نظرخواهی بی بی سی از جمعی از صاحب نظران

مساله اصلی انتخابات چیست؟

بی‌بی‌سی فارسی در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری ایران از جمعی از صاحب‌نظران با گرایش‌های گوناگون پرسیده که مسئله اساسی ایران در این مقطع را چه ارزیابی می‌کنند. آنچه در پی می‌آید پاسخ‌های آنان به این پرسش است.

وضعیت اقتصادی بحرانی، شفافیت و آزادی انتخابات، رقابت واقعی میان نامزدها، اراده حکومت به تغییر فضای سیاسی، نقش رهبر، مناسبات میان رهبر و رئیس‌جمهور و بی‌اعتمادی بخشی از شهروندان به حکومت عمده مسائلی هستند که از نظر این صاحب‌نظران به عنوان مسائل اصلی این انتخابات تلقی می‌شوند.

مهمترین مساله و یا شکاف اصلی که سرنوشت انتخابات پیش رو را (اعم از میزان مشارکت انتخاباتی مردم، تمرکز تبلیغات انتخاباتی و برنده انتخابات) رقم می‌زند، چیست؟

.

پیام‌ اخوان – استاد حقوق دانشگاه مک‌گیل

امروزه این امری رایج است که حکومت‌های اقتدارگرا برای مشروعیت بخشیدن به حاکمیت خود دست به برگزاری انتخابات بزنند. انتخابات پیش رو، همانند انتخابات سال ۸۸، برای این برگزار می‌شود که این تصور را ایجاد کند که مردم ایران قدرت انتخاب واقعی درباره این که چه کسی بر آنها حکم براند دارند. اما حتی اگر برنده انتخابات پیشاپیش در رایزنی‌های رهبر با حلقه درونی حکومت و بر مبنای منافع نخبگان حاکم برگزیده شده باشد حوزه اثر قدرت اقتدارگرایان با محدودیت‌های جدی مواجه است، چرا که شکاف‌های عمیقی هم در میان نخبگان سیاسی و هم با عامه مردم به وجود آمده‌اند و انزوای بین‌المللی نیز بیش از پیش تشدید شده است. اهمیت اساسی انتخابات در زمینه گذار تاریخی برگشت‌ناپذیر به حاکمیتی دموکراتیک، در این است که آیا رهبران کنونی ایران این بینش و دوراندیشی را دارند که یک کاندیدای اصلاح‌طلب را “انتخاب کنند” یا این که همچنان این فرض محکوم به شکست را دنبال می‌کنند که می‌توانند وضعیت موجود را تا ابد ادامه دهند. صرف‌نظر از انتخابات دستوری پیش رو، حتی انتخابات آزاد و عادلانه نیز باید در این زمینه کلی‌تر سنجیده شود که آیا برای مردم انتخابی راستین و جامعه‌ای عادلانه‌تر و انسانی‌تر می‌سازد یا نه.

 نادر انتصار -استاد و رییس دانشکده علوم سیاسی جنوب آلاباما

مهمترین مسأله برای رای دهندگان شفافیت انتخابات خواهد بود و برای کاندیداها جلب اعتماد مردم و قانع کردن مردم به این که این انتخابات مهندسی شده نیست، البته این کار آسانی نیست.

حسین باقرزاده – فعال سیاسی

مهمترین مسئله در سطح ملی، به وضوح، گرانی و تورم مهار گسیخته‌ای است که مردم عادی را به شدت تحت فشار قرار داده است و انتظار می‌رود که تبلیغات انتخاباتی تا حدی روی این مسئله و راه حل‌های آن متمرکز شود. ولی سرنوشت انتخابات ایران را نه رأی مردم و بلکه نهادهای وابسته به قدرت سیاسی تعیین می‌کنند. نامزدهای انتخابات، هم برای عبور از صافی شورای نگهبان و هم برای برآمدن از صندوق رأی، نظرشان بیشتر متوجه رهبری نظام و نهادهای وابسته به آن خواهد بود تا مردم و رأی دهندگان. در باره مشارکت انتخاباتی تا ترکیب نامزدهای مجاز مشخص نشود به سختی می‌توان ارزیابی واقع‌بینانه‌ای ارائه داد.

محمد برقعی -فعال سیاسی

مهمترین عامل برای انتخاب شدن از نظر مردم در این دوره کارایی است این که چه کس این کشتی اسیر طوفان یا در خطر به گل نشستن را می‌تواند نجات دهد، اقتصاد را سامان ببخشد، و خطر تهاجمات بین المللی -نظامی یا غیر نظامی- را تا حد ممکن برطرف کند. مسایل ایدئولوژیکی و غم دین و نگاه‌های مختلف به دین بسیار کم رنگ است. حتی مسایل حقوق بشری و حقوق شهروندی که در سال ۸۸ و زمان اصلاح طلبی در راس امور بود از اولویت برخوردار نیستند.

ابوالحسن بنی‌صدر – رئیس‌جمهور پیشین ایران

تفاوت این “انتخابات” با “انتخابات” پیشین این است که این بار، آقای خامنه‌ای یا باید تغییر را بپذیرد و یا کشور را در وضعیت کنونی نگاه دارد. معنای تن دادن به تغییر، حداقل، این است که بپذیرد در امور دولت (هر سه قوه) دخالت نکند. نشانه‌ای از آمادگی او برای تن دادن به تغییر مشاهده نمی‌شود.

مازیار بهروز -استاد تاریخ دانشگاه سان‌فرانسیسکو

به نظر می‌آید گردانندگان انتخابات امسال اول از هر چیز بر به وجود آوردن ثبات و یک پارچگی در نظام تاکید داشته باشند. از این منظر انتخابات امسال بیشتر درباره ثبات و نظم و یک پارچگی است تا رقابتی بودن. ریشه این وضعیت هم به دو پدیده ارتباط پیدا می‌کند. از یک سو سوءمدیریت در نهاد ریاست‌جمهوری در دوره گذشته وضعیت داخلی را از آنچه باید باشد آشفته‌تر نموده است. بنابراین در این انتخابات به نظر می‌آید از یک منظر تاکید بر روی کارآمدن رئیس‌جمهوری است که بتواند یک هیئت درست مدیر و مدبر را برای اداره کشور انتخاب کند و در این راستا از تنش‌های بی‌مورد و غیرلازم پرهیز کند. از سوی دیگر به خاطر شرایط سخت جهانی و تحریم‌ها و مذاکرات هسته‌ای و غیره، به نظر می‌آید لزوم تقلیل رقابت‌های جناحی در حاکمیت از هر زمان دیگری بیشتر حس می‌شود. موارد بالا احتمالا انتخابات را تا حدود زیادی غیررقابتی خواهد کرد و جناح‌های رقیب خط مشی قالب فعلی یا شرکت نخواهند داشت و یا حضور کم‌رنگ و بی‌تاثیر خواهند داشت. طرح مسایلی مانند “مهندسی کردن انتخابات” و یا ممنوعیت حضور این و یا آن جناح حکایت از سیاست بالا دارد.

رامین جهانبگلو -پژوهشگر فلسف

فکر می‌کنم دو مساله از همه مهمتر است: نخست عدم شرکت گسترده مردم در انتخابات و دوم درگیری جدی میان جنا‌ح‌ها که بی شک از مرحله لفظی عبور خواهد کرد.

فرنگیس حبیبی -روزنامه‌نگار

اگررقابت‌هایی که در این انتخابات در پشت صحنه و در قالب تهدید و فشار و ارعاب انجام می‌شوند با شفافیت به جلوی صحنه بیایند و مردم بتوانند تفاوت هایی را در منش، بینش واستراتژی نامزدها ببینند که نویدبخش بهبود زندگی‌شان باشد کارزار انتخاباتی حرکت و پویایی نسبی خواهد یافت که البته الزاما تاثیری درنتیجۀ انتخابات نخواهد داشت. چنین به نظر می‌رسد که نامزدهایی که احتمالاً می‌توانند این پویایی را در کارزار بوجود آورند در میدان حاضر نخواهند شد و رقبای کم جثه نیز نمی‌توانند اصولاً سرنوشتی را برای انتخابات رقم زنند. با این حال فقدان رقابت آشکار به معنای تحقق رویای یکدست شدن حکومت نخواهد بود.

مهدی خلجی -پژوهشگر انستیتوی مطالعات خاور نزدیک واشنگتن

سرنوشت انتخابات آینده بسته به امکان رقابت واقعی میان نامزدها است؛ یعنی نامزدها هم اختلاف نظری کمابیش جدی بر سر مسائل اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی داشته باشند (کمتر کسی انتظار تغییر سیاست خارجی، هسته‌ای و داخلی را از رییس جمهوری دارد) هم شمار نامزدها آن اندازه زیاد نباشد که انتخاب دشوار و رأی‌ها پراکنده شود. آن‌چه اکنون (در زمان نگارش این سطور) می‌بینیم مه‌آلودگی فضای انتخاباتی، بی‌تصمیمی برخی برای نامزدی و اعلام نامزدی شمار بسیاری از کسانی است که به سختی می‌شود اختلاف نظر میان آن‌ها یافت. رقابت میان بسیاری از این دسته افراد ایدئولوژیک نیست، تنها بر سر به دست گرفتن قدرت است.

مهرداد خوانساری -فعال سیاسی

  بازسازی اعتماد و ترمیم روابط میان مردم و حاکمیت و ایجاد فضایی نسبتا سالم با آزاد سازی امثال موسوی و کروبی.

 حمید دباشی – استاد ایران‌شناسی دانشگاه کلمبیا

“رای من کو؟” -این مهمترین و ماندگار ترین سؤال در فرهنگ سیاسی ایران تا نیل به دموکراسی خواهد ماند. این سوال ساده ولی سنت شکن را میلیون‌ها شهروند فرهیخته ایران از فردای روز انتخابات رئیس جمهوری پیشین از خود و از رژیم حاکم پرسیدند و چهار سال بعد از طرح عمومی این سوال در جامعه سیاسی ما هنوز هم پاسخی به آن دریافت نکرده‌اند-جز مشت و لگد و شکنجه و آزارو قتل عمد شهروندان بیگناه البته. مهمترین مساله انتخابات پیش رو عدم اعتماد بخش گسترده‌ای از مردم به صندوق‌های رای است. برنده انتخابات بعدی در نتیجه میانگین نیروهای متخاصم در صدر رژیم حاکم و توان سیاسی آنها در تهییج و تجهیز جناح‌بندی‌های معمول و یا نو پا ی مورد تایید جمهوری اسلامی است.

تقی رحمانی -فعال سیاسی

 به روشنی در باره انتخاباتی که هنوز مشخص نیست که چه افرادی می‌توانند در آن کاندیدا شوند، نمی‌توان نظر داد. اما مسئله اقتصادی و تورم و هم امنیت –به دلیل احساس ناامنی احتمالی از حمله- علیه ایران می‌باشد. چرا که مردم ما از افغانستان و عراق شدن ایران می‌ترسند. در نتیجه برنامه‌های مربوط به اقتصاد و… در اولویت خواهد بود. منتها هر کاندیدایی برای این مشکلات برنامه‌های خودرا ارائه می‌دهد که میزان تنوع برنا مه‌ها و راه حل‌ها می‌تواند حیرت آور باشد.

به عنوان نمونه ارائه برنامه برای مقابله با تورم و گرانی وایجاد امنیت، می‌تواند برای کاندیدای اصلاح طلب از حقوق شهروندی آغاز شود. برای کاندیدای دولت ازافزایش یارانه‌ها و برای کاندیدای مورد حمایت اصول گراها از حفظ ارزش‌های انقلاب الهام بگیرد. اما نکته مهم آن است که تحریم‌ها همه جناح‌ها را به اندیشه جبرانی واداشته است حتی فرماندهان سپاه را. نباید فراموش کرد که بخش قابل توجهی در ایران خواستار آزادی‌های مدنی هستند. با این همه انتخابات آینده چهره محور خواهد بود تا برنامه محور.

سعید رهنما -استاد علوم‌سیاسی دانشگاه یورک

این سوال در صورتی می‌توانست به طور واقعی مطرح باشد که این انتخابات انتخاباتی آزاد با حضور نامزدهای واقعی مردم باشد. حتی اگر یک انتخابات نیمه آزاد برای برگزیدنِ یکی از نامزدهای متنوعِ طرفدار حکومت می‌بود، باز امکان داشت که تا حدودی به مسائل تعیین کننده سرنوشت انتخابات اشاره شود. اما می‌دانیم که چنین نیست و گردانندگان رژیم با درس‌هایی که از انتخابات ریاست جمهوری چند دوره قبل گرفته‌اند، دیگر حتی همین حق انتخاب محدود را نیز از مردم سلب خواهند کرد. بنا براین، مسئله یا مسائل عمده مردم هر چه که باشد تاثیر چندانی در سرنوشت انتخابات نخواهد داشت. زمانی که گردانندگان اصلی رژیم به رهبری “رهبر” نامزد مورد نظر خود را تعیین کردند، آن فرد از صندوق‌های رای بیرون آورده خواهد شد؛ هم به زورِ بسیج شبکهِ تو در توی رژیم و هم با توسل به تقلب آشکار. بنابراین انتخابات پیش رو با شفافیت به مراتب کمتر و تقلب‌ها و محدودیت‌های بیشتر مواجه است.

محسن سازگارا -فعال سیاسی

بدون شک مهم‌ترین چالش پیش روی کشور مشکل اقتصادی است. حل این مشکل نیازمند تغییرات بنیادی در سیاست‌های داخلی و خارجی است که توسط رهبری اعمال می‌شود. این چنین تغییری در نهایت باید به تغییر قانون اساسی کشور منجر شود. چرا که حضور نهادی مثل رهبری با چنین اختیارات گسترده‌ای مستقل از فرد متصدی آن، دیر یا زود به همین جا و همین بساط ختم می‌شود

رئیس دولتی که قرار است با رای مردم انتخاب شود، برای حل مشکل اقتصادی کشور باید بتواند مشکل تحریم‌ها را با دنیا حل کند. ایران را از انزوای سیاسی بیرون بیاورد و امر سرمایه‌گذاری خارجی به خصوص در صنایع نفت و گاز را تسهیل نماید. مشکل بانک‌ها را حل کند که در واقع همگی ورشکسته هستند. لوایح لازم برای تغییر قوانین کشور در جهت حاکم شدن اقتصاد آزاد و رقابتی را فراهم کند. با خصوصی سازی و نه اختصاصی سازی، ساختار بنگاه‌های کشور را درست نماید. هزینه‌های دولت را پایین آورده و بودجه را تراز کند و فوری تر از همه با شروع طرح هایی عمرانی جمعیت بیکار کشور را به کار بگیرد و با توسعه زیرساخت‌ها، اقتصاد کشور را از رکود بیرون بیاورد تا در قدم‌های بعدی سرمایه‌گذاری در امر مسکن و تولید صنعتی بتواند به جریان بیفتد.

فرج سرکوهی -روزنامه‌نگار

چالش لایه‌های جامعه و چالش جناح‌های حکومتی برای سهم بیشتر از درآمدهای نفتی، مبارزه جناح‌ها و شبکه‌های قدرت حکومتی برای سهم بیشتر در قدرت، چالش ساختار استبدادی با لایه‌هایی از جامعه که خواهان آزادی‌های اجتماعی هستند، از مهم‌ترین روندهای موثر بر انتخابات است در تبلیغات انتخاباتی همه نامزدها، جز نامزد جبهه پایداری، به جای نقد برنامه رقبای خود، دولت احمدی نژاد را نقد می‌کنند هرچند احمدی نژاد نامزد نیست و مشائی رد صلاحیت خواهد شد. هیچ یک از نامزدها مفهوم و برنامه جدید رای آوری را ارائه نکرده‌اند.

صف‌بندی نیروها و میزان مشارکت در انتخابات بدون روشن شدن نامزدی آقایان خاتمی و رفسنجانی روشن نیست اما این دو نیز مفهومی جدیدی مطرح نکرده‌اند. رفسنجانی از مفهوم مبهم و کلی “اعتدال” سخن می‌گوید و خاتمی مفهوم “مردم سالاری دینی” خود را به “بازتر شدن فضا” تقلیل داده است. جبهه پایداری و نامزدهای دولتی “عدالت اجتماعی” احمدی نژاد و اصول گرایان مفهوم تکراری “ولایت پذیری” را تکرار می‌کنند.

ساختار جامعه چالش بین ثروتمندان و لایه‌های بالای به اصطلاح “طبقه متوسط ایران” را با لایه‌های فقیر، کم درآمد و حاشیه نشین و چالش بین محافطه کاران سنتی را با لایه‌های خواهان آزادی‌های اجتماعی، به پسزمینه اصلی مبارزات انتخاباتی بدل می‌کند.

احمد سلامتیان- نماینده پیشین مجلس ایران

تناقض ذاتی برآمده از قانون اساسی میان ولی فقیه تام‌الاختیار غیرپاسخگو و رئیس‌جمهور منتخب آرای عمومی اما با اختیارات محدود، بدل به منطق اصلی تعارض و موتور اساسی شکل گیری و تحول قدرت در راس حکومت شده است.

به دنبال تجربه‌های ناکام اولین رئیس جمهورسرکش بر کنار شده سومین رئیس جمهور بی اختیار که خود بنا بر شرائط دیگری رهبر تام الاختیار شده، چهارمین رئیس جمهور یار غار و شریک اما ناراضی، پنجمین رئیس جمهور اصلاح طلب هر هفته مواجه با یک بحران، ششمین رئیس جمهور ذوب در ولایت که سر به نافرمانی زده. مساله اساسی انتخابات ریاست جمهوری این دوره سرنوشت ریاست جمهوری، استقلال و تمایز آن از سرای رهبری است .

تناقض و تعارض اصلی معماران انتخابات در پیش رو وصلت غیر ممکن بین این دو ماهیت است رئیس جمهور منتخب مردم و یا کارگزار برگزیده رهبر. و چه بسا که این غیر ممکن انتخابات پیش رو را بدل به آخرین انتخابات ریاست جمهوری به آرای مستقیم در جمهوری اسلامی بکند.

محمود صدری -استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تگزاس

مهمترین مساله آزاد بودن انتخاب شونده و انتخاب کننده است. این آزادی در انتخابات قبلی به سبب نظارت استصوابی و مهندسی انتخاباتی و دستبرد در آرا مردم مخدوش و مضمحل شده. حال ما درس خود را گرفته‌ایم. همچنانکه سران اصلاحات و جنبش سبز گفته‌اند، دو راه بیشتر در پیش پایمان نیست: یا آزادی در انتخابات یا تحریم آن. دموکراسی، مانند شتر سواری، دولا دولا نمی‌شود

فریبا عادلخواه -پژوهشگر علوم سیاسی

 یکی از مسائل مهم انتخابات پیش رو همان وسعت و قدرت گرفتن شبکه‌های مالی تجاری است که در قالب بانک‌های خصوصی، تعاونی‌ها، شرکت‌های مختلف در سازمان بورس و اوراق بهادار، بنیادها، صندوق‌های بازنشستگی و… فعالیت می‌کنند. این شبکه‌ها در عین ارتباط تنگاتنگ با نهادهای حکومتی دارای استقلال نسبی هستند چرا که متعلق به بخش خصوصی می‌باشند که معروف به بخش چهار اقتصادی هستند. به عبارتی دیگر دارای طبیعت شتر مرغی هستند یعنی اگر بتوانند می‌پرند و اگر نشد سینه خیز می‌روند! به هر حال دارای مطالبات خاص خود هستند که نه جناحی است و نه ایدئولوژیک و دغدغه‌اش حیات و رشد این شبکه‌ها است. این شبکه‌ها که به لطف تحریم‌ها در دهه گذشته پروار شدند، امروز در مقابل تحریم‌ها قد برافشته‌اند زیرا که شرایط ایجاد شده مانع بزرگی بر سر راه گسترش فعالیتهای آتی انها خاصه در صحنه بین المللی می‌باشد که این خود از جمله عواملی است که به اهمیت انتخابات پیش رو برای این شبکه‌های مالی اشاره دارد. به اضافه اینکه به غیر از کاندیدای دولت و نظام، کاندیداهای دیگر برای حضور رقابتی نیاز به منابع مالی دارند که خارج از عهده یک شخص است و باید منتظر تلاقی تقاضای حمایتی کاندیداها و عرضه این شبکه‌ها شد. به این ترتیب و با این رویکرد سوال اصلی این نیست که چه کسی خواهد آمد، بلکه این است که حمایت از کجا است و چه جریاناتی تغذیه کنندگان این دوره از انتخابات خواهند بود؟ که این همان پدیده وام داری است که در انتخابات گذشته در کلام رهبری به کرات نسبت به آن هشدار داده شده و این باردر انتخابات پیش رو به شکلی متفاوت مطرح می‌شود چرا که به نظر این هر دو، یعنی نظام و شبکه‌های مالی به نوعی در سرنوشت هم دخیل خواهند بود.

 کاظم علمداری -استاد جامعه‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا

مهمترین مسأله وضع وخیم اقتصادی ایران و شکاف اصلی میان مردم و حکومت از یک سو، و میان دو جناح اصلی حکومت بر سر برتری قدرت از دگر سو است. سیاست تا به کنونی حکومت این بوده است که مانع حضور خاتمی در انتخابات شود. درغیاب خاتمی، شخص دیگری از اصلاح طلبان که بتواند از ظرفیت بالا برای جلب آرای مردم برخوردار باشد دیده نمی‌شود. اگرچه حکومت می‌کوشد اشخاصی را که با سیاست کنونی اداره مملکت مشکلی نداشته باشند زیر نام اصلاح طلب تشویق به نامزدی کند تا با حضور آنها فضای انتخابات گرمتر شود. بنابراین، سرنوشت انتخابات در رقابت میان این دو جناح حکومتی، یعنی دولت و اصول‌گراهای مدافع آیت الله خامنه‌‌ای، تعیین خواهد شد. با توجه به دسترسی هر دو گروه به اهرم‌های قدرت حکومتی آنها می‌کوشند برای جلب آرای مردم و حذف رقیب از هر وسیله‌ای استفاده کنند. به طوری که ممکن است این رقابت به خشونت میان آنها نیز کشیده شود. زیرا برای دو طرف شکست و تضعیف و یا حذف رقیب بسیار تعیین کننده شده است. این در حالی است که هیچ یک از دو جناح حکومتی برنامه‌ای برای حل مشکلات جامعه ندارند.

 رضا علیجانی -فعال سیاسی

به نظر می‌رسد مهم‌ترین عامل تاثیر گذار در انتخابات در برخی اقشار ( طبقه متوسط فرهنگی مدرن) این است که آیا نامزدی از معترضان و منتقدان شرکت می‌کند یانه. به این معنا که آیا گشایشی در فضای تنفسی سیاسی و مدنی حاصل خواهد شد یاخیر و نامزدی می‌آید که به ایجاد فضای نسبی باز سیاسی و آزادی زندانیان و مطبوعات و احزاب اشاره کند یا خیر؟

اما در بین اکثریت دیگر اقشار مسئله اصلی این خواهد بود که چه کسی ( به حق یا ناحق) نماد و تبلورنارضایتی از وضع موجود شود که احیانا راه حل‌هایی نیز برای برون رفت از مشکلات کنونی در زندگی روزمره مردم دارد. مانند رفع تحریم‌ها – حل و فصل منازعه هسته‌ای به محوریت گرهگشایی از روابط ایران و آمریکا و در نتیجه همه این راه حل‌ها موفق شدن در مهار تورم و بیکاری

پس مهمترین شاخص‌های انتخاباتی در جامعه ایران ایجاد فضای نسبی تنفسی برای فعالان سیاسی و مدنی برای برخی اقشار و ایجاد رفاه نسبی در برخی دیگر است . البته اکثریت عددی را طیف دوم تشکیل می‌دهند.

منصور فرهنگ -استاد علوم سیاسی دانشگاه بنینگتون

شکاف اصلی در انتخابات رئیس جمهور آینده ایران این است که آیا ادعا یا خیال رقابتی بودن آن در دایره “خودی‌ها” ادامه خواهد یافت و یا کاندید مورد نظر ولی فقیه چنان عریان از صندوق‌های رأی برون خواهد آمد که “خودی‌های” معروف به اصولگرا نیز به همان نتیجه‌ای برسند که “خودی‌های” اصلاح طلب در سال ۱۳۸۸ بدان پی بردند. از آنجا که رقابت بر سر قدرت و عواید ریز و درشت مقامی و اقتصادی در میان شخصیت‌ها و جناح‌های وابسته به نظام واقعیتی پیوسته و اجتناب ناپذیر است، لذا تصمیم آقای خامنه‌ای به حمایت از فرد یا گروهی خاص از دید رقبا پنهان نمی‌ماند و در نتیجه ناتوانی کنونی او در بر قراری توازن مطالبات رقبا در حریم “خودی‎‌ها” تشدید و بقای رژیم بیش از پیش متکی به سرکوب “غیر خودی‌های” جدید و قدیم می‌شود. پیامد ساختاری این تغییر تسریع تسلط ارگان‌های امنیتی و اطلاعاتی سپاه بر کشور و تقلیل نقش خامنه‌ای به توجیه‌گر عملکرد سپاه خواهد بود.

رضا قاسمی -دیپلمات سابق

 به نظر می‌رسد که مهم‌ترین مسئله یا شکاف اصلی که سرنوشت انتخابات آینده را رقم می‌ زند میزان مشارکت انتخاباتی مردم است. جامعه برون مرزی به کلی نسبت به امر انتخابات بی تفاوت است و جامعه درون مرزی اعم از اینکه مجذوب باشد و یا مرعوب، ناچار پای صندوق می‌رود ولی چون می‌داند که انتخابات “رهبر فرموده” است یقین دارد اسم آن کسی از صندوق بیرون می‌آید که صددرصد پیرو خط امام و مورد تایید شورای نگهبان و مقام رهبری است. بنابراین بی تفاوتی هموطنان “از خانه رانده شده” و بی اعتقادی هموطنان “درخانه مانده” مهم‌ترین مسئله یا شکاف اصلی انتخابات را رقم می‌زنند.

امیرحسین گنج‌بخش -فعال سیاسی

مهمترین موضوع این دوره انتخابات ریاست جمهوری خود نهاد ریاست جمهوری و آینده آن در ساختار نظام ولایی است. ابتدا به طور حقیقی‌ سپس به طور حقوقی. امروزه برای همه من‌جمله خود آقای خامنه‌ای روشن شده است که وجود دو شاخه حکومتی با دو سر اجرائی پدیده غیر قابل استمراری است. واقعیت هم این است که تنش ساختاری میان این دو و کوشش‌های مستمر نهاد ولایت در یافتن چیرگی بر دستگاه دولت و حکومت مندی را کاملا مختل و کشور را در وضعیت خطیری قرار داده است. بنابراین می‌توان پیشبینی نمود که این دوره از انتخابات ریاست جمهوری نقطه عطفی در مناسبات میان این دو نهاد در جمهوری اسلامی خواهد بود.

عبدالکریم لاهیجی – نایب‌رئیس فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشر

استراتژی آقای خامنه‌ای این است که انتخاباتی به ظاهر رقابتی ولی بدون رودرویی و تقابل جدی بین کاندیداها صورت گیرد . این پیام آمرانه فرمانده نیروهای انتظامی که “کاندیداها سیاه نمایی نکنند” گویا و نمایانگر خط قرمز رقابت‌های انتخاباتی است. از سوی دیگر با تهدیدهای صریح و ضمنی نسبت به کاندیداتوری احتمالی خاتمی و هاشمی رفسنجانی و انصراف قریب به یقین این دو، صوری بودن رقابت‌های انتخاباتی بین کاندیداهای درجه دو که همگی گوش به فرمان رهبری صف کشیده‌اند، وضعیت کم و بیش مشابهی چون انتخابات دهه ٧٠- ١٣٦٠ را به وجود خواهد آورد که در عدم شرکت بخش بزرگی از مردم به ویژه در تهران و دیگرشهرهای بزرگ تجلی خواهد یافت.

هایده مغیثی -استاد مطالعات زنان

با توجه به نبود آزادی بیان، آزادی تشکل و احزاب و تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی، معتقد به ولایت و منافق، انتخابات به معنای گزینش کاندیدایی که او و برنامه‌اش مورد تایید اکثریت جامعه قرار گرفته در ایران معنایی ندارد. هرکس که انتخاب شود مسئولیت و جوابگویی‌اش نه در برابر مردمی که نام او را به هر دلیل در صندوق‌ها ریخته‌اند بلکه در میزان فرمانبرداری و اطاعت او از ولی فقیه است. ولی فقیه نیزکه قدرتش متکی به آرای مردم نیست دخالتش در امور کشور و کارها و سیاست‌های شخصی که از صندوق بیرون آمده نه بخاطر خیر و رفاه مردم و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی جامعه که برای تداوم قدرت خودسرانه و انباشت جیب خود و وابستگانش است- با توجه به این واقعیت می‌شود گفت مهمترین مساله یا شکاف اصلی این انتخابات مانند انتخابات قبلی نبود آزادی و حق مشارکت واقعی مردم در وضع قانون و سیاست‌گزاری از طریق انتخاب نمایندگان خود است.

علی‌اکبر موسوی خویینی -نماینده پیشین مجلس ایران و پژوهشگر دانشگاه

به نظرم مهم ترین مسئله وشکاف اصلی از بین رفتن اعتماد به حکومت در تامین مطالبات و جلب رضایت شهروندان است که مانع از مشارکت حداکثری و نشاط واقعی انتخابات خواهد بود هر چند حکومت با برگزاری هم زمان انتخابات شوراها وبه حاشیه راندن نهاد مدنی مهم تلاش بر پوشاندن این مشکل برخواهد نمود. طبعا دو مولفه برگزاری انتخابات آزاد ونیز کارآمدی در تامین رفاه جامعه درمان گر آن است ولی نشان دادن آلرژی توسط رهبری حکومت حتی به واژه انتخابات آزاد دورنمای روشنی از بازنگری در این برآورد غلط وتوهم آمیز به جای نخواهد گذاشت .

فرخ نگهدار-فعال‌ سیاسی

بدون شک مهم ترین خصلت نمای این انتخابات میزان مشارکت است. وقتی می گویم میزان مشارکت البته فقط آن عددی نیست که پس از شمارش آراء اعلام می‌شود. منظور از “میزان مشارکت” شمار کسانی است که برای پیروزی نامزد مورد نظرشان فعالیت (کمپین) می‌کنند. میزان من شمار اجتماعاتی است که برای انتخابات تشکیل می‌شود، میزان شوری است که در جامعه شکل می‌گیرد، میزان امیدی است که پدید می‌آید؛ میزان خبرهایی است که درباره انتخابات مخابره می‌شود؛ میزان بحث‌هایی است که در خانواده ها در می‌گیرد.

آقای خامنه‌ای در سخنرانی نوروزی از “حماسه سیاسی” صحبت کرده و توضیح داده که منظورش از آن پرشور و پرشکوه بودن انتخابات است. امید من این بود که با سهل تر گرفتن مشارکت نیروها و راه یافتن جناح‌های دولت، اصلاح طلب، اصول گرا و بیت‌گرا همه‌ی نیروهای عملا موجود در جمهوری اسلامی بسیج شوند تا حماسه آفریده شود. محاسبه من این بود که علت تاکید مکرر آقای خامنه‌ای بر ضرورت خلق “حماسه سیاسی” آنست که یقین دارد هرگاه دولت منتخب حاصل یک انتخابات ۵۰ میلیونی باشد قدرتمندترین حربه در چالش‌های بین‌المللی و منطقه‌ای در اختیار حاکمیت قرار خواهد گرفت و این محاسبه درست است. به زبان دیگر هرگاه جمهوری اسلامی ایران موفق شود به دنیا ثابت کند که نظام سیاسی ایران با مشارکت وسیع ترین اقشار اجتماعی کشور کار می کند نه تنها تهدیدهای اسرائیل و سایر قدرت‌های حامی آن را عملا پوچ می‌کند، بلکه قدرت چانه زنی آن در عرصه بین المللی به مراتب افزایش خواهد یافت. تحریم کردن کشوری که دولتش برخاسته از یک انتخابات ۵۰ میلیونی است برای حاکمان غرب از دشوارترین کارها و مستلزم مقابله با افکار عمومی است.

محمدرضا نیکفر -پژوهشگر فلسفه سیاسی

ورشکستگی اخلاقی، سیاسی و اقتصادی رژیم و در همان حال عدم آمادگی مردم برای این که دستگاه فاسد را برچینند. عامل اول بر حیله‌گری و سرکوب‌گری رژیم می‌افزاید، و عامل دوم باعث می‌شود که مردم تا حدی در بازی انتخاباتی شرکت کنند و به این یا آن فرد امیدهایی ببندند. انتخاباتی جدی − نه به صورت مطلق، بلکه در حد همین نظام حاکم − انتخاباتی است که انتخاب مردم از ظرفیت رژیم برای تغییر در صف‌بندی‌های درونی خود فراتر رود. انتخابات ۱۳۸۸ چنین بود. بعید می‌دانم انتخابات کنونی چنین شود.

شیدان وثیق -پژوهشگر علوم اجتماعی

مهمترین شکاف را همانا روی گردانی عموم شهروندان کشور از این مضحکه و تحریم آن می‌تواند تشکیل دهد. عدم شرکت گسترده‌ی مردم در “انتخابات” ریاست جمهوری، نشانه‌ی مخالفت آن‌ها با استبداد و خواست ایرانی آزاد و دموکراتیک بدون جمهوری اسلامی است. چنین اقدامی، به ویژه در شرایطی که این رژیم بیش از هر زمان دیگر هم در ایران و هم در جهان منزوی و رسوا شده است، ادعای مشروعیت مردمی آن را بار دیگر باطل و شرایط براندازی‌اش به دست خود مردم و جنبش‌های اجتماعی‌شان را بیشتر فراهم خواهد کرد.

منبع: بی بی سی

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.

مطالب مرتبط

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

مطالب پربازدید

مقاله