تقدیم به علی کریمی / به بهانه اختلافات های علی کریمی با مدیر عامل باشگاه پرسپولیس
یادداشتم را با چند سوال کلیشه ای آغاز می کنم؛ با آنکه پاسخ های کلیشه ای تر در پس حافظه نا خوداگاهم جا خوش کرده اند، اما ذهنم همچنان درگیر است و به دنبال جواب هایی می گردد که عطش فکری ام را سیراب سازد.
می خواهم بدانم فرق بین قهرمان و پهلوان چیست و چرا الزاما تمام قهرمانان محبوب نیستند دل به شهرت خوش کرده اند اما پهلوانان در کنر شهرت از محبوبیت مردمی هم برخوردار هستند؟
شاید بپرسید چرا این سوالات را که همانند موضوع انشای مدرسه است را طرح کردم، باید بگویم دیدن صحنه ای در بازی بین تیم های ملی ایران و کره جنوبی که چند وقت پیش برگذار شد این افکار را در ذهن من باز تولید کرد، هنگامی که یکصد هزار تماشاگر فارغ از تعصبات رنگی در میانه بازی «علی کریمی» کاپیتان سرخ پوشان پایتخت را که این روزها مورد غضب سردار رویانیان مدیر عامل باشگاه پرسپولیس قرار گرفته است و در تیم ملی هم بازیکن ذخیره محسوب می شود و از روزهای اوج خود به دور است، مورد تشویق قرار دادند، این سوال به ذهنم خطور کرد که چرا یک شخصیت ورزشی در روزگار محنتش همچنان از مقبولیت مردمی بهره مند است؟
برای واکاوی این مسئله و رسیدن به پاسخی قانع کننده باید به برسی دلایل محبوبیت و مقبولیت دیگر چهره های محبوب و کاریزماتیک ورزشی ایران از جمله جهان پهلوان تختی پرداخت، تختی در اواخر دوره ورزشی اش توفیق چندانی نداشت و در عرصه های ورزشی موفق ظاهر نمی شد اما همچنان مردم قاب عکس او را در حجره هایشان در کنار شخص اول مملکت محمد رضا شاه پهلوی آویخته بودند پس از انقلاب شکوه مند اسلامی هم مردم عکس شاه را به پایین کشیدند اما قاب عکس جهان پهلوان تختی کماکان بر روی دیوار چشم نوازی می کرد، آیا تنها دلیل محبوبیت تختی مدال های رنگارنگ و جهانی او بود؟
قطعا با کمی تحقیق در مرام و منش غلام رضا تختی می توان پی برد که پاسخ منفی ست، تختی محبوب بود چون در مقابل قدرت کرنش نکرد، در روزهای حرمان پس از کودتای ننگین 28 مرداد که صحبت از مصدق جرم بود تختی به دیدار پیر احمد آباد در حصر خانگی رفت، رسما عضو جبهه ملی شد، با مبارزانی نظیر آیت الله طالقانی ملاقات کرد، در ماجرای زلزله رودبار در اعتراض به کندی امدادرسانی خود آستین بالا زد و به یاری داغ دیدگان شتافت، تمامی این خصوصیات تختی از وی چهره ای مردمی و مورد احترام در جامعه تراشید.
با این تفاسیر پر بیراه نیست که بگوییم علی کریمی خصوصیاتی دارد که او را در ردیف ورزشکاران محبوبی چون تختی و زنده یاد ناصر حجازی قرار می دهد، کریمی کسی ست که برای دخترکان گلفروش سر چهار راه ها وقت می گذارد، با کودکان کار گل کوچیک می زند، مجیزگوی مسئولین برای رسیدن به مقامی نیست، برای جان بازان دفاع مقدس ارزش خاصی قائل است، پیراهن خود را به شهدا اهدا می کند، بگذریم از این که او آرزوی نیازمندان و بیمارانی چون بلند قد ترین و چاق ترین پسر ایران را تحقق بخشید و همیشه دستش به خیر می رود و در امور خیر خواهانه پیش قدم است…
همین مردمی بودن است که کریمی را متفاوت از دیگر ورزشکاران می سازد و مردم را وا می دارد ایستاده او را تشویق کنند، محبوبیت را نمی توان با پول خرید، سردار رویانیان با بودجه ای میلیاردی به پرسپولیس آمد و بازیکنان کهکشانی خرید آیا نزد هواداران این تیم محبوب است؟ با هر باخت تیم پرسپولیس فریاد علی کریمی هواداران پتکیست بر سر کهکشان سردار رویانیان و تخریب علی کریمی مرحمی بر این زخم.
کریمی در جدال با دیگر سردار فوتبال ایران (سردار آجرلو) در تیم استیل آذین که به بهانه روزه خواری از تیم اخراج شده بود، با پیوستن به تیم شالکه آلمان پیروز شد و همگان را غافل گیر کرد، حال باید منتظر ماند و دید که اینبار جادوگر چگونه از بحران و زیر هشت سردار رویانیان رهایی خواهد یافت، باز هم در پایان رسیدم به همان پاسخ های کلیشه ای اما ارزشش را داشت مرور این کلیشه ها برای آرام کردن افکار پریشانم.
مجله ادبی-فرهنگی «نگاه پنجشنبه» شماره 31
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است