اولویت آقای روحانی چیست؟
بدون حفظ کردن و زنده نگاه داشتن پویایی و حمایت مردمی و حمایت سیاسی که از ایشان انجام شده، آقای روحانی از یک کوچه ازهفت شهری که باید تا آخر دوران ریاست جمهوری اش بگذرد نیزنخواهد توانست بگذرد.
معمولا دوران پس از انتخاب رئیسجمهور تا انجام مراسم تحلیف و شروع فعالیت رسمیاش، صرف نظر از اینکه در چه شرایطی انتخاب شده باشد دورههایی است که تمام نهادها و نیروها مدعی می شدند نتیجه انتخابات را پذیرفتهاند و حداقل برای دوره ای موقت کاردهائی که برعلیه همدیگر و علیه رئیسجمهور منتخب تیز میکنند را در پشت عبا یا قبای خودشان مخفی نگاه میداشتند.
مسئله عجیب در مورد آقای روحانی و کابینهشان این است که از همان دقیقه اول اعلام نتایج، نهادهایی متنفذ در داخل جمهوری اسلامی، آشکار و غیرآشکار، در صدد مصادره کردن پیروزی انتخاباتی ایشان برآمده اند. کمکم در یک مدت کوتاه وضع به جایی رسیده که دیگر بسیاری کارد ها را از غلاف بیرون کشیده اند . هنوز مراسم تحلیف رئیسجمهور آینده انجام نشده، بخش عمده ای از نهادهای بسیار موثر جمهوری اسلامی با حمایت بخشی از راس قدرت به میدان آمده اند تا جلوی اجرای برنامههای رئیسجمهور، حداقل آنهایی را که اعلام کرده است را بگیرند، و دست و پایش را از قبل ببندند و او را پیشا پیش از داشتن امکانات لازم محروم کنند.
آقای روحانی بر اساس تحلیلی خاص برنامهای تنظیم کرده است و متناسب با آن تحلیل و برنامه، موفق شده است یک ائتلاف سیاسی را پشت سر خود درست کند وبا پاسخ مثبت بدنه اجتماعی رای دهندگان به این ائتلاف انتخابات را ببرد.
البته این ائتلاف که پشت سر آقای روحانی به وجود آمد بیانگر تناسب قوای درون سرای قدرت جمهوری اسلامی نیست . در ظرف هشت سال گذشته از نقطه نظر ساختار های سیاسی قدرت یک تحول عمده در داخل جمهوری اسلامی رخ داده است بدین معنی که تناسب قدرت بین نهادها و مراکز مختلفی که قدرت را تشکیل میدهند سخت تغییر کرده است.
به طور خلاصه بگویم در این هشت سال، نهادهای امنیتی و نظامی و تبلیغاتی که به نوعی دست در دست هم داشته اند و با منشاء انتصابی خود همراه با بخشی از دفتر رهبری در برابر نهادهای اقتصادی، مدیریتی، اجرایی و نهادهایی که تصدی امور کشور را می کنند و اغلب خصلت انتخاباتی دارند بسیار فربه شده به عکس نهاد های اخیر شدیدا لاغر شدند. سازمان برنامه گویی اصلا از بین رفت؛ وزارت کشور و ارگانهای سیاسی که معمولا پشت سر دولت بودند از بین رفتتند و ارگانهای اطلاعاتی وامنیتی متعدد و موازی بر آنها سایه افکندند.
اگر با دوران اصلاحات مقایسه کنیم میبینیم دولت آقای خاتمی از همان ابتدای کار مقدار زیادی ارگانهای دولتی موثررا در اختیار داشت. درست است که آن هاهم مواجه با مشکلاتی شده بودند اما ایشان دستگاه اداری آقای رفسنجانی را به ارث میبرد که در دوران ریاست جمهوری وی پس از پایان دوران جنگ و تحت لوای سازندگی نظم و ترتیب وا نسجامی هر چند حد اقلی یافته بودند
آقای رفسنجانی تحت عنوان سازندگی دوباره ساختار های دولت به معنای عام را سروسامانی داده بود. در دوران آقای خاتمی، ایشان روی آن ساختارهای دولتی و ابزارهای آن ،برنامه خود را با موضوع توسعه سیاسی بنا کرد . در دولت اصلاحات، آقای خاتمی در عین اینکه مسئول اجرای امور کشور بود یک رهبر سیاسی هم بود و دولت اصلاحات خط سیاسی خاص خود را داشت.
اگر به دقت به خط سیاسی دولت آقای احمدینژاد توجه کنیم، آن را بسیارنا منظم و بی ثبات و پررفت وآمد می یابیم تا آن جا که نه تنها نتوانست نهادهای معتبر و پایداری برای خودش درست کند بلکه دستگاه های استقرار یافته دولت را نیز متزلزل و فلج نمود . آقای احمدینژاد قدرت ایذائی و هیاهویش زیاد اما قدرت سیاسی و تصدیگری امور و اداره امور عادیاش بسیار ضعیف بود.
آقای روحانی در خرابه چنین دولتی – صرف نظر از مشکلات دیگری که جمهوری اسلامی دارد میخواهد دولت را دوباره بازسازی کند. در برنامههایش هم این حرف را زده است. مثلا گفته است که میخواهد با قوای سه گانه تعامل کند. و در سخنانش با نمایندگان مجلس گفته این کار را با اتکای به سه پشتیبانی انجام میدهد.
راس پشتیبانیهایش، پشتیبانی مردم است. پشتیبانیای که در آن ائتلاف سیاسی شکل گرفته است. ترکیب این ائتلاف سیاسی را هم آقای روحانی میداند، هم معارضینش میدانند و هم کسانی که معماران اصلی جریانی که منجر به انتخاب او شدند . بخش اعظم آن ائتلاف سیاسی در بدنه انتخاباتی رخ داد که در آن تر کیب رای اصلاح طلبان و معترضین و کسانی که خواهان تغییر بودند به میدان آمد . حتی کار به آنجا رسید که خود آقای خامنهای قبل از انتخابات در یک وضعیت استثنایی گفت حتی اگر کسانی هستند که نظام را قبول ندارند به خاطر کشورشان بیایند و رای بدهند. گفتن این حرف تا قبل از آن زمان کفر و زندقه بود که اصلا گفته شود چنین افرادی وجود دارند. حال رهبر جمهوری اسلامی اولا می گوید چنین افرادی وجود دارند و وجود آنها را به رسمیت میشناسد و ثانیا می گوید که به آنها نیاز دارد و با توجه به سمت و سوی این رای دهندگان مسلم است که به امید تغییر و بهبود رای داده اند . جمع شدن این نیروهای پراکنده موجب شد تا اکثریتی به امید تغییر و اصلاح با آرامش و اعتدال برای آقای روحانی به وجود آید.و باین ترتیب بود که این بدنه انتخاباتی توانست با 50.7 درصد آرا در دور اول اقای رو حانی را بر کرسی ریاست جمهوری بنشاند .
اما درست 24 ساعت بعد از انتخابات، همان ارگانهای تبلیغی و همان ارگانهای امنیتی که بالاتر ذکر شد فربه شدهاند شروع به خالی کردن پیروزی آقای روحانی از محتوای سیاسی اش و مصادره کردن آن نمودند.
در این انتخابات بخش عمده اتکای سیاسی آقای روحانی این بود که جنبش سبز و دردمندان آن از مادر شهید تا جوانی که به زندان رفته یا در خیابان ضرب و شتم شده و یا کسی که عزیزانش را گرفته بودند؛ همه این ها آن بزرگ منشی را از خود نشان دادند که مثل اینکه زخمی که به سادگی التیامبخشیدنی نبود را التیام بخشیده اند و برای مصلحت کشور گفتند ما یکی از همین افرادی که خود این نظام قبول میکند را انتخاب میکنیم و می بینیم برنامههایش چیست؟ و لذا پشت سر آقای روحانی بویژه پس از کنار ه گیری کردن آقای عارف به نفع آقای روحانی جمع شدند.
تجزیه و تحلیل عددی انتخابات هم نشان می دهد که اگر این نیروها به میدان نیامده بودند، آن چیزی که نامش را حماسه سیاسی می گذارند انجام نشده بود. اما مثل اینکه آن ارگانهای امنیتی و نظامی و تبلیغاتی که بازندگان اصلی این انتخابات هستند؛ مانند رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی، خبرگزاری فارس، روزنامه کیهان، خبرگزاری مهر، خبرگزاری تسنیم و دهها پایگاه خبری و تبلیغی دیگر … که همه از پول بیتالمال فضای رسانهای کشور را اشغال کرده اند، با ایجاد گرد و غبار وسیعی مدعی شده اند که آنها هستند که پیروز شده اند !
اولین مشکلی که آقای روحانی با آن مواجه شده این است که هنوز مراسم تحلیفش انجام نشده عدهای با خط و نشان کشیدن و تفسیر های محیر العقول و خط قرمز کشیدن های گوناگون می خواهند پیروزی انتخاباتیاش را مصادره کنند.
اسم این کار، غصب پیروزی سیاسی رئیس جمهور منتخب است تا جایی که او را مجبور کنند از همان قدم اول به پشتیبانان خود پشت کند و آلت دست مخالفین خود گردد.آن ها غیر مستقیم می گویند باید مقابل رای دهندگان به خودت موضع بگیری و به آنها توهین کنی. اگر این کار را نکنی مواجه با مشکلاتی خواهی شد که ما با در دست داشتن همه ارگانهای امنیتی، تبلیغاتی و قضائی انتصابی برایت ایجاد میکنیم.
آقای روحانی در تمام کارزارهای انتخاباتی اش گفته که وضعیت اقتصادی کشور خراب است. میخواهد به معیشت مردم برسد. علت خرابی معیشت آن است که مدیریت از فضای اقتصادی رخت بر بسته و وضعیت دیپلماتیک کشور خراب است. وی گفته میخواهد تنشزدایی کند و به معیشت مردم برسد. این حرف را قبل از انتخابات و در جلسات مختلف گفته و بعد از انتخابات هم بیان کرده است. حداقل باید رئیسجمهور منتخب بتواند تحلیل خود از وضعیت اقتصادی را بیان کند و با مردم در میان بگذارد تا بتواند برنامههایش را متناسب با آن پیش ببرد و حمایت مردمی را در مسیر اجرا جلب کند و مجلس باید با تحلیل اقتصادی رئیس جمهور موافق شود تا بتواند دولت را بپذیرد.
اما آقای خامنه ای در آن بالا نشسته و میگوید این کار سیاهنمایی است.کسی نباید بگوید که وضع اقتصادی خراب است و گرانی است و مردم کارد به استخوانشان رسیده است؛ در چند ماه آینده پول حقوق ها راهم نمیتوان داد؛ بودجه سال گذشته از شاخص 141 میلیارد، 106 میلیاردش اجرا شده؛ بودجه امسال که تهیه کردید و میخواهید تحویل دولت آینده بدهید شاخصاش را 219 میلیارد تهیه کردید که به احتمال زیاد 110 میلیاردش را هم نمیتوانید بسیج کنید. با وجود این به دولت میگویند اگر خودت به صورت خودت سیلی نمیزنی که آن را سرخ نگه داری ما به صورتت سیلی میزنیم که سرخ نگه داریم. مبادا که معلوم شود چه کسی مسئول بیلان فاجعه آمیز دوران هشت ساله گذشته است.
مثل اینکه راس حاکمیت جمهوری اسلامی و نهادهای عمده و موثرآن که مشخصا در شرایط کنونی ارگانهای امنیتی که تحت سایه سپاه، به عنوان ارگانهای امنیتی سپاه عمل می کنند؛ ارگانهای امنیتی که در داخل دفتر رهبری هستند و ارگانهای امنیتی که پنجرههای علنی به بیرون آن ها همین خبرگزاریهای فارس و مهر و روزنامه کیهان و امثال آنها هستند ودر راس همه سخنرانیهای گاه به گاه خود آقای خامنه ای همه و همه ؛ با تمام قوا به میدان آمدهاند که دولت آینده را از قدم اول از تمام پیش شرطهای سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک لازم برای اجرای برنامه های خود تهی سازند .
اولویت شماره یک آقای روحانی این است که نگذارد رقیب و معارض از قدم اول ریاست جمهوری وی را سترون کند و در صحنه داخلی رای دهندگان به اورا با پاشیدن بذر یاس و ناامیدی منفعل سازد و مالا خود او را در برابر این رای دهندگان قرار دهد ودر صحنه بین المللی سوسوی کوچک امیدی که برای حل مسائل عمده دیپلماتیک کشور و درراس آن ها پرونده هسته ای از طریق مذاکره وبه شیوه مسالمت آمیز بوجود آمده است را خاموش کند .
اگر مخالفین انتخاب آقای روحانی در جریان انتخابات که امروز برای او دایه های مهربانتر از مادر شده اند در این بازی خطرناک خود موفق شوند در این صورت رئیس جمهور منتخب درسرای قدرت خواجهی بی اختیاری بیش نخواهید بود و امکان پیشبرد برنامههایش را نخواهد داشت. آقای روحانی در شرایط سخت و سنگینی تا زمان تحلیف خود قرار دارد. من نمی گویم تمام قول هایی که در رابطه با جنبش سبز داده را عملی سازد، بلکه سعی کند کیان خود را حفظ کند.
شرط حفظ کردن کیان خود او عبارت از این است که چه در مورد تحلیلی که در مورد وضعیت اقتصادی کشور داشته که از الان به نوعی می گوید در صد روز اول دولتم می گویم بیلان واقعی وضعیتی را که تحویل می گیرم چگونه است؛ چه از نظر ترکیب سیاسی که پشت سرش بوده و خود می داند کدام است و حمایت مردمی اش چقدر اهمیت داشته و …؛ پابرجا بماند.
اگر بناست در کارزاری که وارد میشود رقبایش با این نوع سیاست علیه او عمل کنند بدون حفظ کردن و زنده نگاه داشتن پویایی و حمایت مردمی و حمایت سیاسی که از ایشان انجام شده، آقای روحانی از یک کوچه ازهفت شهری که باید تا آخر دوران ریاست جمهوری اش بگذرد نیزنخواهد توانست بگذرد.
بنابراین آقای روحانی از همان قدم اول مواجه با این چالش سترون سازی انتخاب دولت خویش است و مسئله اصلی اش در ترکیب کابینه ای که تشکیل خواهد داد همین نکته است که همکارانی که انتخاب میکند تا چه اندازه در مسیر حفظ هویت ویژه دولت او که با عنوان اعتدال و امید به میدان آمده است ثابت قدم و پایدار خواهند بود. آیا در ترکیب این دولت دغدغه اصلی این خواهد بود که تحت تاثیر هیاهوی غبارآلود کسانی که به او رای ندادهاند قرار گرفته و دست به خود کشی سیاسی در داخل و خارج بزند یا اینکه هنوز توانسته است شادابی بدنه اجتماعی که ایشان را به مسند ریاست جمهوری نشاند و حسن نیتی را که بدنبال این انتخاب در بخش هائی از صحنه بین المللی برایش ایجاد شد حفظ کند و این حمایت مردم و پذیرش بین المللی را دست مایه کوششی کند که شاید بتواند بخشی از مشکلات مبتلا به کشور را حل کند.
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاههای گوناگون است.