط سرسختان نیستند که منتظر چنین واکنشی هستند.

نکته دوم – سخنانی است که جسته و گریخته، از سوی برخی مقامات حتی دولتی آقای روحانی و حتی از زبان خود ایشان هم می‌شنویم.

آن چه که به عنوان توافق در غرب مطرح شده و رسانه ها به طور رسمی گفته‌اند و انتظار جامعه جهانی است چنین است که:

غنی‌سازی از پنج درصد فراتر نرود و سه تا پنج درصد باشد.

ذخیره‌ای که در حدود 200 کیلوگرم در مورد اورانیوم غنی سازی شده 20 درصد وجود دارد راه حلی برایش پیدا شود یا از میان برود و به این حجم باقی نماند. چرا که نه آزمایشات و نه استفاده پزشکی نیازی به چنین حجمی از اورانیوم غنی شده ندارند.

توقف ساختن کارخانه اراک که قرار است کارخانه آب سنگین باشد و عمدتا برای کاری به کار می رود که سوخت برای سلاح اتمی تهیه کند.

پذیرش اینکه آژانس هر زمانی که بخواهد به طور سرزده بتواند از تاسیسات اتمی بازدید کند.

اگر اینها رعایت شود ما یکی از بزرگترین خطرات تاریخی را از سر خواهیم گذراند اما اگر این چهار نکته بجز تفسیرهای مجازی که امروزه مطرح شده است تفسیر دیگری شود این را مذاکره کنندگان و جهانیان، تقلب و زیر توافقنامه زدن تلقی خواهند کرد و پیامدهای بسیار ناگواری برای کشور ما خواهد داشت.

از جمله مشکلاتی که می شود برای این توافقنامه پیش بیاید و در حقیقت در آن تقلب بشود، از طرف دو دسته مخالف می تواند به وقوع بپیوندد:

کسانی که برخورد ایدئولوژیک و ضدغرب و ضد جهان غیراسلام و حتی ضدجهان غیراسلام ضدشیعه دارند و از این زاویه نسبت به بقیه جهانیان فکر می کنند.اینها نسبتا تنش افروزند و رسیدن جمهوری اسلامی به توان هسته ای را نوعی پیروزی حکومت و بلکه امارت اسلامی می دانند که همچنان آرزومند آن هستند.

غیر از دسته بالا، رانت خواران اقتصادی هم هستند که بسیار بسیار از دوران تحریم سود برده‌اند. خانم دستجردی وزیر محافظه کار دولت آقای احمدی‌نژاد به همین مسائل اعتراض کرد و به همین دلیل از کابینه اخراج شد. سپاه پاسداران از اسکله‌های نامرئی در دوران تحریم‌ها بیشترین استفاده ها را کرد. در دوران تحریم‌ها و جیره‌بندی ارز، کسانی که به ارز با قیمت ارزان تر دسترسی داشتند توانستند به بزرگترین ثروت‌ها دست پیدا کنند و اینها حتی از گزارش نهادهای رسمی هم پنهان نمانده است. پس این حرفی نیست که فقط اپوزیسیون بزند.

کماکان سود این دو دسته در آن است که این توافقنامه به نتیجه نرسد و هر کاری خواهند کرد که در آن خلل ایجاد کنند. مثلا شلوغی که در مجلس شد احتمالا تحریک این دو دسته در آن موثر بود. البته منظور آن نیست که این نماینده ها جزو این دو دسته بوده اند اما احتمالا تحریک این دو دسته در این برخورد تاثیر داشته است.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.