“جا هست بیش و کم آزاده را…”

برای منش عارفانه عارف

 این یادداشت برای محمدرضا عارف است. ایشان با رفتار و منش خود، یادآور شدند که انسانیت، وفای به عهد و ارجحیت دادن نفع ملی بر منافع شخصی همچنان در این کشور زنده است. بقول سیاوش کسرایی :”جا هست بیش و کم آزاده را…”.

گزینه جنبش سبز پیروز یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شد. موفقیتی که هر ایرانی را، حتی با اندک “حب وطن” میتواند خوشحال نماید.

درباره اساس انتخابات در جمهوری اسلامی، قطعا بسیار میتوان گفت و شنید و آنچه عادت اکثر ما شرقی ها و ایرانیان است، میتوان از آن گله نمود.

سیاست ورزی، هنریست که باید بتوان در بدترین حالت و در “قحط الرجال”، گزینه ای را “برگزید”، گزینه ای که خود از مجاری گوناگون غیرقانونی و از هفت خوان نظام استبدادی گذشته است. منظور از قحط الرجال نه معنای نبود بهترین گزینه، که گزینه در دسترس است.

آنچه محتوی اصلی این یادداشت را دربر می گیرد، نه پیروزی حسن روحانی در انتخابات، که راه و منشی فردی است که  سهم بسزایی در خلق این پیروزی داشته است.

محمدرضا عارف، فردی است که در درون همین نظام قرار دارد. حال چه اصلاح طلب باشد و چه نباشد، با انتخاب آزادانه کناره گیری از انتخابات بنفع حسن روحانی، نشان داد که در درون نظام جمهوری اسلامی – گرچه سالهاست از اصول و اهداف اولیه خود به دور افتاده است – همچنان میتوان افرادی را چست که یا به بیراه نظام با تبصره ولایت فقیه و یا ولایت مطلقه فقیه پی برده اند در عین حال، نه عافیت طلب شده اند و نه همچون برخی فرماندهان سپاه و به دنیای اقتصاد رانتی لغزیده اند.

محمدرضا عارف، با آنچه در انتخابات یازدهم ریاستت جمهوری از خود به نمایش گذاشت، نمونه اعلای اصلاح طلبی و ترجیح دادن منافع ملی بر بر منافع شخصی است.

اخلاق سیاسی، همان حسن پسندیده ایست که با کنار گذاشتن نیروی کارشناس و دلسوز برای کشور اما ناباور به ولایت فقیه از صحنه سیاست ایران رانده شد و معدود اشخاصی که تا حدی ملتزم به اخلاق سیاسی بودند و در درون حاکمیت باقی ماندند، چنان دچار کیش شخصیت آقای خمینی بودند که متاسفانه در زمانی که می بایست، نتوانستند نقشی برای جلوگیری از تداوم انحراف انقلاب سال ۵۷ داشته باشند. گرچه بسیاری از آنان، با مرور زمان، افزایش سن و تجربه و برتری عقل بر احساس، به جانب عقل و منطق بازگشتند و میتوان جنبش سبز را ناشی از بازگشت این عزیزان دانست.

 محمدرضا عارف، با کناره گیری از انتخابات و تمکین به خرد جمعی، بوضوع نشان داد که در درون ساختار حاکمیت جمهوری اسلامی، هنوز اشخاصی هستند که میتوان و باید با مدد آنها، به جبران مافات و احیای ارزش های انقلاب بازگشت.

 سخن زنده یاد مهندس مهدی بازرگان، با هر تحولی که در کشور ایجاد میشود، دوباره به ذهن خطور میکند، تحولات “گام به گام”.

گام به گام میتوان بسوی امید و ماهیت ارزشهای فراموش شده بازگشت.شاید نیازی به گفتن نباشد چون برای اکثر اصلاح طلبان، گزینه سرنگونی اساسا وجود ندارد و نمیتوان بطور همزمان، اصلاح طلب اما برانداز بود!

مخاطب این بخش آن دسته از هموطنانی هستند که هر حرکت و فعل و انفعالی از سوی اصلاح طلبان را گامی بسوی براندازی میپندارند. جنبس سبز و حرکت اصلاح طلبی؛ نه در صدد براندازیست و نه خواهان ساختار شکنی در “نرم” های جامعه.

 این یادداشت برای محمدرضا عارف است. ایشان با رفتار و منش خود، یادآور شدند که انسانیت، وفای به عهد و ارجحیت دادن نفع ملی بر منافع شخصی همچنان در این کشور زنده است. بقول سیاوش کسرایی :”جا هست بیش و کم آزاده را…”.

 پیروزی حسن روحانی نه فقط بر ملت ایران خجسته باد، که، زنده باد منش عارف، که “عارفانه” شرف و اخلاق را در صحنه بداخلاقی های سیاسی امروزه، زنده نمود.

۲۶ خرداد۱۳۹۲

منبع: ندای آزادی

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.