مجله اندیشه پویا و انتشار مقالهای مبتنی بر دروغ
مقاله ی « مذاکرات پنهان» ، که با مقدمه ای مستند به اسناد لانه جاسوسی، تلاش های دولت موقت برای انجام مسئولیت واگذار شده جهت حفظ منافع کشور و انقلاب نوپای ایران را بازخوانی می کند، ناگهان با استنتاجی غیر منتظره و حیرت انگیز پایان می یابد:
(( پنهان کردن اطلاعات حمله عراق به ایران توسط مهندس مهدی بازرگان و همراهانش))!؟ که منجر به(( کشته و زخمی شدن هزاران ایرانی و از دست دادن صدها کیلومتر مربع از خاکاش شد)).
مجله دراین افشاگری تاریخی!! قلمی روادارانه دارد و-اتهام -منتقل نکردن اطلاعات حمله ی عراق را ((امری که در یک سیستم حکومتی معمول و غیر انقلابی ، قابل انتقاد به نظر میرسد)) توصیف می کند
اتهامی که با قلم مداراگر مهندس عبدالعلی از زاویه ا ی دیگر نقد شده است. مهندس عبدالعلی موضوع مقاله را صرفاً از زاویه ی انتقاد به دولت موقت برای ارتباط پنهان با ماموران آمریکایی می بیند، در حالیکه ادعای گازیوروسکی؛ عدم انتقال اطلاعاتی استراتژیک ،از جمله تحرکات لجستیک و جا به جایی تجهیزات عراقی برای حمله به ایران است، اتهامی که مدعی سکوت دولت موقت در باب پروژه ای است که منتهی به نابودی بخشی از ایران خواهد بود.
گازیوروسکی تحقیق مفصل خود را – گفتگوی دولت موقت با مقامات آمریکایی- مستند به نسخه ی انگلیسی اسنادی قرار داده است که در ایران تحت عنوان اسناد لانه جاسوسی منتشر شده است ودر کنارآن اسناد ((با مقامات وزارت خارجه و سی آی ای نیز گفت و گو کرده است)) تحقیقاتی که در نگاه اجمالی خواننده شاید دقیق و قابل قبول به نظر برسد و خوشبختانه با دقت تمام به جلد و صفحات ! نقل شده نیز ارجاع داده است ، در حالیکه مهمترین بخش مقاله –اتهام عدم انتقال اطلاعات توسط دولت موقت -که تنها در 2 پاراگراف پایانی گزارش – به صورتی غیر منتظره استنتاج و اثبات شده است!؟ فقط به گفتگویی ظاهرا منتشر نشده با ابراهیم یزدی ارجاع داده می شود که در نگاه هر مخاطبی استنادی ساده انگارانه و بی اساس است.1
این ادعا هیچ نسبتی با تحقیق مبتنی بر مستندات قابل ارائه ندارد ،چرا که مجله به روشنی در مقدمه می گوید((گازیوروسکی در گفت و گو با اندیشه پویا/ تحلیل/ می کند-لطفا توجه کنید تحلیل می کند-که بازرگان و دولتش موضوعی بدان اهمیت را احتمالا از ترس متهم شدن به رابطه ی اطلاعاتی با آمریکا منتقل نکردند)).
به نوشته ی مجله این(( تحلیل ))مبتنی برمستندات خیالی نویسنده ، با اطمینان کامل از پنهان کردن اطلاعات توسط دولت موقت ، دلیل آن راترس از ((متهم شدن به رابطه اطلاعاتی باامریکا ))می داند
بی تردید اثبات اتهامی چنین سنگین، دلایل و استناداتی جدی تر و قابل اتکا می طلبد که از آن جمله اند؛ دسترسی به اسناد بایگانی شده ی دولت و وزارت امور خارجه ایران – که با کشف فقدان اسناد حاوی این گزارشها – زمینه ی پذیرش این افشاگری تاریخی برای خواننده فراهم آید.
یادر گامی دیگر گفتگوهای مکتوب و منتشر شده با بنی صدر و مسئولان جانشین دولت موقت نیز مولفه ای حداقلی برای اثبات این استنتاج غرض ورزانه است.
و البته مهمترین بخش موضوع مرور گفتگوی مجله ی روشنگر ! اندیشه پویا با گازیوروسکی است، چرا که پاسخهای ایشان جز تلاشی برای القای دروغی بی بنیان به ذهن خواننده نیست.
آقای گازیوروسکی برای اثبات صحت ادعای خود بدون ورود در جزئیات گفتگوی خود با ابراهیم یزدی و عباس امیرانتظام ، صرفا به استنادی کلی و پرابهام به گفتگوی شفاهی و منتشر نشده اش با این دو نفر بسنده می کند و در پاسخ به پرسش های مجله نیز چنین می گوید: سوال یک: چه زمانی با ابراهیم یزدی گفتگو کردید؟ آیا ایشان اطلاعات شما را تایید کردند؟ پاسخ: «در مقاله اشاره شده ، من از او نقل قول آورده ام، در واقع دوبار با او گفتگو کرده ام که دفعه ی دومش به گمانم سال 1380بود ».
کدام نقل قول و در کدام قسمت مقاله معلوم نیست! و تاکید دوباره از طرف مجله: و ایشان اطلاعات مقاله ی شما را تایید کرد؟ پاسخ: « بله همچنان که در مقاله اشاره کرده ام من حتا با امیر انتظام نیز از طریق دوستم در امریکا در ارتباط بودم و او نیز همه چیز را تایید کرد » این تایید از سوی امیرانتظام در کجا و چگونه انجام گرفته نیز معلوم نیست!؟
پاسخ بعدی گازیوروسکی به روشنی از صدور رای شخصی ایشان در باب این ادعا ی تحلیلی پرده بر می دارد، زیرا وی با فراموشی نقل قولی که از ابراهیم یزدی در چند سطر قبل آورده است: « او به من گفت – ابراهیم یزدی – که این اطلاعات را هیچ گاه به هیچ فردی نداده است »، خود به گمانه زنی و علت یابی برای کشف و اثبات دلیل عدم گزارش حمله عراق به ایران توسط دولت موقت می پردازد: « من شک دارم که آنها به هیچ کدام از اطرافیان امام خمینی هم چیزی در این رابطه گفته باشند » زیرا « افراد بازرگان،مشخصا در زمانی که دریافت آن گزارش ها آغاز شد-در فاصله شهریور تا آبان 58- رابطه ی خوبی با خط امامی ها نداشتند. » « گمان نمی کنم علاقه ای به مطلع کردن جلال الدین فارسی یا بنی صدر داشتند » زیرا «آنها – جلال الدین فارسی و بنی صدر – آن قدر رادیکال بودند که می خواستند بازرگان را پایین بکشند » و شکها و گمانهای بعدی، که موجب اثبات فرضیه ی پنهان کاری دولت موقت برای هر مخاطبی خواهد بود!
فراتر از ادعای بی پایه ی نویسنده مقاله، رفتار مسئولان مجله “اندیشه پویا” غیر قابل فهم است که با انتشار این مطلب ،اقدام به ایراد اتهامی چنین سنگین در حق تلاشگرانی نموده اند که تمام عمر را صرف وطن دوستی خویش نموده اند.
مجله به آسانی می توانست در گفتگوهایی کوتاه با مهندس امیرانتظام و دکتریزدی از صحت و سقم ماجرا و موضوعات پیرامونی اطلاع حاصل کرده و سپس به انتشار این اتهامات مبادرت ورزد. قطعا متولیان نشریه به پیامدهای ویرانگر و خانمان سوز این اتهامات در فضای سیاسی دهشت انگیز اکنون ایران واقف اند؟ کما اینکه بلافاصله مورد استناد طلبکارانه برخی سایت های حکومتی قرار گرفت.
چشم بستن به ویرانی وطن ادعای بی پایه ی این مقاله است که تاکنون حتی توسط افراطی ترین لایه های حکومت نیز به سینه ی مهندس بازرگان و یاران وی الصاق نشده بود.
1- پانویس شماره 31 و کتاب درسهای جنگ مدرن نوشته ی آنتونی کوردزمن و ابراهام واگنر–
2-مطالب داخل گیومه به نقل از مقاله و گفتگوی مجله اندیشه پویا
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاههای گوناگون است.