تحول در صحنه سیاسی؛ هم در نظام، هم در مخالفان

این بار آقای احمدی نژاد به عنوان مدعی کاملا واضح و روشن آقای خامنه ای در راس قوه مجریه قرار دارد و وزارت کشور که امر شمارش آرا و کنترل را در درست دارد هر چند با نظارت دیگران، هیچ روی خوشی به تقلب در شمارش آرا نشان نمی دهند.

در مورد انتخابات بین آنچه نیروهای سیاسی با آینده نگری باید انجام دهند با آنچه که شهروندان ایران بنا به شرایط زندگی و خواست هایشان انجام می دهند تفاوت قائل هستم و با شهروندانی که می خواهند از حداقل حقوقشان استفاده و در انتخابات مشارکت کنند و برای تعین اجتماعی خود چهره نشان دهند تفاهم دارم. بنابراین این شهروندان در هر انتخاباتی می توانند شرکت کنند.

نیروها و احزاب سیاسی به دلیل آنکه از جنس قدرت و حکومت هستند نمی توانند بدون توجه به این که در چه شرایطی و با چه نیروهایی تفاهم می کنند پای صندوقهای رای بروند. به نظر من شرکت نیروهای سیاسی در انتخابات در درجه اول کوششی برای تغییر توازن قدرت و یا تغییر نرم قدرت با ابزار غیرخشونت آمیز و مسالمت آمیز است.

اما شهروندان چنین دغدغه ای ندارند تا احیانا توازن قوای اجتماعی را دگرگون کنند و یا تغییر حکومت صورت دهند بلکه بیشتر حواس و توجه شان به حقوق روزانه شهروندی شان است که باید در هر شرایطی به دنبال آن باشند؛ چه زمانی که حکومت ها استبدادی و دیکتاتوری و چه دموکراتیک باشند.

خانم هانا آرنت گفته اند تفاوت نیروهای مدنی با احزاب سیاسی این است که مشروعیت حکومت را مورد سوال قرار نمی دهند بلکه این حق را برای خود قائل هستند که به هر حکومتی انتقاد داشته باشند و از هر حکومتی خواست هایی داشته باشند. علی الاصول وظیفه نهادهای مدنی و جنبش مدنی این نیست که خواستار تغییر نظام حکومتی باشد ولی در دستور کار احزاب سیاسی هست.

به همین دلیل هم اگر برای احزاب سیاسی شرکت در امر انتخابات، هیچ نوع نشانی از تغییر توازن قوای اجتماعی یا تغییر حکومت نداشته باشد و یا نوعی ائتلاف بین نیروهای تحول خواه درون حکومت و بیرون حکومت بوجود نیاید بلکه حکومت به روال قبل به سرکوب های خود ادامه دهد وهمه چیز را در قبضه خود بگیرد؛ شرکت کردن در چنین انتخاباتی زیاد امر سیاسی نیست.

این مسئله چهار سال پیش در انتخاباتی که آقایان موسوی و کروبی در راس آن قرار گرفته بودند این امید را به وجود آورده بود که میان نیروهای سیاسی که از دل حکومت اسلامی بیرون آمده اند و نیروهای غیرخودی که خارج از مدار حکومت هستند یک نوع ائتلاف سیاسی به وجود بیاید که بتوانند نیروهای اقتدارگرا و سرکوبگر را مهار کنند و کم کم جامعه را به سوی جامعه چند حزبی و متکثر و انتخابات آزاد ببرند.

من الان چنین وضعیتی نمی بینم به همین دلیل من در انتخابات شرکت نکردم ولی تحریم هم نکردم و از مردم هم نخواستم که از حق رای شان استفاده نکنند.

الان آنچه که قابل مشاهده است این است که شهروندان ایران در چند روز اخیر بویژه بعد از مناظره دومی که مسائل اتمی و بین المللی در آن مطرح شد توجه زیادی به انتخابات پیدا کردند. به خصوص هنرمندان ایران که زندگی اجتماعی و هنرشان را در خطر دیدند به شهروندان روی آوردند و آنها را پای صندوق های رای دعوت کردند و خودشان هم در انتخابات شرکت کردند و این امر نیکویی است که من ایرادی به آن ندارم .

حدسم این است که تحولی در صحنه سیاسی ایران به وجود آمده است.این تحول هم در میان مخالفین و هم در نظام حکومتی ایران به وجود آمده و ما دیگر یکدستی را در دستگاه حکومتی نمی بینیم. این که چهار طرفدار آقای خامنه ای و چهار اصول گرا در رقابت با هم شرکت می کنند و حاضر نیستند به نفع دیگری کنار بروند و هرکدام مدعی سهمی در حکومت هستند، به سهم خود گامی نیکوست و نیز در صحنه مخالفین که کاندیداهای دیگر به نفع یکدیگر و به نفع آقای روحانی کنار رفتند و این حرکتی است که نشان می دهد که جامعه ایران ائتلاف پذیر است و می تواند میان نیروهای سیاسی اش تفاهم به وجود آورد.

حال از نظر من در این انتخابات این امکان برای شرکت فعال احزاب سیاسی در انتخابات نیست ولی این روال همیشگی نیست و می تواند عوض شود.

احتمالا این تصمیمی نبوده که که آقای خامنه ای از ابتدا امانت داری به رای مردم را رعایت کنند. اما تفاوتی با دور پیشین هست و آن اینکه این بار آقای احمدی نژاد به عنوان مدعی کاملا واضح و روشن آقای خامنه ای در راس قوه مجریه قرار دارد و وزارت کشور که امر شمارش آرا و کنترل را در درست دارد هر چند با نظارت دیگران، هیچ روی خوشی به تقلب در شمارش آرا نشان نمی دهند.

سپاه پاسداران این کار را در دور قبل انجام داد. بعضا صندوقهای رای گم شدند و همان صندوق ها با محتوای دیگری از آرا دوباره پیدا شدند. این کار این بار هم قابل انجام است ولی اگر تفاوت آرا سه چهار میلیون باشد این کار به راحتی ممکن نیست. و الان حدس من این نیست که در انتخابات اخیردر شمارش آرا ممکن است اشکالاتی به وجود آید و در آرای شمرده شده جابجایی صورت گیرد.

 سایت ملی- مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

مطالب پربازدید

مقاله