به مناسبت هزارمین روز حصر رهبران جنبش سبز

در سوگ چه كسى می‌گريند؟

چه فرقى مى كند در روزهاى آزمون انسانيت و كرامت، “شُريح الكندى”، حاكم باشد يا صادق لاريجانى؟ چه تفاوتى مى كند هزار روز از حصر گذشته باشد يا هزار سال از قتل؟ مهم، تشابه منطق و رفتارست تا دريابيم چرا هر روز مى تواند عاشورا باشد و هر زمينى كربلا!

اين روزها يكى از روايات تاريخى كه در منابر و محافل سوگوارى امام سوم شيعيان مطرح مى شود نقش “شُريح قاضى” در اين واقعه است؛ قول مشهور در منابر شيعه اين است كه او حكم قتل امام حسين را صادر كرده و حكومت أموى و مسلمانان، بنا بر حكم او، قتل امام و همراهانش را مجاز و مشروع دانسته اند.

تاريخ و شخصيت “شريح بن الحارث الكندي” ابهامات بسيارى دارد؛ اما بنا بر قدرِ متيقّن روايات تاريخى، او بيش از نيم قرن، قاضى القُضاتِ محكمه حكومت اسلامى و مورد وثوق خلفاى راشدين (از جمله امام اول شيعيان) بوده و تا دوره حكمرانىِ “يزيد بن معاويه” نيز در اين منصب، حضور داشته؛ اما در اينكه او حكمِ شرعىِ قتل امام حسين را صادر كرده باشد سند موثق و روشنى وجود ندارد.

صرف نظر از نقش شُريح قاضى، آنانكه از مشروعيتِ قتل امام سوم شيعيان دفاع مى كنند مى گويند يزيد حاكم مسلمانان بود و خروج بر حكومت اسلامى، مصداق فتنه است و هر قاضى كه حكم جهاد با آنها را صادر كرده باشد به خطا نرفته است؛ آنها در آثارشان به سخنى منسوب به پيامبر گرامى اسلام استناد مى كنند كه در آن آمده است: از امير مسلمانان پيروى كن حتى اگر تازيانه خوردى و مالت به تاراج رفت؛ بشنو و اطاعت كن! (تَسْمَعُ وَتُطِيعُ لِلْأَمِيرِ وَإِنْ ضُرِبَ ظَهْرُكَ وَأُخِذَ مَالُكَ فَاسْمَعْ وَأَطِعْ)

 استدلال مدافعان منطق اموى اين است كه “اطاعت از حاكم اسلامى به هر قيمتى” يك اصل است و حقانيت و بطلانِ ساير قضايا و جريان ها بايد با اين اصل سنجيده شود. هرچند منتقدان، استناد اين سخن به پيامبر گرامى اسلام را انكار مى كنند و آن را با آيات صريح قرآن و داورىِ وجدان اخلاقىِ انسان در تعارض مى بينند.

 امسال عاشوراى امام حسين، همزمان شده است با هزارمين روز حصر رهبرانِ منتقد و مخالف با سياست هاى حاكم اسلامى در ايران. اما نكته عجيبى كه وجود دارد اين است كه حكومتِ سوگوار امام حسين و يارانش امويان را براى پيروى از منطقِ «اطاعت از حاكم اسلامى به هر قيمتى» لعن مى كنند و نفرين، نثارِ شريح قاضى مى كنند، اما خود دقيقا با همين منطق با مخالفان و منتقدان شان رفتار مى كنند.

 آقاى خامنه اى شب هفتم مرداد ماه سال جارى، در جمع دانشجويان، گناه منتقدان انتخابات ٨٨ را اردوكشى خيابانى و به لبه پرتگاه بردن نظام اسلامى معرفى كرده و بقيه ماجراهاى سال ٨٨ را «حاشيه» خوانده است: «البته در حاشیه و گوشه و کنار یک حادثه ی بزرگ، ممکن است مسائلی روی داده باشد که گاه یک نفر مظلوم یا ظالم واقع شود اما در هر حال نباید مسئله اصلی بخاطر این مسائل گم شود».

اختلاف جنبش سبز (يا به تعبير آقاى خامنه اى، فتنه) با حكومت در اين است كه كشتار دهها معترض، قتل و شكنجه برخى معترضان در كهريزك و سپس مرگ مشكوك پزشك اين بازداشتگاه، حمله به دفتر «كميته صيانت از آراء» و غارت اسناد تقلب، صدور حكم بازداشت فعالان سياسى و روزنامه نگاران و فعالان سياسىِ موثر در انتخابات ٨٨ در روزِ قبل از برگزارى انتخابات! و دهها نمونه ديگر را به هيچوجه «حاشیه و گوشه و کنار» نمى داند؛ راستى اگر حاكم اسلامى در ايران، “به لبه پرتگاه رفتن نظام” را اصل مى داند و بقيه قضايا را «حاشيه و گوشه و كنار» چرا شبها مراسم سوگوارى برگزار مى كند براى مردى كه قربانى همين منطق است؟ چرا در محرم ٦٠ هجرى هم مانند خرداد ٨٨ شمسى، فاجعه عاشورا “حاشيه” نباشد و حفظ نظام اسلامىِ امويان “اصل” تلقى نشود؟

 مگر ميرحسين موسوى و همراهانش چه مى خواستند؟ “بيانيه هفدهم” او را بار ديگر بخوانيد! همان بيانيه اى كه بعد از عاشوراى خونين ٨٨ منتشر شد: «ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود…ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد… جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از این رو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم… ما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم».

گناه امام سوم شيعيان مگر طلب اصلاح و تغيير نبود؟ (وإنما خرجت لطلبِ الاصلاح في أمة جدي) و مگر او تاوان تسليم و پذيرش ذلت را نپرداخت؟ (وإنّ الدعي ابن الدعي قد تركني بين السلة والذلة، وهيهات له ذلك منّي) و مگر دستگاه قضايى وقت، او را فتنه گر نخواند و مگر “شمربن ذى الجوشن” قتل او را اطاعت از حكومت اسلامى و وظيفه شرعى اش نخواند؟ (ان امراءنا أمرونا بأمر فلم نخالفهم و لو خالفناهم كنا شرا من هذه الحمر الشقاة)

چه فرقى مى كند در روزهاى آزمون انسانيت و كرامت، “شُريح الكندى”، حاكم باشد يا صادق لاريجانى؟ چه تفاوتى مى كند هزار روز از حصر گذشته باشد يا هزار سال از قتل؟ مهم، تشابه منطق و رفتارست تا دريابيم چرا هر روز مى تواند عاشورا باشد و هر زمينى كربلا!

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

مطالب پربازدید

مقاله