بی برنامه گی اقتصادی، برتری اقتصاد تجاری به اقتصاد توليدی، اصرار به سياست هسته ای توسط رژيم، تحريم های همه جانبه دنيای سرمايه داری، سياست های تنش زای خارجی رژيم، اختلاس های ميلياردی، سياست يارانه ای دولت احمدی نژاد، و نهايات کاهش ارزش ريال و بالا رفتن ارزش ارزهای خارجی باعث فروپاشی اقتصاد کشور خواهد شد.
موضوعات فوق هر يک به تناسبی در روند فروپاشی اقتصاد ايران موثر هستند و تمامی اقشار و طبقات جامعه ايران بويژه طبقات متوسط و فرودست ضربات هولناکی را متحمل شده و می شوند. آن چنان که با ادامه روند فوق جامعه ايران به بحرانی ترين وضعيت اقتصادی گرفتارشده هست تا جائيکه سران اصلی جمهوری اسلامی شکست سياست های اقتصادی و خارجی رژيم را هر يک به ديگری حواله می دهد و گه گاه بطور ابلهانه از ترم هايی همچون اقتصاد مقاومتی و يا بحرانی تر شدن روند اقتصادی در اروپا و آمريکا و از سرگذراندن تحريم ها سخن می گويند.
ما تا حدودی می دانيم که نمايندگان سياسی اقتصاد تجاری در ايران با تزريق نقدينگی عظيم در جامعه ما و واردات انبوهی کالا و از بين بردن خطوط توليد، فساد اقتصادی، مسبب تضادطبقاتی شديد و اختلاس های ميلياردی هستند. همچنين مافيای ثروت در ايران که در آن دست اندرکاران رژيم نقش اصلی دارند همه تار و پود پولی، ارزی، بانکی، تجاری و معيشتی را در برگرفته اند.
کاهش ارزش ريال و طی چند هفته رشد صعودی ارزهای خارجی، شناور کردن ارزهای خارجی و چند نرخی بودن آن طی سالهای طولانی از يکسو و عدم پی گيری سياست مشخصی از طرف بانک مرکزی ايران و دولت احمدی نژاد و همچنين تزريق بی رويه ارزخارجی و يا جلوگيری از خريد و فروش آن، دستگيری تعدادی از صرافان ارزخارجی همه و همه نشان می دهد که جمهوری اسلامی از نقطه نظر نظام پولی و بانکی کشور با سردرگمی عجيبی دست به گريبان هست.
تا جائيکه برخی از کارخانه هايی همچون کارخانه ماموت با فروش ارزهايی که دولت به طور ارزان در اختيار آنان قرار می دهد در افزايش نرخ ارزهای خارجی کاملا موثر بوده اند. همچنين بانک مرکزی توسط صدها صراف ارز خارجی در تلاطم قيمت ارزهای خارجی بطور مستقيم و غيرمستقيم نقشی جدی ايفا کرد.
دولت احمدی نژاد نيروها و دستگاههای امنيتی را مسئول بالا رفتن نرخ ارز در ايران دانسته و دستگاههای امنيتی دولت را مسئول اوضاع پولی و ارزی می داند. قوه مقننه در تلاش هست که رئيس دولت را مواخذه کند و بيت رهبری به همه از ريز و درشت مسئولين تشر می زند که اختلافات را دامن نزنيد تا دشمن از آن استفاده کند.
حال آنکه ما می دانيم عوارض سياست های ارزی و پولی کشور را همه مزدبگيران بويژه طبقات پائين خواهند پرداخت. زيرا گرانی کالا و رشد آن به طور نجومی، مردم ستم کشيده ايران را سيه روز کرده است. از اين معضل دردناک همه سخن می گويند حال آنکه کمتر کسی بدين پرسش می پردازد که حقيقتا تاوان اين بی برنامگی در حوزه تنزل ارزش پول ملی و بالا رفتن ارزش ارزهای خارجی را کدام اقشار و طبقات خواهند پرداخت.
آنکه در ايران سرمايه دارد، آنکه در ايران دارای مالکيت کلان هست، آنکه در ايران صاحب سرمايه و نقدينگی ست، چندان از اين بحران ضربه نخواهد خورد. زيرا به تناسبی که ممکن باشد، نقدينگی خويش را يا به ارزهای خارجی تبديل می کند يا به نوعی از انحاء نمی گذارد که زيان کند. حتی در اين شرايط به دنبال سودهای کلان هست. اما آنکه سرمايه ای جز فروش نيروی کار خود ندارد همچون کارگران، معلمان، پرستاران و يا سرمايه ای خرد و ناچيز دارد تمامی زندگی اش را در خطر می بيند.
فروپاشی اقتصاد ايران؛ صعود قيمت ارزهای خارجی، کاهش ارزش ريال، نابودی خطوط توليد، تورم غيرقابل تصور، واردات انبوه کالاها، ظاهرا به سياست اقتصادی دولت احمدی نژاد ربط دارد. گرچه بحران کنونی اقتصاد در ايران ريشه در سه دهه حاکميت جمهوری اسلامی و بعضا از سياست خارجی اش ناشی می شود.
ريشه ای که بويژه با راه اندازی و اعمال سياست يارانه ها و همچنين ادامه تحريم ها خود را کاملا عيان کرد. چون جمهوری اسلامی با در پيش گرفتن غنی سازی اورانيوم و عدم عقب نشينی از سياست هسته ای اش، برخی از قدرت های بزرگ خارجی را در رويا رويی با خويش قرار داد. تحريم های بانکی، تحريم خريد نفت وگاز و غيره را امری گذرا می داند و از راههای مختلف از جمله معاملات پاياپای می پندارد که قادر هست که در مقابل تحريم ها بايستاد و بعضا از سرگذراندن تحريم ها داد سخن می راند.
بحران اقتصادی در ايران که جلوه های گوناگون آن را شاهد هستيم و هر روزه اين بحران عميقتر می گردد قبل از اينکه راه حل اقتصادی طلب کند، تنها در زمينه و بستر راه حل سياسی امکان پاسخ دهی دارد. بدين معنا که سرمايه داری تجاری با سرمايه داری به ظاهر صنعتی در ايران کاملا به رودرروئی کشيده شده اند و همچون روز روشن عيان شده است که سرمايه داری تجاری در ايران آن چنان توفق و سيطره يافته که ديگر سرمايه داری به ظاهر صنعتی نمی تواند با آن رقابت کند.
در همين چهارچوب هست که بخش زيادی از سرمايه های جامعه و صاحبان سرمايه های کلان به توليد و ايجاد خط توليد اهميتی نمی دهند و بيشتر تمايل دارند در عرصه تجارت ، واردات کالا، واسطه گری سرمايه خويش را بکار برند. به همين دليل هست که وقتی که بازار کاملا خطر را احساس می کند و در روزهائی که ارزش ريال به شدت در حال سقوط بود اعتراض می کند. در آن جاست که حکومت می فهمد که بايد هر چه سريعتر دخالت کند و در ظاهر هم که شده سر و سامانی به وضعيت بازار ارز دهد. از طرفی ديگر سياست خارجی رژيم بويژه مسئله انرژی هسته ای و مذاکرات با گروه 5 بعلاوه 1 کاملا به بن بست رسيده هست. توقف غنی سازی و پافشاری بدان از يکسو و تاکيد به ادامه سياست های هسته ای از سوئی ديگر بعنوان اصول بنيادين هر طرف مذاکره شده هست.
در ظاهر تحريم ها برای از پای درآوردن جمهوری اسلامی ست. اما در حقيقت فراتر از آن را نشانه گرفته هست و آن نابودی و فروپاشی اقتصاد ايران هست و به نظر می رسد که طراحان اين تحريم ها تنها راه به زانو درآوردن جمهوری اسلامی را تضعيف کامل روند اقتصاد بيمار ايران دانسته اند. حال آنکه جمهوری اسلامی چه عقب نشينی کند و از سياست های هسته ای اش دوری نمايد که ظاهرا چندان ممکن به نظر نمی رسد و چه بدان سياست پافشاری کند در هر دو حالت جامعه ما در حال تضعيف شدن هست و امکان برخورد فعالی برای جامعه ما تنها و تنها با رشد و گسترش جنبش اجتماعی ممکن می گردد. امری که تمامی دستگاههای دولتی بويژه ارگانهای امنيتی و نظامی و بيت رهبری و خود ولايت مطلقه فقيه تقلا می کنند که به هرترتيبی که باشد با آن مقابله کنند. به تعبيری روشن تر در مقابل قدرتهای خارجی و جلوگيری از اعمال سياست های آنان و همچنين خيره سری جمهوری اسلامی جامعه ما تنها يک الترناتيو بيشتر ندارد و آن رشد و گسترش جنبش اجتماعی ست. نمی توان ناديد گرفت که مسئله فروپاشی اقتصاد ايران، روند اعتراضات مداوم نيروی کار در ايران را گسترش خواهد داد. هر چه وضعيت تحريم ها گسترده تر و سياست های ارزی و پولی دولت احمدنژاد ناکارآمدتر شود، نيروی کار ايران ناچار هست که برای بقای خود به صحنه آمده و اعتراض کند زيرا کارد به استخوان رسيده است.
جمهوری اسلامی هم اکنون اين اعتراضات را که پراکنده هست چندان جدی نمی گيرد اما وقتی که همه گيرتر شد، تازه خواهد فهميد که ديگر مسامحه ممکن نيست و هر چه سريعتر و بطور عجولانه اکثر خواسته های قدرتهای بزرگ را اجابت می کند تا از خشم و اعتراضات طبقات پائين و بويژه نيروی کار رهائی يابد.
شورای سوسياليست های مسلمانhttp://www.smtohidi.com
آبان ماه 1391
نوامبر 2012