مخالفت فرانسویها بیشتر یک جنبه قهر داشت که ایرانی ها فکر نکنند مسئله را فقط با امریکا حل کنند/این فکر که ما بر سر مسئله اتمی با گروه 5+1 به توافق می رسیم ولی لازم نیست روابط مان را با امریکا عادی کنیم، تصور عبثی است.
من فکر نمی کنم کارشکنی فرانسه خیلی جدی انجام گرفته باشد. اطلاعاتی که از طرف سیاستمداران اروپایی در چند روز گذشته اینجا و آنجا به گوش رسیده یا گمانهزنیهایی که از طرف آنها شده حکایت از این می کند که طرف آمریکایی برای حل مسئله و به نتیجه رساندن آن عجله کرده بود. به این معنا که پایه و متن اصلی تفاهم نامهای که نوشته شد، قبلا در مذاکرات ماه اکتبر میان آقای عراقچی و خانم وندی شرمن طرح شده بود. خواست آقای عراقچی مبنی بر تعریف هدف مشترک، گام اول و گام آخر بود.
تعریف هدف مشترک این بود که چیزی که مورد نظر ایران است و از آن نمیتواند صرف نظر کند تعریف شود و آنچه که مورد نظر آمریکا یا غرب است نیز تعریف شود و هر دو طرف با پذیرش نکات متقابل آن را به عنوان هدف مشترک بگیرند و بعد هم گام اول را تعریف کنند.
معنی هدف مشترک هم این بود که جمهوری اسلامی حق غنیسازی اورانیوم را داشته باشد و نگرانی طرف غرب مبنی بر اینکه غنی سازی بیست درصدی اورانیوم و بیشتر از آن بخصوص آنچه که مربوط به تولید پلوتونیوم در نیروگاه آب سنگین اراک میشود برطرف شود.
در مورد مقدار اورانیوم غنی سازی شده بیست درصد و بیشتر هم تصمیم جداگانه گرفته شود که با آن چه کاری صورت بگیرد. یک توافق هم بر سر این مسئله بود که اورانیوم از ایران خارج نشود ولی در داخل ایران تبدیل به سوخت شده و یا اکسیده شود و مسائلی در این حد.
بر این مبنا و توافقات، گفتگوهایی میان وزرای امور خارجه امریکا و ایران، آقای کری و آقای ظریف انجام گرفت و به سرعت همه نکات توافقات بدون اینکه فرانسه و روسیه و چین را در جریان کار قرار دهند در تفاهم نامه آورده شد.
خانم اشتون از روند مذاکرات میان امریکا و ایران باخبر بوده و در مذاکرات دو جانبه ای هم که با فرانسه یا انگلیس انجام شده بود هر چند انگلیسیها مخالفتی نداشتند اما در رابطه با آن هاونیز طرف آلمان هم طوری نبوده که جدا از چارچوب توافقات گروه 5+1 به میانجیگری خانم اشتون گفت و گویی در اجزای آن به میان آمده باشد و آن ها در جریان قرار گرفته باشند. به همین دلیل هم مخالفت فرانسویها بیشتر یک جنبه قهر کردن به این معنا داشت که ایرانی ها فکر نکنند مسئله را با امریکا حل کنند و آن را تمام شده فرض کنند. آن ها عملا اعلام کردند که این نحوه مذاکره و توافق مورد رضایت و توافق ایشان نیست و آن ها فعلا موافقت نمی کند هر چند در اصل مسئله مخالفتی نداشتند.
بنابراین این طور که گفته می شود هشتاد درصد مسئله امضای توافق نامه دو جانبه بر این اصل بوده که در مسیر گفتگوها آن مدالیته لازم رعایت نشده و به همین دلیل اشکالاتی با طرف فرانسوی پیش آمده است.
بیست درصد هم به اختلاف در اجزا مربوط می شود که به هر صورت مانع امضای تفاهم نامه نمی شده و به این ترتیب می توان گفت که در مجموع این که این تفاهم نامه در روزهای جمعه و شنبه گذشته امضا نشد دلیل اصلی اش عدم رعایت حساسیتهای فرانسه و روسیه بود.
اما نکاتی که هنوز مورد تردید است یکی مسئله پارچین است. آقای آمانو رئیس آژانس بین المللی اتمی در ایران بود. کاملا روشن است که هر نوع توافقی که میان ایران و اعضای دائمی شورای امنیت و آلمان انجام بگیرد مرحله بعدی اش تایید و انجام آن توافقات توسط آژانس بین المللی اتمی است.
مشکلی که الان پیش آمده و قبلا هم در مورد پارچین وجود داشت این است که ایران معتقد است اعضای بازرسی کننده آژانس بین المللی اتمی، همه با یک هدف به ایران نمی روند. برخی از این افراد از کشورهای مشخصی می آیند که هدفشان از گفتگو یا پرسش از دانشمندان ایرانی یا بازرسیهایشان فقط در مورد غنی سازی و مسائلی از این دست نیست بلکه اگر صاف و صریح بگوییم هدفشان جاسوسی در امکانات دفاعی و نظامی ایران است و برای این هنوز راه حلی پیدا نکرده اند.
نکته دیگر مربوط به فردو است که طرف غرب خواستار تعطیلی آن است و ایران هنوز مقاومت می کند. مقاومتی که الان ایران می کند به این معناست که فعلا توافقاتی که انجام می گیرد فقط شش ماه اعتبار دارند. در این شش ماهه آنچه که غربی ها برای ایران پذیرفته اند انجام دهند این است که تحریمهای مشخصی را معلق کنند. در این شش ماهه آژانس بین المللی اتمی باید تایید کند که ایران به تعهدات خود عمل کرده است.
مسئله دیگر این است که آیت الله خامنهای هنوز نپذیرفته که شرط و مسئله اصلی مذاکره با امریکا است. چرا که تمامی تحریمهای انجام شده بخصوص تحریمهایی که از طرف قوه مجریه و قانونگذاران امریکا و اروپا انجام گرفته بدون عادی شدن روابط با امریکا قابل رفع و برطرف شدن نیست و این فکر که ما بر سر مسئله اتمی با گروه 5+1 به توافق می رسیم ولی لازم نیست روابط مان را با امریکا عادی کنیم، تصور عبثی است. به همین دلیل هم آن نکاتی که مورد توجه آمریکاست که یکی نیروگاه فردو و دیگری پارچین و سوم آب سنگین اراک است همگی نباید اکنون مورد توافق قرار بگیرد. این مربوط به بیست درصد اختلاف است که قبلا اشاره کرده ام.
به همین دلیل هم ممکن است که در روال کار در شش ماه آینده باز هم اشکالاتی پیش بیاید. به این ترتیب که ایران به تمام تعهدات خود عمل نکند چون معتقد است رفع تحریم ها به آن کیفیت و مقداری که مورد نظر ایران بوده انجام نگرفته است بخصوص چند مسئله اساسی هم وجود داردکه تا الان باید حل می شده است.
یکی مسئله بیمه های ضمانتی است که از طرف مونیخ باید انجام می گرفته است. شرکتهایی که حمل و نقل نفت را انجام می دهند علاوه بر اینکه خودشان بیمه هستند بیمه شان هم جای دیگری بیمه می شود و فعلا هیچ شرکت بین المللی حاضر نیست این کار را انجام دهد.
این کار باید در مرحله اول انجام گیرد که ایران بتواند نفت خود را بفروشد.
دوم اینکه اگر فقط خرید و فروش تولیدات پالایشگاه های نفتی ایران آزاد شود برای ایران کافی نیست.
سوم آزاد کردن بیست تا پنجاه میلیارد دارایی های ایران در بانکهای جهانی هم مسئله ای نیست که مشکل جمهوری اسلامی را حل کند.
خواست جمهوری اسلامی این است که خرید و فروش نفتش و کد سوئیفت اروپایی و نیز مراودات بانکی اش در سراسر جهان آزاد شود. همه این خواستها یک جا عملی نیست به همین دلیل معاون وزیر خارجه ایران مهلت نه ماهه تا یک ساله را واقع بینانه دیده است. ولی بخش مهمی که بتواند پاسخگوی مشکلات عاجل ایران می تواند در چند ماهه آینده صورت گیرد.
حدس و گمان من این است که توافقات در دسترس است و به احتمال قوی در نشست بعدی گروه 5+1 و ایران توافقنامه ای که می توانست جمعه و شنبه پیش امضا شود و نشد، امضا خواهد شد. هر چند ممکن است نکات یا خواستی از طرف فرانسه به آن اضافه شود که بیشترخواستهای اسرائیل را در این مذاکرات نمایندگی می کند. به هر صورت طرف ایرانی فکر می کنم که آماده است در مقابل برداشتن تحریم ها گام های گسترده ای را در حل مشکل بردارد.
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.