پاسخی به آقای محتشمی‌ پور

آقای محتشمی با افتخار اعلام می‌دارد که امام در پاسخ به نامه و ضمیمه‌های او که شامل سخنرانی‌های نهضتی‌ها بود و از ترس رای آوردن نهضتی‌ها در مجلس درباره نهضت چنین نامه‌ای را نگارش کردند.

چند روز پیش علی اکبر محتشمی‌پور در مصاحبه‌ای با سایت جماران وابسته به بیت آیت الله خمینی به بازگویی نکاتی از تاریخ انقلاب پرداختند که شاید برای جوانانی چون من که در آن زمان نبودند و ایشان را به عنوان فردی اصلاح طلب و با سمت مسئول صیانت آرای ستاد میر حسین موسوی می‌شناسند پیش بیاید. مصاحبه با چند سوال پیرامون خاطرات مرتبط با شخص او آغاز می‌شود. از جریان‌هایی که در مجلس و دوران وزارت ایشان رخ داده بود. اما بخش قابل توجه این مصاحبه از اظهار نظری آغاز می‌شود مبنی بر عدم حضور نهضت آزادی در انقلاب. باید از ایشان پرسید چگونه نام بازرگان، طالقانی، یزدی، صدر حاج سید جوادی و سحابی‌ها را از صفحات تاریخ مبارزات این سرزمین حذف کردند؟ مگر نهضت اولین گروه مسلمانی نبود که پا به عرصهٔ سیاست گذاشت؟ فرح پهلوی در مصاحبه‌ای می‌گوید ما از تاسیس نهضت آزادی و حضور روحانیون و روشنفکران مخالف حکومت شاه در کنار هم بسیار احساس خطر کردیم. شاید تعریفی که ایشان از انقلاب و سیر حرکت مردم دارند تعریف صحیحی نیست اما به راستی جناب محتشمی انقلاب آیا حاصل چند خطبه و بیانیه آیت الله خمینی بود؟ آیا روشنگری‌های شریعتی و بازرگان و طالقانی در این روند تاثیری نداشت؟ انقلابی که شما از آن نام می‌برید خالی از هر اندیشه‌ای بود؟ اگر بازرگان‌ها نبودند که سال‌ها در نظام شاهنشاهی رنج زندان را به جان بخرند چهره واقعی نظام استبدادی بر مردم آشکار می‌شد؟ نشنیدید والفجر پدر طالقانی و فریاد بازرگان که ما آخرین گروهی هستیم که با زبان قانون با شما سخن می‌گوییم را در لابه لای تاریخ مبارزاتی انقلاب ما در سال ۴۲.

 اما بخش قابل توجه این مصاحبه زمانی است که ایشان دوباره مسئله نامه معروف آیت الله خمینی درباره نهضت آزادی را مطرح می‌کند. گمانم این بود که در این چند سال به خصوص بعد از خرداد ۸۸ برخی نگاه‌ها تغییر کرده. اما گویا گذشته چیزی را حداقل برای جناب محتشمی تغییر نداده. در بحث همین نامه باید اول اشاره کرد به بحث قانون و قانون گرایی. جناب محتشمی خوب است توضیح دهند امام بر اساس همین مصاحبه اگر آنقدر به قانون گرایی حساس بودند که عبور راننده خود را از چراغ قرمز که بنا به دلایل امنیتی صورت گرفته بود مستحق مجازات می‌دانند آیا حدود و اختیارات رهبری در قانون اساسی را نمی‌شناسند؟ اگر این نامه به قول ایشان به دست خط و امضا خود امام است چگونه می‌توان این تناقض فاحش را درک کرد؟ البته درباره صحت این نامه نیز بسیار گفته شده از انتشار نامه بعد فوت رهبر انقلاب تا اعلام نظر کار‌شناسان و قاضی پرونده و برخی افراد مطلع بنا بر این دلیل که طبق وصیت آیت الله خمینی بعد از او هر نامه‌ای باید به خط و امضای آن نوشته شده باشد که خود دوباره به بحث جدا و مفصلی احتیاج دارد.

 اما نکته مهم دیگر در این باره اینکه آقای محتشمی با افتخار اعلام می‌دارد که امام در پاسخ به نامه و ضمیمه‌های او که شامل سخنرانی‌های نهضتی‌ها بود و از ترس رای آوردن نهضتی‌ها در مجلس درباره نهضت چنین نامه‌ای را نگارش کردند. نمی‌دانم چگونه بعد از ۸۸ دوباره چنین سخنی را از چنین فردی باید شنید. آخر مگر شعار همهٔ ما در این سالهای شکنجه و خون و استقامت حق و رای و احترام به نظر مردم نبود. چگونه می‌توان این چنین حق انتخاب و آزادی را از مردم گرفت و با افتخار از آن سخن گفت. و جالب‌تر آنکه گویا حق شهروندی در تعریف ایشان حقی است که نه خدا بلکه افراد به مردم می‌دادند چنانکه در گوشه‌ای از مصاحبه آمده است: «(نهضتی‌ها) نمی‌توانستند یکی از ارکان نظام باشند. زیرا تجربه خود را نشان داده بودند، اما به عنوان یک شهروند می‌توانستند در جامعه حضور داشته باشند و کسی متعرض آن‌ها نشود»

 باید به جناب محتشمی گفت: عماد بهاور را می‌شناسید؟ جعفر گنجی را چطور؟ آیا می‌دانید دختر مسعود صادقی یک ساله نشده بود که پدرش برای ۵ سال راهی زندان شد؟ آقای محتشمی امیر خرم دخترش سنی ندارد و سال هاست چشم به راه پدر دارد همهٔ این‌ها و تعداد دیگری از اعضای نهضت حتی خود دکتر ابراهیم یزدی از همراهان آقای خمینی در فرانسه که تصویرشان را در بسیاری از عکس‌های تاریخ انقلاب در پاریس می‌توانید ببینید امروز به خاطر حبس‌ها و انفرادی‌های طولانی مدت نفسش می‌گیرد و در بیمارستان بستری است به خاطر همین نامه غیر واقعی و غیر قانونی و همراهی با جنبش سبز ایران در زندان به سر می‌بردند.‌‌ همان جنبشی که برآمده از رای مردم بود‌‌، همان جنبشی که حق آزاد زیستن آزاد اندیشیدن آزاد بیان کردن را حق طبیعی مردم می‌دانست که از جانب خدا به مردم داده شده نه خودکامگانی چون فرعون. البته بدانید اعضا و علاقه مندان نهضت از بلای زندان و محرومیت نمی‌ترسند اما شما اگر به روز قیامتی اعتقاد ندارید بترسید از روزی که دوباره چشم انتظار یاری مردم باشید…

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

مطالب پربازدید

مقاله