حسن روحانی یک شانس بزرگ ملّی است

از قهر کردن با “انتخابات” چیزی عاید ملت نخواهد شد

[email protected]

ملت ایران در این بازیِ انتخاباتی، سیاست ورزی می‌کنند، صفوفِ اقتدارگرایان را پی در پی درهم می‌ریزند، از نیروی استبدادیان می‌کاهند، رهبران آتی خود را تربیت می‌کنند، سیاست را محاسبه پذیر می‌کنند، صفِ ملت را از گروه‌های افراطیِ حاکم جدا می‌کنند، به دنیا نشان می‌دهند که ایرانی، آزادی‌خواه، عدالت‌طلب و صلح‌دوست و مترقی است. با هیچکس سرِ جنگ ندارد، کین و نفرت و تروریست تولید نمی‌کند…

 با حمایت از حسن روحانی، بر یأس و ناامیدیِ ناشی از رَد صلاحیت رفسنجانی، می‌توان چیره شد.”یأس برادر مرگ است.”

 با یأس و ناامیدی و بدبینی، شاید بتوان از خود رفع مسئولیت کرد اما به نجات ملت و میهن یقیناً نمی‌توان دست یاری رسانید.

 با حمایت از حسن روحانی یعنی با گشودن جبهۀ دیگری علیه اقتدارگرایانِ ارتجاعی، بر این یأس و بدبینی که امضای فتحنامۀ مستبدین است، غلبه کنیم. نقشه‌ی سلطنتی- پادگانی کردنِ نظام سیاسی ایران را برهم بزنیم و از تبدیل شدن ایران به کرۀ شمالی و ایجاد سیستم کیم ایل سونگی ممانعت کنیم…

 بیت رهبری، شورای نگهبانِ برگزیده‌ی رهبری و سرانِ نظامی- امنیتی، برآنند که با روی کار آوردن یکی از عناصر مقبول رهبری، نه تنها بر تضاد دائمی میان رئیس جمهوری و مقامِ ولایت فقیه، نقطۀ پایان بگذارند، بل مشتاق‌اند که اساساً نهادِ ریاست جمهوری را که نهادی انتخابی و مردمی است، برچینند و به قیل و قال‌های جمهوریت برای ابد فیصله دهند. در واقع، در شرایط دوم خرداد سال ۱۳۷۶ هستیم. در آن روزِ تاریخی، رأی هشیارانه‌‌ی ۲۲ میلیونی برای محمد خاتمی نقشۀ اماراتی – طالبانی کردن ایران را درهم ریخت و سرنوشتِ ملت و منطقه را تغییر داد. آن سیل میلیونی مردمی این بار در حمایت از حسن روحانی به سوی صندوق‌های رأی باید روانه شود، آن مشت محکم و کوبندۀ ملتِ آزاده بر فرق مستبدانِ گمراه باید فرود آید تا راهِ بسته‌ی آزادی بازگشایی شود.

 اگر جناب خاتمی و هاشمی، تأخیر نکنند و قاطعانه از او پشتیبانی کنند، پیروزیِ روحانی در “انتخابات” ریاست جمهوری اسلامی در چند دور آتی قطعی است. حال هیچ بهانه‌ای برای این پا و آن پا کردن‌ها در حمایتِ همه جانبه از او وجود ندارد.

روحانی شانس بزرگ ملت ایران در شرایط کنونی است او به مراتب بهتر از رفسنجانی و خاتمی می‌تواند در نجاتِ ایران از این معرکۀ هولناکِ ملی و بین‌المللی نقش ایفاء کند. زیرا: روحانی، مورد اعتمادِ تقریباً همه‌ی جناح‌های موجود در رژیم اسلامی است؛ اصلاح طلبان به او علاقه دارند و اصول‌گرایان نیز حساسیتی را که نسبت به آقایان خاتمی و رفسنجانی دارند، نسبت به روحانی ندارند. درواقع تاکیدی که وی بر تشکیل دولتِ فراجناحی می‌کند، نشانه‌ی گرایش روحانی به وفاق ملی و دوری از جناح بازی و فرقه گرایی سیاسی است. او با نقشِ ارزنده‌ای هم که در جریانِ مذاکرات هسته‌ای ایفا کرد، اعتماد غربیان، خاصه اروپائیان را هم به دست آورد و برای ایران کسب آبرو کرد…

اینجانب، در وجود او سیاستمداری را می‌بینم که: دیدگاهی تعقل‌گرا از امورِ زندگیِ اقتصادی و سیاسی دارد؛ آراسته به فضیلت واقع بینی و هنر فهم ممکنات است؛ برخوردی دنیایی با زندگی اجتماعی دارد و با عینک ایدئولوژی‌های سیاسی به دنیا نمی‌نگرد؛ از ضعف و قدرت خود خوب آگاه است و وعدۀ نجات بشریت را نمی‌دهد.

روحانی در تلویزیون جمهوری اسلامی، حقاً غوغا کرد. او به مراتب قوی‌تر از حسین موسوی و کرّوبی در صحنه ظاهر شد.

مسائل را با قدرت و قاطعیت تمام مطرح کرد. برای جلب رأی مردم، از کسی تملّق نگفت و به هیچ مرجعِ قدرتی، خود را نبست. مستدّل سخن گفت و با شجاعت و دلآوری از نارسایی‌ها و کاستی‌ها انتقاد کرد. روحانی نشان داد که دغدغۀ زندگی‌‌ی تودۀ ملت را دارد یعنی نجات ایران از این تنگنای فاجعه‌ای که گیر کرده، به مشغلۀ اصلی ذهن او تبدیل شده است، اما به آینده امیدوار است. زیرا به حقانیت ملت ایران، به استعداد مثال زدنی این مردم آزاده و نیز به سرشت عدالت‌طلب و اخلاقِ‌گرای انسان امروزی، نیک آگاه است. روحانی مردِ پریروز و پس‌فرداست.

او در وضعِ فعلی، شایسته‌ترین فرد برای رسیدن به مقامِ ریاست جمهوری است و اگر ضعف‌ها و کاستی‌هایی هم دارد که حتماً دارد، در دامنِ ملت دل‌آگاهِ ایران در جریان انتخابات آتی از نو ساخته خواهد شد. یعنی همانگونه که ایرانی، از موسویِ نخست‌وزیرِ دهۀ شصت، موسویِ سبزِ دهۀ نود را ساخت؛ از خاتمیِ مکتبی، خاتمی اصلاح‌گرا را بیرون آورد، و هزاران جوانِ افراطیِ مکتبی را به نیروی مترقی و مسالمت‌جوی ملی و میهنی تبدیل کرد و عاقبت خانواده‌ی رفسنجانی و خودِ رفسنجانی را هم به صفِ ملت درآورد، چنان مردمی با چنین هنری از پسِ ضعف‌های روحانی نیز برخواهد آمد.

آری، از قهر کردن با “انتخابات” چیزی عاید ملت ما نخواهد شد. روشنفکرانِ دلسوز ما، زحمت اثبات غیر دموکراتیک بودن انتخابات پیش روی را به خود راه ندهند، زیرا چون آفتابِ روزِ روشن، معلومِ همه‌ی مردم است. همه می‌دانند که، این‌ها انتخابات نیست، بل بازی انتخاباتی است. اما ملت ایران و روشن‌بینان دانای این مرز و بوم، این بازی را فرصتی می‌دانند برای بیانِ انتقادات خود، ابراز نارضایتی‌های خود، بیانِ خواست‌های خود…

 آن‌ها با شرکت در این بازیِ انتخاباتی، سیاست ورزی می‌کنند، صفوفِ اقتدارگرایان را پی در پی درهم می‌ریزند، از نیروی استبدادیان می‌کاهند، رهبران آتی خود را تربیت می‌کنند، سیاست را محاسبه پذیر می‌کنند، صفِ ملت را از گروه‌های افراطیِ حاکم جدا می‌کنند، به دنیا نشان می‌دهند که ایرانی، آزادی‌خواه، عدالت‌طلب و صلح‌دوست و مترقی است. با هیچکس سرِ جنگ ندارد، کین و نفرت و تروریست تولید نمی‌کند…

 این فرصت را دریابیم. این شانس را از دست ندهیم.

 تگزاس- ۳۰ می ۲۰۱۳

 سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

مطالب پربازدید

مقاله