درس های 25 بهمن 89

روزهایی مثل 25 بهمن به ما می آموزد که اعتراض خاموش نمی‌شود بلکه به دلیل عمومی بودن آن نیاز به رهبری و هماهنگی معین مبتنی بر راهبردی واقعی و ممکن دارد. اسب تروای 22 بهمن88 یک شکست بود. اما فراخوان 25 بهمن89 پیروزی بزرگی برای جنبش محسوب می‌شود که حاکمیت را به هراس انداخت.

.

 پس از حماسه‌ی کذایی و حکومتی نهم دی و به سرانجام نرسیدن راهبرد جنبش سبز برای حضور در راهپیمایی 22 بهمن 88، بدنه‌ی جنبش اعتراضی ایران، به‌دنیال فرصتی بود تا ثابت کند مرعوب این ماشین سرکوب نشده است. بدنه‌ای که خود را منفعل می‌دید و در انتظار کنش رهبران و پیش‌ر‌و‌های جنبش لحظه‌شماری می‌کرد.

25 بهمن این فرصت فراهم شد. با فراخوان آقایان موسوی و ‌کروبی و حضور مردم در خیابا‌ن‌ها، باردیگر به حاکمیت ثابت کرد که اعتراض زنده است. به‌طور قطع نمی‌توان از نظر کمی به آمار مستندی مبنی بر عددی مشخص از حضور مردم در خیابان‌ها دست یافت. به‌خصوص که این حضور چندان متمرکز نبوده و در خیابان‌های اصلی شهر پراکنده بود. اما از منظر کیفی می‌توان آن را با ارزش‌تر از روز‌های دیگر اعتراض دانست. ماشین سرکوب قوی‌تر شده بود و نیروی‌های امنیتی، مسنجم‌تر و با برنامه و آموزش‌دیده عمل می‌کردند. فراوانی و پوشش همه جانبه را می‌توانستید به وضوح ببینید. علی‌رغم این که سعی بر این داشتند تا از تنش و ضد و خورد پرهیز کنند اما درنهایت تن به این مسئله دادند و درمناطق زیادی استفاده ازگاز اشک‌آور و برخورد فیزیکی با معترضین غیر‌قابل اجتناب بود. آمار دقیقی از بازداشت‌های آن روز در دست نیست، اما هجم گسترده ای را در بر می‌گرفت.

همین مقدار کافی که اتفاق آن روز برای حاکمیت به قدری گران تمام شد که تن به رسوایی بازداشت رهبران جنبش داد که از ریشه‌دا‌ر‌ترین انقلابیون بوده اند!.

اما غرض روایت این واقعه نیست. نوعی درس‌آموزی است. یکی از ضعف‌های جنبش‌های اعتراضی در ایران عدم انسجام و هماهنگی و برنامه‌ریزی و رهبری است. جنبش سبز یک حرکت سیستماتیک مبتنی بر یک برنامه‌ی ازپیش تعیین شده نبود. نمونه عینی یک حرکت خود جوش مردمی بود. شاید روزهای اول، قوام و دوام این حرکت بر دوش ستاد های انتخاباتی و هماهنگی اعضای ستادها و برخی چهره های شاخص بود. اما با دستگیری اعضای ستادها و متلاشی‌شدن آن، انسجام این حرکت و تداوم‌اش بر دوش به اصطلاح بچه‌های کف خیابان پیش رفت(درست و غلط ماجرا بحث دیگری است). تنها احتیاج بدنه‌ی جنبش یک رهبری منسجم و پر قدرت بود. دریافت پیام از یک نفر با کاریزمای بالاو از همه مهمتر همراه و همدل!و تا زمانی که این مهم در دسترس بوده توانست حضوری پر قدرت همچون 25 بهمن را رقم بزند. بعد از حصر و قطع ارتباط بدنه با سر، تقریبا این بدنه و جنبش به سکوت و محاق رفت. روزهایی مثل 25 بهمن به ما می آموزد که اعتراض خاموش نمی‌شود بلکه به دلیل عمومی بودن آن نیاز به رهبری و هماهنگی معین مبتنی بر راهبردی واقعی و ممکن دارد. اسب تروای 22 بهمن88 یک شکست بود. اما فراخوان 25 بهمن89 پیروزی بزرگی برای جنبش محسوب می‌شود که حاکمیت را به هراس انداخت. مقایسه‌ی این دو کمک شایانی است به چنین حرکت های اجتماعی اعتراضی. باید در رهبری، ظرفیت ها و استعدادهای بدنه به خوبی شناخته شود. از تحلیل و تضعیف نیروهای بالقوه پرهیز کرد و نمی‌بایست با تعبیرهای ناصواب انرژی جنبش را هدر داد. و از مطرح کردن پیشنهاد هایی که بعضا نقش فرسایشی برای جنبش دارند، دوری گزید. بعضا که خارج نشینان و سایت سواران، روزهایی را به‌عنوان روز اعتراض خیابانی مطرح می‌کرده‌اند، غافل ازاین بودند که در بسیاری موارد امکان حضور میسر نبوده و برنامه ریزی برای این مقصود، خام دستانه و به دور از تدبیر بود. هدایت ومدیریت بدنه‌ی هر جنبشی کار ظریفی است. باید حداکثر خواست ها را در نظر گرفت و فصل مشترک بیشتری بین تمام اعضای بدنه به‌دست آورد تا بتوان در یک فراخوان و موضع‌گیری،کیفیت و کمیت حضور و تاثیر را در کنار هم داشت.در غیر این صورت به آفت خود مبدل خواهد شد.

25 بهمن 89 دراثبات اراده‌ی جمعی خواستن برای تغییر؛ علی‌رغم حضور پر قدرت ماشین سرکوب و جو پلیسی امنیتی حاکم،شکی باقی نگذاشت.نگاه استراتژیک توسط اهل فن به این روز و واقعه پیش آمده می‌تواند آموزه‌های بسیاری برای ما به همراه داشته باشد.

بعد از اتفاق تلخ دستگیری و حصر رهبران جنبش، بدنه ی جنبش آمادگی حضور فعال و تاثیر‌گذار‌تری را داشته ولی فرصتی بود که سوخت. شناخت و درک و هدایت درست این پتانسل راه‌گشای مناسبی است برای جنبش ما. که در صورت تحقق این مهم قطعا ما امروز شاهد حبس و حصر رهبران و بسیاری از فعالان مدنی وسیاسی ودانشجویی و روزنامه نگارن و …نبودیم.

یا حق…شمیم.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.