قسمت دوم حاشیه‌ای بر نوشته خانم کار

حقوق بشر و زبان مادری

این از خدا بی‌خبران از انسانیت به دور، با سوار شدن بر احساسات کور پرورش‌یافتگان بستر برتری‌طلبی و تشیع جمکرانی، ضمن سرکوب مردم عرب محمره و کردستان، همه کوشش‌های مرحوم مهندس بازرگان برای دیالوگ را فلج کردند. آنهایی را می‌گویم که به علت عدم توجه به تذکر مهندس بازرگان برای قبول آتش‌بس، هفت سال به جنگ ویران‌گر ادامه دادند

 

باسلام مجدد . شما نوشته اید ، باید تاریخ معاصر ایران را زیسته باشی تا تفاوت شکلی این دوکلمه (اهوازی یااحوازی) نگرانت کند والخ…..

خانم کار، حال که تاریخ معاصر ایران را به مخاطبین یادآور شده‌اید، حداقل یک سطر از همان تاریخ را نقل می‌کردید. همان تاریخ معاصری که با دست و قلم مداح‌السلاطین هم‌اندیش رضا پهلوی نوشته شده است. تاریخ‌نویسانی را می‌گویم که علی‌رغم همه جعل و تحریف‌ها، نتوانسته‌اند چهره کریه و نژادپرستانه رضا پهلوی، قشون‌کشی و عملکرد وی با شیخ خزعل و مردم عرب را پنهان کنند. قطعا شما از آن تاریخ و انگیزه جعل نام‌های کنونی خوزستان، خرمشهر، آبادان بر نام تاریخی و اصلی محمره، عبادان و  معشور مطلع‌اید. همان روشی که پهلوی دوم با جعل نام شادگان بر فلاحیه، سوسنگرد بر خفاجیه ادامه داده و هم‌چنان پیش می‌رود.

خانم کار صرف نظر از چند مورد عاطفی از نوع ترحم مهمان بر صاحب‌خانه، نوشته شما را وصیتی بر مبنای اندیشه رضا پهلوی یافتم، وصیتی که شما آن را به نرمی به مخاطبین تلقین می‌کنید . اگر این چنین نیست، چرا شما از حرف (ح) غمگین شده‌ای، اما با سانسور کردن همان تاریخ معاصر مورد توصیه‌ات، از علت و تاریخ تغییر نام کامل چندین شهر سخنی به میان نمی‌آورید. مگر از یاد برده‌اید که هر آنچه نامش شاه بود خمینی شد. اما نام باختران بر کرمانشاه تاب مقاومت نیاورد و بار دیگر به نام اولش برگشت و کرمانشاه شد. پس چرا خرمشهر، محمره و آبادان، عبادان نشد؟ والخ.

خانم کارجای تاسف و نگرانی آنجاست وقتی چنین نوشته‌ای را از حقوق‌دانی مثل شما می‌خوانیم، حقوق‌دانی که چند سالی را بین نعیم و نعیمه‌ها زندگی کرده، چندین مقاله و کتاب نوشته، مدعی دفاع از حقوق بشر و خصوصا زنان و کودکان بوده و پس از چند سال سکنا در اروپای دمکراتیک حال از حرف (ح) غمگین شده، اما از شرح ظلم و ستم ، قتل و سرکوب 87 ساله ناشی از عرب‌ستیزی که بر نعیم و نعیمه‌ها روا شده ذکر قابل توجهی به میان نمی‌آورد . فقط به یاد روزهایی که از موقعیت بالاسری شیر از نعیمه می‌خریده افتاده‌اید، از این که جوانی که به حضار گفته (من عربم و مهرانگیز عجم است) خیلی ناراحت شده‌اید. مگر غیر از این است.

خانم کار، هر چند شیر و سرشیر خوشمزه و مقوی نعیمه‌ها نمک نداشت، اما حقوقی بودن شما اقتضا می‌کرد که با توقف در تاریخ واقعی 87 ساله معاصر و سراسر جنایت دو رژیم که در حق مردم عرب روا شده، فریاد مظلومیت چند میلیون نعمیه که چون شما مادر هستند، با همه ابعادش به گوش جهانیان رسانده شود. نه آنکه فقط در حد یک عاطفه ، به یاد جمع کردن پوست هندوانه و خربزه و خلخال نقره‌ای دختران و زنان عرب بومی باشید. مگر کم حکایت خلخال زن یهودی و حضرت علی علیه‌السلام را از عمامه‌داران شنیدیم، اما به عینه دیدیم و دیدید که چه جنایت‌ها و فجایعی مرتکب شده و می‌شوند.

خانم کار، شما از اینکه آن جوان عرب و پسر یکی از همان نعیمه‌ها شما را عجم و خود راعرب معرفی کرده؛ از این حقیقت دلگیر شده‌اید . از دیدی بالاسر گفته‌های او را ژست سیاسی (اکیدا سیاسی بودن را انحصاری می‌پندارید) تلقی کرده‌اید . فهم گفته‌های او را مستلزم سعی خویش دانسته‌اید. بسی جای تعجب که خانم کار از شنیدن واقعیت رنجیده خاطر می‌شوند. خانم کار شما و به اقتضای سن، تجربه، تخصص، مادر بودن و سکونت چند ساله بین نعیمه‌های عرب (البته نه عرب زبان و نه عرب تبار) زیرا نعیمه ها اصلا و اصالتا هویتا و جغرافیتا عرب هستند، نه عربی را از کسی یاد گرفته‌اند تا عرب زبان باشند و نه از جایی دیگر آمده‌اند تا بتوان به آنها عرب تبار گفت، مطلعید و خوب می‌دانید که همان نعیم و نعیمه‌ها و پس از 87 سال هجوم وحشیانه و همه‌جانبه نژادپرستان، همین نعیم و نعیمه‌های عرب با چنگ و دندان و پرداختن هزینه‌های خونین هویت عربی خود را تا به امروز حفظ کردند.

خانم کار در همین تاریخ معاصر مورد اشاره‌تان مردم عرب بیش از میلیون‌ها غیرفارس، مورد هجمه عرب‌ستیزانه نژادپرستان قرار گرفته، هجومی غیرانسانی که تبدیل به قانون وبخشنامه شده، مجریان سرازیر شده به سرزمین آباء و اجدادی ما چنین منویات کریه و ضدبشری را با حمایت اسلحه سبک وسنگین و خریده شده از نفت زیر پایمان و باسلطه امنیتی، قوانین عرب‌ستیزانه (نوشته و نانوشته) را اعمال، چنین اندیشه پست مانده را علیه مردم عرب و از طفل تا زن و مرد اعمال و عطش داشته و دارند. از لحظه قشون‌کشی رضا پهلوی تاکنون نه تنها دست اندرکاران دو رژیم، بلکه عده کثیری ازقلم بدستان واستادان حوزه ودانشگاه هم اندیش که دربسترچنین کراهیتی پرورش یافته ، با برخورداری یک جانبه از همه امکانات و تامین‌شده از نفت و ذخایر غارتی، مغرضانه و هدفمند وجود و هویت ما را نشانه گرفتند.

خانم کار، ما مردم عرب، مثل ده‌ها میلیون آذری، کورد، بلوچ و ترکمن، سرنگونی شاه را معادل طرد افکار نژادپرستانه حاکم بر عقول پست اندیش دانسته و نقطه شروع جمع آوری بستر چنین اندیشه ضد بشری می‌پنداشتیم. اما نه تنها این گونه نشد، بلکه لحظاتی پس از سقوط شاه، سران احزاب نژادپرست و مدعیان حقوق بشر همدست با عمامه به سرهای هم اندیش که از خلخال زن یهودی و علی(ع) و تلفیق و تحریف قضیه فدک سخن می‌راندند، دست به دست شده ، با شعاری تازه اما با قساوتی وحشیانه کوردستان و محمره را سرکوبی خونین کردند.

این از خدا بی‌خبران از انسانیت به دور، با سوار شدن بر احساسات کور پرورش یافتگان بستر برتری طلبی و تشیع جمکرانی، ضمن سرکوب مردم عرب محمره و کوردستان، همه کوشش‌های مرحوم مهندس بازرگان برای دیالوگ را فلج کردند، آنهایی را می‌گویم که به علت عدم توجه به تذکر مهندس بازرگان برای قبول آتش‌بس، هفت سال بر عمر جنگ ویران‌گر افزوده و ادامه دادند، آنانی را می‌گویم که به جای قدردانی از مهندس بازرگان، کورش کورش می‌کنند.، عاقبت نه تنها خلخال‌ها، بلکه خیلی‌ها به دست امثال خلخالی اعدام، جنگ با زهرخوری کاسه‌ای پایان یافت. عاقبت 33سال خون و خونریزی، فروهرها پس از قتل مثله شدند، خاوران و کهریزک و تجاوزات جنسی و…میلیاردها بشکه نفت که هر کشتی آن صدها یرابر فدک مورد ادعاشان ارزش دارد، غارت کرده سر از اختلاس‌های مستمر سه هزار میلیاردی در آورد.

با توجه به درایت مردم از آنچه رژیم فعلی درحق عموم الناس مرتکب و قطعا در آینده ای نزدیک هم ماخفی عنهم را در محاکمات تاریخی یا در نزاع قائم فعلی سران و در «اگر بگی منم میگم » مثل قتل احمد خمینی روشن خواهد شد‌، این باب را خاتمه می‌دهم و به اما و اماهای دیگری می‌پردازم .

اما خانم کار شما در نوشته‌ات به درس خواندنت به زبان مادری اشاره‌ای گذرا کرده‌اید، یعنی درس خواندن به زبان و مدرسه‌ای که حقوق معلم و ساختمان کلاس و مدرسه اش و سرانه اش از نفت زیر پای نعیمه تامین و با زور اسلحه و پادگان‌ها نگهبانی می‌شود، تا راه ترقی همه جانبه و یک طرفه را برای مهران و مهرانگیزها مهیا، اما نعیم و نعمیه‌ها در زمین آباء و اجدادی خود، به جرم عرب بودن، از نعمت تحصیل به زبان مادری محروم و به عمد عقب عقب نگه داشتند. همان محرومیتی که ریشه همه جنایت‌های 87 ساله علیه مردم غیرفارس بوده، سندی محکم و غیرقابل انکار بر نژادپرستی دو رژیم است. متاسفانه خیلی از اپوزیسیون فعلی اگر درجنایت‌های دو رژیم مشارکت نداشته‌اند، حامل و ناقل چنین افکار ضدبشری هستند.

به استناد بنی آدم اعضای همدیگرند و…، ای کاش خانم کار به عنوان یک زن و مادر و به حکم زندگی چند ساله در جوار نعیمه‌ها، شرح مختصری از ابعاد و عواقب حرمان عمدی نعیمه و دخترانش از تحصیل به زبان مادری را می‌نوشت، از حرمانی که با انگیزه‌ای نژادپرستانه و به قصد سلطه همه جانبه قومی بر سرنوشت مردم بومی اعمال شده، از سختی و شکنجه روزانه بیش از 87 سال و نسل بعد نسل میلیون‌ها کودک معصوم، میلیون‌ها غیرفارسی را می‌گوئیم که در شش سالگی اولین روز درسی خود را با زجر و عذاب ناشی از آموزش به زبان غیر آغاز می‌کنند و عاقبتی غیر از ترک تحصیل و از زندگی افتادن همه جانبه (علمی، فرهنگی، اقتصادی) و ناظر نابودی هویت ملی خویش در سرزمین آباء و اجدادی ندارند .

 حال سئوال بنده از شما حقوق دان محترم این است، آیا برای این عملکرد جنایتکارانه نامی به غیر از نژادپرستی و برای اعمال کنندگان و مجریان قهری آن نامی به غیر از نژادپرست می توان یافت؟ آن وقت شما از (ح یا ه) دلگیر شده اید!!.

برای پی بردن به عواقب محرومیت نعیمه از درس به زبان مادری و اثبات این هجمه نژادپرستانه نیازی به تحقیقات حضوری و رفتن احمد شهید به محل نیست ، همین کافی است بدانیم که هم‌زمان با درس خواندن مهرانگیزها و طی کردن پلکان صعود یک طرفه به مراحل علمی و تخصصی، دختران نعیمه باید به علف چینی و تامین علوفه گاو مشغول باشند، همان گاوی که شیر و سرشیرش را خانم کار نوش جان می‌کرد. همان نعیم و نعیمه‌هایی را می‌گویم که شب‌های تابستان را در گرمای طاقت‌فرسا بدون برق و امکانات و زیر نیش پشه کوره‌ها می‌گذراندند، اما مهران و مهرانگیز پس از استراحت شبانه زیر کولرهای گازی، هر صبح و پس از صرف شیر و سرشیر گاو نعیمه، کیف به دست عازم مدرسه می شدند.

درحال حاضر و هم‌زمان با سکنا گزیدن خانم کار و فرزندانش در کشورهای پیشرفته که چنین هجرتی قطعا ناشی از درس خواندن به زبان مادری و رسیدن به موقعیت قابل قبول است، متاسفانه نعیمه‌های چندین نسل پس از آن نعیمه شیرفروش، نه تنها وضعی بهتر نیافته، بلکه باقی مانده زمین‌های آنان را سپاه پاسداران رژیم غصب کرده، پس از غارت نفت و گاز، آب کارون و جراحی را مصادره ، و برای وضوگرفتن آخوندهای قم لوله کشی کردند. اگر پنجاه سال پیش خانه‌های نازی آباد تهران و آستارا لوله کشی گاز داشته، تا کنون نعیم و نعیمه ها، دیگ‌های روحی و سیلندرگازهای خالی را بر سر دارند . یکی دنبال آب و دیگری به علت نرسیدن به ماشین گاز، دنبال هیزم است.

خبر موکد دانشمندان در مورد گریه کردن جنین به زبان مادر را خواندیم و خواندید . حتما به یاد نعیمه و فرزندانش افتادید. ای کاش به جای دلگیر شدن از (ح یا ه) شرحی کامل از جنایتی وحشیانه که منجر به قطع زبان مشترک فرزند و مادر شده و می‌شود می‌نوشتید . جنایتی با انگیزه ای پست مانده و با هدف غیر انسانی به قصد از زندگی انداختن همه جانبه و حذف عمدی زبان و هویت میلیون‌ها غیرفارس که همراه با کتک و فلک معلمان است.

خانم کار ، قطعا شما از ابعاد و اثر این حرمان قهری از تحصیل به زبان مادری و اثر ندانستن زبان فارسی در تضییع حقوق مردم عرب در حوزه‌های اداری ، مراکز پلیس و دادگستری‌های عمومی و انقلاب، که گویش فارسی را در آنجا تحمیل کرده‌اند مطلع هستید. از بازجوئی‌ها و محاکمات تا صدور احکام در دادگستری‌های عادی، چه رسد شکنجه‌گاه‌های شاه و اطلاعات فعلی که معترضین به چنین وضعی یا مثل البوشوکه و کعبی زیر شکنجه شهید، یا با گرفتن اقرارات مهندسی شده ، دستور و نه حکم قتل شان را صادر و در اقدامی غیر مسبوق، اجرای دستور قتل سه برادر و  پسر عمویشان (حیدری ها) را به امام جمعه و شورای تامین می سپارند.

خانم کار، گفتار و نوشتاری که در رسانه های رژیم تهران ، هم چنین اکثر رسانه های اپوزسیون مقیم در اروپا و آمریکا می شنویم و می خوانیم ، حکایت از نقطه اشتراک نژادپرستانه دارد . از شعرهای عرب ستیزانه در سالن های وزارت ارشاد تا غرفه نشینان در پالتاک و از مقاله های زهرآگین تا لابی های نفوذی در مراکز و کانال‌های خبر آمریکا و اروپا، همگی بر همین منوال می‌چرخد . بعضی از اپوزسیون به قصد تعمیق روح کراهیت در بستر اساسا برتری طلب، و شحن افکار پست مانده خود به جوانان پشت کرده به رژیم، در حال تکوین و آماده کردن جنایت ضد بشری دیگری هستند.

شکی نیست که حامل و ناقل فکر و اندیشه نژادپرستانه به هیچ دین و مسلکی وابسته نبوده ، فاقد اخلاق و صداقت است . اما سکوت سیاسیون و عقلاء فارس خصوصا حقوق دانان و مدعیان دفاع از حقوق بشر، در قبال نشر افکار عرب ستیزانه ، ما را دچار حیرت از تناقض در گفتار و کردارشان کرده اند.

همان طور که وزارت خارجه رژیم، آن هم در ایامی که داعیه قانون‌گرایی و گفتگوی تمدن‌ها بوده و در حینی که اصل 15 و 19 قانون اساسی‌اش را بایکوت کرده ، در بیانیه ای رسمی به شکستن بت ها در افغانستان به دست حکومت وقت طالبان اعتراض می‌کند، هم‌زمان بخشنامه های نوشته و نا نوشته برتری طلبانه را به اجرا می گذارد.

عده ای خود را مدافع حقوق زنان و کودکان کرده، برای ترک خوردن یک سنگ و مرگ شیر باغ وحش، اشک می ریزند، اما رسوبات افکار نژادپرستانه‌شان، نه تنها مانع نشر اخبار جنایت‌های رژیم علیه مردم عرب در رسانه‌ها شده ، بلکه با تحریف و ترویج و تقسیم خشونت به موجه و غیر موجه، فتوای قتل جوانان عرب را توسط رژیم توجیه می‌کنند. مضافا با لابی گری سعی در کانالیزه کردن آقای احمد شهید نموده، جنایت‌های ارتکابی با انگیزه نژادی علیه غیر فارس‌ها را پنهان یا کم اهمیت قلمداد می کنند.

خانم کار، لطفا خارج از چهارچوب هرگونه رسوبات ، بنا به مسئولیت خویش به عنوان یک حقوق دان و مدافع حقوق بشر، عادلانه قلم فرسایی کنید . همان قدر که برای (ح و ه) احواز یا اهواز حساسیت نشان داده‌اید، به نسبت وسعت ظلم و جنایت‌هایی که رژیم فعلی و قبلی، با حمایت هم اندیشان بر نعیمه و نعیمه ها روا داشته، بنویسید و منتشر کنید . زیرا تنها راه نجات بشریت از دست جنایتکاران نژادپرست و نجات حاملان و ناقلان پست اندیش، همانا گفتن حقایق و نشر غیر ابزاری قواعد و قوانین حقوق بشری است، زیرا شما حقوق دانان مسئولیت اولی در نشر فرهنگ حقوق و بشردوستی دارید.

بر شما پوشیده نیست که دهه اول قرن بیست و یکم ، خاصتا عمر دو ساله بهار عربی و هم‌زمانی آن با تکنولوژی معلومات و اطلاع رسانی، بر رشد سریع بیداری حقوقی جوامع بشری افزود . قطعا هیچ قوم و ملتی را خارج از این دهکده و بی‌اطلاع از رخدادها نمی توان تصور کرد . میلیون‌ها ترک آذری ، کرد ، عرب ، بلوچ و ترکمن پس از 87 سال تحمل شکنجه و سرکوب و دادن شهدای فراوان در راه کسب حقوق اساسی شان، راه را بر هرگونه کلاهبرداری و مغبونیت خود ، توسط دیگران بسته اند.

خانم کار، وقت آن رسیده که همه مدعیان دفاع از حقوق بشر، بدون فوت وقت ، صریح و بدون اغماض و ملاحظه کاری‌های سیاسی ، به طور شفاف و صادقانه هرگونه حرکت و گفت و نوشت نژادپرستانه را افشاء کرده، آنچه در توان دارند هزینه گسترش حقوق بشر نمایند . بستر فرهنگ بشردوستانه و احترام به حقوق و حق تعیین سرنوشت متقابل را بسط داده ، از تراکمات کراهت و کینه برای باز ماندن کانال دیالوگ بکاهند. به امید روزی که گفته آقای عماد الدین باقی جامه عمل پوشد و اعلامیه جهانی حقوق بشر، قانون زمین و زمان گردد. والسلام

سایت ملی – مذهبی مکانی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است

 

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.