تحلیلی بر بازداشت هاشمی ها و جوانفکر

پشت بازداشتها طیف سنتی اقتدارگرایان است

در راس قوه قضاییه که آقای لاریجانی است؛ ایشان و اخوان وابسته به طیف سنتی اقتدارگرایان هستند یعنی طیفی که از قدیم‌الایام با آقای احمدی‌نژاد مسئله و رقابت داشتند و حالا و به این بهانه که می خواهند بدون تبعیض با همه برخورد کنند از این فرصت برای تسویه حساب با احمدی نژاد و گروه های فشار حامی اش بهره گرفته اند و آنرا در پوشش برخورد با فائزه و مهدی هاشمی دارند توجیه می کنند.

.

برای تحلیل بازداشت‌های اخیر(خانم فائزه و آقای مهدی هاشمی و آقای جوانفکر) بایستی به جغرافیای اتفاقاتی که بعد از کودتای انتخاباتی خرداد 1388 افتاده است، مراجعه کنیم. مواضعی که آقای احمدی‌نژاد نسبت به آقای هاشمی در مناظره تلویزیونی داشت، و مواضع آقای هاشمی نسبت به انتخابات و حوادث پس از آن، و همینطور حمله و هجومی که به خانواده آقای هاشمی می‌شد و نقشی که خانم فائزه هاشمی در وقایع بعد از انتخابات داشت و همینطور آقای مهدی هاشمی.

همانطور که می‌دانید در آن دادگاه فله‌ای که برگزار شد کودتاگران تلاش زیادی کردند بخشی از رخدادها را به مهدی هاشمی و کلا به خانواده هاشمی رفسنجانی منتسب کنند. و این تبلیغات ضدهاشمی همینطور ادامه پیدا کرد و خارج شدن مهدی هاشمی از کشور به منتقدین آقای هاشمی این فرصت را می‌داد که دائم از این سوژه استفاده کنند. این وقایع به همین ترتیب جلو می‌رفت تا آن اتفاق برای خانم فائزه هاشمی در شهر ری افتاد و یک عده‌ از اوباش و اراذل که خود را حزب الهی می نامیدند به ایشان حمله و توهین کردند. فائزه هاشمی بعد از آن اتفاق مصاحبه‌ای انجام داد و همین بهانه‌ای شد برای اینکه وی را به دادگاه بکشانند و به شش ماه زندان محکوم کنند. این محکومیت مانند شمشیری بالای سر فائزه و خانواده آقای هاشمی قرار داشت تا اینکه مهدی هاشمی تصمیم گرفت به کشور برگردد و آنها برای اینکه او را منصرف کنند و به کشور برنگردد تا سوژه تبلیغی علیه هاشمی از دستشان گرفته نشود خانم فائزه را بازداشت کردند و به زندان بردند. ولی خوشبختانه مهدی هاشمی تصمیم به بازگشت گرفت و به ایران برگشت. طبیعتا آنها هم او را احضار و بازداشت و زندانی کردند.

منتها قوه قضاییه و آنهایی که پشت آن هستند برای اینکه نمایشی از عدالت بدهند و اینکه نشان دهند جانبدارانه برخورد نمی‌کنند همزمان با این بازداشت و زندانی کردن ایندو فردی به نام تاجیک را که به خانم فائزه توهین کرده و محکوم شده بود هم بازداشت و به زندان انداختند. در واقع آدمی که منتسب به گروه‌های فشار بود گرفتند و خواستند بگویند ما داریم با اینها هم برخورد می‌کنیم. باز از این فرصت استفاده کردند و آقای جوانفکر را هم که آنها منتسب به جریان انحرافی در دولت می‌دانند، گرفتند و به زندان بردند. بعد از این قضایا، دادستان کل کشور ادعا کرد که ما بدون تبعیض داریم با همه برخورد می‌کنیم.

من فکر می‌کنم که این هم یک نمایش خیلی جالبی است از نمایش های حاکمیت، و در واقع فرصتی بود که بخشی از هیئت حاکمه که می‌توان گفت جناح سنتی راست هستند با مخالفین خودشان در دولت و همینطور گروه‌های فشاری که پشتیبانی از دولت می‌کنند برخوردی بکنند و قدرتی نشان دهند، والبته از بازداشت وزندانی کردن فرزندان آقای هاشمی هم استفاده کردند.

بنابراین می‌توان گفت که این کاربیشتر یک پز و نمایش سیاسی است که احتمالا نگاهی هم به انتخابات آتی ریاست جمهوری دارد و کمتر می‌توان پذیرفت که قوه قضاییه واقعا بی‌طرفانه و بدون تبعیض برخورد کرده است، ضمن آن که ما می‌‌دانیم بسیاری از کسانی که بعد از حوادث انتخابات بازداشت و زندانی شدند و به آنها جرم‌های امنیتی نسبت دادند ؛ آنها دراین حوادث و وقایع نقشی نداشتند و برخورد با آنها سیاسی بوده و اگربه زعم آنها جرمی هم کرده باشند جرمشان سیاسی بوده است. ولی در واقع آنها می‌خواهند به این ترتیب فضا را آشفته کنند و بگویند قوه قضاییه با همه طرفها یکسان برخورد می‌کند.

من فکر می‌کنم این تصادفی بوده که در غیاب احمدی‌نژاد این کار صورت گرفته و احتمال کمی می‌دهم که بازداشت و زندانی کردن جوانفکر به دلیل مواضعی باشد که آقای احمدی‌نژاد در نیویورک گرفت و بخشی از هیات حاکمه از آن راضی نبودند و با بازداشت جوانفکر می‌خواستند نشان دهند که حرف‌های احمدی‌نژاد اعتباری ندارد و در ایران قدرت اصلی برای این امور در دست او نیست.

اما در رابطه با اینکه چه طیفی پشت این قضایاست من فکر می‌کنم که در راس قوه قضاییه که آقای لاریجانی است؛ ایشان و اخوان وابسته به طیف سنتی اقتدارگرایان هستند یعنی طیفی که از قدیم‌الایام با آقای احمدی‌نژاد مسئله و رقابت داشتند و حالا و به این بهانه که می خواهند بدون تبعیض با همه برخورد کنند از این فرصت برای تسویه حساب با احمدی نژاد و گروه های فشار حامی اش بهره گرفته اند و آنرا در پوشش برخورد با فائزه و مهدی هاشمی دارند توجیه می کنند.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.

مطالب مرتبط

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

مطالب پربازدید

مقاله