تیم اقتصادی دولت یکی از بهترین تیم هاست

ایجاد اعتدال بین دو چیز متضاد «شدنی» نیست

این نگرانی وجود دارد که اعتدال و وسط بودن که آقای روحانی طرفدارش هستند، به معنی وسط و اعتدال بین دو جزء ناهمخوان باشد. این امر نمی تواند شدنی و موفق باشد. نمی‌توان بین اقتصاد رانت‌خواری، اقتصاد انحصارگران و پویایی اقتصاد بازاربنیاد اعتدال برقرار کرد؛ شدنی نیست به ویژه در شرایط بحران اقتصادی کشور. میان تحریم‌های بین المللی به علت مواضع جمهوری اسلامی و ادامه موضع‌گیری‌های جمهوری اسلامی در مورد پرونده هسته‌ای و ادامه غنی‌سازی اورانیوم هم نمی توان اعتدال و آشتی برقرار کرد. آقای روحانی باید در این موارد تصمیم روشنی بگیرد.

آنچه را که ما به عنوان تیم اقتصادی آقای روحانی می‌شناسیم در حقیقت از سه تیم کوچکتر تشکیل شده است.

یکی تیم وزرای ایشان است که در کابینه وجود دارند. دوم بانک مرکزی است که امیدوارم استقلال خودش از دولت را حفظ کند.

سوم هم تیم مشاوران و معاونان ایشان است.

با توجه به آگاهی و تجربه‌ای که از نوشته‌ها و گفته‌ها و کرده‌های اقتصادی جمهوری اسلامی داریم شاید بدون اضافه و با اطمینان بتوان گفت یکی از بهترین تیم های اقتصادی امروز در اختیار آقای حسن روحانی است.

با توجه به نوشته‌ها و دیده ها و نقطه نظرها و تحلیل‌هایی که ما از بسیاری از اعضای مختلف تیم اقتصادی سه قسمتی می شناسیم با اطمینان می توان چنین چیزی را گفت.

اما یک نگرانی هم وجود دارد و با آن باید برخورد کرد. نخست اینکه در درون این کابینه به نظر می‌رسد که آقای روحانی یا زیر فشار یا به اختیار خود برای نگهداشت اعتدال وزرایی را برگزیده است که حال نشانگر و نماینده دو دید مختلف در اقتصاد و به طور کلی در «کشورداری» است. از یک سو افرادی مثل آقای زنگنه را داریم که موافق اقتصاد باز، روی آوردن به بخش خصوصی، بازار بین‌المللی و جهانی هستند و لاجرم کنار گذاردن رانت‌خواری و انحصارگری؛ از سوی دیگر وزیر دادگستری را داریم که تا امروز نگهبان انحصارگران و رانت‌خواران در کشور بوده است.

 اگر آقای روحانی این سیاست رابرگزیده است برای اینکه تنشی در مملکت ایجاد نکند باید در عین حال دانست که کار خاص و ویژه‌ای هم نمی تواند بکند. این نگرانی برای من وجود دارد و در عین حال در جاهای دیگری هم این نگرانی بازتاب پیدا می‌کند.

مثلا در مورد سیاست پرونده هسته‌ای آقای روحانی به صراحت بارها گفته‌اند قرار نیست از هیچ یک از مواضع که تا امروز جمهوری اسلامی گرفته است کوتاه بیاییم. بنابراین از همین امروز می‌توان گفت شکست مذاکرات اتمی حتمی است و شکست مذاکرات اتمی، یعنی ادامه تحریم‌ها در کشور و ادامه تحریم‌ها در کشور یعنی وضع بد اقتصادی.

این نگرانی وجود دارد که اعتدال و وسط بودن که آقای روحانی طرفدارش هستند، به معنی وسط و اعتدال بین دو جزء ناهمخوان باشد. این امر نمی تواند شدنی و موفق باشد. نمی‌توان بین اقتصاد رانت‌خواری، اقتصاد انحصارگران و پویایی اقتصاد بازاربنیاد اعتدال برقرار کرد؛ شدنی نیست به ویژه در شرایط بحران اقتصادی کشور. میان تحریم‌های بین المللی به علت مواضع جمهوری اسلامی و ادامه موضع‌گیری‌های جمهوری اسلامی در مورد پرونده هسته‌ای و ادامه غنی‌سازی اورانیوم هم نمی توان اعتدال و آشتی برقرار کرد. آقای روحانی باید در این موارد تصمیم روشنی بگیرد.

آنچه به نظرم می رسد این است که به لحاظ توانش و رویکرد، یکی از بهترین تیم‌های اقتصادی در عمر جمهوری اسلامی در اختیار آقای روحانی است که هم تجربه آموخته است و هم آگاهی دارد به مشکلات واقعی اقتصاد ایران و درمان‌های درخور چنین بیماری بزرگی؛ اما نگرانی من این است که امکان و خواست و اراده تحقق آنچه را که «می‌داند» و به آن آگاهی دارد چیز دیگری است.

از ترکیب کابینه و از بعضی موضع‌گیری‌ها این نگرانی در من زنده می‌شود. همان گونه که از ترکیب این تیم اقتصادی آرامش به من برمی گردد. این تضاد هم اینک وجود دارد. آقای روحانی باید در مورد اینها تصمیم عاجلی بگیرد.

به نظر من برای اینکه این تیم موفق بشود باید کارهای زیر را انجام دهد:

در خط برون‌مرز می‌بایستی در اسرع وقت – که نباید به جلسه سوم و چهارم بکشدو یک جلسه کافی است و سه جلسه خطرناک و زیاده است- در مورد تعلیق غنی‌سازی و حل مشکل تحریم‌ها به انسجام و توافق برسد. آقای روحانی می‌تواند به صراحت به طرفهای مذاکره بگوید که من مشکل درون‌مرز را با سرسختان کشورم برای تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی حل می کنم، شما هم باید تعهد کنید در کشور خودتان مسیر برداشتن تحریم‌ها از سر کشور ما سریع‌تر باشد و روال طولانی قانونی خود را طی نکند.

این امربه نظر من در مورد مسئله خارجی غیرقابل بازگشت است.

در مورد مسئله درون مرز آقای روحانی باید به چند نکته توجه کند:

مسئله اول مبارزه با رانت خواران و انحصارگران که کمر اقتصاد ما را شکسته است؛ این امر که اصطلاح آقای احمدی‌نژاد بود که ترک تشریفات می‌کنیم و قراردادها را به عده خاصی می‌دادند باید از بین برود و باید انحصارگران و رانت خواران از اقتصاد کشور دور شوند.

مسئله دوم که برای بهبود وضع داخلی باید بدان بپردازند مسئله بودجه است که بسیار وضع خطرناکی دارد. این بودجه تصویب‌ شده در سال 1392 به تصریح آقایان تیم اقتصادی روحانی اصلا «شدنی» نیست.

بنابراین تنها راه کاستن شدید از هزینه‌هاست. امروز به هیچ عنوان نمی‌توان فکر کرد که درآمدی برای این بودجه از جایی پیدا کنند. برای کسب این درآمد نه اوراق قرضه می‌تواند پاسخگو باشد و نه می‌توان دوباره مثل زمان آقای احمدی‌نژاد پول چاپ کرد که وضع خطرناک‌ی است و نه می‌شود از نظام بانکی دوباره پول قرض گرفت که تا به امروز بیشتر از اعتبار و سپرده‌های خود وام داده است و این هم امری خطرناک است. تنها کار و نتیجه رو کردن به یک اقتصاد ریاضتی و کاستن از هزینه‌هاست. از جمله حذف یارانه‌ها. اگر بتوان یارانه‌ای پرداخت باید آن را به تولید داد. دوم باید تمام سهم نهادهای تحقیقاتی و مذهبی و بنیادها را کاملا حذف کرد. این ناعادلانه است که در شرایط کنونی کشور ما آستان قدس رضوی که ثروتش بیشتر از کشور کاتولیک واتیکان است از بودجه سهم می‌گیرد. اینها باید کاملا حذف شود که هزینه‌ها کاهش یابد.

مسئله سومی که آقای روحانی باید در بخش داخلی حتما انجام دهد تعهد به «استقلال» بانک مرکزی از دولت است. اینکه بانک مرکزی در زمان آقای احمدی‌نژاد کارگزار و اداره دولت شده بود از مهمترین دلایل فروپاشی اقتصاد ایران است. می‌بایستی بانک مرکزی بطور مستقل کار کند و آقای روحانی هم این استقلال را پاس بدارد.

نکته دیگری هم در پایان دارم. آقای روحانی چند کنش نمادین و سمبلیک می‌تواند انجام دهد. یکی دعوت کردن از کارآفرینان و صاحبان صنایعی که به ستم کارخانه‌ها و صنایع‌شان مصادره شد و تقریبا همه از بین رفت. می توان اینها را به ایران دعوت کرد. یکی از جنبه‌های خصوصی‌سازی در دولتی که طرفدار خصوصی سازی است بازگرداندن صنایع مصادره و دولتی شده به صاحبان اصلی آن است. این کار به فضای روانی کسب و کار در کشور کمک بسیار می‌تواند بکند.

کار دیگری که آقای روحانی در برون‌مرز می‌تواند انجام دهد که فایده بسیار خواهد داشت اینکه نترسند و نهراسند و علیرغم تمام خطراتی که برایشان وجود دارند؛ در راهروهای سازمان ملل متحد بکوشد با آقای اوباما دست بدهد و تنش را پایین بیاورد و مثل آقای خاتمی نترسند و از این کار هراس نکنند. فرق است بین مردم‌گرایی و عوام‌‌زدگی در این مورد. آقای روحانی باید این شهامت را داشته باشد علیرغم تمام خطرهایی که برای ایشان می‌تواند به لحاظ موقعیتی وجود داشته باشد تنش را پایین بیاورد تا کمک بسیار مثبتی بشود برای برداشتن تحریم ها از سر ایران. این کار بسیارمشکل است اما گاهی سیاستمداران موظفند بین مقام و وجدان یکی را برگزینند.

برای «ایران» از آقای روحانی تقاضا می کنیم «وجدان» را برگزینند.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.