دلایل تغییر رویکرد اصلاح طلبان نسبت به هاشمی
نیت درونی آقای هاشمی هر چه که باشد، مسأله ایست که پاسخ آن را می توان به آینده و به جریان گذشت زمان حواله کرد. ولی چیزی که موجب بسیج نیروهای اصلاح طلب در حمایت از کاندیداتوری ایشان شده است، تغییر در موضع گیری ها و جهت گیری های اوست.
بسیاری از مخالفان آقای هاشمی را عقیده بر این است که وی با اعلام کاندیداتوری خود در این دوره از انتخابات، به دنبال تسویه حساب با کسانی است که در طول هشت سال گذشته، به انحاء مختلف سعی در تحدید قدرت وی داشته، مشکلاتی را برای او و خانواده اش فراهم کرده اند.
چنین قضاوتی در مورد ایشان صرف نظر از این که بتوان برای اثبات درستی آن دلایل عقلی فرض کرد یا نه، بیشتر،از یک ذهنیت شکل گرفته از روند تحولات سیاسی در عمر سی و چهار ساله نظام جمهوری اسلامی ناشی می شود. این که اقدام هر جریان سیاسی، برای تثبیت پایه های قدرت خود، به جای تعامل با سایر جریان های سیاسی، با بد نام کردن و از میدان به در بردن دیگران، به یک عادت رفتاری در حوزه سیاست تبدیل شده است.
سال انتخابات 1384 و روی کارآمدن آقای احمدی نژاد را، به دلیل اثرات سوء ناشی از مدیریت ناکارآمد ایشان، می توان نقطه عطف تحولات نگران کننده، هم برای جمهوری اسلامی و هم برای کشور ایران تلقی نمود. مدیریت مبتنی بر آزمایش و خطا، تنش زایی درسیاست خارجی و تشدید تحریم های بین المللی،عدم شفافیت مالی در هزینه کرد پول نفت، افزایش فساد مالی در سیستم بانکی، کاهش رشد اقتصادی ، افزایش بیکاری، تورم افسار گسیخته، شلختگی مداوم در اجرای قانون مربوط به تنظیم و ارائه لایحه بودجه به مجلس، گروه گرایی و توجه به منافع گروهی به جای نگاه کلان به منافع اقتصادی و……حد اقل مشکلاتی هستند که در دل هر انسان واقع نگری ایجاد نگرانی و دلهره می کند.
نیت درونی آقای هاشمی هر چه که باشد، مسأله ایست که پاسخ آن را می توان به آینده و به جریان گذشت زمان حواله کرد. ولی چیزی که موجب بسیج نیروهای اصلاح طلب در حمایت از کاندیداتوری ایشان شده است، تغییر در موضع گیری ها و جهت گیری های اوست، در مورد مسائل و اتفاقاتی که در طول این چند سال گذشته آثار و نشانه های آشکار و نگران کننده ای را در روند پیشرفت کشور و زندگی مردم عادی یا همان قشر آسیب پذیر، از خود بر جای گذاشته است.
تعدادی از مخالفان آقای هاشمی بر این عقیده اند، که وی در گذشته و در کارنامه مدیریت سیاسی خود، به نوعی در اعمال سیاست های سخت گیرانه جمهوری اسلامی بر علیه منتقدان حاکمیت، سهیم بوده است. و درحوزه مدیریت اقتصادی، با اجرای طرح خصوصی سازی و برنامه های تعدیل اقتصادی، قبل از این که زیر ساخت های لازم اقتصادی برای اعمال این سیاست ها ایجاد شده باشد، موجبات افزایش فاصله طبقاتی در جامعه را فراهم آورد. به طوری که یکی از دلایل شکست وی در انتخابات مجلس ششم و انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم را، می توان ناکامی وی در این دو حوزه یاد شده ذکر کرد.
مسلماً در کارنامه سیاسی آقای هاشمی مانند هر سیاستمدار دیگری هم نقاط تاریک و جود دارد و هم نقاط روشن. جمع بندی عملکرد های وی در طول دوران مدیریت سیاسی اش و صدور کارنامه مردودی یا قبولی بر آن عملکردها را به قضاوت تاریخ می سپاریم. چنین بررسی هایی، نیازمند حفظ بی طرفی ارزشی محققین خواهد بود. تا بتوانند با خلق تیپ های ایده آل برای واقعیت اجتماعی همچون انقلاب اسلامی، به تحلیل ساختار و عملکرد نقش های سیاسی آن همت گمارند.
چیزی که در نتیجه گذر زمان موجب اُفت محبوبیت رهبران یک جنبش اجتماعی یا انقلاب می گردد، بالا بردن سطح توقعات پیروان خود با طرح شعار های آرمان گرایانه است که در مقام عمل قادر به پاسخگویی به آن مطالبات نیستند. در نتیجه بخشی از بد اقبالی های آقای هاشمی را باید، حاصل تفاوت آشکار میان مطالبات آرمان گرایانه مردم و ابزار های نیل به آن آرمان ها ذکر کرد.
اگر خط سیر فکری آقای هاشمی را به صورت یک نمودار خطی در محور زمان مورد بررسی قرار دهیم، شکل آن، کاملاً سیر صعودی خواهد داشت.
در چند سال اخیر، شکست ها ی انتخاباتی و چندین سال دوری وی از پست های حساس تصمیم گیری،( قدرت تصمیم گیر ی در مجمع تشخیص مصلحت نظام، قابل مقایسه با ریاست قوای دیگر نیست) فرصت کافی برای اندیشیدن در مورد ضعف ها و مشکلات مربوط به خود و نظام جمهوری اسلامی را برای وی فراهم کرده است.
حضور ایشان در این دوره از انتخابات به لحاظ ماهُوی، با انتخابات 84 تفاوت های اساسی دارد:
اول این که؛ در انتخابات 84 مردم چیزی بیش از هاشمی می خواستند. ولی کمتر از آن نصیبشان شد.
دوم، رقیب وی یعنی آقای احمدی نژاد، برای بسیاری از مردم چهره کاملاً ناشناخته ای بود که با شعار های بزک کرده انتخاباتی، همچون آوردن نان بر سر سفره مردم، عدالت محوری و مهرورزی، پا به عرصه رقابت انتخاباتی گذاشته بود. ولی الان مردم با گوشت و پوست و استخوان خود نتیجه آن شعار ها را درک کرده اند.
رفتار ها و موضع گیری های سیاسی آقای هاشمی در این چند سال اخیر، در ذهن فعالان سیاسی از او یک چهره کاملاً فراجناحی ساخته است. موضع گیری های توأم با اعتدال وی در قبال حوادث مربوط به نتیجه انتخابات در جریان اعتراضات سال 88، موجب تغییر نگرش بخش قابل توجهی از مردم نسبت به مشی و منش سیاسی وی شد.
حضور طولانی مدت او در صحنه سیاسی کشور، او را به یک وزنه سیاسی در تصمیم گیری های کلان کشوری تبدیل نموده است. به زعم اصلاح طلبان و بخشی از جریان روحانیت، هاشمی به دلیل بر خورداری از یک سری نقش های کلیدی و امتیازات خاص در کارنامه سیاسی خود، از جمله: حمایت بنیانگذار انقلاب از وی، عضویت در شورای انقلاب، ریاست مجلس شورای اسلامی، فرماندهی کل قوا در زمان جنگ، نقش وی در انتخاب آقای خامنه ای به رهبری نظام جمهوری اسلامی، دو دوره ریاست جمهوری ریاست، ریاست مجلس خبرگان و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، یکی از چهره های قدرتمند در عرصه سیاست داخلی و بین المللی محسوب می شود.
اوضاع نابسامان کشور در شرایط حساس کنونی( تهدیدات بین المللی و مشکلات داخلی) دلسوزان کشور را از کاندیداتوری آقای هاشمی خوشحال نموده است. امید این دسته از فعالان سیاسی با ریاست جمهوری آقای هاشمی، قبل از آن که به بر طرف شدن مشکلات و تغییرات سریع در جهت بهبود اوضاع مترتب باشد، بیشتر ناظر به متوقف گردیدن روند رو به رشد مشکلات کشور است.
سابقه آشنایی آقای هاشمی با آقای خامنه ای و شناخت طرفین از یک دیگر، به آقای هاشمی در پست ریاست جمهوری این امکان را خواهد داد تا با افزایش تعامل سیاسی با رهبری، در برخی از مسائل مهم مربوط به سیاست داخلی و خارجی تصمیمات بهتری اتخاذ نماید.
شجاعت او در تصمیم گیری برای حضور در انتخابات، و عزم جزم برای تغییر اوضاع آچمز سیاسی، مخالفان وی را نگران و موافقانش را امیدوار نموده است.
و در نهایت، آنان که از کاندیداتوری آقای هاشمی نگرانند، بهتر است بدانند، با انتخاب وی به ریاست جمهوری،اوضاع از این که هست، بدتر نخواهد شد.
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.