نگاهی به سخنرانی نوروزی رهبر ج.ا در باره انتخابات

مسئله غلط و سؤالِ درست

هدف از انتخابات، “نااميد كردن دشمن” نيست بلكه استفاده از حق انتخاب سرنوشت است؛ وقتى نااميد كردن دشمن به عنوان هدف تعيين شود حكومت به خود حق مى دهد هر نامزدى را كه نمى پسندد و گمان مى كند كه آمدن او دشمن فرضى را اميدوار مى كند رد صلاحيت كند و بر فرض تاييد صلاحيت، در صورت انتخاب شدن آن فرد، خود را مجاز به تقلب بداند و اعتراض ها را به نهادى ارجاع دهد كه خود آن نهاد را برگزيده و سرانجام معترضان را فتنه گر بخواند.

چنان كه انتظار مى رفت آقاى خامنه اى در سخنرانى سال نو در مشهد، به مسئله انتخابات پرداخت؛ اما صورت مسئله را تغيير داد و البته اين نيز دور از انتظار نبود؛ آنچه دور از انتظارست آن است كه تحليلگران، مقهور طرح غلط مسئله شوند و از آن منظر به ماجرا نگاه كنند كه رهبر جمهورى اسلامى آگاهانه آن را دنبال مى كند؛ او سخنانش درباره انتخابات را با يك «تعريف» شروع مى كند و با يك «تضمين» به پايان مى برد.

در آغاز مى گويد: «شور انتخاباتی در كشور و حضور مردم پای صندوقهای رأی مي تواند تهديدهای دشمنان را بی‌اثر كند؛ مي تواند دشمن را نااميد كند». و طرح و تعريف غلط مسئله از همين جا آغاز مى شود.

صرف نظر از اينكه دشمن كيست و به چه كارى دشمنى مى گويند، هدف از انتخابات، “نااميد كردن دشمن” نيست بلكه استفاده از حق انتخاب سرنوشت است؛ وقتى نااميد كردن دشمن به عنوان هدف تعيين شود حكومت به خود حق مى دهد هر نامزدى را كه نمى پسندد و گمان مى كند كه آمدن او دشمن فرضى را اميدوار مى كند رد صلاحيت كند و بر فرض تاييد صلاحيت، در صورت انتخاب شدن آن فرد، خود را مجاز به تقلب بداند و اعتراض ها را به نهادى ارجاع دهد كه خود آن نهاد را برگزيده و سرانجام معترضان را فتنه گر بخواند.

آن نهادى كه آقاى خامنه اى به آن اشاره مى كند همان نهادى است كه دبير آن در سال ٧٨ (دو سال پس از رياست جمهورى آقاى خاتمى) در حرم حضرت معصومه قم در ميان جمعى از طلاب گفت كه تاييد صلاحيت خاتمى معصيت او بوده و او همواره براى اين معصيت، استغفار مى كند. آقاى خامنه اى هم در همين سخنرانى تا آخر قصه را خود مى خواند و مى گويد: «خوشبختانه سازوكارهای قانونی برای رفع اشكال، رفع اشتباه، رفع شبهه وجود دارد؛ همه از این راهكارهای قانونی استفاده كنند» و مى افزايد: «آنچه در سال ٨٨ اتفاق افتاد یكی از خطاهای جبران‌ناپذیر است». آنچه رهبر جمهورى اسلامى «خطاى جبران‌ناپذیر» مى خواند پيگيرى حق رأى دهندگانِ معترض است كه چون از اساس، انتخابات را ابزارى براى مقابله با دشمن تعريف كرده طبيعى است كه اعتراض را خطا بداند؛ زيرا وقتى هدف كه همان انتخابات پرشور و مانور انتخاباتى در مقابل دشمن بود محقق شد داستان تمام شده و كسى نبايد صدا به حق خواهى بلند كند.

 پس از چنين تعريفى از انتخابات، نوبت به “تضمين” مى رسد. او ادعا مى كند: «رهبری، یك رأی بیشتر ندارد. بنده‌ی حقیر مثل بقیه‌ی مردم، یك رأی دارم؛ این رأی هم تا وقتی كه در صندوق انداخته نشود، هیچ كس از آن مطّلع نخواهد بود. حالا ممكن است آن كسانی كه صندوق دست آنها است، بعد باز كنند، خط اين حقير را بشناسند، بفهمند بنده به چه كسی رأی دادم؛ اما تا قبل از رأی دادن، كسی مطّلع نخواهد شد. اينجور نيست كه كسی بيايد نسبت بدهد كه رهبری نظرش به فلان است، به بهمان نيست. اگر چنين نسبتی داده شد، اين نسبت درست نيست».

هنوز فراموش نكرده ايم سخنرانى رهبرى در آستانه انتخابات سال ٧٦ را؛ روز بيست و سوم ارديبهشت ١٣٧٦، آيت الله خامنه اي در ديدار با مسئولان صدا و سيما با اشاره به برخي اظهارت مبني بر اينکه رهبري در موضوع انتخابات رياست جمهوري به هيچ يک از نامزدها نظري ندارد، به صراحت گفت: “مگر مي شود به کسي نظر نداشت؟ من گمان نمي کنم کسي به قدر من، اين آقايان نامزدها را بشناسد… نزديكان من حدس مى زنند… »

همين سخنان باعث شد تا تيتر يك روزنامه رسالت در آخرين روز تبليغات انتخابات سال ٧٦، اين باشد: «آيت الله مهدوي کني دبير کل جامعه روحانيت مبارز تهران: “حدس مي زنيم نظر مقام معظم رهبري به آقاي ناطق نوري است.”

مراجعه به اين تاريخِ نه چندان دور نشان مى دهد كه آقاى خامنه اى دروغ مى گويد و تحليلگران نبايد فريفته اين تضمين شوند.

از صحت و سقم آن تعريف و اين تضمين كه بگذريم اساسا طرح مسئله به اين صورت، غلط است و مسئله انتخابات، نه با «نااميد كردن دشمن» آغاز مى شود و نه با تضمينِ بى طرفى رهبرى، پايان مى يابد.

انتخابات در دولت ها و جوامع توسعه يافته دو ركن بيشتر ندارد: «آزادى انتخاب كردن و انتخاب شدن» و سپس راهكارهاى استاندارد و مقبول بين المللى براى «سلامت انتخابات»؛ دو ركنى كه در سخنان آقاى خامنه اى به عمد و آگاهانه مسكوت مى ماند و سوال درست دقيقا همين جاست؛ پرسشى كه همه – به ويژه آنانكه به دنبال نامزدى بزرگانى چون آقاى خاتمى هستند- بايد بپرسند و براى مشاركت در انتخابات، نخست پاسخ آن را جستجو كنند.

سایت ملی- مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.