شرط موفقیت دولت این است که بتواند هنر و تدبیرش را در صحنه داخلی هم به کار ببرد و به جایی برسد که بدون دامن زدن به اختلافات در درون سرای حاکمیت و زمینه دادن برای گروکشی سیاست داخلی برای سیاست خارجی و یا عکس آن، همان نتایجی که در صحنه بین المللی به دست آورده را در سیاست داخلی هم بتواند بدست آورد.
آقای روحانی به طور کلی با برنامه انتخاباتیای در انتخابات شرکت کرد و پیروز شد که اساس آن برنامه پیوند دادن یا توجه کردن به پیوند قطعی بین تنشزدایی در فضای بین المللی و فضای داخلی بود. یعنی به همان ترتیبی که آقای روحانی میگفت چرخه معیشت مردم با چرخه سانتریفیوژها پیوند خورده است؛ میگفت اعتدال میخواهد چه در عرصه بینالمللی برای حل مسئله هستهای و چه در صحنه داخلی.ایشان تا آنجا پیش رفت که وعده برای رفع حصر را هم داد.
واقعیت این است که رئیس جمهور جدید ایران در کارزار دیپلماتیک خودش برای نوعی تنش زدایی بینالمللی، اگر نگویم حل کامل پرونده هستهای به این زودی؛ که حداقل منجر به این بشود که دایره تنگ تحریمها مقداری از زندگی مردم برداشته شود گره خورده به میزان اقتداری که در صحنه بین المللی نشان میدهد. این اقتدار گره خورده به میدان اتکایی که در پهنه اجتماعی جامعه ایران برای برنامههای خودش دارد.
این پهنه اجتماعی بیش از هر چیز ناشی از شادابی آرای عمومی است که نسبت به برنامه ایشان ابراز شده و در این آرای عمومی به هیچ وجه مسئله تنش زدایی بین المللی و تنش زدایی داخلی به عنوان دو امر با دو برنامه زمانی متفاوت مطرح نشدهاند. به عنوان امری مطرح شده اند که گویی مثل دو بال کبوتر پرواز کبوتر را تهدید میکنند. این دوبال یکی بال تنش زدایی داخل و دیگری تنش زدایی بین المللی است. بدون یک هماهنگی بین این دو مسئله نه طرفهای گفتگوی بین المللی جدی بودن و اقتداری برای پیشبردن کار دیپلماتیک دولت آقای روحانی فرض میکنند و نه خود آن کوشش دیپلماتیک میتواند موفق شود.
آقای ظریف اخیرا در مصاحبهای بعد از جلسه با 5+1 در ژنو بیان کرد که یکی از دلایل اصلی موفقیت برنامه دیپلماتیکش حفظ اجماع داخلی است. این اجماع، فقط اجماع در سرای حاکمیت نیست، هر چند اجماع در سرای حاکمیت بسیار مهم است؛ بلکه اجماع در بدنه اجتماعی است. دولت آقای روحانی نمیتواند بگوید من شش ماه مهلت دارم برای اینکه پرونده هستهای را حل و فصل کنم و بعد از شش ماه میرسم به پرونده تنشزدایی از وضعیت داخلی کشور یا به نوعی آشتی ملی در کشور ایجاد کردن و یا همان اعتدالی که ایشان به کرات از آن صحبت کرده است.
اما تواناییهای آقای روحانی و دولت ایشان در تناسب قوای ارگانهای مختلف جمهوری اسلامی محدود است. به نظر من قوا و ارگانهای دیگر که با برنامه دیپلماتیک ایشان و یا با برنامه تنشزدایی داخلیشان مخالف هستند تردیدی نمیکنند که یکی از این قسمتها را در قسمتهای دیگر مداخله بدهند و نوعی گروکشی انجام دهند. این بستگی به هنر دولت دارد،دولتی که اسم خودش را دولت تدبیر و امید میگذارد و به نظر من تا کنون امید بسیار زیادی را در مردم زنده نگاه داشته است و شاید بخشی از این امید عبارت از این است که حداقل در صحنه بین المللی نشانههایی از تدبیر از خودش نشان داده است. شرط موفقیت دولت این است که بتواند هنر و تدبیرش را در صحنه داخلی هم به کار ببرد و به جایی برسد که بدون دامن زدن به اختلافات در درون سرای حاکمیت و زمینه دادن برای گروکشی سیاست داخلی برای سیاست خارجی و یا عکس آن، همان نتایجی که در صحنه بین المللی به دست آورده است یعنی حتی تا آنجا جلو رفته که با ایالات متحده و کشورهای اروپایی وارد مذاکره بشود و بخواهد نوعی اعتمادسازی مجدد بکند و تنش را از بین ببرد و شاید بتواند در خصومت را ببندد و شاید بتواند در همکاری و مسالمت بین المللی را بگشاید؛ را در سیاست داخلی هم بتواند بدست آورد.
اهمیت تدبیر در پیوند دادن این دو بخش به نظر من به هیچ وجه کمتر از هماهنگی دو بال کبوتر نیست اگر دو بال با همدیگر هماهنگ نباشند و با یک نیرو به حرکت در نیایند پرواز میسر نیست.
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.