ایرج مصداقی یکی از شاهدان زنده آنچه که در زندانهای ایران در دهه ۶۰ گذشته است به شمار میآید. او ۱۰ سال از عمرش را در زندانهای گوهردشت، قزل حصار و اوین سپری کرده و روایتهایش از آن روزها را در کتاب چهار جلدی «نه زیستن، نه مرگ» منتشر کرده که در شمار منابع وقایع دهه ۶۰ است. مصداقی سال ۱۳۷۳ بعد از آزادی از زندان، از ایران خارج شد و پس از آن همه تلاش خود را به کار گرفته تا وقایع خونین دهه ۶۰ در زندانهای جمهوری اسلامی ایران فراموش نشود.
او معتقد است که نباید اجازه داد وقایع دهه ۶۰ به فراموشی سپرده شود. خواستار دادخواهی و تشکیل دادگاهی عادلانه است که بر اساس قوانین بین المللی به جنایتهای صورت گرفته در زندانهای ایران رسیدگی کند.
در زیر متن کامل مصاحبه سایت ملی- مذهبی با ایرج مصداقی را به مناسبت سالگرد اعدام های تابستان 67 می خوانید:
یکی از سوالهایی که در شرایط فعلی در مقابل فعالان سیاسی ایران قرار دارد، نحوه برخورد با وقایع دهه ۶۰ است. چگونه باید باید با این واقعیت برخورد کرد که نه حقی از خانواده قربانیان ضایع شود و نه به بازتولید خشونت در ایران بیانجامد؟
مساله اصلی در برخورد با آنچه که در دهه اول پس از انقلاب در ایران رخ داده، این است که ما باید در ارتباط با جنایتهایی که صورت گرفته روشنگری کنیم و برای مبارزه با فراموشی باید توضیح دهیم که در آن دهه چه گذشته است. چرا که بسیاری از افرادی که این روزها در صحنه سیاسی هستند بعد از آن دهه خونین به دنیا آمدهاند و نمیدانند که در آن دهه چه گذشته است. برای همین لازم است که ما قبل از هر چیز روشنگری کنیم و کسانی که مسئولیت داشتند را معرفی کنیم. اینکه چه میشود کرد و چه باید کرد را آینده مشخص میکند. وظیفه ما در شرایط فعلی، مبارزه با فراموشی است.
برخی از خانواده قربانیان و فعالان حقوق بشر، خواستار تشکیل کمیته حقیقت یاب هستند. این کمیته حقیقت یاب چه سازو کاری باید داشته باشد و چه وظیفهای را عهده دار شود؟ آیا در شرایط فعلی این امکان وجود دارد؟
دامنه جنایات بسیار وسیع بوده و در سراسر ایران نقطهای نیست که این جنایت صورت نگرفته باشد. واقعیت این است که ما هم اکنون نمیتوانیم به همه آنچه که در این دهه اتفاق افتاده است، دست پیدا کنیم. نه همه اسناد و مدارک در اختیار ماست و نه امکان دسترسی به همه خانواده قربانیان را داریم. تنها بخش کوچکی از خانواده کشته شدگان که در خارج از کشور هستند، تلاش میکنند که نطفههای این دادخواهی را بنا بگذارند و سعی میکنند که سنگ بنایی را بگذارند که بتوان در آینده عدالت را در این زمینه اجرا کرد. بنا بر این ما هنوز در مراحل اولیه هستیم و امکان اینکه کمیسیون حقیقت یاب را آن گونه که در ذهن ما است، بنا بگذاریم، وجود ندارد.
اما میبینید که این روزها تلاشهای زیادی در این سو و آن سوی جهان صورت میگیرد تا این بنا نهاده شود و ایران تریبونال هم که این روزها برگزار شد، در این چارچوب است. ضمن اینکه تلاش میکند علیه فراموشی مبارزه کند و رتبههای یک کمیسیون حقیقت یاب را شکل دهد، سعی میکند در یک دادگاه مردمی به این جنایات رسیدگی کند. این میتواند سنگ بنای رسیدگی به نقض حقوق بشر و جنایت علیه بشریت در ایران چه در سطح بین المللی و چه در سطح ملی را تشکیل دهد.
ما شاهد هستیم که هم اکنون راهکار ببخش اما فراموش نکن مطرح میشود، آیا میتوان از این راهکار استفاده کرد؟
قطعا نه، این موضوع بیشتر از سوی کسانی مطرح میشود که خودشان در آن ایام در مصدر کار بودهاند. ما میدانیم که در دنیا تلاشهای زیادی صورت گرفته تا با فرار از عدالت برخورد شود. بسیاری از حکومتهای دیکتاتوری و نظامیان، در آخرین روزهای قبل از سقوط، سعی میکنند قوانینی را تصویب کنند که عملا نشود به جنایتهای آنان رسیدگی کرد. اما میبینیم که در سایه تلاش سازمانهای غیردولتی و کنوانسیونهای بین المللی، قطعنامهای در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل تصویب شد که یک پیروزی بزرگ برای سازمانهای غیردولتی که علیه فرار از عدالت تلاش میکنند، محسوب میشود.
نطفه اولیه این قطعنامه را آقای لوی ژوانه در کمیسیون فرعی حقوق بشر گذاشتند و هم اکنون خیلی از فعالان حقوق بشر در این باره صحبت میکنند و دبیر کل سابق سازمان عفو بین الملل هم بر این تاکید داشتند که در جایی که عدالت در خصوص ناقضین حقوق بشر اجراء نشود، شما نمیتوانید سنگ بنای دموکراسی را بگذارید. در واقع تا زمانی که پاسخگویی و مسئولیت پذیری وجود نداشته باشد، دموکراسی ممکن نیست.
برخی از فعالان سیاسی، در برخورد با وقایع دهه ۶۰ این نگرانی را مطرح میکنند که باز کردن این پرونده ممکن است به بازتولید خشونت در ایران بیانجامد. اگر این گونه است، چه راهکاری برای جلوگیری از چرخه خشونت وجود دارد؟
قطعا نه، ما امروز شاهد هستیم که دادگاههای بین المللی و ملی فعال هستند و به جرایمی که در دهههای گذشته رخ داده رسیدگی میکنند. در آرژانتین مشاهده میکنیم که کسانی که در دهه ۸۰ دست اندرکار بودهاند را به دادگاه میآورند و باید پاسخگو باشند. همینطور ۶۰ سال پس از پایان جنگ جهانی دوم، میبینیم کسانی که مرتکب جنایت علیه بشریت و یا جنایت جنگی شدهاند را به دادگاه میآورند، درخواست استرداد و دستگیری میکنند. در هیچ کجای دنیا سابقه ندارد که اجرای عدالت به چرخه خشونت بیانجامد.
آنچه که منجر به چرخه خشونت میشود، عدم پاسخگو کردن افراد و عدم اجرای عدالت است. چرا که این فرصت را به دیگران میدهد، پس از آنکه قدرت را در دست گرفتند، همان رفتار پیشینیان را تکرار کنند. ما برای جلوگیری از چرخه خشونت نیاز داریم که به این مساله رسیدگی شود و اجازه ندهیم که از پاسخگویی و مجازات فرار کنند.
این را هم بگویم که یک تفاوت اساسی میان اجرای عدالت و انتقام کور وجود دارد. در اجرای عدالت، همه امور بر اساس حقوق و قوانین بین المللی است. متهم از همه حقوقی که نرم بین المللی برای متهمین در نظر گرفته برخوردار است و این افراد در دوران محاکمه از تمام حقوق متهمین برخوردار هستند. بر این اساس ما باید به دنبال اجرای عدالت برویم نه اینکه در پی مجازات و انتقام کور باشیم.
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.