شورای سوسیالیست های مسلمان به مناسبت آغاز ریاست جمهوری جدید ایران بیانیه ا ی صادر کرده است.
نسخه ای از این بیانیه ای به سایت ملی- مذهبی رسیده است. متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
انتخابات رياست جمهوری سال 1392 برآيند “شرايط” ، “تلاش ها” و “توهمات” متعددی بود که مجموعا موجب گرديد حسن روحانی با کسب آرای بيش از 18 ميليون نفر از شرکت کنندگان در انتخابات رياست جمهوری و با اختلاف بسيار زياد از رقبايش ، در کادری بسته و تنگی که خبرگان شورای نگهبان با هدف حفظ مصالح ” ولی فقيه ” ترسيم کرده بودند به رياست جمهوری ” انتخاب شود. انتخاب شدن وی به رياست جمهوری از طريق دالان چک و کنترل شورای نگهبان و شيرين کامی طيف های متعدد همچون :
– خامنه ای وبيت اش
– رفسنجانی و خانواده واطرافيان و حاميانش
– خانواده لاريجانی ها که رياست قوه قضايه و قوه مقننه را به عهده دارند
– خاتمی و طيف اصلاح طلبان درون رژيم
– طيف کارگزاران
– مجمع روحانيون مبارز وطيف عظيمی از روحانيت محافظه کار ” که البته ملقب به ” روحانيت مبارز نيز هستند.
– اپوزسيونی که از موضع مغلوبيت و در ماندگی استراتژی ” آشتی ملی” را تعقيب می کنند ونقش رای جمع کن های رژيم در داخل وخارج را بازی می کنند.
ما را بر آن داشت که پروسه انتخابات سال 92 را مجددا زير نظر گرفته وبه تحليل چشم انداز های متعدد و از اينکه از اين بازار مکاره هرکدام از طيف های برشمرده چه نصيبی خواهند داشت و در نهايت سود و زيان مردم از آن بپردازيم.
حسن روحانی کيست:
حسن روحانی متولد سمنان، تحصيلات مقدماتی و متوسط خودرا در حوزه های سمنان و قم سپری کرده و در سال 1351 موفق به کسب کارشناسی در رشته حقوق قضايی از دانشگاه تهران می شود. و پس از پيروزی انقلاب بهمن 1357 و استقرار ” رژيم جمهوری اسلامی” در حين مسئوليت در عرصه های متعدد حکومتی موفق به دريافت درجه دکترا در رشته حقوق اساسی از دانشگاه کلدونيان در شهر گلاسکو درانگلستان می گردد.
حسن روحانی فعاليت سياسی خودرا با پيروی و حمايت از خمينی آغاز می کند و به همين خاطر چندين بار دستگير و زندانی شده و نهايتا مجبور به ترک ايران می گردد وعاقبت در پاريس به خمينی و طيفی که در پاريس به اطراف وی جمع شده بودند می پيوندد.
وی پس از استقرار رژيم جمهوری اسلامی يکی از چهره های پايدار رژيم در عرصه های مختلف حکومتی بود و فهرستی از مسئوليت های وی به قرار زير است:.
1- پنج دوره نماينگی مجلس شورای اسلامی ( از سال 1359 تا سال 1379)
2- عضويت در شورای عالی دفاع از سال 1361 تا سال 1367
3- معاونت فرماندهی جنگ 1362 تا 1364
4- رياست ستاد قرارگاه مرکز خاتم الانبيا
5- فرمانده پدافند هوايی کشور تا سال 1370
6- معاونت جانشين فرماندهی کل قوا 1367 تا سال 1368
7- دبير عالی شورای امنيت ملی 1368 تا سال 1384
8- نمايندگی خامنه ای در شورای عالی امنيت ملی
9-نمايندگی در مجلس خبرگان از سال 1378 تا کنون
10- رئيس تيم مذاکره کننده هسته ای از سال 1382 تا سال 1384
چه عواملی موجب پيروزی حسن روحانی گرديد:
شرايطی را که موجب گرديد حسن روحانی به پيروزی برسد را در وهله اول بايد در نياز رژيم در کاستن از بار فشار های فزاينده بين المللی و داخلی جستجو کرد. فشار هايی که عمدتا ناشی از سياست تشنج آفرينی و دشمن سازی رژيم ، رهبر آن ولی فقيه و رئيس جمهور برگزيده وی يعنی دولت احمدی نژاد می باشد. دولتی که علاوه بر گسترش فرهنگ دروغ ، فرهنگ لمپنی و فرهنگ تهديد، اقتصاد کشور را به عرصه نابودی کشانده که گوشه ای از آن را حسن روحانی اين چنين در مجلس اعلام کرده ” واقعیت تلخ اینست که تورم در کشور از 42 در صد گذشته است. هدفمندی یارانه ها با هزینه های اجرائی آن همخوانی ندارد. من هشدار میدهم که اگر برای تولید و اشتغال راه حل پیدا نکنیم در چهار سال آینده، چهار تا پنج میلیون فارغ التحصیل دانشگاهی به جمع بیکاران کنونی کشور می پیوندند”.
گماشته شدن احمدی نژاد به مدت 8 سال در مقام رياست جمهوری که دوره دوم آن نيز با سرکوب خونين جنبش سبز صورت گرفت و و نتايج فلاکت بار سياسی و اقتصادی و فرهنگی حاصله از آن به قدری گسترده شده که امروز ديگر طيف های راست افراطی که در انتخابات رياست جمهوری از مدافعين پرو پا قرص اش بودند به منتقدين وی پيوسته اند و خامنه ای را به انفعال کشانده اند .انتقادات جناع راست و روحانيت راست و محافظه کار، اصلاح طلبان درون حکومتی و البته “اپوزسيون” آشتی جوی و تکنو و بورکرات ها که خودرا با شعار اعتدال و ميانه روی مزين کرده اند، همه با هم جبهه گسترده ای را در مخالفت با احمدی نژاد به وجود آورده اند که ديگرحمايت های رهبر از احمدی نژاد هم نمی تواند مانع شکل گيری اين جبهه گسترده شود. البته نبايد گمان کرد که آنان همه از يک موضع و هدف به مخالفت با احمدی نژاد و دولت اش برخاسته اند. بلکه بگم بگم های مداوم احمدی نژاد راحتی و آرامش را از آن طيف از روحانيون معظمی که به مردم درس اخلاق و تقوا می دهند اما نفس شان در برخورداری از لذات زندگی وکسب قدرت و ثروت از طريق تجارت دلالی کلان هيچ مهاری نمی پذيرد و هرکدام انحصار واردات يک و يا چند تا کالای مهم را در دست دارند و حتی به خاطر سودهای کلانی که از اين راه نصيب خود می کنند ، توليدات ضعيف داخلی را به ورشکستگی کشانده اند ، و يا سرداران تاجر پيشه که امروز سکان اقتصاد ايران را به دست گرفته و ميدان رقابت را از همه ربوده اند، هرکدام خود دليلی متفاوت برای اين مخالفت دارند. در مجموع علی رغم ميل ولی فقيه روند اوضاع در دولت احمدی نژاد، غالبيت بدنه رژيم را به اين امر رسانده که مصالح دراز مدت رژيم و منافع دراز مدت طيف های برخوردار از قدرت و ثروت ، با تداوم مشی جنجال برانگيز و بحران ساز مغايرت دارد. و مدتی مصالح نظام به اعتدال و خرد ورزی و تشنج زدايی و آرامش احتياج دارد تا بن بستی که ازسرکوب جنبش سبز در داخل و از سياست اتمی و تحريم های ناشی از آن درخارج حاصل شده، حل شود. در واقع رژيم در سياست های داخلی و سياست های خارجی به مرحله ای رسيده که نه می خواهد شاهد يک جنبش اعتراضی ديگر شود و نه توانايی تحمل کامل تحريم های فزاينده خارجی را دارد. از اين نظر برای حفظ کليت نظام مطلقه فقاهتی تداوم مشی احمدی نژاد مورد خواست بدنه رژيم نبود و برای همين هم به راحتی مشائی که ادامه دهنده مشی احمدی نژادی بود را رد صلاحيت کردند.
دومين فاکتوری که موجب موفقـيت حسن روحانی شد اين بود بعد از تصفيه شدن کانديدا ها از صافی شورای نگهبان ، آنان که در ميدان رقابت ماندند همه معلوم الحال بودند و اساسا وزن سياسی نداشتند و کم و بيش همه از يک جناح بودند .هيچکدام اراده مستقلی نداشتند ، همه سرسپردگی ولی فقيه را به سينه می زدند و البته با پيروزی هرکدام از آنها اميد تغيير چندانی در روند دو عرصه داخلی و خارجی به وجود نمی آمد و مردم ترغيبی به شرکت در انتخابات نشان نمی دادند
سومين دليل موفقيت رژيم اين بود که در بين طيف هايی وسيعی که حسن روحانی را کانديد کرده بودند يعنی اصلاح طلبان حکومتی و اصلاح طلبان مسالمت جوی غير حکومتی، کارگزاران اطراف رفسنجانی ، طرفداران جنبش سبز يک وحدت اعلام نشده حاکم بود . و به همين خاطر به راحتی توانستند رای ها را روی يک نفر متمرکز کنند. با کناره گيری عارف ، آن هم در آخرين روز ها ، همه اين طيف ها تبليغات وسيعی را حول حسن روحانی آغاز کردند. بخش های عظيمی از توده مردم مانند دفعات قبل نه از موضع نظر مثبت به حسن روحانی بلکه از سر مخالفت با کانديدای مورد نظر خامنه ای و بيت اش و نيروهای نظامی امنيتی ، به وی رای دادند. به اين ترتيت انتخاباتی که می رفت در بی تفاوتی و عدم تمايل مردم صورت بگيرد ، جايش را به تحرک و جنب و جوش و رقابت داد. امری که رژيم در کليت اش و علی الخصوص برای نشان دادن مشروعيت از دست رفته به شدت به آن نياز داشتند. زيرا با توجه به صافی تنگ شورای نگهبان ، اين امر برای خامنه ای مسجل بود که هيچکدام از کانديدا های موجود خطری برای وی، برای قدر قدرتی اش و جهت سلطنت مطلقه اش فرعونی اش نيستند. در نتيجه آنچه که مهم بود ،و اولويت اول اش بود، همان به ميدان آمدن مردم و شرکت گسترده آنان در انتخابات بود. امری که بستر اش مهيا شده بود . به همين خاطر مطابق خبری که دو هفته بعد از انتخابات توسط باهنر اعلام شد ، خامنه ای دستور اکيد به بسيج و سپاه داده بود تا دخالتی در روند انتخابات نداشته باشند.
چارمين فاکتوری که در پيروزی حست روحانی نقش داشت ، شعارهايش بود که با سايرين تفاوت داشت. او قبل از انتخابات از گوش به فرمان بودن در مقابل رهبر رژيم حرفی به ميان نياورد. عمده شعار های وی حول مشکلات اجتماعی، اقتصادی ، فرهنگی، متمرکز بود. در تبليغات انتخاباتی اش اين امر را مداوما اعلام کرده بود که منافع کسی را تهديد نمی کند و در صدد حذف کسی نيست. برنامه اش عمدتا برای رفع مشکلات جاری همچون تحريم ها ، سياست خارجی ، بيکاری ، واردات بی رويه ، گرانی ، مبارزه با فرهنگ دروغ وتهديد، مشکلات زنان وبيکاری کارگران و مشکلات دانشجويان ستاره دار متمرکز بود . بدون اينکه از علت العلل همه اين ناهنجاری ها يعنی ” از نظام ولايت مطلقه فقاهتی ” حرفی به ميان آورد که اين امر برای خودشان منطقی ومسئولانه هست. زيرا سابقه حسن روحانی و امثال او نشان می دهد که آنان حافظان و نگهبانان اين نظام هستند و نه از مخالفين ومنتقدين آن . در نتيجه روحانيت راست سنتی که امروزه در ايران يک کاست اشرافی به وجود آورده اند و از محل غارت و استثمار منابع ملی وسرمايه هايی که به عموم تعلق دارد ، به ميلياردهايی تبديل شده اند که در مصرف و ريخت و پاش حد ومرزی نمی شناسند نيز حسن روحانی را تهديدی به خود نمی دانند. در حالی که همين طيف بر اثر بگم بگم های احمدی نژاد و تهديدات وی برای افشای آنها ، امری که هرگز صورت نگرفت ، آرامشی نداشتند. احمدی نژاد و دولتش و روشی را که برگزيده بود در عين حال که فرصت های تاريخی را در تقويت اقتصاد دلالی و در نتيجه سپردن شريانات اقتصاد ايران به دست بيت ها و آقازاده ها به وجود آورند . اما همين اواخر نشان دادند که برای تثبيت اين امتيازات چهره مطلوبی نيستند. زيرا آنان بيشتر در رقابت بين ” روحانيت و امام زمان ” جانب “امام زمان” را می گرفتند. و اين امر بدان ها که عمری از محل ” دوستداری امام زمان ” به نوايی رسيده بودند، اينک نه تنها اين وسيله و ابزار تحميق را به احمدی نژاد و دارو دسته اش می باختند ، بلکه حتی “امام زمان ” به رقيب روحانيت و ولايت فقيه تبديل می شد. امری که آرامش را از آنها ربوده بود. در نتيجه اغلب همين طيف نيز برای خلاص شدن از شر و شور احمدی نژادی به استراتژی آرامش و اعتدال حسن روحانی رای دادند. زيرا آنان امروز بر حفظ ثروت های نجومی اندوخته شده حقيقتا به آرامش نياز دارند.
سود و زيان مردم و رژيم از انتخابات:
بزرگترين برنده انتخابات کليت نظام جمهوری اسلامی و در راس آن خامنه ای بود که با اين انتخابات توانست چهره اش را که در اثر سرکوب خونين جنبش اجتماعی 22 خرداد به شدت منفور شده بود ، باز سازی کند. اولويت برتر برای خامنه ای اين بود که با اين انتخابات گزينشی نمايشی از پشتوانه مردمی برای نظام مطلقه ولايت فقيهی را نشان دهد. با اين انتخابات تلاش کرد به ظن خود نشان دهد که آن پروسه ضد دموکراتيک و گزينشی که از طريق شورای نگهبان سر سپرده جهت گزينش رئيس جمهور سر سپرده بيت رهبری طی می شود، امری معقول و قانونی است . خامنه ای تلاش خواهد کرد بن بستی سياسی که از سرکوب جنبش اجتماعی خرداد 88 و زندانی شدن رهبران اين جنبش حاصل شده حل کند. توبه ، سکوت و يا حذف کردن مير حسين موسوی و مهدی کروبی سه راه حلی هست که بسته به حساسيت های اجتماعی از آنها استفاده خواهد کرد.
دومين برنده اين انتخابات رفسنجانی است که مداوما با شعار اعتدال و ميانه روی در مقابل تيم احمدی نژاد ظاهر می شد. او را به بدنام کردن روحانيت متهم می کرد. رد صلاحيت وی از وی چهره ای مظلوم ساخت واز آنجاييکه مردم در اين رد صلاحيت پای خامنه ای و شورای نگهبان و دارو دسته نظامی امنيتی رژيم را می ديدند از موضع ضديت با خامنه ای و شورای نگهبان و وزارت اطلاعات ، بخشا به حمايت از وی بر خاستند . و او متقابلا با حمايت از کانديداتوری حسن روحانی اين حمايت را متوجه حسن روحانی کرد و در نتيجه حمايت وی و حمايت خاتمی از روحانی و استعفای عارف در روز های آخر و سازماندهی و برنامه ريزی آگاهانه مشارکتی ها و اصلاح طلبان درون حکومتی وهماهنگی رای جمع کن های طيف راست ” اپوزسيون” چه از نوع ملی يا مذهبی و يا مارکسيستی اش موجب گرديد که در آخرين هفته قبل از انتخابات بازار انتخابات گزينشی رژيم مجددا گرم شود. پيروزی حسن روحانی پيروزی بزرگی برای رفسنجانی بود، و او را در بين روحانيت در مقابل خامنه ای برجسته کرده و برای آنان او به چهره ای مطلوب تر از خامنه ای برای رهبری تبديل شده است. زيرا در حالی که خامنه ای تقريبا همه انتخاب هايش از جناح سوپر راست رژيم است رفسنجانی همواره تلاش کرده که ازهمه طيف ها و جناح های رژيم به بازی گرفته شوند و در پيشبرد سياست های رژيم همه چهره ها و مديران از هر طيف و جناحی شرکت کنند. و استرتژی او برای حفظ نظام و آينده نظام از استراتژی خامنه ای هوشيارانه تر است.
سومين برنده اين انتخابات اصلاح طلبان درون حکومتی هستند که پس از دو دوره که از بازی های درون حکومتی کنار گذاشته شده بودند ، به لطف رای مردم دوباره وارد عرصه های حکومتی می شوند و مجددا ازسفره های برخورداری و رانت خواری که در دو دوره قبل غالبا در انحصار طيف سوپر راست و باند احمدی نژاد بود، برخوردار شوند.
اما سهم مردم از اين انتخابات نقد نيست. در حاليکه از همان روز انتخابات به بعد طيف های فوق در صدد چيدن نتايج انتخابات هستند ، اما در جبهه توده مردم هنوز هيچ گشايشی مشاهده نمی شود. اعدام های سياسی، بگير و به بند ها، شکنجه زندانيان سياسی و مخالفين ، سختگيری های اجتماعی، بيکاری ، تورم ، همچنان ادامه دارد. بدنه رژيم در تمام کليت اش ، از ارگان های رسمی سرکوب واختناق و اعمال قدرت ، تا باند های مافيايی قدرت و ثروت ، از طيف بسيج گرفته تا طيف سردار سرمايه دارانی که نبض اقتصاد ايران را به دست گرفته اند . همه کار خودرا می کنند و البته با اين آماده باش که اين انتخابات در روند جاری سرکوب در روند جاری غارت، تاثيری خواهد گذاشت يا نه؟ تا نسبت به عملکرد دولت جديد آنان نيز پراتيک خودرا روشن کنند. آنچه که واضح است اين است آنان همه امکانات سرکوب، سازمان های سرکوب همه امکانات اقتصادی،همه رسانه ها تبليغی را در اختيار دارند. و مردم فاقد آن و يقينا در اين چنين عرصه نبردی، نه جنگ و نه آشتی به نفع مردم نخواهد بود . تنها اميد ی که هست ،اين است که از فرصت های به دست آمده در انتخابات و در تقسيم و باز تقسيم قدرت ، تمامی تلاش شان را برای پا گرفتن مجدد نهاد های مدنی و تشکلات مسقل صنفی و سياسی است به کار بگيرند تا بتوانند از طريق آن ها قدرت ونيروی شان را متمرکز سازند و مصالح صنفی و سياسی خودرا تعقيب کنند ، اين تنها نصيبی هست که توده مردم از انتخابات رياست جمهوری دارند و در اين راه البته بايد منتظر عکس العمل باند های مافيايی سرکوب و زنجير به دستان و قمه کش های سينه چاک فقيه مطلق العنان نيز باشند.
سوسياليست های مسلمان
30 تير 1392
21 جولای 2013
http://www.smtohidi.com/
ستون بیانیههای سایت ملی– مذهبی مسئولیتی «رسانهای» جهت «اطلاع رسانی» ازمواضع جریان های مختلف سیاسی دارد، بدون آن که قصد تایید یا تکذیبشان را داشته باشد.