به نام خدا
شوکت خار آخر خواهد شد
مدعیان بصیرت ، افکار و اندیشه و عملکرد 8 ساله خود را مورد تهاجم قرار داده و فرزند ناخلف خود را نامشروع و منحرف میدانند . آنچه بر آن افتخار میکردند و تمامی مقدسات و فرهنگ و تمدنی دیرینه را به پایش ریختند و قربانی کردند ، به یکباره خطاکارش خواندند .
آنان با بی خردی و به حکم شیطان نفس ، همنشین رجالان و جنگیران شدند و در اوج قدرت و ثروت به دام بدمستی افتادند و آنگاه که به هوش آمدند برای خلاصی از شوربختی و شوم صفتی خود و پاک کردن گذشته پلیدشان ، راهی جز ذبح کردن این فرزند نامشروع نداشتند ، از اینرو ساختند و پرداختند رمزی را بنام << جریان انحرافی >> .
دولتی را که (( مکتبی ، وفادار و هوادار ارزشهای اسلامی – به شدت در حال خدمت )) میدانستند که غبار از (( اصول و مبانی انقلاب زدوده است – فضای اصولگرایی و وفاداری به مبانی انقلاب و امام را بر جامعه حاکم کرده است )) با اسم رمز (( جریان انحرافی )) مورد مواخذه قرار دادند . آنهم پاک دست ترین دولت ، دولت امام زمان را !!
بعضی دیگر از تعابیر رهبری در مورد دولت فعلی (( باعث عزت ملی – درک عینی و عمیق از مشکلات مردم – مومن ، شجاع ، پاک دست – معتقد به اصول ، فعال ، دولت حرکت و اقدام – گفتمان دولت ، گفتمان امام وانقلاب – عدالت خواه – مردمی و خاکی بودن – رئیس جمهور انقلابی متعهد کارآمد و شجاع – ……… ))
مدعیان اصولگرایی با پریشان گویی و تجزیه و تحلیل غلط از مولفه های اجتماعی و سیاسی ، آشفته حالی دارند . عقلای این قوم سعی میکنند کمتر سخن بگویند و یا اگر اظهار نظری نمودند ، پشیمانی و آخرت گرایی را به طور ضمنی لحاظ کنند . چاره ای هم ندارند ، باید بر مدار ولایت و از نوع بصیرت طوری بگویند که زیر تیغ قرار نگیرند . به مواضع اخیر آقایان عسکراولادی ، افروغ ، ناطق نوری ، ….. نگاه کنید . این طیف فکر و نظر دارند و بالاخره روزی از این قوم یا طرد میشوند و یا خود کناره گیری میکنند . نشانه ها را در سخنان اخیرشان می بینیم .
اما کج فهمان و بداندیشان این فرقه چون فرقه ضاله رجویه ، به قول خودشان کلاشینکف در دست دارند و خرخره می جوند ، از موضع اقتدار گرایی سخن پراکنی میکنند و معلوم است آنکه شمشیر آخته بدست است و فقط به حفظ قدرت نامشروعش می اندیشد ، هیچ نقد و نظری را بر نمی تابد حتی از دوستان و همپالکیهای خود چه رسد به آنانکه از دایره جنایتکاریشان بیرونند . به موضع گیریهای احمد خاتمی ، شریعتمداری ، علم الهدی ، سعیدی ، شجونی و از این دست بنگرید .
این دسته دوم ، همچنان بر طبل خشونت و ایجاد رعب و وحشت میکوبند و با دست مایه ولایت و بصیرت به دروغ و تهمت و افترا روی آورده اند و برای دیگران حتی یاران خود خط و نشان میکشند و تهدید میکنند ، عاری از اندیشه والا و حتی فکر کردن هستند ، دیگرانی برایشان فکر میکنند و آن دیگران چون خود و قدرتشان را در خطر می بینند و حاضر نیستند به مردم و اندیشه انسانی بازگشتی داشته باشند ، هم تئوری سازی میکنند و هم ثروت سرشار ملی را که غصب کرده اند برای پیشبرد اهداف شوم خود منهدم میکنند و همه صداها و رسانه ها را هم خاموش کرده اند تا فقط صدای خودشان به گوش دیگران برسد .
بدیهی است که بلندگوهای این خشونت گرایان باید همان کج فهمان و شعبان بی مخهایی باشند که در بالا اشاره رفت .
رویکرد ناگزیر این قوم بسوی نظامی گری از بدیهیات است ، زیرا این قدرت است که باید حفظ شود و برای حفظ این قدرت چاره ای جز دست به اسلحه بردن و زندان و تبعید نیست . همان راهی که شاه مجبور به آن شد ، با این تفاوت که شاه چاشنی دین و مذهب را نتوانست برای فریب مردم وارد دایره بازی کند ، اما اقتدارگرایان کنونی ضمن اینکه تجربه شاه را دارند ، از عنصر مذهب و ترویج خرافات میان عوام به نام مذهب بخوبی استفاده میکنند و حربه های رذیلانه سیاسی که الی ماشاءالله . آخر کار مشخص است ، این گروه بسوی نابودی و هلاکت ره می پیماید و در نهایت در قعر چاه ویل نادانی ، حسادت و لجاجت خواهند افتاد اما باید دید چه هزینه ای بر مردم و کشور تحمیل خواهند کرد .
این گروه و تئوری پردازانش همانهایی هستند که 8 سال گذشته بیدریغ از دولت فعلی (احمدی نژاد) همه جانبه حمایت کردند و وقتی خود را در صحنه شطرنج ملت کیش دیدند برای فرار از این حالت به فتنه گر خواندن انقلابیون راستین و تفکرات اصلاح طلبانه و جنبش سبز روی آوردند . اما در حالی که با نمایشهای سخیف و نخ نما شده ای مانند 9 دی هم نتوانستند در اذهان مردم خود را موجه جلوه دهند و با بحرانهای بزرگ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی روبرو شدند به قربانی کردن فرزندی که پرورشش داده بودند روی آوردند و اینبار اسم رمزشان ((جریان انحرافی )) . ولی در هر حال راه آنها الی التهلکه است .
فر و شکوه و شوکتی که برای خود متصور بودند با حمایت از احمدی نژاد و رویکرد نظامی گری در حال فروپاشی است ، از همان ابتدا هم آشکار بود که شکوهی توخالی ، پوچ و بی معنا و از نوع عدم دارند ، شکوهی که وجود ندارد مگر در اوهام خودشان و با تمسک به قدرت نظامی و به میان کشاندن نظامیان در میدان .
روشن است که این اقتدار که از شوکتی پوچ و عدمی و خیالی حمایت میکند پوشالی است و بزودی قدرت آنها در هم فرو خواهد ریخت .
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل
نخوت باد دی و شوکت خار آخر خواهد شد
به نقل از وبلاگ نویسنده
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاههای گوناگون است.