انتخابات دیگر معنایی ندارد

با توجه به این وضعیت به نظر می رسد که انتخابات دیگر معنای خود را ندارد ودر وجه حداقلی خود هم دیگر رقابتی و آزاد نیست. بنا براین شرکت در این انتخابات دیگر معنایی ندارد و فکر کنم اصلاح‌طلبان دیگر انگیزه‌ای برای شرکت دراین انتخابات ندارند و قطعا بخش قابل توجهی از آنان در این نوع انتخابات شرکت نخواهند کرد.

با رد صلاحیت آقای هاشمی که کاندیدای منتقدان وضع موجود محسوب می شد و نیروهای اصلاح‌طلب هم از ایشان حمایت کرده بودند؛ می‌توان گفت این بار و در این انتخابات «مهندسی انتخابات» به جای اینکه درهنگام و بعد از رای‌گیری انجام شود قبل از آن صورت گرفته است و حاکمیت به گونه‌ای عمل کرده که می خواهد پیشاپیش فردی را که می‌خواهد از این انتخابات و صندوق هادر بیاورد، مشخص کند.

با توجه به این وضعیت به نظر می رسد که انتخابات دیگر معنای خود را ندارد ودر وجه حداقلی خود هم دیگر رقابتی و آزاد نیست. بنا براین شرکت در این انتخابات دیگر معنایی ندارد و فکر کنم اصلاح‌طلبان دیگر انگیزه‌ای برای شرکت دراین انتخابات ندارند و قطعا بخش قابل توجهی از آنان در این نوع انتخابات شرکت نخواهند کرد.

البته این وضعیت قطعا به نفع مردم و کشور هم نیست. متاسفانه حتی در این شرایط بغرنج و بحرانی هم حاکمیت حاضر نشد سیاست های کشور را به رای مردم بگذارد تا مردم در این باره اعلام نظر کنند.

بنظرم اگر به رای و نظر و شعور مردم بها داده می شد بهانه‌هایی که شورای نگهبان برای رد صلاحیت آقای هاشمی اعلام کرده را می‌توانستند در عرصه عمومی هم مطرح کنند و عقل جمعی مردم بهتر از شورای نگهبان می‌توانست در این باره نظر و تشخیص دهد که آیا آقای هاشمی می‌تواند مسئولیت ریاست جمهوری را بر عهده بگیرد یا نه؟

چون این مردم هستند که از مسئولیت داشتن یا نداشتن ایشان نفع یا ضرر می‌کردند. این خود مردم هستند که در این باره باید قضاوت می‌کردند نه اینکه شورای نگهبان به بهانه سن بالا، آقای هاشمی را رد صلاحیت کند.

این امر نشان می‌دهد که حاکمیت به هیچ وجه نمی‌خواهد سلیقه‌های مختلف در اداره کشور درمعرض رای مردم قرار بگیرد .

الان از منظری که ما به انتخابات نگاه می‌کنیم؛ دیگر بسیاری از مردم، نامزد مورد علاقه خود را در افراد تایید صلاحیت‌شده توسط شورای نگهبان نمی‌بینند و دلیلی برای شرکت در انتخابات نخواهند داشت.

این اتفاقی که افتاده نشان می‌دهد شورای نگهبان عملا نخواسته است که مشارکت حداکثری مردم تحقق یابد و قطعا این به نفع کشور در آینده نخواهد بود.

در واقع حاکمیت و شورای نگهبان در پی آنند که با برگزاری یک انتخابات مهندسی شده و با حضور حداقلی مردم فردی را که می خواهند بر صندلی ریاست جمهوری بنشانند و به نوعی حاکمیت اقلیت بر اکثریت را مشروعیت ببخشند و لابد اینهم نوعی از مردمسالاری دینی مورد تایید حاکمیت کنونی است!

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های کوناگون است.

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.