مذاکرات هسته ای لایه سیاسی هم داشته/دور دوم مذاکرات سخت تر خواهد بود

 یک نوع توافق سیاسی هم در کنار مسئله اتمی وجود داشته و مقداری تعادل در مواضع جمهوری اسلامی در خاورمیانه و در مورد سوریه، لبنان، عراق و افغانستان به وجود آمده.همین طور هم در موضع آمریکا؛ امریکا از این جهت به موضع جمهوری اسلامی نزدیک شده که بویژه در سوریه …

به نظرمی رسد با آمدن آقای روحانی در مسند ریاست جمهوری و آقای ظریف به عنوان وزیر امور خارجه ایشان، می‌توان گفت یک تصمیم استراتژیک از طرف مدیریت نظام گرفته شده است. تجربه ده سال گذشته درباره مشکل اتمی غرب با ایران تجربه‌ای بود که در آن فقط مسئله غنی‌سازی مطرح نبود و فقط هم وحشت از این نبود که ممکن است زمانی ایران به سلاح اتمی دست پیدا کند بلکه موضوع بی‌اعتمادی سیاسی به نقش ایران است و رابطه ای که با غرب و دیدگاهی است که نسبت به اسرائیل دارد. دشمنی 35 ساله در ده ساله گذشته که مذاکرات اتمی انجام می‌گرفت نیز اثرخود را گذاشته بود.

کم و بیش جمهوری اسلامی هویت خود را در 35 سال اخیر از طریق دشمنی با ایالات متحده امریکا تعریف کرد و هر گونه کنار آمدن و تفاهم با مسئولین سیاست‌گذاری امریکا به این معنا بود که جمهوری اسلامی از ماهیت و یا از هویت انقلابی خود گذشته است. اما تصمیم استراتژیک اخیر ایران مبنی بر این بود که ایران به هر رو می خواهد از این وضع ناروشن رو در رویی بخصوص با امریکا بیرون بیاید به این معنا که نمی‌خواهد دچار یک رودررویی نظامی با امریکا و اسراییل شود.

نکته دوم در این تصمیم استراتژیک این بود که مدیریت سیاسی تصمیم گرفته به جنگ سیاسی با غرب، که از عوارض آن جنگ اقتصادی هم بود؛ خاتمه دهد. این دو نکته اساسی مربوط به این توافقنامه است.

اصل توافقنامه‌ای که در ژنو مورد تایید و تصویب و امضای دو طرف قرار گرفت، در ده پانزده سال گذشته هم مرتب مورد مذاکره بوده است. در بعضی از آن شش نکته یا شش بندی که هم اینک مورد توافق است، محتوای اش همان شش بندی است که توسط رئیس آژانس بین المللی اتمی و آقای صالحی در ایران در بیستم آبان منتشر شد. این شش بند محتوای همان توافق نامه ای شد که میان ایران و امریکا قبل از تشکیل جلسه ژنو در سه ماه گذشته مورد مذاکرات گوناگون بود و روی آن توافق شده بود.

بنابراین فکر می کنم یک نوع توافق سیاسی هم در کنار این مسئله اتمی وجود داشته و به نوعی مقداری تعادل در مواضع جمهوری اسلامی در خاورمیانه و در مورد سوریه، لبنان، عراق و افغانستان به وجود آمده و آنچه که مورد تعبیر آقای روحانی است یعنی اعتدال در آن وجود دارد.

همین طور هم در موضع آمریکا؛ امریکا از این جهت به موضع جمهوری اسلامی نزدیک شده که بویژه در سوریه طرف صحبت به درد بخوری پیدا نمی کند. یعنی تمام نیروهایی که از افغانستان، پاکستان، سلفی ها و جهادی ها که به سوریه آمدند و در جنگ و مبارزه با دولت بشار اسد هستند برای آینده سوریه نمی توانند طرف مذاکره امریکا باشند. این مسئله را امریکا پیش بینی نمی کرد. امید داشت که ارتش آزاد سوریه طرف اصلی باشد با مخالفینی که کمابیش اسلامیون معتدل هستند ولی آنچه که در واقع انجام گرفته این است که نیروهای افراطی دست بالا را پید کردند و دیگر نیروها تحت الشعاع قرار گرفتند. به همین دلیل برای امریکا بسیار مشکل است که در این وضعیت طرف صحبتی بیابد.

در اینجا احتمالا با ایجاد مقداری اعتدال در دولت بشار اسد و نزدیکتر شدن یا پذیرش مخالفین در ابعادی محدود؛ جمهوری اسلامی می تواند به حل مسئله در سوریه کمک کند.

این مسئله در مورد عراق هم به شکل دیگری صادق است. در آنجا نیروهای افراطی سنی مطرح هستند. به هر صورت دولت شیعه باید یک گام به سوی مخالفین سنی خود بردارد و بدون توافق ایران این کار ممکن نیست.

حال اگر این مسئله را در مورد حزب‌الله لبنان و افغانستان در همین وضع ببینیم می توان گفت در ماه های گذشته میان امریکا و دولت آقای روحانی گفتگوهایی انجام شده و توافقاتی صورت گرفته است. نه به این معنا که جمهوری اسلامی سیاستش را از اصول تغییر داده باشد. ولی به هر روی سیاستی پیدا کرده که نباید دشمنی بی قید و شرط با امریکا باشد. به نوعی پذیرش وضع موجود به این معنا که ایالات متحده قدرت برتر جهانی است و جمهوری اسلامی هم در این توازن قوا امکان زیاده خواهی ندارد.

حال ممکن است امریکا در منطقه نتواند به نتایجی که می خواهد برسد، اما این وضع در مورد ایران هم صادق است. بنابراین در توافق انجام گرفته ارزیابی من چندان این نیست که مفاد جزئی توافق تعیین کننده اند. نکات تعیین کننده این است که به دشمنی 35 ساله با ایالات متحده امریکا پایان داده می شود. این مسئله بدون توافق های سیاسی در ابعاد دیگر حتما شدنی نبود.

عناوین مورد توافق شش موضوع است:

سایت آب سنگین اراک ساخت و سازش ادامه پیدا کند ولی خود راکتور فعال نشود.

معدن گچین در استان هرمزگان؛ کارخانه ای در آنجا برای تبدیل اورانیوم برای تولید کیک زرد وجود دارد که ظرفیت 21 تنی دارد که ایران هنوز نتوانسته به این ظرفیت برسد.

راکتورهای تحقیقاتی جدیدی که ایران به کار انداخته و اطلاعاتی در آن مورد نیست.

کسب اطلاعات در باره شناسایی 16 سایتی است که ایران برای نیروگاه های هسته ای جدید در نظر گرفته است. تحقیقات زمین شناسی و زلزله شناسی برای نقاطی که قرار است این نیروگاه ها تاسیس شوند و خطراتی که برای همسایگان می تواند داشته باشد .

گویا تاسیسات غنی سازی دیگری هست که اطلاعات کافی در باره آن نیست.

شفاف سازی در باره غنی سازی لیزری.

تمام این نکات در پانزده سال و به طور اخص در ده سال گذشته مورد مذاکره بوده و این طور هم نبوده که قبلا اصلا امکان توافق وجود نداشته است.

یک تحلیل البته این است که تحریم ها موثر واقع شدند. به این معنا که نقطه جوش آب به صد درجه رسید تا بخار شود و تحریمها نقطه جوش را به صد درجه رساندند. نتیجه اش این است که جمهوری اسلامی ببیند که شرایط فروپاشی اقتصادی و عوارض اجتماعی آن دامنگیر نظام است و این وضع قابل ادامه نیست.

در هر حال یک علت اصلی می تواند همین امر باشد ولی نتیجه به هر صورت این است که جمهوری اسلامی سیاست گذشته اش را تغییر داده و به نظر می رسد این سیاست دیگر قابل بازگشت نیست و بعد از شش ماهی که در نظر گرفته شده، دور جدید مذاکرات شروع خواهد شد.

ارزیابی من اینک این نیست که موارد گفته شده مثل برداشتن تحریمها و یا تقلیل در آن فقط به همین موارد بسنده بشود. چنانچه گزارشات آژانس بین المللی اتمی که مرکز اصلی است برای راستی آزمایی ایران که آیا به تعهداتش عمل کرده یا نه؟ اگر در سه ماه اول بر این مبنا باشد که تعهداتی که ایران به عهده گرفته را انجام داده است، لازم نیست حتما منتظر شوند تا شش ماه بگذرد، بلکه می توانند بعد از سه ماه هم بخش بزرگی از تحریم ها را بردارند.

اگر دولت آقای روحانی قدرت کافی را برای ادامه این سیاست داشته باشد این مشکل حل شدنی خواهد بود.

اما اگر ما مسئله را در ابعاد برد و باخت بسنجیم می بینیم که ما بعد از یک سال که همه تحریمها برداشته شوند تازه به وضع 15 سال گذشته برگشته ایم یعنی تمام درآمدها و مخارج از دست رفته کشور ما در این 15 ساله، همه اش باخت است و هیچ بردی در کار نیست. تنها برد این است که می توان گفت «ز هر جای ضرر گیری شود سود».

اما چه عکس العملی از سوی ناراضیان ممکن است رخ دهد؟

از هم اکنون اعتراضاتی به توافقنامه ژنو صورت می گیرد که ایران زیاد عرضه کرده و کم به دست آورده است. این مسئله ادامه پیدا خواهد کرد اما چون تصمیم اساسی از طرف آیت الله خامنه ای گرفته شده و سپاه پاسداران هم در جریان این تصمیم گیری قرار داشته است ، احتمالا دولت آقای روحانی با این نوع اعتراضات، یک نوع برخورد تعاملی خواهد داشت و سعی در پاسخگویی و رفع نگرانی خواهند کرد.

حرف من این نیست که الان اتفاق عجیب و غریبی بیفتد. ولی مسئله ای که برای هر دو طرف وجود دارد این است که نیروهایی هستند که برای از دست دادن بسیار دارند. در امریکا لابی های گوناگون نظامی و تسلیحاتی فعال هستند، لابی هایی که مثل مشابه ایرانی شان از تحریم ها بهره می برند.

درایران آن بخش از سپاه پاسداران و آن قسمت از شبکه های حول و حوش آقای خامنه ای که از عوارض این تحریم ها استفاده کردند، احتکار به وجود آوردند و قیمتهای مصنوعی برای برخی کالاها ایجاد کردند یا در خرید و فروش زمین و مستغلات و یا خرید و فروش ارز ویا در تجارت خارجی به خصوص با چین شرکت داشتند و تولید داخلی و ملی را از بین بردند برای اینکه معاملاتشان را با چین پیش برده و استفاده های بسیار ببرند؛ اینها فعال خواهند بود.

آن سوی قضیه هم این است که بعد از گذشت شش ماه وقتی راستی آزمایی بشود که چقدر بندهای توافق تحقق یافته تا در ادامه جریان همه تحریمها در دور بعد برداشته شود، آن وقت مذاکرات سخت تری در پیش رو خواهد بود. چون به نظر نمی آید که ایران بتواند به همه تعهداتش در درجه ای عمل کند که همه نیروهای در برگیرنده نظام راضی باشند. به احتمال قوی تعللی پیش خواهد آمد و بخشی از تعهدات انجام نخواهد گرفت. و نیز به دلایلی مثل مشکلاتی که در رابطه با آژانس پیدا خواهد شد باز تمام تعهدات انجام نخواهد شد.

آژانس الان برای بررسی این شش نکته ای که در بالا گفته شد احتیاج به بازرسان بسیار بیشتری دارد. ایران همیشه معتقد بوده که در میان بازرسان کسانی هستند که وابسته به جریانات امنیتی و جاسوسی هستند و اطلاعات امنیتی ایران را بیرون خواهند برد. خود این مسئله باعث خواهد شد که ایران همه بازرسان را نخواهد پذیرفت و به برخی از آنها ایراد خواهد داشت. به همین دلیل کار عقب خواهد افتاد. و اینها بهانه ای خواهد شد برای امریکا و اسراییل که از طرف لابی های خودشان فعال شوند و جلوی عملی شدن توافقنامه در کلیت خودش را بگیرند. کلیت خودش به این معنا که هم تحریم های مصوب اروپا و امریکا برداشته شود و هم رابطه با امریکا عادی شده و حتی روابط دیپلماتیک برقرار شود و این نتیجه مثبت نهایی این پروسه خواهد بود.

همانطوری که گفته شد گروههایی هستند که برای اینکه چنین نتیجه ای حاصل نشود فعالیت می کنند و این بستگی به این دارد که توازن قوای درون نظام چقدر و چگونه باشد. فعلا به نظر می آید نیروهایی که مایل به سازش هستند دست بالا را داشته باشند.

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.